كف دست قطبي، دنيا را تكان داد!
گل؛ 1- اولين سه امتياز جام نوزدهم، نصيب آسياييها شد. در شرايطي كه دو مسابقه ابتدايي جامجهاني آفريقاي جنوبي به تساوي انجاميده بود، در سومين ديدار، كرهجنوبي با ارايه نمايشي كاملا سزاوارانه از سد يونان گذشت تا طلسم مساويها در قاره سياه شكسته شود. كرهجنوبي در شرايطي توانست از سد قهرمان اسبق اروپا در سال 2004 و نماينده كنوني اين قاره در جامجهاني بگذرد كه بازيكنان اين تيم از همان دقايق ابتدايي بازي به نيت «پيروزي» گام به ميدان گذاشته بودند و هرگز - حتي براي يك ثانيه - مقهور يال و كوپال و سابقه پرابهت شاگردان اتوري هاگل نشدند. بيترديد كسب اين سه امتياز ارزشمند، گام بلندي براي آغاز درخشش احتمالي كره در جام نوزدهم است؛ تيمي كه ميتواند در صورت تكرار چنين موفقيتي مثلا برابر نيجريه از گروهش به مرحله حذفي صعود كند.
2- اجازه بدهيد همينجا تكليفمان را روشن كنيم. گروه نماينده شرقي آسيا در جامجهاني، هرگز ساده نيست. آرژانتين بزرگ، يونان ترسناك و نيجريهاي كه به هيچوجه نميتوان چشم بر عقبه تاملبرانگيزش پوشيد، رقباي مهمي براي كرهجنوبي هستند و اين احتمال وجود دارد كه اين تيم در دو مسابقه باقي ماندهاش كامروا نباشد و به آسيا بازگردد. آنچه اكنون مد نظر ماست، صرفا كيفيت نمايش كره مقابل يونان است؛ بازي جسورانهاي كه به خودي خود ميتواند بسياري از معادلات را در قاره آسيا تغيير بدهد. آنچه صدها ميليون بيننده تلويزيوني در عصرگاه شنبه هفته جاري ديدند، تكاپوي تيمي آسيايي بود كه به قصد بزرگ شدن به ژوهانسبورگ رفته است.
بازي كرهجنوبي، آنجا زنگ خطر را براي آسياييها و صد البته ما ايرانيها به صدا درميآورد كه ميبينيم تيمملي اين كشور در ميدان مسابقه با يونان، مجموعهاي بالغ و متكامل نشان ميدهد. اين كرهجنوبي، هرگز تيمي دست و پا بسته نبود كه از آسياي عقبمانده، صرفا به نيت «اعاده حيثيت» راهي جامجهاني شده باشد. آنها از ثانيه اول نشان دادند براي پيروزي بر قهرمان پيشين اروپا به زمين رفتهاند و حاضر نيستند پا پس بگذارند. صد البته گل زودهنگام آنها نيز ميتواند گواهي بر اين ادعا باشد. آيا كرهاي كه جهاني ميانديشد، نبايد كابوس ايراني باشد كه هنوز از حصار تفكر حقير آسيايياش بيرون نزده؟!
3- كرهجنوبي از پيلهاش خارج شده، چنان كه ژاپن نيز تن به چنين دگرديسي سرنوشتسازي داده است. مناسبات امروز فوتبال آسيا، رقباي گردنكلفت ايران را در قاره راضي نميكنند. دقيقا با چنين رويكردي هم هست كه طي دورههاي اخير جام ملتهاي آسيا به وضوح ميبينيم كه قدرتهاي برتر قاره ستارههاي اصليشان را از حضور در ميدان معاف ميكنند و ميكوشند تا با ميدان دادن به جوانترها، چنين رقابتهايي را - كه تا ديروز مهمترين رويداد فوتبال آسيا محسوب ميشدند - تبديل به مسابقات تداركاتي ارزشمند كنند. به جرات ميتوان ادعا كرد حتي در قبال مسابقاتي مثل ليگ قهرمانان آسيا هم چنين بيتفاوتي معناداري از سوي كشوري نظير ژاپن به چشم ميخورد.
بخواهيم يا نه، همقارهايهايمان چشم از بركات آسيا(!) بريدهاند و ترجيح ميدهند به جاي آنكه شاگرد اول مشتي متوسط و عقبافتاده باشند، شاگرد آخر سطح اول فوتبال جهان به حساب بيايند. تمركز روي مسابقات مقدماتي جامجهاني و چهار سال آمادهسازي براي حضوري شايسته در اين تورنمنت باعث شده مرزهاي اين قبيل كشورها «جهاني» باشد، آمد و شد بازيكنان بين آنان و قدرتهاي اول دنيا افزايش بيابد و استانداردهايشان مدام بالا برود. شرق آسيا در حالي غرب آسيا را به كلي از معادلات فوتبال قاره حذف كرده كه فوتبال كشور ما - به عنوان نمونه - خودش را محبوس معاشرت با اماراتها و عراقيها كرده و در رده ملي هم جايي را بالاتر از تايلند، سنگاپور و بوسني نگاه نميكند.
4- كرهجنوبي كه افشين قطبي مثل كف دستش اين تيم را ميشناسد، در روز اول جامجهاني دنيا را تحت تاثير قرار داد؛ ما اما بايد دل خوش كنيم به «قول» قهرماني در جام درجه چهار ملتهاي آسيا، كه البته جناب امپراتور سرسختانه مدعي است آن را به كسي نداده!


