یک دادنامه قابل تامل درباره جزییات موضوع «اجازه پدر برای ازدواج دختر»
از سوی دیگر، مطابق ماده ۱۰۴۴ قانون مدنی در صورت غیبت یا عدم دسترسی به ولی قهری، دختر میتواند با اذن دادگاه نسبت به ثبت ازدواج خود در دفترخانه ازدواج اقدام کند؛ بنابراین، چنانچه آنها در قید حیات نباشند یا محجور بوده و یا تحت قیمومیت باشند، دختر در ازدواج استقلال دارد و به اجازه شخص یا مرجع دیگری لازم ندارد؛ بنابراین در عین اینکه اجازه پدر یا جد پدری برای ازدواج دختر باکره ضروری است، اگر دختر در شرایطی قرار دارد که اولاً پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند ثانیاً دسترسی به پدر و جد پدری خود نداشته باشد و عادتاً اجازه از آنان غیرممکن باشد و ثالثاً دختر در شرایطی باشد که نیاز به ازدواج دارد؛ در این شرایط نیز میتواند بدون اجازه پدر و جد پدری ازدواج کند. البته باید یادآور شد موارد مشمول ماده ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴ که بر لزوم اجازه پدر در مورد دختر باکره تأکید دارد و در عین حال در شرایطی امکان ازدواج از طریق حکم دادگاه را تسهیل میکند، ارتباطی با سن و سال و نیز بلوغ دختر ندارد و صرف اینکه دختر باکره باشد حتی اگر سن بالایی داشته باشد یا اگر قبلا ازدواج کرده و طلاق گرفته باشد، اما همچنان باکره باشد مشمول مقررات مذکور است.
دوم؛ هرچند در ایران در نکاح همانند سایر عقود، یکی از شرایط صحت آن قصد و رضای طرفین است، در خصوص دختران باکره حتی اگر بالغ و عاقل و رشید باشند، باز هم برای ازدواج نیاز به تنفیذ ولی دارند؛ آنچنان که وفق ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی نکاح دختران باکره با اجازه ولی قهری بوده و در مقام اجرای تکلیف خود حق دارد چنانچه مصلحت میبیند با ازدواج دخترش مخالفت کند ولیکن نمیتواند از آن حق سوء استفاده کند. آنچنان که قوه قضاییه در راستای اصل ۱۵۶ قانون اساسی از طریق دادگاههای دادگستری وفق اصل ۴۰ قانون اساسی که برگرفته از قاعده فقهی لاضرر و لاضرار در نظام حقوقی اسلام است مکلف به جلوگیری از سوء استفاده از حق است.
سوم اینکه مراجع بزرگ دینی هم رضایت پدر را در ازدواج دختر دوشیزه شرط صحت عقد نمیدانند بلکه شرط کمال عقد دانسته اند که جنبه اخلاقی داشته تا احترام پدر محفوظ بماند. البته بهتر بود که دختر در جهت پایبندی به موازین اخلاقی و عرفی جامعه ایرانی از جمله احترام به بزرگتر بدون طرح دعوی در دادگاه رضایت پدر را جلب میکرد. این دادگاه در پایان با تایید رای دادگاه نخستین به صدور اجازه ازدواج به دختر توسط دادگاه صحه میگذارد.


در صورتی که پدر به بهانه غیر شرعی از قبیل فساد اخلاق و دین پسر وملاک های قومی واقتصادی و..را بهانه کرد دختر میتواند خودش انتخاب کند وقبول ازدواج کند حتی با مخالفت پدر. با وجود نزدیکی نظر اسلام با دادگاههای بین المللی ولی مرجع ما شریعت است
چرا این همه حساسیت برای مردان نیست ؟؟
سلام ودرود برقضات فهیم ودانشمند ایران،آراءمستدل ومستندبه مقررات داخلی وبین المللی مایه افتخاروسربلندی دستگاه قضایی ایران خواهدشدونشان از کمال آموزه های دینی مادارد،اکثرآنچه درغرب بعنوان حقوق بشرمطرح می نمایند در بطن ومتن دین ما موجود است،وما افتخارمی کنیم که دین اسلام هیچ مباینت ومخالفتی باحقوق فطری واحکام عقلی نداردوقاعده فقهی «كل ما حكم به العقل حكم به الشرع و كل ما حكم به الشرع حكم به العقل» نیزمویدآن است، فقط حقوقدانان ما بایدقدری زحمت استخراج وتطبیق آن باحقوق فطری مندرج دراسنادبین المللی را به خود بدهند وانشاءالله که قضات عزیزبااین حجم کار وپرونده های فراوان ،فرصت مطالعه وتطبیق واستدلال را داشته باشند،خداوند پشت وپناه قضات شریف ماباشد



