انتشار خاطرات سرداري كه گذر از آب «هور» را زيباترين لحظات خود دانست
خاطرات فرمانده سرافراز و دلاور لشگر 17 عليبنابيطالب، سردار شهيد مهدي زينالدين، منتشر شد.
به گزارش روابط عمومي مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر، كتاب خاطرات شهيد مهدي زينالدين، هشتمين جلد از مجموعه خاطرات دفاع مقدس با عناوين فرمانده 23 ساله، قدر شرايط، پدر و مادرش، مرخصي و خواهرش، جزاير مجنون، امداد غيبي در عمليات خيبر، استعانت از خدا، عكس دخترش، آب كردن آفتابه، تانك و يا صاحبالزمان(عج)، بدحجابي و سوريه، خاطره زيبا و ائمه اطهار توسط نشر «يازهرا» در قطع جيبي منتشر شد.
در بخش «خاطره زيبا» اين كتاب از قول سردار شهيد مهدي زينالدين ميخوانيم: لحظه عبور از آب هور از زيباترين خاطرات من است كه اين همه نيرو با سوار شدن بر قايق به صورت مفرح و دلشادي كه انسان آن را فقط در قرآن كريم در لحظاتي كه خداوند آياتي از بهشت را براي آدمي بيان ميكند كه اگر انسان خوب و باصفا باشد، در آن دنيا به بهشت خواهد رفت، ميبينيد.
شهيد زينالدين در ادامه اين خاطره مينويسد: وقتي رزمندگان اسلام را سوار بر قايقها ميديدم كه به سوي دشمن ميرفتند و آنقدر خوشحال و بشاش هستند و آيات قرآن را زمزمه كرده و فرياد اللهاكبر بر سر زبان دارند، احساس ميكردم كه اين بسيجيها در بهشت هستند و به سوي خداوند خويش شتافتهاند.
در اين كتاب كه حاوي عكسهاي رنگي زيبا از اين شهيد سرافراز در حماسه دفاع مقدس است، در خاطرهاي ديگر از او و در بخش «عكس دخترش» به نقل از يكي از همسنگرانش ميخوانيم: نزديك عمليات بود، تازه مهدي زينالدين دختردار شده بود. يك روز ديدم سر پاكت از جيبش زده بيرون. گفتم چيه؟ گفت عكس دخترمه، گفتم: بده ببينم. گفت: هنوز خودم هم نديدم. گفتم: چرا؟ گفت: الان موقع عمليات است. ميترسم مهر پدر و فرزندي كار دستم بده، باشد براي بعد.
شهيد مهدي زينالدين در سال 1338 در كانون گرم خانوادهاي مذهبي، متدين و از پيروان مكتب سرخ تشيع، در تهران ديده به جهان گشود. استعداد مهدي باعث شد كه او دراوان كودكي قرآن را بدون معلم و استاد ياد بگيرد و بر قرائت مستمر آن تلاش نمايد.
با آغاز تهاجم دشمن بعثي به مرزهاي ميهن اسلامي، شهيد زينالدين بيدرنگ پس از گذراندن آموزش كوتاه مدت نظامي، به همراه يك گروه صدنفره خود را به جبهه رساند.
پس از مدتي مسئول شناسايي يگانهاي رزمي شد و بعد از آن نيز مسئول اطلاعات ـ عمليات سپاه دزفول و سوسنگرد گرديد. در اين مسئوليتها با شجاعت، ايمان و قوت قلب،تا عمق مواضع دشمن نفوذ ميكرد و با شناسايي دقيق و هدايت رزمندگان اسلام، ضربات كوبندهاي بر پيكر لشكريان صدام وارد ميآورد. بخشي از موفقيتهاي بدست آمده توسط رزمندگان اسلام در عمليات فتحالمبين، مرهون تلاش و زحمات ايشان و همكارانش در زمان تصدي مسئوليت اطلاعات ـ عمليات سپاه دزفول و محورهاي عملياتي بود.
شهيد زينالدين در عمليات بيتالمقدس مسئوليت اطلاعات عمليات قرارگاه نصر را برعهده داشت و بخاطر لياقت، ايمان، خلوص، استعداد رزمي و شجاعت فراوان، در عمليات رمضان به عنوان فرمانده تيپ عليبن ابيطالب(ع) ـ كه بعدها به لشكر تبديل شد ـ انتخاب گرديد.

لشكر مقدس عليبن ابيطالب(ع) در تمام صحنههاي نبرد سپاهيان اسلام (عمليات محرم، والفجر مقدماتي، والفجر3 و والفجر4) خط شكن و به عنوان يكي از يگانهاي هميشه موفق، نقش حساس و تعيين كنندهاي را برعهده داشت.
در آبان سال 1363 شهيد زينالدين به همراه برادرش مجيد (كه مسئول اطلاعات و عمليات تيپ 2 لشكر عليبن ابيطالب(ع) بود) جهت شناسايي منطقه عملياتي از باختران به سمت سردشت حركت ميكنند. در آنجا به برادران ميگويد: من چند ساعت پيش خواب ديدم كه خودم و برادرم شهيد شديم!
موقعي كه عازم منطقه ميشوند، رانندهشان را پياده كرده و ميگويند: خودمان ميرويم. حتي در مقابل درخواست يكي از برادران، مبني بر همراه شدن با آنها، برادر مهدي به او ميگويد: تو اگر شهيد بشوي، جواب عمويت را نميتوانيم بدهيم، اما ما دو برادر اگر شهيد بشويم جواب پدرمان را ميتوانيم بدهيم.
شهيد زينالدين سرانجام پس از ساليان طولاني دفاع در جبههها و شركت در عمليات و صحنههاي افتخارآفرين، در درگيري با ضدانقلاب شربت شهادت نوشيد و روح بلندش را از اين جسم خاكي به پرواز درآمد تا در نزد پروردگارش مأوي گزيند.




