صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

چالشي در تاريخ

نگاهي اجمالي به بحران آبخازيا
کد خبر: ۱۰۵۶۳
| |
3105 بازدید

مهدي محمودزاده

فروپاشي شوروي، تأثيرات فراواني در ابعاد سياسي و جغرافيايي در قلمرو بر جاي مانده از ابرقدرت شرق بر جاي گذارد؛ از جمله مناطقي كه از فروپاشي شوروي متأثر شد، مي‌توان به منطقه قفقاز اشاره نمود. اين منطقه يكي از مهمترين كانون‌هاي بالقوه بحران در دوره حكومت كمونيست‌ها و تزارها و كانون فعال بحران پس از فروپاشي شوروي بوده است. قفقاز پس از پايان جنگ سرد با توجه به ويژگي‌هاي متنوع انساني و قومي‌اش كه از آن به موزائيك قوميت‌ها ياد مي‌‌شود، شاهد بروز مناقشات فراوان و پيدايش حركت‌هاي جدايي‌طلبانه بود؛ بحران‌هايي همچون چچن، قره باغ، اوستياي جنوبي و البته آبخازيا از جمله اين مناقشات هستند.

سابقه وقوع اين بحران‌ها به دوره زمامداري تزارها و كمونيست‌ها و سياست‌هاي اين حكومت‌ها در قبال قوميت‌ها به ويژه در دوره استالين بازمي‌گردد. ايجاد مناطق و جمهوري‌هاي خودمختار در درون ديگر جمهوري‌ها، از يك سو زمينه‌هاي مناقشه را همواره فراهم مي‌آورد و جمهوري‌ها را وادار مي‌ساخت براي حل آنها به مسكو وابسته شوند و از سوي ديگر، اين امكان را در اختيار حكومت مركزي مي‌گذارد تا در زمان‌هايي كه جمهوري‌ها خيال واگرايي و جدايي داشتند، از اين مسأله به عنوان اهرم فشار استفاده كنن؛ موضوعي كه روسيه پس از فروپاشي شوروي از آن به بهترين وجه ممكن در قبال گرايش‌هاي گريز از مركز برخي جمهوري‌ها به كار برده است.
در دوره‌هاي تزاري و دوران حاكميت كمونيسم به دليل حاكم بودن جو وحشت و سياست‌هاي سركوبگرانه و تفرقه‌افكنانه حكومت مركزي مجالي براي بيان درخواست‌هاي قومي از سوي ساكنان اين مناطق وجود نداشت و بحران‌هاي قفقاز همچون آتشي زير خاكستر باقي ماند. پس از روي كار آمدن گورباچف و باز شدن فضاي سياسي كشور، اقوام ساكن قفقاز موقعيت را براي طرح مطالبات قومي و سرزميني خود مناسب تشخيص داده و با بازيابي هويت خويش، آرام آرام به طرح ادعاهاي ارضي پرداختند. يكي از اين مناطق كه در چند هفته اخير كانون توجهات منطقه‌اي و بين‌المللي قرار گرفته و حتي روسيه و گرجستان را در آستانه جنگ قرار داد، منطقه «آبخازيا»ست.

جمهوري خودمختار آبخازيا، ناحيه‌اي است در شمال غربي جمهوري گرجستان و از نظر اداري در قلمرو گرجستان است. مساحت آن 2/8660 كيلومتر مربع و جمعيت آن در سال 2003 برابر 540 هزار نفر بوده است. حدود 200 كيلومتر از مرزهاي شمالي آبخازيا را رشته كوه‌هاي اصلي قفقاز تشكيل مي‌دهد. پايتخت اين جمهوري شهر «سوخومي» است كه جمعيت آن در سال 2003 در حدود 125 هزار نفر بوده است.
جمعيت ساكن در آبخازستان از اقوام متعددي از جمله گرجي، آبخازي، روسي، ارمني و يوناني و غيره تشكيل شده است. بنا بر آمار سال 1989، آبخازها 3/17 درصد، گرجي‌ها 2/46 درصد، ارامنه 6/14 درصد و روس‌ها 2/14 درصد تركيب قومي آبخازستان را تشكيل داده‌اند. با وقوع جنگ بين آبخازها و دولت مركزي، تعدادي بسياري از گرجي‌ها و روس‌ها از اين جمهوري مهاجرت كرده‌اند و تعداد جمعيت گرجي در حال حاضر بسيار كمتر از آمار گفته شده‌ است. نام زبان قومي اين سرزمين آبخازي است كه به گروه شمال غربي از زبان‌هاي قفقازي، زير گروه آبخاز ـ آديغه تعلق دارد.

سرزمين آبخازياي كنوني از دوران باستان مسكوني بوده است. در قرن پنجم و ششم پيش از ميلاد، مهاجران يوناني در اين منطقه ساكن شدند و شهرهايي چون «پيتسوندا» و «سوخومي» را بنا نهادند. در آن زمان اين منطقه بخشي از امپراتوري «كولخيس» بود. بعدها و در قرون چهارم تا ششم ميلادي، منطقه آبخازيا بخشي از حكومت لار كه خود خراجگذار امپراتوري روم شرقي بود، به شمار مي‌آمد. در سال 523 حكومت آبخازيا مسيحيت را به عنوان دين رسمي خود پذيرفت. در اوايل قرن هشتم، اعراب به قفقاز حمله و پايگاه‌هايي در تفليس و در بند ايجاد كردند. منطقه آبخازيا نيز از اين حمله درامان نماند. در قرن نهم و دهم آبخازها در اوج قدرت خود بودند. در سال 978، آبخازيا با گرجستان متحد شد. پس از اتحاد با گرجستان، آبخازيا به ظاهر استقلال خود را حفظ كرد، اما گرجي‌ها به سرعت در فرهنگ آبخازي نفوذ كردند. اشرافيت آبخاز زبان گرجي را پذيرفت و سرانجام زبان گرجي حتي جاي زبان يوناني، زبان نيايش آبخازها را گرفت.
در اواسط قرن پانزدهم، عثماني‌ها به آبخازيا حمله كردند. در لشكركشي عثماني‌ها به قفقاز در قرن شانزدهم، آبخازيا براي عثماني‌ها به منزله سكوي جهش بود و شهر سوخومي يكي از پايگاه‌هاي عمده ترك‌ها به شمار مي‌رفت. تحت نفوذ عثماني‌ها، اسلام در ميان آبخازها گسترش يافت. در عين حال، مسيحيت تا چندين قرن پس از آن همچنان قدرتمند بود. از سوي ديگر، روس‌ها پيوسته دامنه امپراتوري خود را در قفقاز توسعه مي‌دادند و همزمان بر تعداد پايگاه‌هاي خود در سواحل درياي سياه مي‌افزودند.

در پايان قرن هجدهم، روس‌ها بر آبخازيا سلطه يافتند و در سال 1810 آبخازيا تحت الحمايه روسيه شد. در آغاز آبخازيا تا حدودي استقلال داشت و بر امور داخلي خود حاكم بود، اما در سال 1864 تحت حكومت روسيه درآمد. شورش‌هاي ضدروسي متعددي رخ داد و در 1899 تعداد بسياري از آبخازي‌ها به تركيه مهاجرت كردند. تعداد ديگري از آبخازها نيز پس از جنگ روسيه و تركيه (1877ـ 78) به تركيه رفتند. به دنبال انقلاب اكتبر، جنگ‌هاي خونين در سراسر قفقاز به وقوع پيوست. اقوام بسياري براي گرفتن قدرت به مبارزه برخاستند. حكومت شوروي سرانجام در چهارم مارس 1921 در منطقه استقرار يافت و جمهوري سوسياليستي شوروي آبخاز در اتحاد با جمهوري سوسياليستي شوروي گرجستان در فوريه 1922 به وجود آمد.
در 1930 جمهوري آبخاز به جمهوري خودمختار (در درون جمهوري گرجستان) تغيير يافت. در سال 1921 پس از تصرف دوباره قفقاز توسط ارتش سرخ و الغاي استقلال گرجستان، حكومت شوروي براي تضعيف تلاش‌هاي سياسي گرجستان، براي آبخازيا جمهوري مستقلي در نظر گرفت. ليكن برابر قانون اساسي سال 1936، آبخازيا به عنوان يك جمهوري خودمختار ضميمه گرجستان شد و گرجستان در سال‌هاي بعد تلاش بسياري براي تغيير بافت جمعيتي منطقه كرد، به گونه‌اي كه به مرور، بيشتر ساكنان را گرجي‌ها تشكيل دادند و جمعيت زيادي از آبخازها به سيبري تبعيد شدند. نفرات باقي مانده نيز مجبور شدند مراسم اسلامي به شكل علني نداشته باشند و حتي نام‌هاي روسي و گرجي براي فرزندان خود برگزينند. علاقه مردم آبخازيا به استقلال از گرجستان و مخالفت ايشان با تغيير بافت جمعيت جمهوري آبخازيا به نفع گرجي‌ها، آغاز شكل‌گيري بحران در منطقه بوده است.

رابطه آبخازها و گرجي‌ها در دهه‌هاي گذشته، هيچ گاه دوستانه نبوده و در زمان‌هاي مختلف همواره آبخازها، تلاش‌هايي براي جدا شدن از گرجستان انجام دادند. شوراي عالي آبخازيا در اوت 1990 آبخازيا را جمهوري مستقل از گرجستان اعلام كرد كه اين امر بلافاصله توسط شوراي عالي گرجستان، ملغي اعلام شد.
در سپتامبر 1992 موافقت‌نامه‌اي مبني بر آتش‌بس ميان گرجستان و رهبري آبخازيا و فدراسيون روسيه در مسكو به امضا رسيد، اما اين موافقت‌نامه به اجرا در نيامده و بار ديگر،ً جنگ در تمامي منطقه آغاز شد. نيروهاي آبخازي با پشتيباني روس‌ها به سرعت تمام شهرهاي مهم را به تصرف خود درآوردند. سرانجام آتش بس با ميانجيگري روسيه بين آبخازها و تفليس در ماه مي 1994 به امضا رسيد. در اين جنگ، حدود دويست هزار نفر گرجي از آبخازستان رانده و آواره شدند.

تحليل قضايا نشان مي‌دهد اقليت‌ آبخازي از اين كه در جمهوري خودمختار خود، جمعيت اقليت را تشكيل مي‌دهند، ناخرسند بوده و در نتيجه، در پي يافتن موقعيت مناسبي براي پاكسازي قومي جمهوري خودمختار از گرجي‌هاي اكثريت بوده‌اند. شورش‌هاي گامساخورد يا رئيس‌جمهور اسبق و ملي‌گراي گرجستان و هواداران او در گرجستان غربي، سبب جدايي هر چه بيشتر منطقه بحراني آبخازستان از گرجستان و در نتيجه تقويت موقعيت آنها و دريافت كمك‌هاي بسيار از دولت‌هاي خارجي و به ويژه تركيه شد. كمك‌هاي انساني و ادوات جنگي نيز از طريق روسيه دريافت مي‌شد.
جنگ آبخازيا در حقيقت پس از استقلال گرجستان و نپيوستن آن به جرگه كشورهاي مستقل مشترك المنافع با توطئه روسيه و وجود بستر مناسب داخلي آغاز شد و پس از اعلام گرجستان براي پيوستن به اين اتحاديه‌ ظاهراً فروكش كرد. اين مسأله نقش مسلط و اساسي روسيه را در حمايت از بحران‌هاي منطقه‌اي قفقاز نشان مي‌دهد.

پس از انقلاب مخملين و روي كار آمدن «ميخائيل ساآكاشويلي» در گرجستان و تمايلات غربگرايانه وي تنش در روابط روسيه و گرجستان وارد مرحله جديدي شد. روسيه، تمايل گرجستان به پيوستن به ساختارهاي يوروآتلانتيكي به ويژه پيمان ناتو را تهديدي مستقيم عليه منافع ملي خود قلمداد مي‌نمايد و تلاش دارد از ابزارهاي گوناگون در راستاي انصراف تفليس از پيوستن به ناتو استفاده كند. يكي از ابزارهاي سنتي و مؤثر روسيه در قبال اين مسأله، حمايت دوچندان از جدايي طلبان در آبخازيا و اوستياي جنوبي است. همچنان كه آمد، روسيه بارها و به ويژه در آغاز دهه90 از ابزار مناقشات قومي در راستاي تضعيف گرايش‌هاي گريز از مركز برخي جمهوري‌ها استفاده كرده است.

با اعلام آمادگي گرجستان براي پيوستن به ناتو و اعلام حمايت آمريكا از عضويت اين كشور بحران در روابط تفليس و مسكو، وارد مرحله‌اي تازه شده است. روس‌ها پس از اين موضوع، حق خود را درباره تلافي اين اقدام گرجستان محفوظ داشته و عضويت اين جمهوري در ناتو را اقدامي تهديدآميز براي امنيت و منافع ملي خود مي‌داند؛ بنابراين، اقدامات اخير روسيه در قبال گرجستان را مي‌توان نوعي واكنش به تحركات غربگرايانه تفليس دانست.
تقويت نيروهاي پاسدار صلح روسيه در آبخازيا و اوستياي جنوبي و افزايش پروازهاي گشت‌زني بر فراز مناطق مورد اختلاف از يكسو و تحريك مقامات آبخازيا كه واكنش‌هاي تند طرف گرجي را در پي داشته است. از سوي ديگر، از علايم نارضايتي روسيه از اقدامات گرجستان است.

با توجه به روند كنوني در روابط گرجستان و روسيه هرچند وقوع جنگ ميان دو همسايه به‌رغم تهديدات دو طرف، بسيار بعيد به نظر مي‌رسد، اما چشم‌انداز روشني نيز از ايجاد صلح پايدار و ثبات فراگير در منطقه وجود ندارد. حل بحرا‌ن‌هاي موجود در منطقه و از جمله آبخازيا در درجه نخست، به حل اختلافات موجود ميان دولت‌هاي غربي و روسيه بستگي دارد. تا زماني كه برخورد منافع طرفين در قفقاز جاي خود را به همكاري و تعامل ندهد و طرفين از مهره‌هاي خود در منطقه براي تضعيف طرف مقابل استفاده نمايند و سرنوشت اقوام منطقه نه به دست خودشان، بلكه به دست بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي رقم مي‌خورد، ايجاد صلح در اين منطقه بعيد به نظر مي‌رسد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟