روزهای فرماندهی حاج احمد
این کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبتشده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرتانگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتحالمبین و بیتالمقدس پدید آمده و برترینهای هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه نمایشگاه بینظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان میدهد.
کد خبر: ۱۰۷۹۲۸
| | 8458 بازدید
در ویژه نامه سیاسی امروز روزنامه ایران، به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد اسارت جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان فرمانده سابق لشکر 27 حضرت محمد رسولالله، به معرفی کتاب «همپای صاعقه»، تالیف حسین بهزاد-گل علی بابایی که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده، پرداخته است.این کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبتشده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرتانگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتحالمبین و بیتالمقدس پدید آمده و برترینهای هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه نمایشگاه بینظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان میدهد.
این مردان بزرگی که نام آنها بسی آسان برزبان و دل غافل ما میگذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجانند که سید شهیدان سلامالله علیه آنها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد. در روز و شبهایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.» این جملات رهبر فرزانه انقلاب است بر حاشیه کتاب«همپای صاعقه» که به خوبی گویای اهمیت آن است.
این کتاب سیر تاریخی یک مقطع زمانی 4 ماهه از جنگ است که از اسفند 1360 آغاز میشود و تا تیر ماه 1361 ادامه دارد. موضوع اصلی کتاب شکلگیری تیپ 27 محمد رسولالله(ص) است و نقش این تیپ در دو عملیات بزرگ فتحالمبین و بیتالمقدس و همچنین اعزام این تیپ رابه لبنان، بیان میکند. هرچند در لابهلای آن به برخی وقایع دیگر نیز پرداخته است.
عنوان کتاب برگرفته از وقایعی است که در فصلهای مختلف کتاب به هنگام موشکافی و آنالیز سه عملیات با آن برخورد میکنید که این احساس ایجاد میشود که در هر عملیات رزمندگان اسلام همچون صاعقه با دشمن برخورد کردند. وجه تمایز اصلی این کتاب با سایر کتب دفاع مقدس در این است که شهدا روایتگر اصلی قصه جنگند، نه نویسنده. مکالمات لحظه به لحظه رزمندگان و فرماندههان اعم از تلفنی و پشت بی سیم و اتفاقاتی که افتاده همراه با مستندات آورده شده است اما همچون یک کتاب صرفاً اسنادی خشک نیست و از قلم روانی برخوردار است. این اسناد به خوبی از بسیاری از واقعیات جنگ که کمتر دیده شده است، اطلاعات دست اولی در اختیار خواننده قرار میدهد.
به عنوان نمونه در صفحه 39 کتاب از قول شهید حاج محمد ابراهیم همت مینویسد: «قبل از جنگ برادران سپاه در مناطق غرب و جنوب به دفعات مکرر اخطار می کردند : عراق چند ماهی است که نیروهایش را در مرز جا به جا کرده است؛ اما هر بار که ما این مطالب را میگفتیم بنی صدر و عوامل دست نشانده او در ارتش می گفتند: چنین چیزی امکان ندارد . عراق غلط می کند به ایران حمله کند!»
یکی از چهرههای درخشان این کتاب، جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان است. او که از چهاردهم تیر سال 1361، زمانی که اتومبیل هیأت نمایندگی دیپلماتیک کشورمان در هنگام عبور از پست ایست و بازرسی برباره در شمال بیروت،توسط مزدوران حزب فالانژ متوقف و چهار سرنشین خودرو مزبور به رغم مصونیت دیپلماتیک – توسط عمال رژیم تروریستی گروگان گرفته شدند؛ در اسارت اشغالگران قدس شریف در اسارت به سر میبرد. مقطع مورد توجه کتاب، دوران فرماندهی متوسلیان در لشکر ۲۷ محمد رسول الله است و از این جهت در شناخت شیوه فرماندهی، اعتقادات و ... او بسیار مؤثر است.
به عنوان نمونه در بخشی از سخنرانی حاج احمد که در کتاب آمده است، گویای عمق اعتقاد وی به ولایت فقیه است: « اصولاً مبنای تبعیت پذیری چیست؟ مبنا امر ولایت است ، یعنی اگر کسی این امر را رعایت نکند خارج از موازین ولایت فقیه قرار میگیرد و در نتیجه چنین فردی از حیث اعتقادی کافر است، ...» در جای جای این کتاب مکالمات بیسیم فرماندهان غیوری همچون جاویدالاثر متوسلیان و شهیدان همت، دستواره، وزوایی و ... موجود است که در سالگرد ربوده شدن مؤسس لشکر 27 محمد رسول الله (ص) بخشهایی از مکالمات بیسیم وی و شهید دستواره را در هنگام آخر مرحله عملیات فتح المبین و فتح ارتفاعات برقازه در آخرین ساعات هشتم فروردین ۱۳۶۱ به نقل از صفحه 352 کتاب تقدیم میکنیم:
محسن وزوایی فرمانده گردان حبیببنمظاهر خبر فتح منطقه برقازه و کوبیدن پرچم تیپ ۲۷ محمد رسول الله بر قرارگاه تاکتیکی سپاه چهارم دشمن را از طریق بی سیم به حاج احمد متوسلیان اعلام کرد:
وزوایی: احمد. احمد. وزوایی
حاج احمد: وزوایی بگو احمد هستم احمد
وزوایی: احمد جان صدای الله اکبر را می شنوی؟ کار برقازه تمام شد شنیدی؟ صدای الله اکبر بچه ها را می شنوی؟ الله اکبر.
حاج احمد: محسن! محسن تکرار کن! تکرار کن
وزوایی: احمد جان برقازه تمام شد. کارش تمام شد. بچه ها دارند توی مقر اینها ...
حاج احمد: آقا محسن زنده باشی. برادر جان زنده باشی.
وزوایی: شما سفارش دیگری نداری؟
حاج احمد: ببین محسن. سریع آنجا را پاکسازی کنید. سریع. به بچه های خودتان هم آرایش بدهید ... اصلاً من الآن می آیم آنجا. موفق باشید. خدا نگهدارتان تمام.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


