.... و باز هم «کرسيهاي آزادانديشي»!
چند سالي است که درباره «آزاد انديشي»، «جنبش نرمافزاري»، «توليد علم» و مفاهيمي از اين قبيل در دانشگاهها و مجامع علمي زياد خوانده و شنيدهايم. کثرت روزافزون اين مباحث ـ بدون اينکه در مرحله عمل نيز به ظهور و بروز برسد ـ از سويي و تشتت آراء درباره مراحل ابتدايي و الزامات آزاد انديشيدن، توليد علم و ... از سوي ديگر، در حال تبديل شدن به يک آفت بوده و توفيق چنين ضرورتهايي را تهديد ميکند.
توجه به اصل اختيار انسان و قدرت انتخاب وي، شايد يکي از مهم ترين اصول فعاليت کرسيهاي آزاد انديشي باشد اما در شرايطي که اکثريت جامعه دانشگاهي کشور را نسل جواني تشکيل مي دهند که علاوه بر آگاهي، به دليل خصايص جواني، افرادي جستجوگر، نوانديش و پرسشگر هستند بايد به خواسته هاي آنان پاسخ هايي مناسب و منطقي داده شود.
کرسي هاي آزادانديشي که فرصتي براي طرح نظرات موافق و مخالف صاحبنظران عرصه هاي مختلف فرهنگي، سياسي، اجتماعي و حتي مذهبي، به شمار مي آيد از جمله خواسته هاي بزرگاني چون مقام معظم رهبري و شهيد مطهري در محيط هاي دانشگاهي ميباشد. چنين دغدغهاي در راستاي اين مهم است که نسل جوان از رهگذر شرکت در اين جلسات، بتوانند با شنيدن و تامل در انديشه هاي موافق و مخالف، خود دست به انتخاب بزنند و بهترين ها را برگزينند.
طرح مباحث و ديدگاه هاي مختلف و بعضا متضاد در رابطه با مسائل ايدئولوژيک، فرهنگي، علمي، اجتماعي، سياسي و ديگر مسائل روز به منظور شفاف سازي ذهن پرسش گران و فراهم آوردن زمينه انتخاب درست و آگاهانه از ميان گزينه هاي موجود، از جمله اهداف افراد و نهادهايي است که دغدغه برپايي کرسي هاي آزادانديشي در ذهن داشته و دارند که مقام معظم رهبري و شهيد آيت الله مطهري از جمله اين شخصيت ها به شمار مي آيند.
حضرت آيتالله خامنهاي در ديدارهايي که عمدتاً با اصحاب دانشگاه و حوزه ـ بويژه در چند سال اخير ـ داشتهاند اين مهم را به بهانههاي مختلف متذکر شدهاند که اشاراتي بسيار مختصر در اين زمينه بسيار مفيد فايده خواهد بود.
ايشان در ديدار با جمعى از اساتيد، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزههاى علميه در سال 1386 فرمودند:
«يكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسئله آزادانديشى است كه در بعضى از صحبت هاى آقايان بود. چرا اين كرسي هاى آزادانديشى در قم تشكيل نمي شود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزههاى علميه ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار مي كنيم و نظيرش را نداريم در حوزههاى درسىِ غير حوزه علميه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال مي كند، هيچ ملاحظهى استاد را هم نمي كند. استاد هم مطلقاً از اين رنج نمي برد و ناراحت نمي شود؛ اين خيلى چيز مهمى است. خوب، اين مال حوزه ماست. در حوزههاى علميه ما، بزرگانى وجود داشتهاند كه هم در فقه سليقهها و مناهج گوناگونى را مي پيمودند، هم در برخى از مسائل اصولىتر؛ فيلسوف بود، عارف بود، فقيه بود، اينها در كنار هم زندگى مي كردند، با هم كار مي كردند؛ سابقه حوزههاى ما اينجورى است. يكى، يك مبناى علمى داشت، ديگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه كنيد، از اين قبيل مشاهده مي كنيد اين را عرف كنيد در حوزه علميه؛ در مجلات، در نوشتهها گفته شود. يك حرف فقهى يك نفر مي زند، يك نفر رسالهاى بنويسد در ردّ او؛ كسى او را قبول ندارد، رسالهاى در ردّ او بنويسيد. بنويسند، اشكال ندارد؛ با هم بحث علمى بكنند. بحث علمى به نظر من خوب است.» ( بيانات معظم له در ديدار جمعى از اساتيد، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزههاى علميه كشور ۱۳۸۶/۰۹/۰۸ -)
حضرت آيتالله خامنهاي همچنين در ديداربا جوانان نخبه کشور در آبان سال 88 با انتقاد از عدم اجرايي شدن برپايي کرسيهاي آزادانديشي در کشور گفتند:
«بنده گفتم کرسى آزاد فکرى را در دانشگاهها به وجود بياوريد. خوب، شما جوان ها چرا به وجود نياورديد؟ شما کرسى آزادفکرى سياسى را، کرسى آزاد فکرى معرفتى را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميرکبير به وجود بياوريد. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همديگر را نقد کنند، با همديگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمايان خواهد کرد». (ديدار و گفتگوي جوانان نخبه علمي کشور- ۹ آبان ۱۳۸۸)
شهيد مرتضي مطهري، اين استاد بزرگ حوزه و دانشگاه نيز در ايامي که صاحبان انديشه مارکسيسم درصدد معرفي و اشاعه تفکر خود در جامعه ايران و به ويژه در محيط هاي دانشگاهي بودند با پرهيز از هرگونه افراط گرايي، نه تنها توصيه نکرد استادان مارکسيست را از دانشگاه ها اخراج کنند بلکه اصرار داشت اين افراد حتما در دانشگاه ها حضور داشته باشند و به طور شفاف به ارائه نظرات خود و حتي طرح ديدگاه هاي متعارض و مخالف در دانشگاه ها بپردازند:
« ... من در همين دانشكده، چند سال پيش نامهاي نوشتم به شوراي دانشكده و در آن تذكر دادم: يگانهدانشكدهاي كه صلاحيت دارد يك كرسي را اختصاص بدهد به ماركسيسم، همين دانشكده الهيات است؛ ولي نهاينكه ماركسيسم را يك استاد مسلمان تدريس كند، بلكه استادي كه واقعاً ماركسيسم را شناخته باشد و به آنمؤمن باشد و مخصوصاً به خدا اعتقاد نداشته باشد، ميبايد به هر قيمتي شده از چنان فردي دعوت كرد تا در ايندانشكده مسايل ماركسيسم را تدريس كند. بعد ما هم ميآييم و حرف هايمان را ميزنيم. منطق خودمان راميگوييم. هيچ كس هم مجبور نيست منطق ما را بپذيرد.» (پيرامون انقلاب اسلامي، نشر صدرا، چاپ نهم، 1372، صص 13 14.)
شهيد مطهري آزادي بيان را يکي از مؤلفههاي مورد تأکيد و برجسته در سيره ائمه اطهار عليهمالسلام دانسته و مينويسند:
«در دوران حكومت عليعليه السلام بيان انديشهها بدان پايه آزاد بود كه حتي خوارج ـ كه جانشين پيامبر و اميرمومنان را به دليل پذيرش حكميت، كافر و غير مسلمان قلمداد ميكردند ـ آزادانه به طرح نظرات خود ميپرداختند و همچنان مستمري خود را از بيت المال دريافت مينمودند. خوارج تا جايي كه به عنوان يك جريان فكري مطرح بودند، آزادانه فعاليت ميكردند امّا آن جا كه به عنوان گروهي برانداز و شورشياني مسلح ظاهر شدند، عليعليهالسلام ابتدا به دعوت و ارشاد آنان پرداخت و بدين وسيله هزاران نفر را از حلقه آنان جدا ساخت. امّا آنگاه كه ابزارهاي مباحثه علمي، ارشاد و نصيحت را در برخورد با باقيمانده خوارج موثر نديد، دست به شمشير برد و نزديك به 4هزار تن از آنان را از پاي درآورد. عليعليه السلام تا وقتي كه اينها[خوارج] قيام مسلحانه نكرده بودند، با آنها مدارا كرد حداكثر مدارا؛ حتي حقوق اينها را از بيت المال قطع نكرد، آزادي اينها را محدود نكرد. جلوي چشم ديگران ميآمدند به او جسارت و اهانت ميكردند و عليعليه السلام حلم ميورزيد.» (مطهري، مرتضي. سيري در سيره ائمه اطهار. انتشارات صدرا)
اين اظهارات تنها گوشهاي از تأکيدات دو تن از بانيان اصلي انقلاب اسلامي و شاگردان امام خميني (رض) در اين زمينه ميباشد.
نظر به اهميت روزافزون احياي کرسيهاي آزادانديشي به عنوان پيشزمينه مبنايي جنبش نرمافزاري و توليد علم بومي و ديني ضروري است اقدامات اساسي براي تحقق چنين مهمي به وقوع پيوسته و دانشجويان و اساتيد حوزه و دانشگاه با در نظر داشتن توصيههاي بزرگان در اين زمينه در راستاي تحقق چنين هدف مقدسي گام بردارند.
بديهي است بياعتنايي به اين مهم، اين مفاهيم ارزشمند را نيز دچار روزمرگي و آفات مشابه خواهد کرد.
اما من خودم نااميدم. بس که جامعه درگير سياست زدگي شده



