باربي يا دارا و سارا؛ كداميك؟
آن روزها همهچيز در چشمهاي تاتي خلاصه ميشد. با هم ميخنديديم، گريه ميكرديم. بازي ميكرديم و درددل. چشمهاي مشكي و براقي كه با مهرباني چشم ميدوخت توي چشمهايم و انگار بهتر از هركسي توي دنيا حرف مرا ميفهميد. تاتي عروسك زيباي من بود.
از همان زماني كه از توي چمدانهاي سوغاتي خالهجان از فرنگ برگشته بيرون آمد، ميدانستم كه مال من است و بعدها كه تبديل شد به جزئي از روياهاي شيرين كودكي.
تاتي ميتوانست راه برود و بخندد. تاتي ساده بود و بيريا ، يك دست لباس بيشتر نداشت. او همدم تمام كودكي هايم ماند. كودكي همه ما با روياي تاتي و تاتي ها سپري شد ما و تمام دختربچهها با عروسكهايمان زندگي را تمرين ميكرديم، به كمك هنر دست مادربزرگ و مادرها روياي زندگي هيچ دختربچهاي بيعروسك رنگ نميباخت.
كمكم عروسكهايي كه تا ديروز همدم تنهايي بچهها بودند و دخترها با آنها تمرين زندگي ميكردند و با هم الفباي مادر شدن و مادري كردنها را تمرين ميكردند، جايشان را به سفيراني از فرنگ دادند.
سفيران زيبايي كه بيهيچ سر و صدايي، آرام و بيصدا در روح و روان بچههايمان خزيدند. عروسكهاي هزاررنگ و وسوسهانگيز، جايگزين عروسكهاي ساده ديروز شده بودند.
ديگر دختران ما با باربي غرق در امكانات و لوازم و خانههاي لوكس، نقش مادري را تمرين ميكنند. باربي سفير فرهنگي غريبههايي است كه هيچ سنخيتي با فرهنگ ما ندارند. آنها به دخترانمان ميآموزند كه بايد لاغر باشند، موهاي بلوند داشته باشند و هزار ويژگي خاص ديگر.
باربيهاي وطني
بالاخره به اين نتيجه رسيديم كه بايد عروسكي بسازيم كه شايد بتواند جايگزين باربي شود و البته با ويژگيهاي فرهنگي ما تا اينكه كانون پر ورش فكري كودكان و نوجوانان از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دست به كار شد و كار طراحي عروسك را به عهده گرفت و به دنبال آن دارا و سارا متولد شدند.
به اعتقاد طراح اين عروسكها بايد چهرهاي طراحي ميشد كه ميتوانست ويژگي عمده چهره دختران ايراني را داشته باشد؛ يك زن مشرقزميني و ايراني با صورتي گرد و چشم و ابرو و گيسواني مشكي و لباسهاي او هم الهامگرفته از پوششهاي محلي، اقوام و مليتهاي ايراني طراحي شد. همهچيز ايراني بود فقط با اين تفاوت كه اين عروسكها بايد در چين متولد ميشدند. اولين عروسكهاي ملي ما از چين سردرآوردند!
بالاخره عروسكهاي ملي از چين وارد بازار ايران شدند اما يك مشكل اساسي وجود داشت و آن هزينه نسبتا زياد عروسكها بود چيزي درحدود 17 هزار تومان. از طرفي وزن عروسكها نيز بود و اندامهاي او برخلاف باربي انعطافپذيري نداشت و ...
خلاصه سارا و دارا براي مقابله با باربي به بازار آمدند. همانطور كه عربها چند سال پيش به فكر چاره افتادند و فكر كردند ميتوان با سر كردن چادر عربي و لباسهاي محلي بر تن همان باربي، تاثير و پيام آن را تغيير داد.
فولا، نتيجه و پيامد چنين تفكري بود.
شايد نسل جديد سارا و دارا بتواند مانند فولا بدون هرگونه عيبي بر باربي پيروز شود.
علل ناكامي عروسك ملي
عروسكهاي دارا و سارا داراي چهرهاي ثابت هستند وقوميت آنها را تنها از روي لباسشان ميتوان تشخيص داد.
طراحان ساخت دارا و سارا هيچگاه در پي بررسي علل ناكامي اين عروسك ملي در ميان كودكان برنيامدند. در حالي كه طراحان عروسكهاي باربي مدعي هستند كه همواره با دقت آمار نوزادان متولد شده را در سراسر جهان بررسي ميكنند و تركيب والدين و فرهنگ و زبان آنها را كاملا در نظر ميگيرند.
كارشناسان بازي درماني در كودكان معتقدند: نخستين و مهمترين ويژگي هر اسباب بازي ايجاد خلاقيت در كودكان و برانگيختن آنها براي مطرح كردن پرسشها و سوالهاي بسيار است.
به اعتقاد آنان، كودكان با تكرار رفتار والدين، مهارتهاي خود را ناخواسته افزايش ميدهند به طور مثال بازي با عروسكها (خاله بازي) تكرار زندگي واقعي آنها و والدينشان بوده و كودك با تكرار حركتهاي والدين در بازي خود مهارتهايي چون همكاري، همفكري و مسووليتپذيري را ميآموزد.
اين در حالي است كه با ورود اسباب بازيهاي جديدي مانند باربي، اسپايدرمن و ... كودكان تشويق به تقليد از نوع پوشش، طرز راه رفتن، نوع آرايش و لباس پوشيدن آنها شده و حس كنجكاوي كودكان تنها در عرصه زيبايي و خودنمايي برانگيخته ميشود و هيچ حس خلاقيت ديگري شكوفا نخواهد شد.
مسلما عدم آگاهي طراحان ساخت عروسكهاي دارا و سارا در نوع ارتباط و استفاده كودكان بيتاثير نيست چرا كه در مقابل، عروسكهاي دارا و سارا به دليل عدم شناخت طراحان نسبت به روانشناسي كودكان و نوع استفاده بچهها از اين اسباب بازي مورد پذيرش كودكان ايراني قرار نميگيرند، زيرا از ديد بچهها اين عروسكها در مقايسه با عروسكهاي باربي از زيبايي و كارايي بهرهمند نيستند و براي آنها جاذبه و كششي ندارد. از همين رو بچهها راغب بازي با آنها نيستند.
وسيله بازي براي رشد و بالندگي ذهني و جسمي كودك است. بنابر اين بايد طوري انتخاب شود كه كودك با وسايل بازياش، لذت و تفريح را تجربه كند. بنابر اين وسيله بازي بايد دقيقا مناسب سن كودك انتخاب شود.


