رياستجمهوري بنيصدر براي جمهوري اسلامي فاجعه است
از مجلس اول به بعد بهتدریج تعداد روحانیان در مجلس کمتر و حضور آنها در پستهای اجرایی پررنگتر شد. این مسئله یکی از مواردی است که به روحانیت لطمه زد. حتی بهنوعی وجهه مکتب و مذهب در مملکت ما ضربه خورد. در بسیاری از موارد روحانیان بیجهت متهم میشوند، چرا؟ چون کار اجرایی دستشان است.
به گزارش "تابناک" از جمله کسانی که با دغدغه بالا در دين و سياست پيشرو بود اما از كار فرهنگي هم غافل نميشد، شهید بزرگوار عبدالحمید دیالمه بود.
بنابر این گزارش، در خفقان سیاسی پیش از انقلاب و در حالی که جريان نهضت اسلامی شكل رسميتري به خود می گرفت، فعاليتهاي ديالمه و رفقايش هم جديتر شد. از همان جلسههاي نشر انديشه اسلام و دعاي كميل و جمعهاي كتابخانه، گروههاي آماده و پاي كاري را مهيا كرده بود كه حالا ميتوانست از آنها استفاده بهتر و بيشتري كند.
صحبتهاي امام خميني(ره) درباره پرهيز از حزب رستاخيز و هشدارهاي ايشان درباره صهيونيسم به وسيله همين گروهها در دانشگاه و حتي شهر مشهد پخش ميشد. آنها بارها در حمايت از امام و مخالفت با رژيم، در مشهد راهپيمايي کردند. رهبري و طراحي تظاهرات عليه شاه در اوج خفقان مشهد در سالهاي 55 - 54 و اعلام مرجعيت و رهبري امام خميني(ره) از جمله همين كارها بود. انقلاب كه به پيروزي رسيد، فعاليتهاي ديالمه كم نشد، فقط سمت و سوي ديگري پيدا كرد. مجمع «احياي تفكرات شيعي» با هدايت او پس از انقلاب رسما اعلام موجوديت كرد و جلسههايي با محوريت وحدت نيروهاي انقلاب و شناخت جريانهاي التقاطي و انحرافي تشکیل شد و حتي كار به مناظره و گفتوگوي آزاد با نمايندگان جريانهاي مخالف در جمعهاي دانشگاهي و مردمي مشهد رسيد. كنار همه اين كارها در اسفند 1358 مدرك دكترايش را هم از دانشگاه مشهد گرفت.
ذخيره پر بار مطالعاتي و هوش و دقت در گفتوگوها، بصيرتي به عبدالحمید ديالمه داد كه شناخت و تشخيص شاخههاي نفاق را برايش آسان كرده بود. با مشي و منش گروههايي مثل مجاهدين بهشدت مخالف بود و خط و ربط سياسي - مذهبي بنيصدر را هم نميپسنديد. دیالمه از اولين كساني بود كه نشانههاي انحراف را در مدل مسلماني بنيصدر ديد و افشا كرد.
بنیصدر هم سنگ مصدق را به سینه میزد
... او پس از آنکه با رأی بالای مردم مشهد به مجلس راه یافت، تريبون بهتري براي افشاي انحراف بنيصدر از خط امام و انقلاب بدست آورد. او معتقد بود بنيصدر خط التقاطي ليبراليسم را با عنوان انحرافي «خط مصدق» مقابل خط امام ترسيم كرده است. گروهي تشكيل داد که با كشف و جمعآوري مدارك معتبر و انتشار آن بين مردم، چهره واقعي بنيصدر را آشكار كند. وقتي خبر كانديداتوري بنيصدر براي رياستجمهوري منتشر شد، او در جلسههاي عمومي و هفتگي بارها با سند و مدرك معتبر اعلام كرد كه رياستجمهوري بنيصدر براي جمهوري اسلامي فاجعه است.
ديالمه 15 اسفند 1359 يعني يك روز پس از سخنراني بنيصدر در دانشگاه تهران و غائله 14 اسفند در مهديه تهران، گفت:
«... دستهايي در کارند تا وحدت ابوموسي اشعري را به جاي وحدت علي عليهالسلام به مردم قالب کنند. اين بود که بر آن شدم تا مطالبي را در کمال اختصار با شما در ميان بگذارم. برادران در لحظات بسيار حساس و خطرناکي قرار گرفتهايم، حساس و خطرناک همچون ميدانهايي از مواد منفجره که با جرقهاي کوچک آتش ميگيرند و شياطين برآنند تا با ژستهاي آزاديخواهانه قلابي تا آنجا که ميتوانند بر ميزان شعلهوري محيط بيافزايند، ... اما آنچه که ما از ابتداي انقلاب فاقد آن بوديم و چوب آن را ميخوريم، اين است که افراد را درست نميشناختيم و آگاهي از مواضع آنان نداشتيم و همين امر باعث شد که اسلامشناسان اروپايي بر مبناي آزاديهاي غلط غربي آنچه را خواستند به خورد اين ملت دادند و سعي کردند مسلمانان مؤمن را با برچسبهاي گوناگون از ميدان بهدر کنند.
چماقداري از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داريم، چماقداري از آن نيروهاي چپ و راستي بود که براي فرود آوردن چماقشان بر سر اين ملت ظاهرا خود را ضد چماق معرفي کردند و الا چه زماني ما حرف حساب را نشنيدهايم؟ چه زماني از «بحث آزاد» فرار کردهايم که امروز آنها به خود اجازه ميدهند فرياد برآورند که ما اهل بحث آزاديم و بقيه زور ميگويند. اگر بنده و شما آگاه باشيم، خوب ميفهميم که چرا اينگونه ميگويند و عمل ميکنند، چرا يکباره اسامي نيروهاي مرتجع داخلي و خارجي عوض ميشود و ميشوند انقلابي!! پيشتاز! مجاهد! مبارز! پيشگام؟! و در مقابل همه نيروهايي که در اين سمت قرار دارند و حرکت را ايجاد کردهاند، ميشوند نيروهاي مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از اين قبيل؛ اين همان شيوه هميشگي و مرسوم تاريخ است که اصطلاحا معروف است به نعل وارونه....»
بنابر این گزارش روشنگریهای او در زمینه جریانهای منحرف، بهویژه جریان منتسب به بنیصدر نقش پررنگی در رأی مجلس به عدم کفایت ابوالحسن بنیصدر برای ریاست جمهوری داشت.
اما مقابله دیالمه با جریانهای فکری منحرفی که موذیانه با اسلام درآمیخته بودند، به ماجرای بنیصدر و تشخیص درست او ختم نشد. در روزهای ابتدایی تابستان 1360 یعنی حدود یک هفته قبل از انفجار حزب جمهوری، عبدالحمید دیالمه باز هم سراغ یکی از این جریانها رفت. این بار انتقادهایش متوجه میرحسین موسوی بود. او معتقد بود...
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
شاهد روباه كيه؟ دمش.
نکنید چطور هر چرتو پرتی بعضی از کاربران می دند چاپ نمی کنید فقط اونهایی که هتک داره میزنید
مطمئنم خون همین شهید دیالمه نفاق پنهان شما رو آشکار خواهد کرد
اگر باور ندارید به کلمه بصیرت پارگراف پنجم رجوع کنید!







