فوتبالي که از سياست جدا نميشود
حتما ميدانيد صدراعظم به شهادت دوربينهاي تلويزيوني به قصد شادي کردن براي گل دوم آلمان چه مسافتي را دويد. حس بيل کلينتون از اين هم بالاتر بود. او که زماني به خاطر رسوايي اخلاقي کمتر فرصت بودن کنار هموطنانش را به دست ميآورد، به لطف فراگير شدن تب جام جهاني، راحت در ورزشگاههاي محل برگزاري بازيها مينشيند و براي آمريکا فرياد ميکشد. جايي دورتر، رئيسجمهور نيجريه به تنهايي قوانين فيفا را نقض و بازيکنان تيمش را محروم کرد.
کد خبر: ۱۰۷۶۱۹
| | 2745 بازدید
خراسان؛ 1. زماني در بلوک شرق اين سؤال مطرح بود که چرا بايد به فوتبال، اين دلمشغولي دسته چندم توجه کرد؟ وقتي حقوق فوتباليست جماعت کفاف لايي کشيدن با بنز را داد، اين پرسش رنگ و بويي سياسي به خود گرفت؛ فوتبال، کار جماعت سرمايهدار و دلمشغولي مردم بيخبر از همهجا نيست؟ هرگاه خواستيم براي فوتبال عاشقي کنيم، آن طرز تفکر از آستين اين نوع استدلال بيرون آمد؛ «پولش را آنها ميگيرند، حرصش را تو ميخوري؟»2. در اوج جنگ سرد، سياستمداران از کلاه فوتبال براي خودشان نمد ساختند. يکي از ظن برتري نظام کمونيستي بر سرمايهداري، يار فوتبال شد و ديگري ميخواست بريز و بپاش براي تربيت بدنهاي ورزيده را چماقي سر شرقيها کند. هماني که گل برتري آلمان شرقي مقابل آلمان غربي را به ثمر رساند، بعدها نه به خاطر اين گل بلکه به دليل جان سالم به در بردن هنگام دور زدن ديوار برلين در خاطرهها باقي ماند. فوتبال اين وسط گوشت قرباني باقي ماند.
3. براي هلند، آلمان همان کشوري است که روزي رايش سوم را بالاي سرخود به عنوان استعمارگر ديد. همان زمان نطفه يکي از بزرگترين دشمنيهاي انتقاليافته از سياست به فوتبال بسته شد؛ آلمان مقابل هلند. تعجبي نداشت رينوس ميشل بزرگ هنگام ورود به ميدان همه تعاريف مربوط به يک جنتلمن را کنار گذاشت و با اشارات دست پيغامهاي زشتي به آلمانيها داد! سياست همچنان در دل فوتبال «وول» ميخورد.
4. با فروپاشي کمونيسم، آدم جاي سيستم را گرفت. يعني اين بار اشخاص به جاي رخدادها و عوامل دشمنساز، علم حمايت از فوتبال را برداشتند. جام جهاني فرصتي شد تا آدمهاي بيدغدغه فريادي بکشند و نفعي ببرند. جهان فوتبال براي همه جا داشت. چه اشکالي داشت اگر بلاتر به عنوان رئيس فيفا مانند يک شومن خبر همگروهي ايران و آمريکا و رقم خوردن بازي قرن را به اطلاع عموم برساند؟ ورلد ساکر هم شب بازي با تيتري برگرفته از القابي که دو کشور به هم نسبت ميدهند، آش را شورتر کرد. چند سال بعد پايان هر بازي مکاني شد براي «دالي» کردن سياسيها با فوتبال به بهانه پيام تبريک.
5. توجه بيش از حد سياستمداران کشورهاي مترقي به جام جهاني بوهاي مبهمي را به مشام ميرساند. درصد توجه به فوتبال در کشورهاي مترقي خيلي کمتر از کشورهاي توسعه نيافته است. به هر حال آنها دلايل ديگري براي دلخوشي دارند اما انگار اتفاق ديگري دارد رخ ميدهد. ديويد کامرون نخستوزير دولت ائتلافي و عضو حزب محافظهکار، کنار آنگلا مرکل، صدراعظم فوتبال دوست آلمان از پاپ کاتوليکتر ميشود.
حتما ميدانيد صدراعظم به شهادت دوربينهاي تلويزيوني به قصد شادي کردن براي گل دوم آلمان چه مسافتي را دويد. حس بيل کلينتون از اين هم بالاتر بود. او که زماني به خاطر رسوايي اخلاقي کمتر فرصت بودن کنار هموطنانش را به دست ميآورد، به لطف فراگير شدن تب جام جهاني، راحت در ورزشگاههاي محل برگزاري بازيها مينشيند و براي آمريکا فرياد ميکشد. جايي دورتر، رئيسجمهور نيجريه به تنهايي قوانين فيفا را نقض و بازيکنان تيمش را محروم کرد.
فيفا صدايش را بلند کرد اما فعلا به جايي نرسيده است. زماني فوتبال سياسي شده بود. حالا سياست فوتبالي شده است. اجلاس اعضاي گروه 8 در کانادا دست کمي از يک جو فوتبالي نداشت. فوتبال زير بار منت سياست کمر خم ميکند؟ همه آن خودکشيها براي پيروزي، همه آن ناله کردنها براي فوتبال، همه شعفهاي ماوراء زميني ما و عشق آنهايي که تمام فريادهاي زده نشده خود را سر اين فوتبال ميزنند، به اين سؤال جواب منفي ميدهند. کي ميگفت: «پولش را آنها ميگيرند، حرصش را تو ميخوري؟»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


