ابتکار: زنان سقفهاي شيشهاي را كنار ميزنند
دختران جوان ما بسیار بلندپرواز هستند بنابراين تدابیری که براي حذف زنان انديشيده ميشود، كارساز نيست/از طرفي، وزير زن انتخاب ميشود و از طرف ديگر با تغييراتي در لایحه حمایت از خانواده حقوق زنان ناديده گرفته ميشود.
ایلنا ـ نیلوفر ابتکار معروف به معصومه ابتکار (زاده۱۳۳۹خ / ۱۹۶۰م در تهران) فعال سیاسی، روزنامهنگار، مؤلف و مترجم ایرانی و عضو فعلی شورای شهر تهران است.
معصومه ابتکار به همراه والدین خود شش سال در شهرهای فیلادلفیا و ماساچوست در آمریکا اقامت داشت. پدرش دانشآموخته دانشگاه پنسیلوانیا است. او تحصیلاتش را در ایران در مدرسه بینالمللی ایران زمین ادامه داد و در سال ۱۳۵۶ وارد دانشگاه پلیتکنیک در رشته مهندسی پتروشیمی شد. اما در سال ۶۰ تغییر رشته داد و لیسانس خود را از دانشگاه شهید بهشتی در تکنولوژی پزشکی، فوقلیسانس و دکترا را در رشته ایمنیشناسی (ایمونولوژی) از دانشگاه تربیت مدرس گرفت. بعداً عضو هیات علمی همین دانشگاه شد.
معصومه ابتکار از دانشجویانی بود که سفارت آمریکا در ایران را در بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا مشارکت داشت و در سفارتخانه به «سیستر مری» یا «خواهر مری» معروف شد، او به دلیل تسلط به زبان انگلیسی به عنوان سخنگوی گروگانگیران معرفی شد.
ابتکار در شورای سردبیری روزنامه کیهان انگلیسی به فعالیت مطبوعاتی پرداخت و سپس امتیاز فصلنامه فرزانه را گرفت و به انتشار آن پرداخت. او طی سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵ به تشکیل موسسه مطالعات وتحقیقات مسایل زنان اقدام کرد. ابتکار در آستانه برگزاری چهارمین کنفرانس جهانی زن(پکن - ۱۹۹۵)مسئولیت دفتر هماهنگی سازمانهای غیردولتی زنان و نیز نایب رییس کمیته ملی این کنفرانس را عهده دار شد. او در سال ۱۳۷۵ با تشکیل شبکه سازمانهای غیردولتی زنان در ایران به عنوان رییس این شبکه انتخاب شد.
ابتکار نخستین زن ایرانی است که پس از انقلاب اسلامي وارد هيات دولت شدهاست. او بیشتر بهخاطر نقش خود در تصرف سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و ۸ سال ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی معروف است، اما اكنون معاون رييسجمهور در دولت اصلاحات، نماينده مردم تهران در شورايشهر است، نمايندهاي كه معتقد است با همه سختيها .بلندپروازي بسياري از دختران جوان تدابیری که براي حذف زنان انديشيده ميشود، را ناكار ميكند:
شما اولين زني بوديد كه وارد كابينه دولت شديد، اين ورود به عرصه فعاليتهاي اجرايي كشور را چگونه ارزيابي ميكنيد. فكر ميكنيد چه عواملي زمينهساز ورود زنان به فعاليتهاي مديريتي سطح كلان كشور شد؟
آقاي خاتمی از طرفي اعتقاد به حضور اجتماعی زنان داشت و باور داشت که زنان توانمند هستند و ميتوانند در فعاليتهاي اجتماعي نقش مهمي را ايفا كنند و از طرف ديگر رای آوردن خود در انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد را به نوعی وامداري زنان میدانست. بنابراين شناخت، آقاي خاتمي معتقد بود كه مطالبات زنان ایرانی در چارچوب قانون اساسی و شرع مقدس اسلام تا حد زیادی قابل تحقق است، یعنی این گونه نبود که او راهها را براي پيشبرد وضعيت زنان در اجتماع بسته فرض كند.
برهمین اساس زمانی که بحث شکلگیری کابینه مطرح شد یکی از پیشنهادات و درخواستهای او این بود که علاوه بر مسوولیت مشاورت رئیس جمهور در امور زنان که عالیترین جايگاه اجرايي زنان تا آن زمان بود، سمتهاي اجرايي بالاتري نيز به زنان واگذار شود. نظر آقای خاتمی این بود که این وضعیت بايد تغییر كند و در واقع بايد عرصه جديدي كه در آن مسووليتهاي اجرايي به زنان واگذار ميشود جايگزين وضعيت قبلي شود.
تا قبل از دوره اصلاحات سقفهاي شیشهای براي حضور زنان در فعاليتهاي اجتماعي وجود داشت و اين سقفهاي شيشهاي مانعی بود که زنان در دولت حضور نداشته باشند و در عالیترین مرجع سیاستگذاری و تصمیمگیری اجرایی ايران هيچ اثري از حضور زنان ديده نميشد، اما آقاي خاتمي اين وضعيت را تغيير داد.
رئيس جمهور دوره اصلاحات در پاسخ به مطالبات زنان كشور تصميم گرفت زنی را در مسوولیتی غیر از مسوولیت زنان قرار دهد، اما از آنجايي كه تا حدودي نسبت به نوع نگرش مجلس و رای دادن مجلس به وزیر زن نگرانی داشت، فکر کرد که شاید بهترین راه این است که در قدم اول اين صفشكني در رابطه با واگذاري سمتهاي مهم به زنان را با انتصاب یک معاون رئیس جمهور زن آغاز كند.
زمانی که آقاي خاتمي این موضوع را برای بار اول با من در ميان گذاشت، گفت من فکر میکنم انتصاب یک معاون رئیس جمهور زن فضای جدیدی را در کشور به وجود میآورد و اين انتصاب فرصت جدیدی برای بانوان كشور فراهم ميكند و ميتواند زمینهساز حرکتهای آینده شود.
آقاي خاتمي معتقد بود اگر بخواهیم به یک وضعیت متعادل در زمينه برابرسازي فرصتهاي شغلي در سطوح مدیریتي، تصمیمگیری و تصمیمسازی در كشور برسيم، این قدم اول است. او ميگفت واگذاري پستهاي كليدي به زنان باعث ميشود كه خیلی از نگرشها نسبت به زنان اصلاح شود و زمینهها برای قدمهای بعدی مشاركت اجتماعي زنان آماده شود.
اين اقدام آقاي خاتمي از یک طرف با حمایت بسیار وسیع و گسترده زنان و مردان، به ويژه مردانی که دختر داشتند، همراه شد. وقتي من به عنوان معاون رئيس جمهور انتخاب شدم، بسياري از افراد شاخص دانشگاهی و مدیران با تجربه اعلام آمادگی كردند كه براي پيشبرد كار با من همراهي كنند. آنها ميگفتند كه این اولین تجربه اجرایی یک زن بعد از انقلاب اسلامی است و میخواهیم که این تجربه موفق باشد، چون اعتقاد داريم كه زنان بايد در فعاليتهاي اجتماعي وارد شوند، چون ميخواهيم كه دختران ما آينده روشني داشته باشند و اكنون با انتصاب يك زن به عنوان معاون رئيس جمهور فرصت استثنايي براي زنان كشور پيش آمده است.
انتصاب يك زن به سمت رئيس سازمان حفاظت محيط زيست حس همدلی و جریان همافزایی بین کسانی که به تلاش براي حفظ محیطزیست اعتقاد داشتند و كساني كه به حضور اجتماعي زنان باور داشتند، ايجاد كرد؛ به طوري كه میتوانیم بگوییم که اين پیوندی كه بین جنبش زنان و جنبش حفظ محیط زیست به وجود آمد باعث شد كه هر دو اين جريانات در كشور بتواند به شكلي مناسب رشد داشته باشند و اولین تجربه مديريتي يك زن مسلمان بعد از انقلاب تبديل به یک تجربه موفق شود.
آيا مخالفتهايي با انتصاب شما به عنوان معاون رئيس جمهور وجود داشت؟
بله، مخالفتهایی هم بود؛ یعنی در ابتدا به هر حال نگرانیهایی هم وجود داشت. برخي از علما در قم اعلام نگرانی کرده بودند و بحثهايي را مطرح كرده بودند که آقای خاتمی هم موضع خیلی محکمی را در ارتباط با این موضوع داشت و اعلام کرد که به هر حال باید این فرصت به زنان داده شود و قرار هم هست که این کار در چارچوب مواضع شرعی صورت بگیرد.
بعد از اينكه من به عنوان معاون رئيس جمهور انتخاب شدم، با بسیاری از این آقایان كه مخالفت خود را با انتخاب من اعلام كرده بودند، ديدار كردم و اين ديدارها يکی از برنامههای بسیار جدی بود كه من تا پايان سال هشتمی که مسوولیت داشتم، آن را ادامه دادم.
دیدار با مراجع و روحانیون سرشناس، نمایندگان ولیفقیه و ائمهجمعه شهرهای بزرگ از جمله اقداماتي بود كه ما انجام داديم. من به هر شهری که برای بازدید میرفتم، با علما و مراجع تقليد و ائمه جماعات آن شهر بازديد ميكردم و نوع استقبال آنها در سالهاي ابتدايي و انتهايي مسئوليتام برايم جالب بود.
من هر یک سال و نیم يا 2 سال حداقل به هر استانی یکی دو بار سفر میکردم و این ملاقاتها تکرار میشد و خیلی مواقع ارزیابیها را میشد سنجید، به طوري كه تصوری که بعد از 8 سال برای من ایجاد شد این بود که روحانیت و مراجع ما بسیار در ارتباط با نگاهشان در مورد زنان و واگذاري مسووليتهاي اجتماعي به زنان انعطافپذیری پيدا كردهاند. اين انعطافپذيري آنها در حالي صورت گرفته بود كه آنها همچنان به اصول و چارچوبهای اصلی خود تاکید داشتند و پایبند بودند، ولی آمادگی پذيرش زنان در مسووليتهاي اجرايي را نيز داشتند و حتی به زبان میآوردند که تصور ما نسبت به نقش زنان تغییر کرده است و ديگر مانند گذشته به توانايي زنان در فعاليتهاي اجتماعي نگاه منفي نداريم. در گذشته فكر ميكرديم كه زنان نميتوانند در عرصه مسوولیتهای اجرایی کشور خوب عمل کنند یا تصور میکردیم که ممکن است مشکلاتی به جهت شرعی و پایبندی به حدود شرعی پیش بیاید، ولی بعد دیدیم که عملا این اتفاق نیفتاد و دیدیم که برعکس، الگوی بسیار مثبتی از جهت دینی در رابطه با زنان ارائه شده است که میتواند بسيار برای کشور بسيار مفيد باشد.
این تغییر نگاه و حس ظن را واقعا ميشد در اکثریت قریب به اتفاق آقایان دید. من از نزدیک تجربه کردم و دیدم که نگاهها چقدر نسبت به مساله زنان مثبت شده است و آقايان چقدر نسبت به فعاليت اجتماعي زنان ديد مثبت پيدا كردهاند و نگاهشان مثبت شده است. ايجاد تغيير در نگرش مردان کار سختی بود و آقای خاتمی واقعا صفشکنی كرد. آقای خاتمی، فصل نوینی را در بحث حضور زنان در عرصههای سیاسی و اجرایی باز کرد.
شما اولین زني بودید که وارد هیات دولت شدید، نگاهها در هيات دولت چگونه بود؟
نگاهها متفاوت بود. اکثریت میپذیرفتند و نگاهشان بسیار مثبت و توام با همراهی بود، اما عده ديگري بودند كه با من و فعاليت كاريام مشكل داشتند. مشكل آنها اين بود كه از طرفي من زن بودم و از طرف ديگر حيطه كاري من به محيطزيست مربوط ميشد و به دليل نوع فعاليت كاريام با بسياري از دستگاههای اجرایی به نوعی اصطکاک و چالش پیدا میکردم و هضم این دوگانگی برای بعضیها دشوار بود.
برخي از اعضاي هيات دولت، گاهي اوقات با ترديدهايي مواجه ميشدند و من احساس میکردم بخشی از این تردیدها ناشی از سوءظن به مباحث مربوط به محیطزیست بود و شاید بخشی هم مربوط به زن بودن ميشد، اما فكر ميكنم در مجموع نگاهها خیلی خوب بود.
بعد از اينكه رئيس سازمان حفاظت محيط زيست شديد، آيا اقدامي در جهت ارتقا وضعيت زنان انجام داديد؟
تا قبل از رياست من بر سازمان حفاظت محيطزيست، هيچ مدير زني در مجموعه وجود نداشت و با تلاشي كه صورت گرفت طی مدتی که من مسوولیت داشتم حدود 7 مدیرکل زن منصوب کردم. اولین مدیرکل استاني زن را در دوره رياست خود بر سازمان حفاظت محيط زيست انتخاب كردم که يك زن کرد اهل سنت بود که بسیار خوب و موفق عمل کرد و در یک فضای خیلی مردانه و دشوار موفق شد اقدامات مناسبي را انجام دهد. با رياست من بر سازمان حفاظت محيطزيست فضای داخل سازمان هم خیلی تغییر کرد؛ یعنی قبلا رویکرد این بود که خانمها خیلی از کارها را نمیتوانند انجام دهند، دانشكده محیطزیست برای زنها جا نداشت و دانشجوی زن نمیگرفت كه اين وضعيت را تغيير داديم.
برخي گمان ميكردند كه آقاي خاتمی با انتخاب يك معاون زن قصد دارد يك كار تزئینی انجام دهد و به هر قیمتی كه شده یک زن در کابینه خود داشته باشد، اما تحركي كه در سازمان حفاظت محيطزيست شكل گرفت اين فرضيه را از بين برد. چون سازمان حفاظت محيطزيست اقدامات بسيار مثبتي در جهت ارتقای محيط زيست كشور در آن دوره انجام داد و خوشبختانه تدریجا این ابهامات و نگرانیها برطرف شد.
در زمان رياستام بر سازمان حفاظت محيطزيست آنقدر اتفاقات جالب و قابل ذكر پيش آمد كه به اين نتيجه رسيدم كه بايد اين خاطرات در جايي ثبت شود. كتاب خوشههاي شهريور در واقع خاطرات من به عنوان رئيس سازمان حفاظت محيطزيست و اولين زن معاون رئيسجمهور است.
به نظر شما چرا بيشتر وزراي محيطزيست جهان زن هستند؟
بسياري از وزراي محيط زيست جهان زن هستند و در پشت اين مساله يك نگاه فلسفي وجود دارد. شايد بتوان گفت نگاه زنانه به محيطزيست به نوعي حافظ محيطزيست است و زنان در عرصهای مثل محیطزیست تاثیرگذاری بیشتری از مردان دارند. نگاه زنانه حافظ و نگهبان حقوق نسلهای آینده است، شايد به اين خاطر كه ارتباطی با نگاه مادرانه و نقش مادری دارد.
اگر شما بخواهید وضعیت زنان را در دوره قبل از اصلاحات، دوره اصلاحات و بعد از اصلاحات با هم مقایسه کنید چه تصویری از این 3 دوره ارائه ميكنيد و این که تغییر جدی ایجاد شده است؟
در دوره آقای هاشمی گامهای اولیه براي بهبود شرايط زنان در جامعه برداشته شد، ولی سقفهای شیشهای زیادی هنوز باقی مانده بود. اقداماتي كه خانم حبيبي كه آن زمان مشاور رئیس جمهور بود، انجام داد، اقدامات مثبتي بود. در دولت آقای هاشمی زنان ایرانی توانستند در چهارمین اجلاس جهانی زن در پکن شركت كنند و اين اقدام، عرصه جدیدی در بحث مناسبات بینالمللی برای کشور باز کرد. دیپلماسي زنانه و نقشی که زنان ایرانی در اين اجلاس داشتند در پیشبرد اهداف ایران و کشورهای در حال توسعه، قابل چشمپوشي نبود.
در دوره آقاي هاشمي تحولات زیاد ديگري نيز در حوزه زنان صورت گرفت. در این دوره بود که اولین کمیته بررسی پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض عليه زنان شکل گرفت و اين کمیته که زیر نظر آیتالله تسخیری اداره ميشد به اين جمعبندي رسيد كه پيوستن ايران به كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان اقدامي مناسب و بهجا است.
نبايد فراموش كرد كه اين اقدامات همه در دولتي به وقوع پيوست كه وجهه اصولگرا داشت، ولی رویکردش نسبت به این موضوعات زنان خیلی مثبت و امیدوارکننده بود.
شاید بتوان گفت كه اقداماتي كه در دوره رياست جمهوري هاشمي در زمينه زنان انجام شد به نوعي زمینهساز تحول 2 خرداد، اين تحول رو به جلو و در عین حال انتقادی بود.
دوم خرداد 1376 باعث شد كه فضاي اجتماعي باز شود و امکان طرح مطالبات و دغدغههای بانوان فراهم شود، مطالباتي که میتوانست امكان حركت زنان را رو به جلو فراهم كند. دوره اصلاحات در واقع پاسخی بود به مطالبات زنان و تحولاتی که در جامعه رخ داده بود. در دوره اصلاحات اين نگرش كه همه مشكلات جامعه به نوعي ريشه در زنان دارد، از بين رفت. جامعه جوان ايران احساس كرد كه لااقل ديگر دولت به زنان اين گونه نگاه نميكند، حتي اگر ارگانهاي ديگر حاكميت همچنان نگاه مثبتي به زن نداشته باشند.
در دوره اصلاحات، جامعه احساس كرد كه دولت نگاه مثبتي نسبت به زنان دارد و منشا همه مشكلات جامعه را در زنان جستوجو نميكند. جامعه به اين نتيجه رسيد كه دولت اصلاحات معتقد است كه زنان میتوانند منشا حل مشکلات اجتماعی باشند و میتوانند گرهگشايي كنند و در حل بسياري از معضلات اجتماعي كمك كنند.
این تغییر نگاه در دوم خرداد اتفاق افتاد و در كنار اين تغییر نگاه تلاشهای جدیای برای کمک به مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان صورت گرفت.
انتخاب نام «مرکز امور مشارکت زنان» و تلاش براي حضور زنان در کابینه نشاندهنده اين بود كه رئيسجمهور اصلاحات سعي در از بين بردن محدوديتهاي زن در جامعه دارد. آقاي خاتمي بعد از رئيسجمهور شدن نه تنها يك معاون رئيس جمهور زن انتخاب كرد بلكه تلاش كرد كه رئيس «مركز امور مشاركت زنان» را كه تا آن زمان از نظر قانوني اجازه نداشت در جلسات هيات دولت شركت كند، از بين ببرد و با استفاده از اختيارات قانوني خود اين امكان را فراهم كرد كه خانم شجاعي رئيس مركز امور مشاركت زنان بتوانند در جلسات هيات دولت حضور پيدا كنند.
خاتمي تلاش كرد كه فضاي كابينه را به سمتي سوق دهد كه در گذر زمان تعادل جنسيتي در آن برقرار شود و اين خود اتفاق مهمي بود.
رئيسجمهور دوره اصلاحات سعي كرد فضا را به سمتي سوق دهد كه عملا عرصه برای مشاركت اجتماعی و سیاسی زنان فراهم شود. او بحث بسیار مهم جامعه مدنی را مطرح كرد و فضایی را بهوجود آورد كه تشکلهای مدنی شکل بگیرند.
در کنار اين تشكلهاي مدني، رسانهها نيز فعال بودند و رسانهها فضای باز اطلاعاتي را تجربه ميكردند. در دوره اصلاحات اگر برخی حامی فضاي باز اطلاعاتي نبودند، حداقل دولت از جريان آزاد اطلاعات البته در چارچوب قانون و مقررات و اصول ديني حمايت ميكرد.
فضاي باز اطلاعاتي خيلي به طرح مطالبات و مسائل زنان كمك كرد و در دوره اصلاحات انتشارات بسيار خوبي در حوزه زنان انجام شد. در دوره اصلاحات ماهنامه «زنان» كه توسط شهلا شركت منتشر ميشد و يا روزنامه «زن» توسط فائزه هاشمي انتشار مييافت از جمله نشرياتي بودند كه به طور كاملا تخصصي به طرح مسائل و مشكلات زنان ميپرداختند. در اين نشريات خیلی جسورانه مشکلاتی را که شاید قبلا تابو محسوب میشد و طرح آنها ضربات ريشهاي به قوام و ثبات اجتماعی وارد ميكرد، مطرح ميشد.
در دوره اصلاحات، به طور جدي مسائل مربوط به خانوادهها آسیبشناسی شد و به موضوع مهمي مانند خشونت عليه زنان پرداخته شد. در اين دوره به آموزشهایی که باید دختران جوان ميديدند توجه ويژه شد. البته در دوره آقای هاشمی هم به خاطر دارم كه آقای دکتر مرندی روی مسائل مربوط به بهداشت باروری خیلی جسورانه كار كرد و وارد اين مبحث شد و آموزشهاي مربوط به بهداشت باروری را او کلید زد. انصافا نباید این موضوعات را فراموش کنیم.
بالاخره با تلاشهاي فراوان فضایی فراهم شد كه بسياري از محدودیتها و تنگناهايي كه در رابطه با مسائل زنان وجود داشت از بين رفت. از سوي ديگر هم در بخش اجرایی دولت مصوبهای را گذراند که براساس آن بايد از زنان در سطوح مدیريتي استفاده ميشد و زنان به عنوان معاون و مدير بايد در دستگاههاي اجرايي دولت مورد استفاده قرار ميگرفتند. در همين راستا چندین معاون وزیر زن در كشور منصوب شدند و چند مدیرکل زن نيز در سازمانهاي اجرايي داراي سمت شدند.
در دوره اصلاحات تلاش شد برای حل معضلاتی مانند ساعت کاري زنان و خدماتی که باید به زنان داده شود تا بتوانند با پشتوانه آن به فعاليتهاي اجتماعيشان ادامه دهند اقداماتي صورت گرفت. امروز اگر برگرديم و به گذشته نگاه كنيم میبینیم که تصویر بسيار مثبتی در رابطه با پرداختن به مسائل زنان و دفاع از حقوق زنان در دوره اصلاحات ترسيم شده است.
در رابطه با دوره بعد از اصلاحات بايد گفت، سياستهاي مربوط به زنان به گونهاي دنبال شد كه لطمات جبران ناپذيري را به وضعيت زنان جامعه وارد كرد. زنان در اين دوره، در بسیاری از عرصهها، مشاغل و پستهای خود را از دست دادند و زمينه مشاركت اجتماعي زنان در اين دوره كاهش يافت. نگاه به زنان، يك نگاه بسيار یکسویه بود. در اين دوره، حتی بسیاری از زنهاي صاحب منصب به خود اين اجازه را دادند كه در مصاحبههای خود اعلام كنند كه زنان بهتر است بروند دنبال شوهرداری و بچهداری و کار اجرایی به دردشان نمیخورد.آنها اعلام كردند كه اين سياست كه زنان كارهاي اجرايي جدي داشته باشند، سياست درستي نيست.
اما رييسجمهور در دولت دهم يك وزير زن براي كابينه خود انتخاب كرد.
در دولت دهم، آقاي احمدينژاد، يك زن را به عنوان وزير انتخاب كرد، گرچه شاید همین شکستن حصار هم حرکت مثبتی تلقی شود و اينكه بالاخره یک وزیر زن در كشور داشته باشيم، نكته مثبتي است اما بههر حال، اين اقدام اثرگذاري چنداني نداشت. موجی که در دوم خرداد پدید آمد و اثراتی که به دنبال داشت هرگز بعد از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري پديد نيامد.
در دوره اصلاحات، حركتهايي كه براي ارتقای وضعيت اجتماعي زنان انجام شد با پشتوانهها و فضاسازی کلان اجتماعی و سیاسی همراه بود. فضایی كه در دوره آقای خاتمی پیش آمده بود حضور زنان را در جامعه پرمعنی میکرد اما متاسفانه پس از اصلاحات اتفاقاتي رخ داد كه برعكس بود.
در اين دوره سیاستهايي كه در رابطه با زنان در پيش گرفته شد، متناقض بود. از طرفي، وزير زن انتخاب ميشود و از طرف ديگر دولت رسما با تغييراتي در لایحه حمایت از خانواده حقوق زنان را ناديده ميگيرد تا ازدواج مجدد را تسهیل کند، یا در همين زمان دولت بر كاهش ساعت کار زنان اصرار كرد، اقدامي كه عملا مزیت زنان را در اشتغال کم میکند. در همان حالي كه وزیر و معاون زن انتخاب ميشود، عملا سیاستهای تبعيض جنسيتي همچنان ادامه دارد.
متاسفانه برخلاف تبلیغاتی که صورت ميگيرد، كوچكترين توجهي به مشكلات زنان و جوانان صورت نگرفته است و اگر بخواهيم تصويري از وضعيت زنان در اين دوره ترسيم كنيم، تصوير خيلي روشن و مثبتي از وضعيت زنان به دست نميدهد.
اين تصويري كه از نگاه شما مثبت نيست، آيا نشان از برنامهاي براي تغيير نگاه به زنان دارد؟
اقداماتي كه در رابطه با زنان صورت گرفته است، از يك تفکر خاص شکل گرفته است و در اين هيچ ترديدي نيست، اما متاسفانه ميتوان گفت كه اين جریان فکری برنامه هم ندارد.
در تعالیم دینی به صراحت گفته شده است که اگر کسی را از چیزی منع کنی بیشتر حریص میشود و از طرف ديگر گفته شده است كه امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد و زبان و ادبیات خاصي را ميطلبد، بنابر اين كساني كه مدعي هستند در جهت تحقق ارزشهای دینی گام برميدارند بايد اين شرايط را رعايت كنند، ولی واقعیت این است که شيوه عمل آنها بعضا سنخیتی با تعالیم پیامبر و ائمه اطهار و قرآن کریم ندارد.
با اين توصيفها چه آيندهاي را براي زنان ايران پيشبيني ميكنيد؟
فکر نمیکنم با همه این سیاستهایی که دنبال میشود، كساني كه به فكر كنار زدن زنان از فعاليتهاي اجتماعي هستند موفق شوند. فکر نمیکنم تلاشهاي آنها خیلی نتیجهبخش باشد. چون ما با موجي از زنان جوان تحصیل کرده كه نگاه روشني به آینده دارند و مطالبات اجتماعي گستردهاي دارند، مواجه هستيم. بسیاری از دختران جوان ما بسیار بلندپرواز هستند بنابراين تدابیری که براي حذف زنان انديشيده ميشود، كارساز نيست.
البته تلاشي كه براي حذف زنان از اجتماع صورت ميگيرد ميتواند باعث کاهش حضور زنان در فعاليتهاي اجتماعي در يك برهه زماني خاص شود، اما هيچوقت نميتواند باعث حذف زنان از جامعه شود.
جبر تاریخ و جبر امواج اجتماعی به گونهای است که در بلندمدت زنان جامعه ما تاثیرگذاری خود را در جامعه خواهند داشت و حضورشان را به اثبات ميرسانند.
چند سال پیش هم این تصور در برهههایی به وجود آمد كه عدهای گمان كردند که میتوانند حضور زنان را در جامعه کمرنگ کنند، اما عملا اتفاقاتی که افتاد فرضیه آنان را اثبات نکرد. فکر میکنم یک انرژیاي در جریان زنان تحصیل کرده و فرهیخته، جوانان و دختران ما وجود دارد که بهدنبال از بين بردن عقبافتادگيها هستند و ميخواهند حصارها و سقفهای شیشهای را كنار بزنند و خود را به شكوفايي برساند. دختران و جوانان ما يك عامل انگيزشي قوي براي مقابله دارند و نميتوان آنها را از صحنه اجتماع كنار زد.
با همه اين توضيحات، آيا شما بهعنوان نماينده تهرانيها در شورايشهر، توانستيد شهر اقداماتی در رابطه با بهبود وضعیت زنان انجام دهيد؟
در ابتدا که شورای سوم شکل گرفت با وجود اینکه خانمهای عضو شورا از نظر جهتگیریهای سیاسی با هم متفاوت بودند، خانم احمدی نژاد جناح دولت بود، خانم آباد جناح اصولگرایان میانهرو و بنده که به اصلاحطلبها بیشتر تمایل داشتم این پیشنهاد را دادیم که یك فراکسیون زنان تشکیل دهیم و اقدامي به صورت اختصاصي بر روي زنان انجام دهيم. این حرکت را شروع کردهایم اما چون اين حركت در عرصه شورا به نتيجه نرسيد، حركتي را در عرصه مدنی آغاز کردهایم و ائتلاف اسلامی زنان را تشکیل دادیم.
ائتلاف اسلامي زنان از همان سالهای اولی که شورا تشکیل شد؛ يعني در سالهاي 85-86 شكل گرفت. الحمدلله یک زن اصلاحطلب كه در مجلس وجود نداريم، به طوري كه انگار اصلا در ایران زنان اصلاحطلب وجود ندارند كه در مجلس نمايندهاي داشته باشند، بنابراين مطالبات زنان اصلاحطلب كشور در هيچ كجا مطرح نميشود.
براساس تجربهای که در دولت هفتم و هشتم در رابطه با تدوين برنامه زنان داشتم و كاري كه قبلا با مركز امور مشاركت زنان انجام داده بودم، توانستيم برنامهای را برای پیشرفت زنان در تهران آماده كنيم كه اين پیشنویس را در یکی از جلسات نشست مشورتی زنان عضو شوراهای شهرهای کشور که مسوولیت آن هم با خانم «آباد» بود در مشهد ارائه كردم. اين برنامه در شوراي شهر تهران هم ارائه شد، بخشهایی از این برنامه در برنامه 5 ساله شهرداری نيز آمد. شهرداری تهران مكلف شد كه برنامهاي برای بهبود وضعیت زنان در شهر تهران ارائه كند.
برنامه را در چند محور پیشنهاد داده بودیم که این ابعاد بخش آموزش، اشتغال، بهداشت، مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، ورزش و محیط زیست را شامل ميشد و شهرداري موظف بود كه برنامهاي ارائه كند كه شهرها چطور برای بهبود وضعیت زنان میتوانند اقدامات مناسبي ارائه كنند، البته هنوز شهرداري گزارش خود را در رابطه با اين برنامه ارائه نكرده است.
متاسفانه شوراي شهر از یک فراکسیون زنان برخوردار نيست و در شورا نتوانستهايم به صورت منسجم به مباحث مربوط به زنان بپردازيم، ولی من خودم به شخصه هر جایی که فرصتش را داشتهام سعی کردهام که براي بهبود وضعيت زنان كشور تلاش كنم.
يعني شما تشكيل ائتلاف اسلامي زنان را اثرگذار ميدانيد؟
البته شکلگیری ائتلاف اسلامی زنان اتفاق مهمی بود و فکر میکنم در عرصه سیاسی و احزاب، دچار يك خلا در كشور هستيم. اين اشكال بزرگي است كه گروههای سیاسی رقیب آن گونه که باید با هم ندارند. غیر از خانه احزاب مكان دیگري وجود ندارد که احزاب کنار هم قرار بگیرند و با هم به تبادل نظر بپردازند. بالاخره اين احزاب یک اشتراکات اولیهای با يكديگر دارند. همه آنها انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی را قبول دارند. این پایه اولیه اشتراکات میتواند زمينهساز کارهای جمعی و حرکت جمعی شود كه متاسفانه خلا موجود در كشور باعث شده است كه احزاب تعامل مناسبي با هم نداشته باشند.
ائتلاف اسلامي زنان شاید بتواند الگویی برای کل احزاب سیاسی کشور شود. برای همين بود که ائتلاف زنان شکل گرفت. اين اتئلاف متشکل از نمایندگان احزاب اصلاحطلب و اصولگرا است و جلسات متعددی تاکنون داشته است، بیانیههای مختلفی ارائه داده و بر روی مسائل مختلف از جمله لایحه حمایت از خانواده اظهارنظر كرده است. در اين رابطه با ملاقات با مراجع مختلف عظام ديدار كرده است.
ائتلاف اسلامي زنان در مورد مسائل زنان با آیتالله هاشمیرفسنجانی ملاقات داشته و اینکه چگونه در مجمع تشخیص نظام میشود موضوعات مرتبط با زنان را دنبال کرد. اخيرا هم اين ائتلاف با آقای باهنر ملاقاتی را داشته است و در رابطه با وضعیت زنان و مشکلات آنها طی سال گذشته گزارشهایی را ارائه كرده است.
ائتلاف اسلامی زنان این واقعیت را به نمایش گذاشت که با وجود اختلافاتی که بین اصلاحطلبان و اصولگرایان وجود دارد باز هم ميتوان نقاط اشتراکی را پیدا كرد و بر سر آن نقاط اشتراک با هم به همفکری و تبادلنظر به نتايج مثبت رسيد.
یکی از دلایلی که در حال حاضر احزاب معتقد به نظام در يك رويارويي جدي قرار گرفتهاند اين است كه بين احزاب تعامل لازم وجود ندارد. چرا باید فضایی در كشور حاكم باشد كه بین احزاب اصلاحطلب و اصولگرا براي بحث و تبادلنظر مشكل وجود داشته باشد و آنها حق گفتوگو و تعامل با يكديگر را نداشته باشند.
اگر میخواهیم کشور را به سمت ثبات و آرامش و آینده روشن پیش ببریم این فضا باید تغییر كند. الگوی ائتلاف اسلامی زنان الگوی موفقی در زمينه تعامل بين احزاب مختلف با گرايشهاي فكري ناهمسان است.
تقابل و تهمتزنی راهحل مناسبي براي حل معضلات كشور نيست. راهحل منطقي اين است كه فضاهایی براي بحث و تبادل نظر بين احزاب وجود داشته باشد. زنان در این اتئلاف اسلامی پیشگام شدند شاید به دلیل اینکه آنها علاوه بر مسائل خودشان یک دوراندیشیهایی را در رابطه با مسائل کلان کشور داشتند و به اين نتيجه رسيده بودند كه برخوردهای قهری و جبری و فشارها نمیتواند در بلندمدت مشکلات کشور را حل کند. این است که باید یک نگاه همزیستی و مسالمتجویانه شکل گیرد و با تعامل و با درنظر گرفتن این تنوع، طیفهای داخل نظام و معتقد به انقلاب حركتي براي حل معضلات كشور آغاز شود.






