32 ملتی که با بغض به تماشای بهجت جام جهانی 2010 نشستهاند
رجانیوز نوشت؛ اگر جام جهانی را عید فوتبال بدانیم، آن هم عیدی دیر رس و زودگذر که 4 سال به 4 سال از راه میرسد و نه هر سال، آن وقت بیشترین سهم حسرت شبهای عید از آن مردمی است که یا قبلاً عید و عیدیهایش را مزه کردهاند یا شایستگی حضور در این جشن بینالمللی را داشتهاند ولی حالا فقط و فقط میتوانند از پشت ویترین لوکس و خواستنی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی به شکوه درون بنگرند و خود را با خاطرات گذشته دل خوش نگاه دارند یا به لحظاتی بیندیشند که میتوانستند با کار و همتی مضاعف تقدیر را طور دیگری رقم بزنند.
درست مثل خود ما ایرانیها که حاضر جام قبل اما ناظر جام فعلی هستیم. پس حالا که این عید از راه میرسد یادمان باشد که ما هم میتوانستیم جزو مدعوان این میهمانی بزرگ باشیم و پرچم پرافتخارمان را بر بلندای جهان به اهتزاز درآوریم. شاید چهرههایی مثل مجید جلالی و محمد مایلیکهن چنین میاندیشند که رفتن ایران به جام 2010 فقط میتوانست مسکن دردهای ورزشمان باشد و نه درمان اما شاید آنها فراموش کردهاند که فوتبال هم مثل جنگ، مبارزه و رقابت چیزی جز انگیزه هدفمند و یکپارچه یک ملت نیست. صد حیف که جهانی نشدیم. بد نیست نگاهی هم به 31 ملت دیگری که در این حسرت با ما شریک شدهاند بیندازیم و ببینیم درد فوتبال آنها چه بوده است.
کشورهایی بزرگ و کوچک با سطوح مختلف فوتبال؛ برخی از آنها قلمروی مهمی از جغرافیای جمعیتی جهان را تشکیل میدهند و برخی دیگر ترکتازان فوتبال مدرن بوده و هستند مثل چین و هند که روی هم بیش از یک سوم جمعیت انسانها را در برمیگیرند یا ترکیه و کرواسی که در ادوار اخیر هر کدام شگفتی آفریده و تا یکقدمی فینال رفته و در نهایت مدال برنز جام جهانی را بر گردن آویختهاند و به علاوه در آخرین جام اروپایی هم قدرتنمایی کردهاند.
اگر برای میزان حسرت فوتبالی ملتها در روزهای پیش رو وسعت یا غلظتی قایل شوید خواهید دید که 32 ملتی که در اینجا میآوریم، با بغض بیشتری شاهد بهجت جام 2010 خواهند بود. براساس آخرین رنکینگ فیفا (آوریل 2010) با شرکتکنندگان جام جهانی حسرت آشنا میشویم:
1- کرواسی (رنکینگ فیفا: 9)
حتی همذاتپنداری فوتبالی ما با کرواتها نمیتواند به ما کمک کند تا وارونگی تقدیر فوتبال کرواسی را ظرف تنها 2 سال تجسم کنیم. در ماه مه 2008 تیم ملی کرواسی تحت هدایت اسلوبودان بیلیچ نه تنها جزو 8 تیم برتر اروپا که یک قدرت جهانی رو به رشد محسوب میشد و حتی اتحادیه فوتبال جزیره که با شکست تلخ ومبلی مقابل کرواسی از یورو 2008 بازمانده بود، از بیلیچ جوان مشاوره گرفت اما کاپلو چند ماه بعد با انگلستان تاج و تخت کرواتها را در زاگرب سرنگون کرد. کرواسی در گروه ششم مقدماتی جام جهانی اروپا پس از انگلستان و اوکراین سوم شد و جمله معروف بیلیچ در جریان فتح ومبلی که به انگلیسیها گفته بود: «شما به پای فوتبال ما نمیرسید» به تاریخ پیوست.
2- روسیه (11)
انگار همین دیروز بود که روزنامههای روسیه تیتر زدند «تاواریش، متشکریم». قدردانی آنها از کرواتهایی بود که در ومبلی، انگلستان را به نفع روسیه از گردونه مقدماتی یورو 2008 حذف کردند.
اتفاقاً برادران اسلاو – آنطور که روسها و کرواتها در وصف خود میگویند – در یورو 2008 هم چشمها را خیره کردند اما پس از آن اوج مشترک به ؟؟؟ مشترک دچار شدند. وقتی زنیت سنتپترزبورگ با دیک ادووکات فاتح جام یوفای 2008 شد و همتای هلندیاش گاس هیدینک پس از 20 سال اقتدار فوتبال CCCP (دوران شوروی) را با رساندن روسیه به جمع 4 تیم برتر اروپا زنده کرد همه گمان میکردند انقلاب نارنجی به شکوفا شدن دوباره زمینهای یخبسته روسیه میانجامد اما ژنرال هلندی نتوانست بر مافیای درون خود تیم غلبه کند. روسیه در گروه چهارم از پس آلمان برنیامد تا به دیدار پلیآف برود و چوب شبنشینی ستارههای نوظهورش پیش از دیدار با اسلواکی بینام و نشان را بخورد و دوریاش از جام جهانی 12 ساله شود. هیدینک باعث غرور فوتبال روسها شد اما ماه دیگر که قراردادش تمام شود شاید میراثی جز همین غرور قهقرایی برای سزارها باقی نگذارد.
3- مصر (13)
حالا درست 20 سال است که فراعنه حسرت به دل جام جهانی هستند و جالب اینجا است که از جام جهانی 90 ایتالیا تا به امروز فوتبال مصر رشدی فوقالعاده را تجربه کرده. سرخپوشان سرزمین اهرام طی یک سال گذشته قهرمان جهان یعنی ایتالیا را در جام کنفدراسیونها شکست دادند و بعد فاتح سومین جام پیاپی آفریقایی شدند. باشگاههای مصری هم رشد زیادی کردهاند و پشت سر هم لژیونرهایی بزرگ به فوتبال اروپا تحویل میدهند اما هنوز هیچ کس نتوانسته طلسم جهانی مصر را بشکند حتی فرماندهای بزرگ مثل «حسن شحاته»! بدتر از همه اینکه مصر، به عنوان قدرتمندترین تیم حال حاضر آفریقا نخستین جام جهانی قاره سیاه را در کمتر از یک هفته و مقابل منفورترین رقیب ورزشی و سیاسی خود، الجزایر از دست داد. اگرچه در ردهبندی ما آنها سوم هستند اما بدون تردید مصریها حسرت به دلترین مردم دنیا در شبهای جام جهانی خواهند بود.
4- اوکراین (25)
اگر کرواسی، روسیه و مصر با همه قدرتشان هیچ یک در جام جهانی 2006 آلمان حضور نداشتند در عوض اوکراین یکی از پدیدههای جام هجدهم بود که تا جمع 8 تیم برتر جهان پیش رفت اما گویا نسل طلایی فوتبال این کشور که باید تا 2 سال دیگر یورو 2012 را به همراه لهستان برگزار کند، ته کشیده است. جالب اینجا است که اوکراین یکی از تنها کشورهای دنیا است که فوتبال در آن به عنوان یک واحد آموزشی در سراسر مدارس تدریس میشود و 2 باشگاه اول کشور، شاختاردونتسک و دیناموکیف هر دو در روزهای اوجشان به سر میبرند اما گویا در سرزمین انقلاب مخملی، آن هم از نوع شکست خوردهاش، قرار نیست انقلابی واقعی در ساختار مافیایی فوتبال رخ دهد تا ستارههایی حقیقی جای نسل شوچنکو و ربروف را پر کنند. طلاییپوشان اوکراین که عزمی دولتی و ملی را برای صعود به جام جهانی 2010 پشت سر خود داشتند با اینکه در گروهشان پس از انگلستان دوم شدند، در بازی پلیآف مقابل یونان اتو رهاگل کم آوردند یعنی همان تیمی که 4 سال پیش پل صعود اوکراین به جام قبلی شد.
5- نروژ (22)
شاید در نگاه اول هضم اینکه نروژ یکی از شایستهها یا دست کم حسرت به دلهای این جام جهانی باشد دشوار به نظر برسد ولی مطمئناً در پایان این پاراگراف قانع میشوید که غیبت این اسکاندیناویاییها با همه سردیشان کمتر از غیبت همسایهشان سوئد نیست. نه فقط به این خاطر که نروژیها تنها 2 پله با جمع 20 تیم برتر رنکینگ فیفا فاصله دارند بلکه آنها در گروهی مقدماتی دوم شدند که هلند، نخستین صعودکننده به جام 2010 صدرنشیناش بود. اگرچه وایکینگهای شمالی از 1998 تاکنون به جام جهانی نرفتهاند اما فراموش نکنید که نروژ تنها تیم ملی دنیا است که تراز فوتبالیاش با ابر قدرت دنیای توپ گرد مثبت است. بدین معنی که نروژ تنها کشوری است که هرگز مغلوب برزیل نشده و تازه 2 پیروزی و 2 مساوی هم مقابل این غول دنیا کسب کرده است که آخرین آن به پیروزی 2-یک جام 98 بازمیگردد.
6- جمهوری چک (29)
حتی در دورانی که چکسلواکی یک کشور متحد بود و برای خودش یک قدرت فوتبال به حساب میآمد (2 نایب قهرمانی جام جهانی و یک قهرمانی یورو) بخش غربی و سانتی مانتالتر آن که پراگ در آن قرار داشت، اهمیت بیشتری داشت اما حالا با محو شدن 2 نسل طلایی ندودها و باروشها آنها باید در کمال حسرت، حضور اسلواکهای شرقی را در مهمترین رویداد فوتبال جهان به تماشا بنشینند.
7- رومانی (28)
12 سال از آخرین حضور برزیل کارپات در جام جهانی میگذرد اما بدون شک آنها تکنیکیترین و باطراوتترین فوتبالی بودهاند که در سالهای معاصر در اروپای شرقی دیدهایم. فقر اقتصادی فوتبال، رومانی را به جایی رسانده که بسیاری از بازیکنان حرفهای لیگ اول این کشور مجبورند در کنار فوتبال کارگری کنند و این باعث میشود بزرگترین استعدادهای فوتبال شرق اروپا در دوران پس از گئورگی هاجی به صدر بروند.
8- ترکیه (33)
ترکیه نه تنها فوتبال شکوفایی دارد بلکه یکی از فوتبالیترین ملتهای دنیا است اما پسران فاتحتریم که در یورو 2008 توفانی به راه انداختند و تا نیمه نهایی رفتند در مقدماتی جام جهانی در گروهی سخت قرار گرفتند که هم اسپانیای قهرمان اروپا و هم بوسنی هرزگوین و بلژیک با نسلی جدید از استعدادهای درخشان در آن حضور داشتند، ضمن اینکه ترکها به عنوان تیم سوم جهان در جام 2002 بار دیگر ثابت کردند تنها میتوانند در یک تورنمنت در بازه زمانی کوتاه بدرخشند وگرنه در طولانی مدت سندروم آسیاییشان نوسانات زیادی را باعث میشود.
9- کلمبیا (34)
توهم کوکایین و نزدیکی به یانکیها بلایی بر سر جامعه کلمبیا آورده که فوتبال آنها را هم نابود کرده. تا یک دهه پیش فوتبال کلمبیا در جهان چهرهای همسنگ برزیل و آرژانتین داشت. کلمبیاییها مردمی دیوانه فوتبال هستند و این را میتوان در یکی از بزرگترین رمانهای معاصر، «صد سال تنهایی» شاهکار «گارسیا مارکز» مشاهده کرد اما گویا در سالهای اخیر والدراماها و هیگوییتاهای جوان سودای کوکایین را به هیجان فوتبال ترجیح میدهند و اسکوبارها هم قبل از ملیپوش شدن ترور میشوند.
10- اکوادور (36)
نمیتوان گفت عدم راهیابی عقابهای کیتو به آفریقای جنوبی 2010 یک حادثه بزرگ است اما اکوادور طی دهه اول هزاره جدید پیشرفت چشمگیری در فوتبال ملی و باشگاهی داشت به طوری که آنها 2 بار پیاپی خود را به جمع 16 تیم برتر جامهای 2002 و 2006 رساندند و در سال 2008 هم باشگاه یونیورسیداد کیتو توانست لیبرتادورس را فتح کند و به فینال جام جهانی باشگاهی برسد. اکوادور در مقدماتی جام جهانی فقط یک امتیاز با صعود به پلیآف فاصله داشت.
11- سوئد (37)
همین که جام جهانی را بدون زلاتان ابراهیموویچ و بهرنگ صفری (بازیکن ایرانیالاصل سوئد) تجسم کنیم آه از نهادمان برمیآید. حالا تصورش را بکنید که سوئد در گروه مرگ مقدماتی اروپا در حالی پس از دانمارک و پرتغال سوم شد که تا 2 مسابقه مانده به پایان رقابتهای گروهی، مجارستان (تیم چهارم گروه) صدرنشین بود. غیبت سوئد، یعنی غیبت ریشهدارترین فوتبال اسکاندیناوی با یک نایب قهرمانی و یک مقام سومی جام جهانی.
12- بوسنی هرزگوین (51)
چیرو با رساندن یک تیم سابقاً درجه 4 اروپایی به جام جهانی تنها 2 مسابقه رفت و برگشت پلیآف با پرتغال بزرگ فاصله داشت، فاصلهای که تنها در 180 دقیقه زمان پرشدنی نبود. متوقف کردن اسپانیا و پیروزی بر ترکیه و بلژیک را باید جزو معجزات میروسلاو بلاژویچ ثبت کرد وگرنه پس از او هیچ سرمربی نمیتواند بوسنی را به چنین جایگاهی برساند. افسوس از اینکه بوسنی و چیرو به آفریقای جنوبی نرفتند تا شاهد معجزات بیشتری باشیم.
13- گابن (41)
همین که یک کشور آفریقایی گمنام به رتبه 41 رنکینگ جهانی برسد شاهکار است. اگرچه مرگ قدیمیترین رهبر سیاسی آفریقا، عمر بونگو رییس جمهور فقید گابن و کودتای متعاقب آن باعث شد این کشور کوچک فرانسوی زبان دو قدم مانده به صعود به جام جهانی به هم بریزد و صدرنشینی گروه A مقدماتی منطقه آفریقا را به همسایه شمالیاش کامرون بسپارد.
14- کاستاریکا (42)
کاستاریکا که در ایتالیای 90 همراه با بورامیلوتینوویچ طعم نخستین جام جهانی را چشیده بود در دهه اخیر تبدیل به یک قدرت با ثبات در آمریکای شمالی و مرکزی شد و به جام جهانی 2002 و 2006 راه یافت اما تیم ملی توسعه یافتهترین کشور آمریکای مرکزی که در ضمن طبق برآوردهای جهانی شادترین ملت دنیا و سالمترین و سبزترین طبیعت جهان را دارا است، اسیر شور انقلابی هندوراسیها و اراده قوی اروگوئهایها برای بازگشت به جام در بازی پلیآف شد.
15- جمهوری ایرلند (43)
حالا دیگر همه، ماجرای دست آنری و گلی مردود که در بازی پلیآف فرانسه – ایرلند اشک هموطنان رابی کین و شیگیون را درآورد، میدانند.
16- اسکاتلند (44)
150 سال از روزی که مکهای اسکاتلندی نخستین مسابقه ملی فوتبال را مقابل انگلیسیها برگزار کردند میگذرد و حتی اگر اسکاتلندیها دیگر در دنیای فوتبال جایگاه گذشته را نداشته باشند جایشان به عنوان بنیانگذاران و دیوانههای فوتبال در جام خالی است.
17- ونزوئلا (49)
میگویید جای ونزوئلا خالی نیست؟ اما نگاهی به رنکینگ فیفا بیندازید! آنها تا 8 سال پیش به طور سنتی تیم آخر تمام رقابتهای ملی میان 10 کشور آمریکای جنوبی بودند ولی حالا 11 پله بالاتر از ما و 31 پله بالاتر از آفریقای جنوبی میزبان جام نشستهاند در حالی که همواره باید با امثال برزیل، آرژانتین، پاراگوئه، اروگوئه، شیلی، کلمبیا، پرو، بولیوی و اکوادور رقابت کنند. از وقتی هوگو چاوس آمده ورزش ونزوئلا از جمله فوتبال شوری تازه یافته. ونزوئلاییها محبوبترین ملت آمریکای لاتین محسوب میشوند و این جای آنها را بیشتر خالی میکند.
18- مالی (54)
برای اینکه دریابیم چرا تیمی متشکل از سلیمان دیامونته (باری)، محمد دیارا (رئال)، کیتا (بارسا)، عبدو ترائوره (بوردو)، سیسوکو (یوونتوس)، اندیایه (نانت)، باکایوکو (نیس) و سرانجام فردریک کانوته (سویا) آن هم با هدایت آلن ژیرس به جام جهانی راه نیافته دانستن یک نکته حتماً ضروری است. فقر مالی کشور مالی هم در تدارک نامناسب برای مسابقات، بیتأثیر نبوده است اما اگر فکر میکنید که نرفتن مالی به جام جهانی فاجعه نیست سخت در اشتباهید. طبق گزارش یونسکو درآمد سالانه لژیونرهای ملیپوش مالیایی در جام ملتهای 2010 معادل 20 درصد بودجه سالانه این کشور بود. بدین معنی که افول فوتبال مالی مستقیماً بر گرسنگی مردم قحطی زده آن تأثیر میگذارد.
19- تونس (55)
افول ناگهانی باثباتترین تیم آفریقایی دهه اخیر مستقیماً با مافیای مربیان بیکفایت بومیاش مرتبط بود. تونس تنها کشور آفریقایی است که در 3 دوره اخیر جام جهانی (1998 تا 2006) حاضر بوده اما آخرین قهرمان قاره سیاه پیش از آغاز سلطه فراعنه، پس از رفتن روژه لمه و اومبرتو کوئلیو دچار افت شد چرا که فائوزی بنزرتی سرمربی جدید تونس حاضر به استفاده از لژیونرهای اروپایی نبوده و بدین ترتیب تونس یک امتیاز نسبت به نیجریه، صدرنشین گروه دوم از گروههای پنجگانه آفریقا کم آورد.
20- مجارستان (56)
بیش از نیم قرن از روزهای پرفروغ مجارهای جادویی در جام جهانی 1954 میگذرد و هنوز مهاجرت اسطورههای بیبدیل مجار مثل پوشکاش و هایدکوش قلب فوتبالدوستان این کشور را میفشارد. فوتبال ناب مجار که از فرهنگ هنرمندانه و آزادانه کولیها سرچشمه میگرفت با اشغال این کشور توسط شوروی نابود شد و امروز هیچ رد پایی از آن فوتبال را در مجارستان نمیبینیم. با همه اینها تیم ملی مجارستان در گروه مرگ مقدماتی اروپا با رهبری ادوین کومان ستاره سابق آژاکس در فاصله 2 مسابقه تا پایان مرحله گروهی بالاتر از دانمارک، پرتغال و سوئد در صدر ایستاده بود و برای حضور در جام جهانی پس از ربع قرن آماده میشد، آن هم در روزهایی که نسل جدیدی از مجارهای جادویی عنوان سوم جام جهانی جوانان را با خود به بوداپست به ارمغان آورده بودند اما مثل اکثر کشورهای اروپای شرقی، فوتبال مجارستان آنقدر حرفهای نبود که این برتری را تا پایان حفظ کند.
21- لهستان (58)
تصورش را کنید به عنوان یک لهستانی چقدر افسرده میشوید وقتی ببینید کشور همسایهتان (آلمان) در حال جولان دادن در جام جهانی است در حالی که 3 ستاره اصلیاش (تروخوفسکی، پودولسکی و کلوزه) اصالتاً لهستانی هستند؟ با آنکه فوتبال ماشینی لهستان طرفداران چندانی ندارد اما به هر حال آنها 2 جام گذشته مسافر جام بودهاند و حالا باید در خانه بمانند تا هم غصه رییسجمهور و وزرای درگذشتهشان (در حادثه سقوط توپولوف) را بخورند و هم حسرتی را که در ابتدا وصفش رفت.
22- ایران (60)
تا 16 سال پیش جمهوری اسلامی ایران یکی از تنها حکومتهایی بود که رژیم تبعیض نژادی حاکم بر آفریقای جنوبی موسوم به آپارتاید را در دفاع از حقوق سیاهان به رسمیت نمیشناخت و حالا ایران و آفریقای جنوبی آزاد چنان روابط دوستانهای دارند که در صورت صعود ایران به جام 2010 جو اجتماعی، روانی و رسانهای کشور میزبان برای شگفتیسازی شیرهای پارسی در آفریقا کاملاً ایدهآل بود، چنین فرصتی شاید فقط در صورت برگزاری جام جهانی در یکی ازکشورهای همسایه ایران برای ما مهیا میشد. پس باید از علی کفاشیان، مهدی تاج، علی دایی و افشین قطبی تشکر کنیم که در یک کار گروهی این فرصت تاریخی را از ایران گرفتند.
23- بلژیک (62)
حتی دیک ادووکات، استاد هلندی هم نتوانست فوتبال بلژیک را زنده کند اما این به معنی مرگ فوتبال آنها نیست چون به نظر میرسد «زمان» بزرگترین مربی ممکن برای نسلی باشکوه اما کم سن و سال از استعدادهای بلژیکی باشد. بلژیک در رقابتهای مقدماتی جام جهانی 2010 جوانترین تیم را پس از ولز داشت اما بسیاری از کارشناسان پیشبینی میکنند در برزیل 2014 شاهد یک بلژیک قدرتمند خواهیم بود که اسکلت آن را ونسان کمپانی، ورمایلن، آلدرو وایلد (آژاکس)، مهدی کارسلا (20 ساله)، استیون دفور (21 ساله)، مروان فلاینی (اورتون)، یان ورتونگن (آژاکس)، موسی دمبله (آلکمار)، ادن هازارد (19 ساله) و روملو لوکاکو (16 ساله) تشکیل خواهند داد.
24- عربستان سعودی (66)
برای نخستین بار طی 36 سال اخیر (از جام جهانی 1974 به این سو) هیچ کشور مسلمانی از منطقه خاورمیانه به جام جهانی راه پیدا نکرده. بدین ترتیب الجزایر و نیجریه (با حدود 75 میلیون مسلمان) تنها کشورهای اسلامی حاضر در جام نوزدهم هستند. سعودیها هم پس از 4 حضور متوالی از صعود بازماندهاند.
25- بحرین (69)
چه چیزی میتواند بیشتر از ناکامی در 2 دوره متوالی پلیآف جام جهانی مایه افسوس یک ملت شود؟ این در حالی است که 70 درصد جمعیت یک میلیون نفری بحرین را شیعیانی تشکیل میدهند که اغلبشان اصالت ایرانی دارند. فوتبال جزیره بحرین در پلیآف سال 2005 مغلوب جزیره ترینیداد و توباگو شد و در پلیآف 2009 هم مغلوب جزیره نیوزیلند.
26- سنگال (77)
فوتبال سنگال در فاصله 4 سال گذشته سقوطی وحشتناک را از رتبههای سیام به رتبههای 70 به بالا تجربه کرده است. به یاد آوردن شکوه سنگال 2002 که همگان میپنداشتند نخستین فینالیست آفریقایی جام جهانی میشود و شور فوتبالی بینظیر مردم مسلمان این کشور و مقایسه آن با روزگار فعلی که سنگال حتی به مرحله دوم مقدماتی آفریقا هم صعود نمیکند، یک تناقض بزرگ را پیش چشم ما میآورد خصوصاً که سنگال برخلاف اکثر کشورهای آفریقایی وضعیت سیاسی – اقتصادی باثباتی داشته. حقیقتاً چگونه تیمی که عبدالله فایه کاپیتان استوک سیتی، ال حاجی دیوف (بلکبرن)، دیاوارا و نیانگ (مارسی)، حبیب بهیه (استونویلا)، ابراهیم سونکو (هال سیتی)، مامادیوف (منچستریونایتد)، اندیایه (دروازهبان رن)، تونی سیلوا (ترابوزان)، پاپا دیوپ (پورتسموث)، آنری کامارا و فادیگا را همراه با انبوهی لژیونرهای دیگر باشگاههای خوب اروپایی دارد تحت چه شرایطی به یک تیم آفریقایی درجه 3 تبدیل شده است؟
27- عراق
از قهرمانی آسیا تا حذف در زیر گروه مقدماتی جام جهانی. شاید اگر بورامیلوتینوویچ زودتر از راه میرسید عراق را هم مثل 5 مورد قبلی به جام جهانی میبرد اگرچه باید اعتراف کرد که مربی صرب در 65 سالگی دیگر تفکرات گذشته را ندارد وگرنه قبل از آمدن به عراق برای جاماییکاییها کاری میکرد. جالب است بدانید در گزارش چشمانداز 50 سال آینده فوتبال جهان در سال 2000، عراق در کنار ایران و کره جنوبی تنها آسیاییهایی بودهاند که دارای پتانسیل قهرمانی جهان توصیف شدهاند.
28- چین (85)
حالا که حرف از بورا میلوتینوویچ شد باید یادآوری کنیم فوتبال چین که حالا بین 80 کشور اول دنیا هم نیست همانی است که توسط مربی صرب به جام جهانی 2002 ژاپن و کره برده شد. چین یک میلیارد و 338 میلیون نفری با داشتن بزرگترین اقتصاد جهان و بزرگترین بازار هواداران و شرطبندی فوتبال، حالا در پرطرفدارترین ورزش جهان به عقب ماندهترین کشورها تبدیل شده و آن هم دلیلی ندارد جز مافیای دولتی فوتبال چین که حتی هنوز پس از دستگیریهای گسترده مسوولان فدراسیون و باشگاههای لیگ برتر از بین نرفته. اگر هر چینی فقط ذرهای بابت دور ماندن یکی از ورزشیترین کشورهای دنیا از جام جهانی افسوس بخورد، حاصلضرب آن یک ذره در یک میلیارد و 338 میلیون شاخص حسرت جام جهانی چینیها را عیان میکند.
29- آنگولا (85)
حضور در جام جهانی گذشته و میزبانی آخرین جام ملتهای آفریقا تنها کشور پرتغالی زبان قاره سیاه را بیش از پیش دیوانه فوتبال ساخته، خصوصاً که زبان پرتغالی باعث همذات پنداری بیشتری میان آنگولاییها و ستارههای برزیلی و پرتغالی میشود اما «کلهای سیاه» تیم ملی به هیچ وجه انتظارات مردمشان را برآورده نساختهاند. آنها نه به جمع 20 تیم مرحله نهایی مقدماتی جام جهانی 2010 رسیدند و نه در جام ملتها از جمع 8 تیم بالاتر رفتند، این در حالی است که فیفا در گزارش فنی جام جهانی گذشته آنگولا را صاحب پتانسیل ابر قدرت آفریقایی در فوتبال دانسته بود.
30- هندوستان (132)
حتماً به این فکر میکنید که این مقاله کمکم به یک فیلم هندی تبدیل میشود اما حسرت هندیها هم یک موضوع جدی است. اینکه هندوستان یک میلیارد نفری هیچ جایگاهی حتی در فوتبال آسیا ندارد فاجعهای است که وقتی بیشتر به چشم میآید که بدانیم تنی چند از بزرگترین دستاندرکاران تأثیرگذار دنیای فوتبال اصالتاً هندی هستند و اغلب مردم هند عاشق سینه چاک دیوید بکام. از برخی مدیران نایک تا مدیران و سرمایهگذاران لیگ برتر انگلستان و از رییس رنسانس فدراسیون فوتبال آمریکا «سونیل گولاتی» تا چند چهره اجرایی کمیته برگزاری جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، همه و همه هندی هستند. همچنین حضور یک اقلیت هندی تبار 2 میلیون نفری بسیار بانفوذ در آفریقای جنوبی باعث میشود جای خالی هند در این دوره بیشتر احساس شود.
جالب اینجا است که طبق آمار فیفا، جوانان هندی که شاید تعدادشان از کل جمعیت فوتبالدوستان اروپایی هم بیشتر باشد، برای فرو نشاندن حسرت فوتبال خود به طور گستردهای به فوتبال رایانهای معتاد شدهاند.
31- کاتالونیا (بدون رنکینگ)
زمستان گذشته وقتی نخستین تیم واقعاً جدی و رقابتی تحت عنوان کاتالونیا با هدایت یوهان کرویف تشکیل شد و آرژانتین مارادونا را در نوکمپ 2-4 شکست داد تازه دنیا متوجه قدرت کاتالانها شد.
آنها ضربالمثلی دارند که میگوید در بازی افتتاحیه جام جهانی تیم ملی کاتالونیا از سد اسپانیا گذشت. تصورش را بکنید در صورت اجازه یوفا و فیفا، والدس، پویول، پیکه، کاپدویا، بوسکتس، ژاوی، فابرگاس، پدرو، اینیستا و بویان که اسکلت کاتالان تیم ملی اسپانیا را تشکیل میدهند در قالب تیم ملی کاتالونیا در جام جهانی شرکت کنند، آن وقت جایگاه فعلی برزیل، اسپانیا و انگلستان چقدر به خطر خواهد افتاد؟ طبیعی است که طرفداران بیشمار بارسلونا در دنیا هم همپای کاتالانها از اینکه کاتالونیا در جام جهانی حضور ندارد حسرت میخورند.


