ستارههای نابودگر
چند کلمه مختصر مابین دومنک و آنلکا اردوی تیم فرانسه را کاملا به هم ریخت و در آخر هم محصول این درگیری حذف فاجعه بار نایب قهرمان دوره قبلی از جام جهانی 2010 بود. اين اتفاق را ميتوان در كنار حذف عجيب ايتاليا مهمترين اتفاق مرحله گروهي دانست. اتفاقي كه تاريخ اثبات ميكند
نخستین بار نيست که رخ داده. اختلافات داخلی پيش از اين هم به ويراني برخي تيمها منجر شده است.
برزیل 1950: در آن زمان فوتبال برزیل میان دو شهر ریودوژانیرو و سائوپائولو تقسیم میشد و نفرات تیمملی بیشتر از میان بازیکنان باشگاههای این دو شهر رقیب برگزیده میشدند. فلاویو کاستا مربی تیم ملی برزیل برای جلب رضایت تماشاگران سائوپائولو، دست به ترکیب تیم خود زد و با گزینش چند بازیکن از اين تيم ترکیب تیم خود را دگرگون کرد. نتیجه این دگرگونی شکست برزیل در بازی فینال و پر تماشاگر ترین بازی تاریخ فوتبال جهان بود.آنها در حضور 173851 تماشاگر خودی مقابل تیم بازیکن محور اروگوئه مغلوب شدند.
مجارستان 1954: آن سالها در تیمملی مجارستان بازیکنی به نام بوچیک بازی میکرد که بی گمان یکی از بزرگترینهافبکهای تاریخ فوتبال جهان محسوب ميشود. او از نظر شخصیتی درسطح بالايي قرارداشت و مورد احترام ساير همبازيانش بود. برخلاف او، پوشکاش جوانی نورسیده و ناسپاس به حساب ميآمد. پوشکاش به همين دليل در آن بازیها از بازیکنان منفور تيم به شمار میرفت و گیولامندی، مربی تیم در مقابل این تازه جوان چموش قادر به تصمیمگیری نبود. پوشكاش قبل از بازي فينال مصدوم شد اما اصرار زيادي برای بازی کردن داشت. بنابراين ورود او به بازي باعث شد مجارستان بازی 2 بر صفر برده را در آخرین لحظات 3 بر 2 واگذار کند.
اسکاتلند 1974: اگر قرار بود فوتبال اسکاتلند در جامجهانی به جایی برسد، در جام 74 بود که میتوانست دست کم به دور دوم راه پيدا کند. اسكاتلند آن زمان جمعی از بهترین بازیکنهای باشگاههای اسکاتلند و انگلستان را در تيم خود ميديد که هر کدام از آنها مانند دالگلیش، جو جوردن، لوریمر و دنیس لاو برای قدرت بخشیدن به یک تیم خوب کافی بودند اما عملكرد اين تيم در آن جام ثابت ميكند كه اسکاتلندیها تنها برای تفریح و خوشگذرانی به مسابقات آمده بودند، نهفوتبال. اگر خلافها و میگساری آنها در آن دوره چندان جنجالساز نشد، به اين دليل بود که اینگونه مسائل در آلمان جنجال برانگیز نبود اما از آنجا كه در زمين مسابقه تنها تيمهاي واقعي موفق ميشوند، اسكاتلنديها در آخر به دلیل تفاضل گل کمتر از صعود باز ماندند.
اسپانیا 1982: اسپانیا توانست در دو بازی اول و با دو پنالتی مشکوک یک برد و یک تساوی کسب کند آنهم با ارائه بازیهای به شدت ضعیف اما ایرلندیها در بازی سوم مقابل اين تيم کاملا مدبرانه عمل کردند و درنهايت اسپانياي مغرور و 10 نفره را شكست دادند. تيم پراختلاف و مشهور اروپايي در آنجام درست به مانند ايتاليا و فرانسه اين دوره در گروه خود آخر شد و از دور رقابتها كنار رفت.
هلند 1990: هلند در حالی پا به این رقابتها میگذاشت که عنوان قهرمان جام ملتهای اروپای 1988 را یدک میکشید و مثلث رایکارد، گولیت و فانباستن را در اختیار داشت اما مشکلات آنها با لئوبینهکر، سرمربی انگلیسیشان مزید بر علت شد تا نتوانند آنطور که باید بازيهاي خوبی را به نمایش بگذارند. ستارههاي مشهور معتقد بودند که یوهان کرویف معروف که آن زمان سرمربی بارسلونا بود باید رهبری تیم را بر عهده بگیرد. مردم و مطبوعات هلند هم کرویف را میخواستند اما با وجود این مسائل فدراسیون تن به خواسته بازیکنان نداد و بينهکر درنهايت نتوانست موفقيتي با اين تيم پرستاره كسب كند.
اسپانیا 1998: تیمملی اسپانیا. این عبارت یک پارادوکس است. اسپانیا به جز یورو 2008 هیچگاه نتوانست اختلافات ایالتی را کنار بگذارد. اگر در ایتالیا اینزاگی و ماتراتزی در بازیهای باشگاهی رکیکترین الفاظ را به هم هدیه میکنند، در عوض در هنگام گلزنی در بازیهای ملی چنان يكديگر را در آغوش میکشند که دیگری در آستانه مصدومیت قرار می گیرد اما در اسپانیا لوئیس انریکه و هیرو همان برخوردی که در الکلاسیکو با هم داشتند را در اردوی تیمملی هم تکرار میکردند. کلمنته هم با بازی دادن بیش از حد به باسکیها اردو را نا آرامتر میکرد. در نهایت اسپانیا با كسب فقط چهار امتیاز از مرحله گروهي هم صعود نكرد.


