از هر ۱۰۰ دانش آموز مستعد، ۶۰ نفر به حاشیه رانده میشوند/ «سلامت» در سیطره پزشکان سهمیهای

نظام پذیرش پزشکی ایران در محاصره سهمیههایی است که روزگاری برای گشودن گرههای عدالت آموزشی و جغرافیایی طراحی شده بودند، اما اکنون به پیکره کیفیت و شایستهسالاری آسیب میرسانند.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، تصور کنید رشته پزشکی را به مثابه یک قله باشکوه و صعبالعبور میبینید. بدون سهمیه، صعود بر پایه توان، استقامت و شایستگی خالص بود — هرچند نابرابری آموزشی وجود داشت. اما با تزریق ۶۰٪ سهمیه، مسیر به چندین جادّه موازی تبدیل شده: برخی با آسانسور سهمیه بالا میروند، در حالی که صدها کوهنورد ماهر و مستعد در مسیر اصلی با سنگینی بار رقابت نابرابر دستوپنجه نرم میکنند. نتیجه؟ بسیاری از استعدادهای ناب بدون سهمیه، در دامنه قله میمانند — نه به دلیل ناتوانی، بلکه بهخاطر مهندسی مصنوعی ظرفیت.
به حاشیه رفتن ۶۰ درصد از دانش آموزان مستعد
این سیستم، عدالت آموزشی را هدف گرفته، اما در عمل عدالت شایستگی را قربانی کرده و از هر صد استعداد خالص، شصت درصدشان را به حاشیه رانده است. آمارها این را فریاد میزنند: ۶۰٪ ورودیها سهمیهایاند، و این یعنی اختلال عمیق در انتخاب بهترینها برای حساسترین حرفه کشور.
البته سهمیهها ریشه در نیازهای اجتماعی دارند (عدالت منطقهای، ایثار و ...)، اما وقتی به ۶۰٪ میرسد، به جای ترمیم شکافها، شکاف شایستگی را عمیقتر میکند. اصلاح هوشمندانه — با شفافیت بیشتر، محدود کردن درصد، و تقویت آموزش پایه — میتواند تعادل را بازگرداند. تا آن روز، استعدادهای بدون سهمیه با چشمانی باز و قلبی استوار، همچنان برای عدالت واقعی مبارزه خواهند کرد.
اظهارات مسئولان و دست اندرکاران در سیستم سلامت نشان می دهد حداقل ۶۰ درصد دانشجویان علوم پزشکی با سهمیه وارد دانشگاه میشوند و سهم داوطلبان آزاد تنها ۴۰ درصد است. حال، دکتر عبدالرحمن رستمیان، رئیس مجتمع بیمارستان امام خمینی، با تأیید این بحران، پا را فراتر میگذارد و نهتنها بر کاهش فوری سهمیهها اصرار دارد، بلکه سازوکارهای لازم را برای جراحی این ساختار ارائه میدهد.
سهمیهها، فرسوده و نیازمند بازنگری
سهمیهها، عمدتاً شامل مناطق محروم، ایثارگران و بومیگزینی، ریشه در تلاش برای جبران نابرابریهای تاریخی دارند. دکتر جعفریان قائم مقام وزیر بهداشت، صراحتاً اعلام کرده که حدود ۶۰ درصد دانشجویان علوم پزشکی از طریق سهمیه وارد دانشگاهها میشوند. آماری که نه فقط پزشکی، بلکه کل نظام پذیرش را دربرمیگیرد.
این سیاست، بر پایه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و قوانین مجلس، برای تأمین نیروی انسانی در مناطق کمبرخوردار طراحی شده. پزشکان سهمیه مناطق محروم متعهد به خدمت در همان نواحی میشوند تا کمبود متخصص جبران گردد. شهرام یزدانی مشاور اموزشی رئیس جمهور نیز اذعان میکند که سهمیهها در همه جای دنیا وجود دارند، اما تأکید دارد که وضعیت فعلی در ایران «دیگر قابل دفاع نیست» و به مدیریت استعدادهای کشور آسیب زده.
این روزها با وجود مخالفتها از سوی اساتید، نظام پزشکی و دولت و مجلس، اما همچنان سهمیه ها اعمال می شوند. با این حال جعفریان از تشکیل کارگروه مشترک وزارتخانهها برای بازنگری خبر میدهد، اما اصلاح آن به دلیل لایههای قانونی، کند پیش میرود.
دکتر رستمیان، رئیس بیمارستان امام خمینی می گوید: «ردیفهای سهمیه مناطق مشخص پر شده است و تعهددادگان برای سالهای متمادی نیروی متخصص آن مناطق را تأمین میکنند. از اینرو، نیاز به تداوم سهمیه به میزان کنونی کاهش یافته است.» این سخن، پاسخی مستقیم به این پرسش است که چرا سیاستی که روزی ضروری بود، امروز دیگر قابل دفاع نیست.
این پزشک و استاد دانشگاه، با اشاره به گذشت دههها از جنگ تحمیلی، همین منطق را به سهمیه ایثارگران نیز تعمیم میدهد و معتقد است این سهمیه باید بهتدریج کاهش مییافت، اما قوانین منجمد و بهروز نشده، مانع این تحول شدهاند. حرف او این است: قانون در زمان نیاز وضع شد، نیاز تا حد زیادی برطرف شده، اما قانون بیحرکت مانده است.

نسخهای برای درمان
رستمیان پیشنهادی پلکانی و قاطع دارد: «ضرورت دارد از همین امسال سهمیهها کاهش یابد. به نظر میرسد کل سهمیهها میتواند از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد و بهتدریج به ۱۰ درصد و حتی کمتر برسد.» رستمیان،با ارجاع به تجربه جهانی، میان «حمایت» و «سهمیه آموزشی» تفکیک قائل میشود: «حمایت از سربازان زمان جنگ در کشورهای دیگر نیز وجود دارد و آنان بهعنوان قهرمانان معرفی میشوند؛ اما این حمایت بیشتر در قالب راهکارهای حمایتی و امتیازهای اجتماعی است و نشان افتخار و جایگاه قابل احترام در جامعه به آنها اعطا میشود.» این یعنی قدردانی واقعی، نه با تضعیف کیفیت پزشکی کشور، که با تأمین رفاه، احترام و فرصتهای اجتماعی برابر برای قهرمانان و خانوادههایشان تحقق مییابد.
فوریت یک تصمیم ملی
به نظر می رسد دیگر زمانی برای مماشات نیست. نظام سلامت ایران با انبوه پزشکانی روبهرو است که شاید تعدادشان کافی به نظر برسد، اما توزیع و کیفیتشان زیر سؤال است. سهمیهها ابزاری موقت برای دورانی خاص بودهاند و اصرار بر تداوم آنها، «عدالت آموزشی» را به ضد خود تبدیل کرده است؛ چراکه هم به کیفیت آموزش ضربه میزند و هم اعتماد عمومی به پزشک آینده را میفرساید. پیشنهاد کاهش فوری سهمیهها پنجرهای برای بازگشت به شایستهسالاری و نجات پزشکی ایران است، پیش از آنکه سایه سنگین سهمیهها، کل پیکر نظام سلامت را در خود فروبلعد.
بر اساس نظر کارشناسان، کاهش کیفیت علمی و بالینی، نابرابری و ناامیدی نخبگان، مشکلات ماندگاری و تعهد، تعارض منافع و اعتماد عمومی و نهایتا ایجاد تصور عمومی ذر تحویل پزشکان بی سواد و سهمیه ای به جامعه، از تبعات پزشکان سهمیه ای بوده است و باید این طرح متوقف شود.



