تبرئه پس از مراسم قسامه
مردي به نام احمد متهم است كه چهار سال قبل همسر صيغهاياش فاطمه را به قتل رسانده است. اما از آنجايي كه دادگاه دلايل دادسرا را نپذيرفت اين مرد از اتهام قتل عمد تبرئه شد.
به گزارش تهرانامروز، در ابتداي جلسه محاكمه نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و روند پرونده را توضيح داد و گفت: چهار سال قبل زني جوان به ماموران پليس خبر داد كه مادرش فاطمه گم شده است. تحقيقات در اين خصوص آغاز شد و بررسيها نشان داد كه دقيقا در روزي كه فاطمه گم شده است، جسد زني با همان مشخصات در يك مزرعه ذرت پيدا شده و صاحب مزرعه اين موضوع را به پليس خبر داده است. مقتول با تكهپارچهاي خفه شده و سپس جسدش در مزرعه رها شده بود.
زماني كه دختر فاطمه جسد كشف شده را ديد، تاييد كرد اين جسد متعلق به مادرش است. بنابراين تحقيقات روي زندگي شخصي فاطمه شروع شد تا شايد از اين طريق سرنخي به دست آيد.
كارآگاهان متوجه شدند كه اين زن با مردي به نام رحيم رابطه داشته است و براي بازجويي بيشتر اين مرد را به اداره آگاهي فرا خواندند اما معلوم شد رحيم از قتل خبر ندارد و روزحادثه نيز در خانهاش بوده است.
از انجايي كه مدركي عليه اين مرد وجود نداشت، او آزاد شد. اين در حالي بود كه دختر مقتول ادعا كرد مادر با مرد ديگري به نام احمد رابطه داشته است.
زماني كه احمد بازداشت شد به قتل اعتراف كرد و گفت: من همسر صيغهاي فاطمه بودم و از آنجايي كه به خانه او رفت و آمد داشتم، تصميم گرفتم او را صيغه كنم.
من به عنوان راننده در خانه فاطمه كار ميكردم و او را هر جايي كه ميخواست ميبردم و براي اينكه ما زياد همديگر را ميديديم و نامحرم نباشيم صيغه كرديم.
وي در مورد آشنايياش با فاطمه گفته است: من سر قبر برادرم رفته بودم و فاطمه نيز سر قبر شوهرش آمده بود. آنهاچند قبر بيشتر با هم فاصله نداشتند، فاطمه خودش را به من رساند و سر صحبت را باز كرد بعد به رانندهاي كه منتظرش بود گفت كه برود واز من خواست كه او را برسانم و بعد از چندين جلسه هم با هم صيغه كرديم. همسرم متوجه شده بود اما به روي خودش نميآورد.
متهم در مورد روز حادثه گفته است:روز حادثه براي گرفتن دو ميليون پولي كه به فاطمه داده بودم به سراغش رفتم. او به من گفت كه پول را نميدهد، با هم به مزرعه ذرت رفتيم و من كه از جر و بحث خسته شده بودم عصباني شدم و بعد او را با پارچهاي خفه كردم.
نماينده دادستان گفت: اين اعترافات صريحي بوده است و از آنجايي كه با واقعيت منطبق است بنابراين كيفرخواست صادر و پرونده به دادگاه فرستاده شد اما قضات شعبه 71 دادگاه كيفري سال گذشته متهم را از اتهام تبرئه كردند و راي صادره از سوي ديوان عالي كشور نقض شد.
من به عنوان نماينده دادستان در اين شعبه تاكيد ميكنم دادسرا بر نظر خود تاكيد دارد و تقاضاي مجازات متهم را دارم.
سپس دختر و پسر مقتول در جايگاه حاضر شدند. در حاليكه پسر فاطمه ميگفت به يقين نرسيده كه احمد مادرش را كشته است. دختر فاطمه ادعا كرد قاطعانه تاكيد ميكند احمد مادرش را كشته است. او گفت: مادرم زن تنهايي بود و من هر روز به او زنگ ميزدم و حالش را ميپرسيدم. رفت و آمد زياد من باعث شده بود تا من در جريان كارهاي مادرم باشم.
مدتي بود كه مادرم با احمد رابطه داشت البته احمد برايش رانندگي ميكرد و مادرم به او پول ميداد. يك روز احمد به خانه من آمد و گفت لازم نيست تو در برابر من نجابت را رعايت كني پرسيدم چرا؟گفت چون مادرت را صيغه كردهام و تو دختر من هستي. اين حرفش من را ناراحت كرد با مادرم تماس گرفتم و به او گفتم كه ديگر اجازه ندهد احمد به خانه ما بيايد. از آن به بعد احمد را نديديم اما از انجايي كه با مادرم در تماس بودم ميداستم احمد به خانه او رفت و آمد دارد و من اطمينان دارم كه او مادرم را كشته است.
سپس متهم در جايگاه حاضر شد، او گفت: اتهام را قبول ندرام. فاطمه همسر صيغهاي من بود اما من او را نكشتم.
روز حادثه هم در تهران نبودم و چون يكي از اقوامم در ساوه فوت كرده بود به آنجا رفتم.
وي در مورد اعترافاتش در دادسرا گفت: من تحت فشار بودم ومجبور به اعتراف شدم. من با فاطمه رابطه خاصي نداشتم اما با هم صيغه كرده بوديم و من خانوادهاش را ميشناختم.
وي گفت: در دادگاه اول كه در شعبه 71 برگزار شد، قتل را منكر شدم و دادگاه بعد از اينكه شاهدان من را ديد حرفم را پذيرفت و تبرئه شدم اگر لازم باشد باز هم آن شاهدان را ميآورم تا بگويند كه من در تهران نبودم در آن روز ساوه بودم.
سپس هيات قضات وارد شور شدند تصميم گرفتند مراسم قسامه برگزار كنند اما از انجايي كه اوليايدم اعلام كردند 50 مذكري كه با آنها نسبت نسبي داشته باشند، ندارند دادگاه از متهم خواست تا مراسم قسامه را بر گزار كند و او نيز قبول كرد.
بعد از اينكه متهم 50 بار به خداوند قسم خورد كه قتل انجام نداده است از سوي دادگاه متهم از اتهام تبرئه شد و بيت المال موظف به پرداخت ديه فاطمه به فرزندانش شد.


