ميراث فرهنگي بيت المال را به نفع چه كساني هزينه مي كند!؟
پس از ابلاغ دستور رياست محترم جمهوری مبني بر انتقال سازمان ها و شركت هاي دولتي به شهرستان ها، براي حل كردن برخی معضلات كلان شهري چون تهران، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري يكي از نخستين سازمان هايي بود كه براي انتقال كارمندان خود به شهرستان ها اعلام آمادگي كرده و بر انجام اين كار اصرار ورزيد.
به گزارش "تابناک" اين كار تا به جايي پيش رفت كه چندي پيش از طريق رسانه ها اعلام شد كه معاونت صنايع دستي اين سازمان به استان اصفهان منتقل خواهد شد و اين سازمان با اعلام آماري از همكاري و اعلام آمادگي انتقال كارمندان خود به استان ها، به نحوي نشان داد كه تا چه اندازه گوش به فرمان رياست جمهوري است.
البته گوش به فرماني و هماهنگ بودن براي اجراي يك دستور براي هر يك از سازمان ها و ارگان هاي دولتي يكي از ضرورت هاست، اما اينكه چرا در اين دستور باز هم اين سازمان خود را جلو انداخته و از آن اين چنين حمايت مي كند جاي سوال دارد و اینکه آيا براي نشان دادن فرمانبرداري نسبت به دستورات رياست محترم جمهور است يا براي فرار از رسانه هايي كه هر روز سازمان را به باد انتقاد گرفته و سازمان با فحاشي پاسخ آنها را مي دهد؟! شايد هم اين سازمان به دنبال حيات خلوت هاي بيشتري است تا از اين طريق، وعده هاي بيشتري براي زمان گرفتن از پرسشگران بالا دستی داشته باشد!
به هر حال، هر چه هست، يك چيز مشخص است و آن هم اينكه اين سازمان به هيچ عنوان ارزش بيت المالي كه به عنوان امانت به آن پرداخت شده است، نمي داند! چرا كه اگر ذره اي به ارزشها و مسئوليت هاي سنگيني كه بيت المال بر دوش سازمان ها و مسئولانش مي گذارد پي برده بود، اين چنين بي پروا و بي برنامه دست به اقدامات عجولانه نمي زد!؟
هنوز چند ماهي از دستور رياست محترم جمهور نگذشته و در حالی که بسياري از شركت ها و سازمان هاي دولتي در حال بررسي اوضاع و چگونگي انتقال اند، اين سازمان دست به كار شده و كار انتقال معاونت صنايع دستي خود به استان اصفهان را آغاز كرده است. اين در حالي است كه بسياري از كارمندان اين سازمان در بلاتكليفي و نابساماني به سر برده و با مشكلات اساسي مواجه شده اند.
به طور مثال، كارمندان زن اين سازمان كه شوهرانشان در جاي ديگر مشغول به كار هستند و تمام زندگي شان در تهران است، نمي دانند پس از انتقال اين معاونت و روساي آنان كه به اجبار بايد بار بسته و عازم اصفهان شوند، چه وضعيتي خواهند يافت؟ و بالعكس. آيا ساختمان صنايع دستي كه در ميدان وليعصر قرار گرفته است، به طور كامل تخليه مي شود؟ يا اينكه بخشي از مديران به صورت سمبليك به اصفهان انتقال داده مي شوند و مابقي در اين ساختمان باقي خواهند ماند كه در اين صورت، تكليف اين هزينه هاي ساختماني دو برابر شده چيست؟ آيا باز هم بيت المال بايد بيهوده هزينه شود؟!
از سوي ديگر، ارباب رجوعاني كه براي گرفتن يك نامه مدت ها پشت درهاي بسته مديران باقي مي ماندند، از اين پس بايد براي گرفتن يك امضا روزهاي طولاني پشت درهاي بسته باقي بمانند و مجبور هستند براي گرفتن يك امضا، حداقل شبي را در اصفهان به ناچار باقي بمانند. البته اگر مجوز آنها به گونه اي باشد كه نياز به امضاي معاونت هاي ديگري چون گردشگري و ميراث فرهنگي هم داشته باشد، احتمالا بايد با آژانس هاي تاييد شده از سوي سازمان، قراردادي بسته و به اجبار در يك تور چند روزه ثبت نام كنند و هزينه هاي مختلفي را بپردازند تا شايد گرفتن امضا امكان پذير باشد.
البته شايد با اين كار سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بتواند به يكي از شعارهاي خود كه همه مكاني و همه زماني بودن سفر است دست يابد! چرا كه اين سازمان عادت دارد كه براي رسيدن به اهداف خود، حداكثر سو استفاده را از مخاطبان خود داشته و در اين ماجرا نيز به اجبار گردشگران بيشتري را توليد كرده و آمارهاي 70 ميليوني اش را به 140 ميليون يا حتي بيشتر افزايش دهد!!
اما اين بخشي از ماجراجويي هايي است كه مسئولین اين سازمان به دنبال آن هستند، چرا كه استخدام برخي از نيروهايي كه در آن واحد چند شغل دارند، خود مشكلات فراواني را به وجود مي آورد كه بر همگان مشخص بوده و به نظر مي رسد نيازي نباشد بگوييم كه اگر برخي از اين مديران، تنها به واسطه ارتباطات و بدون داشتن تخصص و تحصيلات لازم، مشغول به كار در اين حوزه شده اند و تنها با داشتن ارتباطات قوي، نيازي به حضور در محل كار را ندارند و مي توانند با استفاده از پشتوانه هاي قوي خود به صورت مجازي به مشكلات و ارباب رجوعان پاسخگو باشند، پس از اين، اين مقوله در سازمان فراگير شده و ديگر كسي براي پاسخگويي به ارباب رجوع وجود نخواهد داشت چرا كه با نخستين پرسش، پاسخ خواهد آمد كه اين سازمان به صورت مجازي به امور رسيدگي خواهد كرد و براي اين كار باز هم پاسكاري هاي سايتي آغاز خواهد شد چرا كه مراجعان بايد به سايت هايي كه در اين چند سال، چون قارچ افتتاح شد و اما به بهره برداري نرسيد رجوع كنند.
اما در واقع اين يكي ديگر از معضلات سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است كه به بهانه هاي مختلف سايت هاي مختلف اينترنتي راه اندازي كرده و بودجه اي را از سازمان ميراث فرهنگي به يكي از شركت هاي زير مجموعه خود واريز كرده است. البته نبايد فراموش كنيم كه اين شركت به واسطه ارتباطات قوي خود با مسئولین سازمان ميراث فرهنگي مسئول برگزاري تمامي دوره هاي آموزشي كامپيوتري كارمندان و مسئول افتتاح سايت هاي مختلف براي حوزه هاي مختلف سازمان نيز بوده و در اين راستا، تا جايي پيش رفته است كه تنها آبدارخانه هاي سازمان مجازي نبوده و مابقي امور از طريق سايت ها اداره مي شود!
البته گويا رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گاهي فراموش مي كند كه هدفش خصوصي سازي و حمايت از بخش خصوصي است و حداقل در بخش IT امكان حضور از همه شركت هاي اين حوزه را گرفته و تنها يك شركت است كه حق دارد در آن خودنمايي كند.
اما به راستي گناه كارمندان و كساني كه از بد حادثه مشغول به كار در اين سازمان شده اند، چيست كه هر روز بايد شاهد سياست هاي بدون پشتوانه آن باشند؟ چرا كه چند سال پيش نيز، زماني كه قرار شده بود سرويس اياب و ذهاب كارمندان به اضافه هزينه غذاي آنها حذف شود، تنها سازماني كه در اين زمينه خوب نقش خود را ايفا كرد اين سازمان بود كه همين امر موجب بروز مشكلات بسياري براي كارمندان شده بود!
به هر حال، انتقال شركت ها و برخي از سازمان هاي دولتي طرحي است كه از سوي اين دولت ارائه شده و به نظر مي رسد در ذات خود طرح بدي نباشد. اما براي اجراي آن نياز به بررسي ها و مطالعاتي است و عملیاتی کردن آن، اين چنين عجولانه و بدون برنامه و فكر، تنها بيت المال است كه به هدر رفته و هيچ مشكلي در اين زمينه حل نخواهد شد.
البته نبايد فراموش كرد كه انتخاب شهرهاي ديگر براي معاونت هاي مختلف، بايد با در نظر گرفتن برخي از گزينه ها از جمله ظرفيت استان مورد نظر باشد. چرا كه با انتقال معاونت هايي از كلان شهري به نام تهران به كلان شهرهاي ديگري چون اصفهان، نه تنها مشكل ترافيك تهران حل نخواهد شد، بلكه مشكلات ترافيكي بيشتري براي شهر مقصد ايجاد شده و در واقع تنها صورت مساله پاك شده و هيچ مشكلي حل نخواهد شد.
براي اين است كه اين بار، از مسئولان و مشاوران سازمان ميراث فرهنگي، تقاضا داريم كه به جاي وقت هدر دادن براي تنظيم جوابيه هاي كه بيش از پيش مقوله فرهنگ را در اين سازمان به زير سوال مي برد، تلاش كنند كه راه حل هايي منطقي براي حل مشكلات اين سازمان ارائه دهند تا شايد از اين طريق هم نزد روساي خويش محبوب تر و مقبول تر باشند و هم نزد مردم، كه از دنياي مقام و مرتبه و ميزهاي بزرگ رياست، چيزي جز نام نخواهد ماند. شايد همين امر باشد كه فرهنگ ايراني و اسلامي ما، بارها بارها بر آن تاكيدكرده است كه جز نام نكو هيچ نخواهد ماند.
بده مگه فورا دستور احمدی نجاد رو اجرا می کنن ومثل برخی از سازمان ها با این ابلاغیه ماهها و سالها ور نمی رن!!
خوب بود یک بخش نامه 6 ماه روی کارتابل مدیر بمونه !؟
اگر چه اصل این نوع اقدامات دولت و رییس جمهور جای سوال داره!
نمی دانم چرا اینقدر به میراث فرهنگی گیر می دهید واقعاً همه اش از سر خیرخواهی است قبول کنید که باورش سخت است.
منصف باشید همین
کاش برنامه آقای محسن رضایی برای اختصاصی کردن استانها پیش گرفته می شد. در این بلبشو فقط استانهای ضعیف تر متضرر خواهند شد.





