ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد

قرار بود این شب، شبی برای آغاز باشد. در جنوب ایران، در روستای کوهستک سیریک، خانواده‌ای جمع شده بودند تا عروسی بگیرند؛ با موسیقی، کَل و لبخند. اما در یک لحظه، انفجار جای هلهله را گرفت و خانه‌ی عروسی به صحنه‌ای از مرگ تبدیل شد.
کد خبر: ۱۳۹۲۵۸۸
| |
4771 بازدید
ایران داغدار سیریک
 
 
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ جنوب ایران در بسیاری از تصاویرش با دریا، نخلستان، موسیقی و عروسی‌های ساده و صمیمی شناخته می‌شود؛ مراسمی که قرار است آغاز یک زندگی تازه باشد، نه جایی برای شنیدن صدای انفجار و دیدن پیکر قربانیان.
 
اما حالا نام کوهستک در شهرستان سیریک هرمزگان با یکی از تلخ‌ترین تصاویر این روزهای جنگ گره خورده است؛ خانه‌ای که مراسم عروسی در آن برپا بود، هدف حمله قرار گرفت و طبق گزارش‌های منتشرشده، دست‌کم پنج نفر شهید و نزدیک به ۷۰ نفر مجروح شدند؛ در میان قربانیان، کودک نیز حضور داشته است. گزارش‌های رسانه‌ای از حضور زنان و کودکان در میان مجروحان خبر می‌دهند.
 
عروسی، خانه‌ای برای شادی بود؛ اما در چند لحظه به صحنه‌ای برای مرگ تبدیل شد. همین تصویر به‌تنهایی کافی است تا بار دیگر مسئله‌ای که در میانه جنگ گاهی پشت تحلیل‌های نظامی و سیاسی گم می‌شود، به مرکز توجه برگردد: غیرنظامیان چه سهمی از این جنگ دارند؟
 
ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد
 

از سیریک تا میناب؛ وقتی غیرنظامیان قربانی می‌شوند

 
حمله به مراسم عروسی سیریک، نخستین بار نیست که در این جنگ نام کودکان و خانواده‌های غیرنظامی را به تیتر خبرها می‌آورد. پیش از این، حمله جنایت‌بار به مدرسه «شجره طیبه» در میناب، یکی از تلخ‌ترین حوادث جنگ را رقم زد. تحقیقات رسانه‌ای درباره این حادثه از شهادت ۱۶۸ دانش‌آموز و کارکنان مدرسه خبر داده‌اند. کودکانی که در مدرسه جان خود را از دست دادند. جنگ وقتی به مدرسه می‌رسد، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً در چارچوب «اهداف نظامی» توضیح داد.
 
همین مسئله درباره سیریک نیز صدق می‌کند. خانه‌ای که محل برگزاری مراسم عروسی بوده، یک هدف نظامی تعریف‌شده در میدان نبرد نیست؛ خانه، خانواده و مراسم عروسی، بخش‌هایی از زندگی عادی مردم‌اند.
 
ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد

«نجات مردم ایران»؛ روایتی که با قربانی‌شدن مردم تناقض پیدا می‌کند

 
در چنین شرایطی، یکی از پرسش‌های مهم این است که حمله نظامی با چه عنوانی توجیه می‌شود؟ اگر گفته می‌شود هدف، «نجات مردم ایران» یا کمک به آینده آنهاست، چگونه می‌توان کشته‌شدن کودکان، زنان و خانواده‌هایی را که در خانه و مراسم عروسی حضور دارند، با این ادعا جمع کرد؟
 
این پرسش فقط متوجه دولت آمریکا نیست. بخشی از جریان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز طی ماه‌های گذشته از مداخله نظامی خارجی علیه ایران حمایت کرده‌اند. رضا پهلوی بارها از اقدام نظامی آمریکا حمایت کرده و خواستار مداخله خارجی برای تغییر وضعیت سیاسی ایران شده است.
 
اما مسئله زمانی حساس‌تر می‌شود که واکنش این جریان به قربانیان غیرنظامی مورد بررسی قرار گیرد. پس از حمله به مدرسه میناب، واکنش‌های رضا پهلوی و نزدیکانش محکومیت صریح و مستقلی نسبت به کشته‌شدن کودکان میناب و جنایات جنگی علیه غیرنظامیان دیده نشد. در مقابل، زمانی که خبر کشته‌شدن نظامیان آمریکایی منتشر شد، پیام تسلیت او به دونالد ترامپ دیده شد و حتی موجب اعتراض برخی از سلطنت‌طلبان به او هم شد که چرا جان سربازان آمریکایی چنین برجسته می‌شود اما جان کودکان ایرانی نه؟ آیا رسیدن به قدرت سیاسی آن‌قدر مهم است که جان مردم ایران به هزینه‌ای قابل قبول تبدیل شود؟
 
اخیراً نیز یاسمین پهلوی با گذاشتن یک استوری از حمله اتمی به ایران حمایت کرد. طرح موضوع استفاده از بمب اتم در ارتباط با ایران، فارغ از تفسیر سیاسی آن، وقتی در شرایط جنگی مطرح می‌شود، نمی‌تواند از پیامد انسانی چنین حمله‌ای جدا شود؛ کشوری که ده‌ها میلیون غیرنظامی در آن زندگی می‌کنند، نمی‌تواند عرصه آزمایش راه‌حل‌های نظامی باشد.
 
ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد
 

مشکل فقط امروز نیست؛ سابقه فشار آمریکا علیه ایران

 
البته برای فهم آنچه امروز در سیریک و دیگر نقاط ایران اتفاق می‌افتد، نمی‌توان تاریخ رابطه ایران و آمریکا را نادیده گرفت. فشار آمریکا علیه ایران به سال‌های اخیر محدود نمی‌شود. از بحران ملی‌شدن صنعت نفت و دخالت آمریکا و بریتانیا در تحولات سیاسی ایران در دهه ۱۳۳۰ تا پس از انقلاب ۱۳۵۷، رابطه دو کشور بارها با فشار، تحریم، تهدید و تقابل همراه بوده است.
 
پس از انقلاب نیز تحریم اقتصادی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست آمریکا در برابر ایران تبدیل شد؛ ابزاری که در مقاطع مختلف، بخش‌های بانکی، نفتی، تجاری و اقتصادی ایران را هدف قرار داده و فشار آن در نهایت به زندگی مردم منتقل شده است.
 
پرونده هسته‌ای نمونه روشن‌تری از این مسیر است. برجام در سال ۲۰۱۵ با هدف محدودکردن برنامه هسته‌ای ایران در برابر رفع بخشی از تحریم‌ها شکل گرفت، اما دونالد ترامپ در ۸ مه ۲۰۱۸ اعلام کرد آمریکا از توافق خارج می‌شود و تحریم‌های آمریکا علیه ایران را بازمی‌گرداند. دولت ترامپ توافق را ناکافی و یک‌طرفه می‌دانست. به این ترتیب، حتی زمانی که مسیر مذاکره و توافق وجود داشت، اختلاف میان تهران و واشنگتن در نهایت دوباره به تحریم و تقابل بازگشت.
 

 مذاکره پشت میز بود، جنگ در میدان

 
در جنگ‌های اخیر نیز مسئله مذاکره و حمله نظامی بارها در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. حمله گسترده آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در شرایطی آغاز شد که موضوع مذاکرات ایران و آمریکا همچنان یکی از محورهای اصلی تحولات دیپلماتیک بود. در ماه‌های بعد نیز بارها از گفت‌وگو و تلاش برای رسیدن به توافق سخن گفته شد، اما همزمان درگیری‌های نظامی ادامه یافت و هر بار امکان دستیابی به یک راه‌حل سیاسی دشوارتر شد.
 
در جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه نیز همین تناقض بارها دیده شد؛ مذاکره از یک سو و تهدید و حمله از سوی دیگر. حتی در ماه‌های بعد، گزارش‌ها از ادامه تلاش‌ها برای مذاکره در کنار تهدیدهای نظامی حکایت داشتند.
 
ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد
 

 جنایت جنگی در سیریک؛ سکوت غرب و استانداردهای دوگانه

 
حمله به یک مراسم عروسی، در حقوق بشردوستانه بین‌الملل، نه یک «حادثه جنگی» که یک جنایت جنگی بالقوه محسوب می‌شود. ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو، حملاتی را که اهداف نظامی مشخصی ندارند، «حملات بی‌رویه» می‌نامد و آنها را به‌صراحت ممنوع کرده است. اصل تفکیک که یکی از بنیادی‌ترین اصول حقوق بشردوستانه است، به روشنی می‌گوید که غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی هرگز نباید هدف حمله قرار گیرند. خانه‌ای که میزبان عروسی است، نه در «موقعیت» خود هدف نظامی محسوب می‌شود و نه در «کاربرد» یا «هدف». از منظر حقوقی، این حمله نیازمند  بررسی مستقل درباره نوع سلاح، اطلاعات موجود درباره هدف و نحوه تصمیم‌گیری است.
 
اما آنچه این جنایت را فجیع‌تر می‌کند، واکنش نهادهای بین‌المللی است. وقتی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مدرسه «شجره طیبه» در میناب با بیش از ۱۶۸ دانش‌آموز و کارمند هدف حمله قرار گرفت، شورای حقوق بشر سازمان ملل هیچ قطعنامه‌ای صادر نکرد. یونیسف بیانیه‌ای نداد. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ سکوت کرد.
 
ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد

حالا سؤال این است: اگر این حمله در یک کشور اروپایی رخ می‌داد، واکنش چه بود؟

 
تصور کنید در حومه لندن، پاریس یا برلین، یک مراسم عروسی هدف حمله موشکی قرار می‌گرفت و کودکانی در میان قربانیان بودند. کمتر کسی شک دارد که:
- سران کشورهای اروپایی در نخستین ساعات، حملات را به‌شدت محکوم می‌کردند.
- پارلمان اروپا قطعنامه‌ای فوری با عنوان «جنایت علیه بشریت» صادر می‌کرد.
- رسانه‌های جریان اصلی، صفحات اول خود را به تصاویر قربانیان اختصاص می‌دادند.
- نهادهای حقوق بشری، خواستار تشکیل دادگاه جنایی بین‌المللی می‌شدند.
 
اما وقتی همین حمله در ایران رخ می‌دهد، واکنش‌ها چه بود؟ گاردین در یک سرمقاله، این سکوت را «فراتر از اشتباه و جنایت» خواند. این روزنامه نوشت: «هنگامی که جنگ اوکراین آغاز شد، اروپا و جهان موجی از محکومیت‌ها را به راه انداختند؛ اما از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این کشورها به‌طور استثنایی سکوت کرده‌اند.» اسپانیا یکی از معدود کشورهایی بود که حملات را محکوم کرد؛ اما صدراعظم آلمان گفت: «اکنون زمان درس دادن به شرکا و متحدان ما نیست.» استاندارد دوگانه‌ای که جان انسان‌ها را بر اساس جغرافیا ارزش‌گذاری می‌کند.
 

 نفت، هرمز و منافع فراتر از شعارهای سیاسی

 
از سوی دیگر، جنگ میان ایران و آمریکا را نمی‌توان صرفاً با شعارهای سیاسی توضیح داد. ایران یکی از کشورهای مهم انرژی جهان است و موقعیت جغرافیایی آن در کنار تنگه هرمز، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی ویژه‌ای دارد.
 
در ماه‌های اخیر نیز مسئله تنگه هرمز و عبور نفت از این مسیر، بارها در مواضع آمریکا و تحولات جنگ مطرح شده است. حتی گزارش‌های مربوط به اهداف و پیامدهای جنگ نشان می‌دهد که موضوع انرژی، امنیت کشتیرانی و فشار اقتصادی، در کنار پرونده هسته‌ای و موشکی، بخش مهمی از معادلات درگیری را تشکیل می‌دهد. بنابراین، وقتی از ایران سخن گفته می‌شود، نمی‌توان منافع ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی قدرت‌های درگیر را از تحلیل کنار گذاشت.
 
این البته به معنای نادیده گرفتن مشکلات مردم ایران یا دفاع از وضع موجود نیست. مردم ایران حق دارند نسبت به وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور خود معترض باشند و درباره آینده‌شان تصمیم بگیرند. اما اعتراض به حکومت یک موضوع است و دعوت یا حمایت از حمله خارجی که جان همان مردم را تهدید می‌کند، موضوعی دیگر.
 

 سکوت در برابر قربانیان؛ مسئله‌ای فراتر از سیاست

 
در این میان، واکنش برخی چهره‌های سیاسی و حتی سلبریتی‌ها نیز قابل تأمل است. وقتی کودکی در مدرسه شهید می‌شود، خانواده‌ای در خانه خود قربانی حمله می‌شود یا مراسم عروسی به صحنه مرگ تبدیل می‌شود، انتظار افکار عمومی این است که فارغ از گرایش سیاسی، ابتدا درباره جان انسان‌ها صحبت شود.
 
سیریک جایی برای دسته‌بندی قربانیان به موافق و مخالف ندارد. کودکی که در آن خانه بوده، پیش از آنکه شهروند یک کشور درگیر جنگ باشد، یک کودک است. خانواده‌ای که برای عروسی دور هم جمع شده‌اند، پیش از آنکه در میانه یک نزاع سیاسی قرار بگیرند، یک خانواده‌اند. جنگ اما این مرزهای انسانی را از بین می‌برد؛ و خطر بزرگ‌تر آنجاست که جامعه نیز به تدریج به دیدن تصاویر عادت کند.
 
ایران داغدار سیریک؛ وقتی مراسم عروسی به عزا تبدیل شد

 عروسی‌ای که باید آغاز زندگی می‌بود

 
حمله به کوهستک سیریک را نمی‌توان فقط یک خبر دیگر از میان صدها خبر جنگ دانست. در آن خانه، آدم‌هایی جمع شده بودند تا آغاز زندگی یک زوج را جشن بگیرند. موسیقی، مهمان‌ها، خانواده‌ها و کودکی که شاید هیچ درکی از جنگ و سیاست نداشت. اما یک حمله همه‌چیز را تغییر داد.
 
حالا به جای عکس عروسی، تصاویر ویرانی منتشر می‌شود؛ به جای تبریک، خبر مرگ و مجروحیت؛ و به جای آغاز یک زندگی، خانواده‌هایی باید با داغ عزیزانشان کنار بیایند.
 
این همان نقطه‌ای است که تمام شعارهای سیاسی باید متوقف شوند. اگر واقعاً هدف، نجات مردم ایران بود، نخستین شرط آن باید حفظ جان مردم ایران می‌بود. نه کودک مدرسه‌ای قربانی شود، نه خانواده‌ای در خانه، نه مسافری در جاده و نه مهمانی در مراسم عروسی.
 
سیریک فقط نام یک حادثه در نقشه جنگ نیست؛ تصویری است از اینکه وقتی جنگ وارد زندگی روزمره مردم می‌شود، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند تضمین کند که «هدف حمله» چه کسی بوده است. چیزی که باقی می‌ماند، خانه‌ای ویران، خانواده‌ای داغدار و زندگی‌هایی است که دیگر به حالت قبل بازنمی‌گردند.
 
 
 
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط