داستان تجاوز و تهدید توسط یک مرد متاهل

کد خبر: ۱۰۱۸۰۴
| |
42724 بازدید
روزنامه خراسان نوشت:

احساس سرگيجه عجيبي داشتم و در حالي که به ليوان شربت و ظرف شيريني خيره شده بودم، چشمانم سياهي  رفت و ...!
دختر جوان با گفتن اين مطلب سرش را به ديوار تکيه داد و در حالي که چهره اش را با گوشه روسري اش پوشانده بود شروع به گريه کرد.

او در گفت و گو با کارشناس اجتماعي کلانتري شهرک ناجاي مشهد افزود: چهار روز از بلايي که به سرم آمده مي گذرد و در اين مدت به هيچ کس اعتماد نداشتم که چيزي بگويم تا اين که تصميم گرفتم با پليس درد دل کنم. «يگانه» در بيان داستان زندگي اش گفت: ما در اصفهان زندگي مي کرديم و ۱۷سال قبل، وقتي من کودکي يک ساله بودم پدر و مادرم با لج بازي و غرور از يکديگر جدا شدند و هر يک به دنبال زندگي خودشان رفتند. از آن موقع به بعد مادرم را نديده ام و پدرم نيز سالي يک بار همراه همسر و دو خواهر ناتني ام از تهران به مشهد مي آيند و چند روزي آن ها را مي بينم.من در خانه مادربزرگم قد کشيدم و بزرگ شدم اما با وجود آن که از نظر مالي و امکانات زندگي کم و کسري نداشته ام هميشه احساس غربت و تنهايي مرا رنج داده است و حسرت زندگي دختران هم سن و سال خودم را که در کنار خانواده شان هستند، مي خوردم.

متاسفانه با تفاوت سني که بين من و مادربزرگم وجود دارد هيچ  وقت نتوانستيم همدل و هم صحبت شويم و تصورم اين است که او مسئوليت مرا به خاطر فرار از تنهايي و بي کسي پذيرفته است. با يک کوله پشتي غم و اندوه مصمم بودم درس بخوانم و ادامه تحصيل بدهم تا بتوانم در آينده زندگي خوبي براي خودم درست کنم ولي با بلايي که به سرم آمده است احساس سياه بختي و سرشکستگي مي کنم. ماجرا از اين قرار است که از چندي قبل متوجه نگاه معني دار جواني شدم که هر روز در راه مدرسه تعقيبم مي کرد. او با لبخندهاي مرموز خود دلم را ربود و متاسفانه با يک مشت حرف خام شدم و فريب خوردم. ما مدتي به طور تلفني در ارتباط بوديم و داريوش چند بار مرا به خانه شان دعوت کرد ولي احتياط کردم و پيشنهادش را نپذيرفتم تا اين که يک روز وقتي در خانه تنها بودم او به ديدنم آمد و قرار بود چند دقيقه اي توي پارکينگ همديگر را ببينيم و برود.پسر مورد علاقه ام دو عدد آبميوه از داخل کيف خود درآورد و تعارف کرد. من هم بلافاصله يک ظرف شيريني آوردم و آبميوه را با خوشحالي سرکشيدم.افسوس که با خوردن يک عدد شيريني و شربت سرم گيج رفت و بيهوش شدم و ...! زماني که به خودم آمدم ديدم توي اتاق هستم و داريوش فرار کرده است. يگانه افزود: با او تماس گرفتم ولي تا مي خواستم حرفي بزنم داريوش تهديدم کرد که فردي متاهل و زن و بچه دار است و اگر درباره مشکلي که برايم پيش آمده به کسي چيزي بگويم بلايي به سرم مي آورد که مرغ هاي آسمان به حالم گريه کنند. نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم و به خاطر اين غلطي که کرده ام از خواب و خوراک افتاده ام.

کارشناس ارشد روان شناسي مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي دراين باره معتقد است: طلاق والدين از اصلي ترين عوامل ايجاد خلاء عاطفي فرزندان مي باشد. در اين ماجرا اگر چه زندگي يگانه با مادربزرگ به گونه اي ناکافي خلاء عاطفي ناشي از نبود مادر را در ذهن اين دختر جوان پر کرده است، اما نبود پدر، يگانه را با خلاء عاطفي شديد مواجه کرده تا جايي که او مستعد برقراري ارتباط با جنس مخالف شده است.

سيدمجيد موسوي راد افزود: اما بسياري از افراد شبيه يگانه ممکن است، سوال کنند که چه کار بايد کرد؟ بهترين اقدام در اين شرايط، ازدواجي آگاهانه و صحيح است تا خلاءهاي عاطفي پر شوند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.
اشتراک گذاری
سلام پرواز
سفرمارکت
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۰۴ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۱
این نوع از اطلاع رسانی بیش اتز آنکه باعث آگاهی خلق الله بشود باعث می شود که قبح گناه از بین برود.تعریف گناه از ارتکاب آن کمتر نیست.
برچسب منتخب
# مکانیسم ماشه # جنگ ایران و اسرائیل # عملیات وعده صادق 3 # مذاکره ایران و آمریکا # آژانس بین المللی انرژی اتمی # پل ترامپ # حمله آمریکا به ایران
نظرسنجی
ایران و آمریکا در مذاکرات به توافق می‌رسند؟
الی گشت