هر روز ۱۳۴ مرگ غیرطبیعی در ایران!/ وقتی زندگی جا می ماند

وزیر بهداشت کشورمان با نگرانی از کاهش نرخ فرزندآوری بهویژه در برخی استانها سخن میگوید و آن را چالشی جدی برای آیندهی ایران میداند، این در حالی است که در لابلای حرف های این مقام مسئول، روایتی از شرایط ناگوار درباره حال امروز نیز وجود دارد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، دکتر ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به آمار تلخی اشاره کرده که کمتر به ابعاد و معانی نهفته در آن آن پرداخته شده است: سالانه حدود ۲۰ هزار ایرانی در تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند. یعنی هر روز بیش از ۵۴ نفر. این ارقام، فاجعهای خاموش را ترسیم میکنند که همچون سایهای بر تنه جامعه سنگینی میکند.
اما این فقط نوک کوه یخ است. نگاهی دقیقتر به آمار مرگهای غیرطبیعی و حوادث کاری، تصویری هولناکتر از وضعیت را آشکار میسازد.
مروری مختصر بر چند حوزه محدود
بر اساس دادههای رسمی، مرگ کارگران بر اثر حوادث کاری از ۱۶۲۵ مورد در سال ۱۳۹۷ به ۲۱۱۵ مورد در سال ۱۴۰۲ رسیده که نشاندهندهی افزایش ۳۰ درصدی در کمتر از پنج سال است. در ششماههی نخست سال ۱۴۰۳ نیز ۱۰۷۷ کارگر در محل کار جان باختهاند؛ رقمی که به میانگین حدود ۵۰ کشته در هفته میرسد. این اعداد، نه صرفاً آمار، بلکه روایت انسانهایی هستند که در چرخهی تولید و معیشت، قربانی غفلت شدهاند.
اما آمار مرگهای غیرطبیعی کلی، ابعاد فاجعه را گستردهتر نشان میدهد. از سال ۱۳۹۶ که حدود ۳۶ هزار نفر به این شکل از دنیا رفتند، این رقم در پایان برنامهی ششم توسعه (۱۴۰۱) به بیش از ۴۶ هزار نفر و در سال ۱۴۰۲ به بیش از ۴۹ هزار نفر رسیده است. به بیان دیگر، بر اساس این آمار هر روز به طور متوسط ۱۳۴ نفر در کشور بر اثر علل غیرطبیعی جان میبازند.
در طول هفت سال منتهی به ۱۴۰۳، مرگهای غیرطبیعی ۳۳ درصد افزایش یافت، در حالی که جمعیت کشور تنها حدود ۵ درصد رشد کرده بود. این شکاف آماری، ساده و در عین حال تکاندهنده است: ما در حال از دست دادن نسل حاضر با سرعتی به مراتب بیشتر از آن هستیم که بتوانیم با فرزندآوری جبرانش کنیم.
تلاش برای تولد، غفلت از بقا
سالهاست که برنامهریزان و سیاستگذاران با تأکید بر افزایش جمعیت، مشوقهای مختلف فرزندآوری را پیش میکشند. اما واقعیت این است که این تلاشها، به دلایل متعدد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، موفقیت چشمگیری نداشتهاند. در سوی دیگر، اقدامات مؤثر برای کاهش مرگومیرهای قابل پیشگیری — از تصادفات جادهای گرفته تا حوادث کاری و مرگهای غیرطبیعی دیگر — همچنان پراکنده، ناکافی و فاقد رویکرد جامع به نظر میرسند.
این تناقض، بیش از هر چیز، نشاندهندهی یک نگاه بخشینگر است. گویی جمعیت فقط با تعداد تولدها سنجیده میشود، نه با کیفیت زندگی و بقای کسانی که در جامعه حضور دارند و ممکن است اصلا چند روز دیگر نباشند. در حالی که هر مرگ غیرطبیعی، نه تنها یک فرد، بلکه یک خانواده، یک نیروی کار و بخشی از سرمایهی اجتماعی را نابود میکند، انگار این هزینهها در محاسبات کلان کمتر دیده میشوند.

ریشه در ناکارآمدی اجتماعی-نهادی
این آمارها زنگ خطری عمیقتر از یک مسئلهی بهداشتی صرف هستند. افزایش ۳۳ درصدی مرگهای غیرطبیعی در برابر رشد ۵ درصدی جمعیت، حاکی از آن است که سیستم ایمنی اجتماعی کشور — از ایمنی راهها و خودروها گرفته تا استانداردهای ایمنی کار، فرهنگ رانندگی، و حتی نظام سلامت روانی — نتوانسته با سرعت تغییرات جامعه همگام شود.
تصادفات جادهای به تنهایی، معادل یک فاجعهی طبیعی سالانه عمل میکنند. حوادث کاری نیز، بهویژه در بخشهای پرخطر، نشاندهندهی ضعف نظارت، آموزش ناکافی و اولویت ندادن به جان انسان بر سود کوتاهمدت است. این مرگها، عمدتاً قابل پیشگیریاند و ریشه در تصمیمگیریهای سیاستی، تخصیص بودجه، و فرهنگ عمومی دارند.
اگر قرار باشد ایران به سمت آیندهای با جمعیت پویا حرکت کند، باید بداند که «جمعیت» فقط «تولد» نیست؛ «بقا» و «کیفیت زندگی» است. بدون کاهش چشمگیر مرگومیرهای غیرطبیعی، هر مشوق فرزندآوری شبیه به پر کردن چاه با آب از بالا در حالی است که کف چاه سوراخ است.
فراخوان برای رویکردی فرابخشی
وزیر بهداشت با اشاره همزمان به دو بحران — کاهش فرزندآوری و افزایش مرگومیر — ناخواسته بر یک حقیقت اساسی تأکید کرده: سلامت جامعه، یک کل بههمپیوسته است. تا وقتی فاجعه ای خاموش مرگ هر روز ۱۳۴ نفر را میبلعد، نمی شود امیدوار به تحقق بحث فرزندآوری و افزایش جمعیت بود
ایران نیاز به نگاهی تازه تر دارد: جمعیتی که نه فقط متولد شود، بلکه بتواند زندگی کند، کار کند و بماند.



