پاسخ هنرمند به نقدهای آشپزباشی
محمدرضا هنرمند، كارگردان سينما و تلويزيون با نگارش يادداشتي با عنوان «آشپزباشي، اين بيچاره بدهکار»، در پنج بند به نقدهاي مطرح شده در خصوص سريال «آشپزباشي» پاسخ گفت.
به گزارش ايسنا، در يادداشت محمدرضا هنرمند ، آمده است: اين روزها هر جا سخني از سريال «آشپزباشي» باشد، ضمن اظهارنظر درباره ريتم کند اين سريال، حرف و حديثي هم از هزينههاي تلف شده بيتالمال به ميان ميآيد. به همين خاطر لازم ديدم براي روشن شدن اذهان عمومي و آرامش وجدان آنهايي که سنگ بيتالمال را با جديت هر چه تمامتر به سينه ميکوبند چند نکته را يادآوري کنم.
اول اينکه: چه خوب که دوستان و گاهي همکاران گرامي ما تا اين اندازه حسابگر و دقيق شدهاند. ولي اي کاش در کشوري که هزاران پروژه رها شده، تعطيل شده، جمع شده، تکرارشده، غيب شده، وجود دارد، رسيدگي و مواخذه بيتالمالي تنها به يک سريال و هنرمندان طراز اول آن خلاصه نشود که بد عاقبتي دارد.
دوم اينکه: سريال «آشپزباشي» هرچه که هست حداقل شانزده ميليارد تومان يعني چهار برابر هزينههاي خودش را از طريق جذب و فروش پيامهاي بازرگاني اختصاصي اين سريال به سازمان صدا و سيما يا همان بيتالمال بازگرداندهاست. دقت بفرمائيد! چهار برابر هزينههاي خودش. يعني يکي از پرسودترين فعاليتهاي اقتصادي ممکن، فارغ از دستاوردهاي فرهنگي، هنري و اجتماعي.
سوم اينکه: در ماههاي اوليه تصويربرداري اين سريال و با احتساب زمان ثبت هر صفحه از فيلمنامه مصوب، پيشبيني ميشد که قسمتهاي اين سريال احتمالاً به سي و چند قسمت برسد که در مرحله تدوين اين پيشبيني و محاسبه مثل هزاران هزار پيش بيني انجام شده در حوزههاي مختلف علمي، ورزشي، فني، اقتصادي، نظامي و حتي ديپلماتيک درست از آب در نيامد. اين جرم و جنايت بزرگ را من شخصاً به گردن ميگيرم و آمادهام تا تمام خسارتهاي احتمالي وارد شده به بيتالمال را از دارائي مختصر شخصيام بپردازم تا کسي دچار عذاب وجدان و بيخوابي نشود.
در بخش چهارم اين يادداشت با انتقاد به دلسوزيهاي برخي از منتقدان به بيتالمال، هنرمند آورده است: اينجانب طبق قرارداد منعقده قرار است، دستمزد مشخص و متعارفي براي هر قسمت دريافت کردم. بنابراين تقليل قسمتهاي سريال يعني تقليل دستمزد خودم. روشنتر ميگويم تا همه مديران سازمان صدا و سيما و همکاران عزيزم خوب متوجه شوند. من قرار است بابت 26 قسمت دستمزدي دريافت کنم که هنوز آن را بطور کامل دريافت نکردهام. تا همين امروز، بسياري از همکاران ديگرم در اين سريال نيز حقوق مورد توافق خود را دريافت نکردهاند و طلبکار هستند، تهيهکننده هم شرمنده و بدهکار و فعلاً موبايل خاموش است.
پنجم: اين سريال در سختترين و بحرانيترين شرايط سياسي اجتماعي ساخته شد. يکي دوماه قبل از انتخابات رياست جمهوري هيجانات انتخاباتي به گروه رخنه کرد. بعداز انتخابات نيز دامنه آن گروه را تا آستانه تعطيلي و از هم پاشيدگي کشاند. تشريح جزئيات فشارهاي عصبي و رواني براي تعطيلي کار در اين يادداشت به صلاح هيچکس نيست، ولي اگر لازم باشد در جائي خواهم گفت که براي ادامه کار و جلوگيري از تعطيلي کامل پروژه چگونه جنگيدهام. نه براي خوش رقصي که براي جلوگيري از اتلاف سرمايههاي هنري کشور و نفس هنر. تعطيلي کار در آن روزها توجيه کافي داشت و هيچکس را براي آن مؤاخذه نميکردند. به آساني هزينه ديگري به هزينههاي بحران هاي سياسي - اجتماعي سال 88 اضافه ميکردند و بس.
و آخر اينکه: سريال «آشپزباشي» هم تمام شد. پس تا ديداري ديگر... اگر باشد. يا علي !


