اقتصاد ایران نیازمند تغییر رویکرد است/ الگوی نامتقارن در اقتصاد هم جواب میدهد/ چرا در تنگه هرمز موفق شدیم، اما در اقتصاد نه؟

یحیی آلاسحاق، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و عراق در گفتگو با خبرنگار سرویس اقتصادی تابناک با اشاره به ظرفیت های اقتصادی کشورمان و ضرورت تغییر رویکرد دولت در این حوزه ها اظهار داشت: مسئولان باید بدانند مسئول چه کشوری و چه مردمی هستند؛ مردمی که با بسیاری از ملتهای دیگر تفاوتهای جدی دارند. بنابراین نوع نگاه، نوع خدمات و نوع حضور آنان باید متناسب با ظرفیت این ملت باشد؛ ظرفیتی عظیم که در برخی حوزهها بالفعل شده است.
وی افزود: همانطور که در حوزه نظامی، دنیا امروز ایران را بهعنوان یک قدرت بزرگ میشناسد، این اتفاق بهخاطر تغییر رویکرد و نوع مدیریت ما بوده است؛ مدیریتی که به آن «نامتقارن» میگوییم، در برابر مدل «کلاسیک». نامتقارن بهمعنای بیعلمی نیست؛ اتفاقاً مبتنی بر علم و استفاده خلاقانه از دانش روز است. در جنگ نظامی، ممکن است طرف مقابل با تجهیزات صدها میلیون یا حتی یک میلیارد دلاری وارد میدان شود، اما با یک رویکرد جدید و هزینهای بسیار کمتر، شکست بخورد. پس مسئله اصلی، زاویه نگاه و نوع استفاده از دانش است.
رویکرد کلاسیکِ گذشته دیگر پاسخگو نیست
آل اسحاق با اشاره به اینکه همین منطق را باید در حوزههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و بهویژه اقتصادی به کار بگیریم، افزود: باید بپذیریم که رویکرد کلاسیکِ گذشته دیگر پاسخگو نیست. این شرایط به ما میگوید باید در سیاستگذاری، مدیریت و تدابیر خود تجدیدنظر کنیم. همانطور که در حوزه دفاعی، با تغییر نگاه به موفقیت رسیدیم، در اقتصاد هم میتوانیم به یکی از قدرتهای بزرگ جهان تبدیل شویم؛ چون محدودیتهای حوزه اقتصادی، با محدودیتهای حوزه نظامی قابل قیاس نیست و ظرفیتهای فراوانی داریم که فقط نیازمند تغییر رویکرد هستند.
برای مثال، سالهاست در اقتصاد کشور همان بحثهای تکراری درباره پایه پولی، کسری بودجه، حجم نقدینگی و تورم مزمن تکرار میشود. وزرا، استادان دانشگاه و نخبگان اقتصادی بارها همین مباحث را مطرح کردهاند، اما خروجی مشخصی نداشتهایم. اینها علم هستند، اما همانطور که در جنگ، رویکرد نامتقارن نتیجه میدهد، در اقتصاد هم باید از رویکردهای جدید استفاده کنیم.
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و عراق در ادامه یادآور شد: یکی از نمونههای روشن، ظرفیتهای مغفول کشور است. برای مثال، ارزش داراییهای فیزیکی شرکت نفت و شرکت گاز، بدون احتساب ذخایر نفت و گاز، طبق برآوردهای دقیق، بیش از ۱۴۰۰ میلیارد دلار است. ایران پس از آرامکو، از نظر دارایی شرکتهای نفت و گاز، در رتبههای بسیار بالای جهانی قرار دارد. با این حال، آیا ما این دارایی عظیم را بهصورت بهینه برای حل مسائل اقتصادی کشور به کار گرفتهایم؟ پاسخ منفی است.
درآمد سرمانه ۵۰۰ میلیارد دلاری امکان پذیر است
اگر بتوانیم این داراییها را با سازوکارهای درست، مثلاً در قالب یک شرکت سهامی عام و با حفظ مالکیت ملی، ساماندهی کنیم و بخشی از منافع و سهام آن را به مردم واگذار کنیم، میتوانیم مدیریت بهرهورتر و کارآمدتری داشته باشیم. آنوقت لازم نیست برای ۱۲ میلیارد دلار (بخشی از منابع ارزی بلوکه شده در کشورهایی نظیر قطر) اینهمه دعوا و تنش ایجاد کنیم؛ در حالیکه از همین مسیر میتوانیم دهها و حتی صدها میلیارد دلار منافع ایجاد کنیم. من معتقدم با تغییر رویکرد، امکان دستیابی به ۳۰۰، ۴۰۰ یا حتی ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد سرانه وجود دارد.
ظرفیت تجارت ۳۰۰ میلیارد دلاری با همسایگان
نمونه دوم، ظرفیت روابط تجاری با ۱۵ کشور همسایه است. این کشورها سالانه در مجموع هزاران میلیارد دلار با یکدیگر تعامل تجاری دارند. ما با سیاستهای درست تجاری و روابط اقتصادی مؤثر با همسایگان، دستکم میتوانیم به تعامل سالانه ۳۰۰ میلیارد دلاری برسیم.
بهعنوان نمونه، تعامل تجاری ما با عراق سال گذشته حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده و بهراحتی میتوان آن را به ۲۰ میلیارد دلار رساند. همین وضعیت درباره دیگر کشورهای اطراف نیز وجود دارد. این ظرفیتها سالها مغفول ماندهاند؛ درست مانند تنگه هرمز که سالها از ظرفیت راهبردی آن استفاده نکردیم، اما امروز همه دنیا به اهمیت آن اذعان دارند.

آل اسحاق افزود: ما در اقتصاد نیز ظرفیتهای بزرگی داریم که اگر به آنها توجه کنیم و رویکردمان را تغییر دهیم، همانطور که در حوزه نظامی به جایگاهی رسیدهایم که کسی تصورش را نمیکرد، در اقتصاد هم میتوانیم به یکی از قدرتهای بزرگ دنیا تبدیل شویم. ظرفیت تجارت، صادرات و واردات، سرمایهگذاریهای مشترک، معادن، منابع زیرزمینی و نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده، همگی ابزارهای قدرت ملیاند. ایران از نظر تعداد مهندسان و نیروی انسانی متخصص، در ردههای بالای جهانی قرار دارد و این یک مزیت بزرگ است.
مشکل اصلی این است که در یکسری عادتهای مدیریتی متوقف شدهایم. باید گروههایی مأمور شوند تا ظرفیتهای بالقوه کشور را شناسایی کنند و آنها را به قدرت اقتصادی تبدیل کنند؛ همانطور که از ظرفیتهای راهبردی مانند تنگه هرمز، قدرت ساختیم، در اقتصاد هم باید همین کار را انجام دهیم. این ظرفیتها باید در خدمت منافع ملی و آرمانهای کشور قرار گیرد تا دیگر نیازمند اینهمه جنگ و تنش نباشیم.
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و عراق با یادآوری این مهم که در حوزه نظامی، روحیهای که امام شهید به وجود آوردند و این باور که «میتوانیم»، ما را به نقطهای رساند که امروز درباره توان موشکی و قدرت بازدارندگیمان سخن گفته میشود، تاکید کرد: در اقتصاد هم مسئله همین است: باید باور «میتوانیم» را جایگزین نگاههای مأیوسکننده کنیم. مسئله، نبودِ ظرفیت نیست؛ مسئله، تغییر جهت و رویکرد تصمیمسازان است.
وی در جمعبندی صحبت هایش گفت: اگر در عرصه نظامی و بینالمللی به قدرت چهارم تبدیل شدیم، بهدلیل آن بود که با راهبردها و رهنمودهای مقام معظم رهبری، منسجم و دقیق عمل کردیم. اما در اقتصاد، چنین عمل نکردهایم. در حالیکه درباره اصل ۴۴، تولید صادراتمحور و جهتگیریهای اقتصادی، بارها تأکید شده است. مسئله این نیست که رهبری برنامه نداشتند؛ مسئله این است که ما آنگونه که باید، اجرا نکردیم. اکنون هم باید در نهادهای تصمیمساز، از جمله مجمع تشخیص مصلحت نظام، یک تغییر رویکرد جدی در جهت اقتصاد شکل بگیرد.
تجارت با جهان
همين
اقتصاد اينه
ايران پر از زيبايي است سالانه ٢ميليىنًتىريست واقعي بياد حله
تورييت واقعي::::::اىنه كه خرجش خودش ميده نه ايران!
ببینند دولت عراق چکار کرده که در مدت کمتر از ده سال که هر هزار تومان ایران 45 هزار دینار عراق بود را چنان تغییر دادند که امروز هر هزار دینار عراق 130هزار تومان ایران شده است. ببینید دولت آنها چگونه مدیریت کرده؟ همان شیوه را در پیش بگیرند.
اگر واقعا" توان ندارند حداقل از امکانی که نیروهای مسلح دلاور در تنگه هرمز ایجاد کرده اند استفاده و با گرفتن عوارض از کشتی ها نیاز دولت را تامین کنند.
قبل ازاینکه تو بدنیا بیایی من به عراق رفت و آمد داشته ام.
ثانیاً تو که ادعای سواد داری برو به چند سال گذشته ببین وضع ارزش پول آنها چگونه بوده؟
زمانیکه من به عراق رفتم اسکناس ۵۰ تومانی که احتمالاً تو ندیده ای را گدایی می کردند.
بدیهی است وقتی کشوری با همه دچار مشکل شود - چه به حق چه ناحق - قاعدتا همه سعی میکنند اهرمی در دست آن کشور باقی نگذارند.
ما چه برای جلوگیری از تحریمهای چندین دهه ای، چه برای جلوگیری از جنگ و حتی برای بهرهبرداری از دستاوردهای جنگ ناچاریم با دنیا سیاست بسیار کم تنش تری پیش بگیریم حال خود دانید!

