جنایت آمریکا در لامرد و کلیدواژه جدید پشیمانی و همدردی کاربران خارجی شبکههای اجتماعی

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از انتشار پستهای متعدد کاربران خارجی و غیر ایرانی فضای مجازی در شبکههای اجتماعی درباره جنایت آمریکا در لامرد و وحشیگری دولت تروریست اینکشور در آزمایش تسلیحات خود بهوسیله بمباران غیرنظامیان ایرانی، سبکها و گونههای مختلفی از مفاهیم و همدردیهای مردمان مختلف با ایرانیها را شاهد هستیم.
عدهای از کاربران شبکههای اجتماعی که جنایت آمریکا را محکوم کردهاند، مسئولان سابق اروپایی هستند که حالا چون پست و مقامی ندارند، میتوانند کمی راحتتر حرف زده و واکنش نشان دهند. اما عده زیادتری از کاربران، یک شهروندان معمولی هستند یا فعالان شناختهشده فضای مجازی که گروهی از آنها از جنگ ایران با شیطان یا جنایتکارِ جنگیبودن آمریکا گفتهاند.
تروریستبودن دولت و ارتش آمریکا و همچنین داشتن تخصص در کشتن آدمها از دیگر موضوعاتی هستند که کاربران خارجی شبکههای اجتماعی درباره جنایت آمریکا در لامرد به آنها اشاره کردهاند. عدهای هم جنایت لامرد را شبیه کاری دانستهاند که اسرائیل در غزه انجام میدهد.
اما تعدادی از پستهای همدردی مردمان غربی که توسط کمپانیهای پولساز خبری غرب ذهنشویی و مسخ شده بودند، عبارت معناداری را در خود داشته و دارند؛ اینکه «به ما داستان دیگری فروخته بودند!» یا «به ما این داستان را فروخته بودند که نیروهای خیر هستیم و نمیدانستیم تبدیل به هیولا شدهایم!»
اینپستها بهطور ناخودآگاه دربرگیرنده یکمفهوم و درس رسانهای مهم هستند؛ اینکه رسانهها همانطور که پژوهشگران منتقدی چون رولف دوبلی یا آلن دوباتن در کتابهای خود اعلام میکردند، داستانهای خود را به خورد مردم و مخاطب میدهند. از زمانی هم که رسانهها به مفهوم امروزیشان پا به عرضه اجتماعی و بینالمللی گذاشتند، بارها و بارها اینعبارت «داستان فروختن» را شنیدهایم اما به آن توجه نکردهایم.
واقعیت امر این است که رسانهها داستان تولید میکنند و تلاش دارند داستانشان آب و تاب بیشتری داشته باشد تا فروش بهتری داشته باشد و مخاطبان بیشتری را به پای گیرنده کانال آنها بکشاند. علاوه بر داستانها، تحلیلِ مهمانان و منتقدان هم باید جذاب و تحریککننده باشد! این یکی از فرمولهای کمپانیهای فروش خبر به مردم جهان بوده و هست که حالا و در اینروزهای پس از جنگ تحمیلی سوم، واقعیتهای بیرون آمده از پشت ابر دروغ و تبلیغات اینرسانهها، باعث شده صدای پشیمانی و حقخواهی مشتریهای دیروز ایندروغها در بیاید!
البته رسانهها و سیاستگذاران هوشمندشان نیز با دیدن اینواکنشها، بیکار ننشسته و تاکتیکهای جدیدی طراحی میکنند تا همچنان داستانهای دروغشان را بفروشند و پول آگهیها و تبلیغات را به جیب بزنند یا بودجههای اختصاصداده شده سازمانهای اطلاعاتی و دلارمحور را که کارفرمای آنها هستند، به خوبی در جهت اهداف ضد ایرانی (ضد انسانی) خرج کنند. اما به هرحال تا اینجای بازی، مردم جهان و آمریکا فهمیدند اهدافی که قبلا به آنها گفته شده بود محل جنایتکاران ایرانی ضد حقوق بشر هستند، در واقع مدارس دخترانه و زمین بازی ورزشی بودهاند!



