سینماداری دولتی عاملی برای بیرونقی سینما
بر پایه گزارش های دریافتی و آمار ارایه شده در سایت های حوزه هنری، از این تعداد پنجاه سینما تعطیل، ده سالن زیان ده و فقط شانزده سالن فعال هستند که علاوه بر فعالیت، سوددهی نیز دارند؛ سوددهی در ظاهر قضیه است، چون این سالن ها در واقع به نوعی ضررهای 16 سینمای دیگر را جبران می کنند...
کد خبر: ۱۰۶۴۰۱
| | 5123 بازدید
سرویس فرهنگی ـ سینما از مهمترین هنرهای معاصر و در واقع متشکل از تمام هنرهاست و امروزه بسیاری از مفاهیم و مقاصد دولت ها از طریق این هنر به درون و بیرون مرزها منتشر می شود. نمونه های بسیاری برای تأیید این ادعا، می توان برشمرد که البته روی این نوشته به آنها نیست.
به گزارش «تابناک»، در چرخه صنعت هنر سینما، عناصر متعددی دخیل می شوند تا اثری به روی پرده عریض و سحرانگیز سینما برود تا آن چه هنرمند در پی بیانش بوده به مخاطب عرضه شود؛ عناصری همچون گروه هنری شامل نویسنده، کارگردان و همکارانش و بازیگران گروه تولیدی شامل تهیه کننده و همکارانش و گروه پخش شامل پخش کننده و همکارانش و سینماداران.
در سینمای ایران نیز همین گروه ها دست در دست هم، آثار سینمایی را به مردم عرضه می کنند.
این نوشتار قصد پرداختن به یکی از عوامل مهم گروه پخش یعنی سینماداران را دارد. البته چون در این گروه ـ سینماداران ـ نیز دو گونه هست، این نوشته بر آن است تا به بخشی از این گونه، یعنی سینماداران دولتی بپردازد.
در حالی که شمار کل سینماهای کشور 270 سالن است، یکی از مهمترین سینماداران کشور حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی است که اکنون 86 سالن سینما در اختیار دارد.
بر پایه گزارش های دریافتی و آمار ارایه شده در سایت های حوزه هنری، از این تعداد پنجاه سینما تعطیل، ده سالن زیان ده و فقط 16 سالن فعال هستند که علاوه بر فعالیت، سوددهی نیز دارند؛ سوددهی در ظاهر قضیه است، چون این سالن ها در واقع به نوعی ضررهای 16 سینمای دیگر را جبران می کنند، چون آن 16 سینما به قدری اوضاع نابسامانی دارند که حقوق کارکنانش را هم تأمین نمی کند.
به دیگر سخن حدود یک سوم سالن های نمایش فیلم کشور در اختیار حوزه هنری است اما این سازمان عریض و طویل در حد «یک مکان مناسب برای کار فرهنگی» نیز نتوانسته از آن چه دارد نگهداری کند.
«منظور از یک مکان مناسب برای کار فرهنگی» چیست؟
یعنی این که فرض شود این اماکن از آن چنان استهلاکی برخور دارند که نمی توان در محیط سربسته آنها، فیلم نمایش داد و مخاطب سینما امنیت لازم را ندارند؛ اما آیا این امکان نیست که به صور گوناگون دیگر، از این مراکز ـ که بنا بر اعلام سایت سینمایی سوره حوزه هنری ـ اغلب در بهترین نقاط شهرها هستند، استفاده کرد؟
این نهاد فرهنگی هنری در حالی که هزاران متر زمین و ملک در اختیار دارد، حتی نتوانسته با یک بازسازی ساده، از این داشته ها برای مقاصد فرهنگی و هنری استفاده کند و به هر شکل ممکن، از این سرمایه سخت افزاری در راستای منافع نرم افزاری بهره گیرد.
این در حالی است که بسیاری از مسئولان استانی، به ویژه استانداران و فرمانداران و شهرداران و... همواره و در اغلب موارد از حامیان فرهنگ و هنر هستند و حتی اگر نباشند، وظیفه سازمانی شان ایجاب می کند که به خواسته های فرهنگی و توجه داشته، برای رفع موانع و مشکلات این عرصه اعتبار و وقت صرف کنند.
تجربه نشان می دهد در صورتی که مسئولان مربوطه، پیگیری کرده و موضوع را به خوبی تفهیم و تبیین کنند، بسیاری از نیروهای استانی و شهرستانی از هیچ کمکی دریغ نمی کنند و به قدر وسع و بضاعت همراهی می کنند.
البته این بضاعت شاید در حدی نباشد که در همه شهرستان ها بتوان با آن سینما ساخت، اما حتما به قدری هست که از این داشته ها، به نحو ممکن بهره برداری کرد.
این اماکن حتی به فرض هم که بناهایی با قدمت بالا و فرسوده باشند، اما به هر حال در اختیار این نهاد هنری هستند و با وجود مراکز محتلف هنری در حوزه هنری و نیز جلب همراهی مسئولان و دستگاه های استان و شهرستانی می توان ده ها برنامه فرهنگی و هنری در آنها سازماندهی و اجرا کرد.
چون حداقل این است که می توان با تخریب و تسطیح زمین های این اماکن، به عنوان مثال فیلم ها را در فضای باز نمایش داد و نیز ده ها نمایشگاه و فروشگاه کتاب دایمی فیلم و انواع آثار تجسمی و... در آنها دایر کرد.
یا در شرایطی که اغلب قریب به اتفاق مسئولان و نیز هنرمندان از کمبود اماکن فرهنگی و هنری شکوه سر می دهند می توان با تعامل مناسب بین دستگاه های متولی در شهرستان و استان، این زمین های واقع در مرکز شهر را در اختیار گروه های هنری قرار داد تا مثلا آثارشان را در آن ها نمایش داده و عرضه کنند تا به این ترتیب صدها اشتغال، آن هم از نوع فرهنگی و هنری به وجود آید.
و یا هزاران استفاده فرهنگی دیگر از آن ها کرد. به نحوی که تبدیل به مرکزی برای حضور و تبادل نظر هنرمندان شهرستان ها و حتی استان ها شود و به راحتی از بخش اندکی از درآمدهای جنبی و سود به دست آمده، مخارج حفظ و نگهداری آنها را نیز تأمین کرد.
اما آن چه منجر به این بهره برداری می شود، وجود «مدیریت» در این شرایط است؛ مدیرانی که با درایت، خلاقیت و اراده ای لازم و نیز با داشتن شور، شوق، روحیه و شم فرهنگی و هنری تهمیداتی بیندیشند که از کمترین ها، بیشترین استفاده را ببرند؛ ولی متأسفانه واقعیت ها کاملا عکس این موضوع را نشان می دهد.
اوضاع در مدیریت این مراکز هنری ـ حداقل در مدیریت این 50 سالن سینمای کشور ـ به گونه ای بوده و هست که نه تنها موجب رونق نشده، بلکه با بی تفاوتی و بهره نگرفتن از داشته های فرهنگی و هنری، موجب از بین رفتن بهترین فرصت های سخت افزاری شده است و هیچ بارقه ای از تحرک و بهبود در آینده هم دیده نمی شود. گویا از آن جا که قرار هم نیست به پاسخ گو باشند همچنان هر روز دریغ از دیروز.
از دیگر بلایایی که به دلیل سینماداری توسط این نهاد دولتی صورت گرفته است، تضییع حقوق صاحبان فیلم هاست، چرا که این نوع سازمان ها هر ساله هزاران بلیت رایگان و نیم بها و ... چاپ و به عناوین گوناگون ـ اغلب به عنوان هدیه و پیشکشی ـ در سطح جامعه توزیع می کنند تا مدعوینشان بدون پرداخت پول بلیط به سینما بروند؛ در حالی که اغلب فیلم هایی که در سالن های فعال حوزه هنری نمایش داده می شود، متعلق به تهیه کنندگانی است که با صرف چند صد میلیون تومان سرمایه، چشم به فروش بلیت در گیشه سینماها دارند تا سرمایه شان بازگردد و تازه انتظار سود هم دارند.
اما این نوع مراکز، بدون توجه به حقوق تهیه کنندگان و صاحبان فیلم ها، به صرف این که سالن سینما متعلق به آنهاست، هزاران نفر را رایگان به سینما راه می دهند و به نوعی حقوق حقه صاحبان آثار را ضایع می کنند، بدون آن که کوچک ترین هماهنگی با ایشان شود.
از دیگر نکات جالب توجه در سینماهای فعال و نیمه فعال این نهاد هنری، نحو اختصاص آن به فیلم هاست که روند مشخصی ندارد.
اعطای امکانات جنبی به کارکنان معاونت سینمایی و انحصار در این موضوع و نیز اختصاص سانس آخر برخی از این سالن ها ـ در تهران ـ به اجرای نمایش، در حالی که روندی مشخص و معیار و ضابطه خاصی نیز ندارند و... مواردی از این دست از دیگر تاثیراتی است که به نظر نمی رسد ثمرات مطلوبی برای کشور و هنر و هنرمندان داشته باشد.
به گزارش «تابناک»، در چرخه صنعت هنر سینما، عناصر متعددی دخیل می شوند تا اثری به روی پرده عریض و سحرانگیز سینما برود تا آن چه هنرمند در پی بیانش بوده به مخاطب عرضه شود؛ عناصری همچون گروه هنری شامل نویسنده، کارگردان و همکارانش و بازیگران گروه تولیدی شامل تهیه کننده و همکارانش و گروه پخش شامل پخش کننده و همکارانش و سینماداران.
در سینمای ایران نیز همین گروه ها دست در دست هم، آثار سینمایی را به مردم عرضه می کنند.
این نوشتار قصد پرداختن به یکی از عوامل مهم گروه پخش یعنی سینماداران را دارد. البته چون در این گروه ـ سینماداران ـ نیز دو گونه هست، این نوشته بر آن است تا به بخشی از این گونه، یعنی سینماداران دولتی بپردازد.
در حالی که شمار کل سینماهای کشور 270 سالن است، یکی از مهمترین سینماداران کشور حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی است که اکنون 86 سالن سینما در اختیار دارد.
بر پایه گزارش های دریافتی و آمار ارایه شده در سایت های حوزه هنری، از این تعداد پنجاه سینما تعطیل، ده سالن زیان ده و فقط 16 سالن فعال هستند که علاوه بر فعالیت، سوددهی نیز دارند؛ سوددهی در ظاهر قضیه است، چون این سالن ها در واقع به نوعی ضررهای 16 سینمای دیگر را جبران می کنند، چون آن 16 سینما به قدری اوضاع نابسامانی دارند که حقوق کارکنانش را هم تأمین نمی کند.
به دیگر سخن حدود یک سوم سالن های نمایش فیلم کشور در اختیار حوزه هنری است اما این سازمان عریض و طویل در حد «یک مکان مناسب برای کار فرهنگی» نیز نتوانسته از آن چه دارد نگهداری کند.
«منظور از یک مکان مناسب برای کار فرهنگی» چیست؟
یعنی این که فرض شود این اماکن از آن چنان استهلاکی برخور دارند که نمی توان در محیط سربسته آنها، فیلم نمایش داد و مخاطب سینما امنیت لازم را ندارند؛ اما آیا این امکان نیست که به صور گوناگون دیگر، از این مراکز ـ که بنا بر اعلام سایت سینمایی سوره حوزه هنری ـ اغلب در بهترین نقاط شهرها هستند، استفاده کرد؟
این نهاد فرهنگی هنری در حالی که هزاران متر زمین و ملک در اختیار دارد، حتی نتوانسته با یک بازسازی ساده، از این داشته ها برای مقاصد فرهنگی و هنری استفاده کند و به هر شکل ممکن، از این سرمایه سخت افزاری در راستای منافع نرم افزاری بهره گیرد.
این در حالی است که بسیاری از مسئولان استانی، به ویژه استانداران و فرمانداران و شهرداران و... همواره و در اغلب موارد از حامیان فرهنگ و هنر هستند و حتی اگر نباشند، وظیفه سازمانی شان ایجاب می کند که به خواسته های فرهنگی و توجه داشته، برای رفع موانع و مشکلات این عرصه اعتبار و وقت صرف کنند.
تجربه نشان می دهد در صورتی که مسئولان مربوطه، پیگیری کرده و موضوع را به خوبی تفهیم و تبیین کنند، بسیاری از نیروهای استانی و شهرستانی از هیچ کمکی دریغ نمی کنند و به قدر وسع و بضاعت همراهی می کنند.
البته این بضاعت شاید در حدی نباشد که در همه شهرستان ها بتوان با آن سینما ساخت، اما حتما به قدری هست که از این داشته ها، به نحو ممکن بهره برداری کرد.
این اماکن حتی به فرض هم که بناهایی با قدمت بالا و فرسوده باشند، اما به هر حال در اختیار این نهاد هنری هستند و با وجود مراکز محتلف هنری در حوزه هنری و نیز جلب همراهی مسئولان و دستگاه های استان و شهرستانی می توان ده ها برنامه فرهنگی و هنری در آنها سازماندهی و اجرا کرد.
چون حداقل این است که می توان با تخریب و تسطیح زمین های این اماکن، به عنوان مثال فیلم ها را در فضای باز نمایش داد و نیز ده ها نمایشگاه و فروشگاه کتاب دایمی فیلم و انواع آثار تجسمی و... در آنها دایر کرد.
یا در شرایطی که اغلب قریب به اتفاق مسئولان و نیز هنرمندان از کمبود اماکن فرهنگی و هنری شکوه سر می دهند می توان با تعامل مناسب بین دستگاه های متولی در شهرستان و استان، این زمین های واقع در مرکز شهر را در اختیار گروه های هنری قرار داد تا مثلا آثارشان را در آن ها نمایش داده و عرضه کنند تا به این ترتیب صدها اشتغال، آن هم از نوع فرهنگی و هنری به وجود آید.
و یا هزاران استفاده فرهنگی دیگر از آن ها کرد. به نحوی که تبدیل به مرکزی برای حضور و تبادل نظر هنرمندان شهرستان ها و حتی استان ها شود و به راحتی از بخش اندکی از درآمدهای جنبی و سود به دست آمده، مخارج حفظ و نگهداری آنها را نیز تأمین کرد.
اما آن چه منجر به این بهره برداری می شود، وجود «مدیریت» در این شرایط است؛ مدیرانی که با درایت، خلاقیت و اراده ای لازم و نیز با داشتن شور، شوق، روحیه و شم فرهنگی و هنری تهمیداتی بیندیشند که از کمترین ها، بیشترین استفاده را ببرند؛ ولی متأسفانه واقعیت ها کاملا عکس این موضوع را نشان می دهد.
اوضاع در مدیریت این مراکز هنری ـ حداقل در مدیریت این 50 سالن سینمای کشور ـ به گونه ای بوده و هست که نه تنها موجب رونق نشده، بلکه با بی تفاوتی و بهره نگرفتن از داشته های فرهنگی و هنری، موجب از بین رفتن بهترین فرصت های سخت افزاری شده است و هیچ بارقه ای از تحرک و بهبود در آینده هم دیده نمی شود. گویا از آن جا که قرار هم نیست به پاسخ گو باشند همچنان هر روز دریغ از دیروز.
از دیگر بلایایی که به دلیل سینماداری توسط این نهاد دولتی صورت گرفته است، تضییع حقوق صاحبان فیلم هاست، چرا که این نوع سازمان ها هر ساله هزاران بلیت رایگان و نیم بها و ... چاپ و به عناوین گوناگون ـ اغلب به عنوان هدیه و پیشکشی ـ در سطح جامعه توزیع می کنند تا مدعوینشان بدون پرداخت پول بلیط به سینما بروند؛ در حالی که اغلب فیلم هایی که در سالن های فعال حوزه هنری نمایش داده می شود، متعلق به تهیه کنندگانی است که با صرف چند صد میلیون تومان سرمایه، چشم به فروش بلیت در گیشه سینماها دارند تا سرمایه شان بازگردد و تازه انتظار سود هم دارند.
اما این نوع مراکز، بدون توجه به حقوق تهیه کنندگان و صاحبان فیلم ها، به صرف این که سالن سینما متعلق به آنهاست، هزاران نفر را رایگان به سینما راه می دهند و به نوعی حقوق حقه صاحبان آثار را ضایع می کنند، بدون آن که کوچک ترین هماهنگی با ایشان شود.
از دیگر نکات جالب توجه در سینماهای فعال و نیمه فعال این نهاد هنری، نحو اختصاص آن به فیلم هاست که روند مشخصی ندارد.
اعطای امکانات جنبی به کارکنان معاونت سینمایی و انحصار در این موضوع و نیز اختصاص سانس آخر برخی از این سالن ها ـ در تهران ـ به اجرای نمایش، در حالی که روندی مشخص و معیار و ضابطه خاصی نیز ندارند و... مواردی از این دست از دیگر تاثیراتی است که به نظر نمی رسد ثمرات مطلوبی برای کشور و هنر و هنرمندان داشته باشد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
اولا چرا کمانت ها را نمی گذارید؟
در ثانی این مضوع شامل حال بنیاد مستضعفان هم می شود. این بنیاد مثلا سینما قیام را تعطیل کرد اگر چه چندی است ان را به سالن تئاتر تلدیل کرده است. در ضمن جایی مثل آموزش و پرورش هم ده ها سالن دارد که نه استفاده می کند و نه به دیگران می دهد تا استقاده کنند و دولت محترم هم به جای این که مامور یا مامورانی را برای حل این مشکل تعیین کند فقط نظاره گر فلاکت سینما شده است.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



