ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
میدل ایست آی بررسی کرد

چگونه جنگ با ایران، محور مقاومت را احیا کرد

نتانیاهو لاف زد که اسرائیل شبکه همسو با تهران را «آجر به آجر» از هم پاشیده است، اما پاسخ هماهنگ در سراسر لبنان، عراق و یمن داستان دیگری را روایت می‌کند.
کد خبر: ۱۳۶۶۷۵۱
| |
2656 بازدید

چگونه جنگ با ایران، محور مقاومت را احیا کرد

پاسخ ایران در داخل مرز‌های خود محدود نماند، زیرا ایران حملات موشکی و پهپادی را در چندین کشور انجام داد و باعث احیای غیرمنتظره محور مقاومت شد.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، سایت «میدل ایست آی» در مقاله‌ای به بررسی وضعیت محور مقاومت متعاقب «جنگ رمضان» علیه ایران پرداخته که در ادامه آمده است.

حمله «خشم حماسی» قرار بود قدرت منطقه‌ای ایران را از بین ببرد. اما نتیجه عکس داده است. این حمله به جای کاهش نفوذ تهران، آن را احیا کرده و جان تازه‌ای به شبکه جنبش‌های متحد معروف به «محور مقاومت» در چندین جبهه دمیده است.

مقامات آمریکایی و اسرائیلی که قبلاً به اصطلاح «نیابت‌های» ایرانی را در سراسر فلسطین، لبنان، سوریه و عراق تضعیف کرده بودند، اعلام کردند که زمان ضربه زدن به «سر اختاپوس» فرا رسیده است.

پاسخ ایران در داخل مرز‌های خود محدود نماند، زیرا ایران حملات موشکی و پهپادی را در چندین کشور انجام داد و باعث احیای غیرمنتظره محور مقاومت شد؛ شبکه‌ای از جنبش‌های همسو با ایران که متعهد به مقاومت در برابر هژمونی آمریکا و اسرائیل هستند.

آنچه در ۲۸ فوریه به عنوان یک حمله سربریده علیه جمهوری اسلامی آغاز شد، به سرعت به یک جنگ چند جبهه‌ای تبدیل شد. جناح‌های مقاومت عراق بلافاصله وارد عمل شدند. حزب‌الله در لبنان تا روز چهارم به آن پیوست و انصارالله در یمن موشک‌های بالستیک و پهپاد‌ها را به سمت اسرائیل شلیک کرد و جبهه چهارم را علیه محور آمریکا و اسرائیل گشود.

فراتر از جبهه‌های منطقه‌ای هماهنگ، خود ایران به اسرائیل و اهداف آمریکایی در سراسر منطقه، از جمله زیرساخت‌های نظامی حیاتی مانند تأسیسات راداری، ضربه زده و همزمان از تنگنا‌های استراتژیک و آسیب‌پذیری بازار‌های جهانی انرژی استفاده کرده است.

سرعت و مقیاس این پاسخ گسترده منطقه‌ای، همانطور که خود دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اذعان کرد، برای آمریکا و اسرائیل غافلگیرکننده بود. او تصور می‌کرد جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است و مردم ایران آماده هستند تا به خیابان‌ها بیایند و رژیم را سرنگون کنند.

از دیدگاه او، (به شهادت رساندن) آیت‌الله علی خامنه‌ای باعث فروپاشی داخلی می‌شد و از هماهنگ کردن یک پاسخ منطقه‌ای توسط جمهوری اسلامی جلوگیری می‌کرد.

یک فرض اشتباه دیگر این بود که محور مقاومت آنقدر از هم گسیخته است که نمی‌تواند در سراسر منطقه به طور هماهنگ عمل کند.

این ادعا‌ها به طور گسترده پذیرفته شده و در رسانه‌ها بازتاب داده شد.

ایران به عنوان یک «ببر کاغذی» تصویرسازی می‌شد که نه تنها از نظر نظامی تضعیف شده، بلکه در سراسر منطقه رسوا شده است. اکنون این تصویر توسط حملات گسترده موشکی و پهپادی آن درهم شکسته شده است، حملاتی که به پایگاه‌ها و دارایی‌های آمریکا در سراسر خاورمیانه ضربه زده و برخی از آنها را از کار انداخته است، از جمله پایگاه هوایی علی السالم در کویت و مقر ناوگان پنجم ایالات متحده در بحرین.

ضربات

مدت‌ها قبل از جنگ، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، لاف زد که اسرائیل «این محور را آجر به آجر از هم پاشیده است».

این روایت منعکس‌کننده تلاش او برای پیروزی کامل بود و در ماه‌های اخیر توسط نظرات شادمانه‌ای تکرار شد که از شکست‌های محور به عنوان مدرکی مبنی بر خنثی شدن یا از هم پاشیدگی کامل آن استفاده می‌کردند.

چنین اعتمادی بر مجموعه‌ای از تحولات استوار بود که در طول زمان به نظر می‌رسید این موضع را تأیید می‌کند. در سه سال گذشته، اسرائیل ضربات نظامی و سیاسی جدی به محور وارد کرده است و سؤالات اساسی را در مورد زنده بودن استراتژی چند جبهه‌ای که مدت‌ها اساس بازدارندگی ایران در برابر آمریکا و اسرائیل بود، ایجاد کرده است.

ترور رهبران کلیدی حماس، جهاد اسلامی، حزب‌الله و ایران، همراه با سقوط دولت بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، آسیب سنگینی به محور وارد کرد.

بسیاری از این موارد همچنین منعکس‌کننده قضاوت‌های نادرست خود ایران از اکتبر ۲۰۲۳ بود، به ویژه ناتوانی آن در پیش‌بینی عزم نتانیاهو برای حمله و تشدید آن به سمت یک رویارویی گسترده‌تر و طولانی‌تر منطقه‌ای.

رویکرد دیرینه (آیت الله) خامنه‌ای از «صبر استراتژیک» که با پاسخ‌های محتاطانه و محدود به تجاوزات اسرائیل و آمریکا مشخص می‌شد، برای این لحظه به ویژه نامناسب بود.

در نظر بسیاری از ناظران، این خویشتن‌داری نشانه ضعف بود و تشدید بیشتر را دعوت کرد و این دیدگاه را در واشنگتن و تل‌آویو تقویت کرد که ایران (یا) تمایلی (یا) توانایی تحمیل هزینه‌های معنادار را ندارد. در داخل ایران، این شکست‌ها انتقادات تندی را از دکترین دفاع پیش‌دستانه برانگیخت و خواستار تغییر استراتژیک شد.

در همین حال، ناظران خارجی به طور فزاینده‌ای محور مقاومت را از هم گسیخته و قادر به انجام مقاومت مؤثر منطقه‌ای معرفی می‌کردند و استدلال می‌کردند که شبکه ایران به یک بدهی تبدیل شده است که دیگر نمی‌تواند آن را تحمل کند.

تاب‌آوری در برابر فشار

از دست دادن سوریه به ویژه قابل توجه بود، زیرا راهروی سرزمینی را که ایران را به لبنان و فلسطین متصل می‌کرد، قطع کرد و حزب‌الله را از عمق استراتژیک حیاتی و دسترسی مستقیم لجستیکی به ایران محروم ساخت.

چشم‌انداز‌های سیاسی در حال تغییر در لبنان و سوریه از اواخر سال ۲۰۲۴ به دور از ایران، وضعیت محور را پیچیده‌تر کرد.

در نتیجه، بسیاری از تحلیلگران نتیجه گرفتند که یک حزب‌الله منزوی که وارد جنگ دیگری با اسرائیل می‌شود، ممکن است با خطرات وجودی مواجه شود، به ویژه اگر نیرو‌های وفادار به رهبری جدید سوریه، جبهه دوم را از شرق لبنان باز کنند.

به نظر می‌رسد این تحولات ترامپ و نتانیاهو را متقاعد کرده است که لحظه برای ضربه زدن مستقیم به قلب محور در ایران مناسب است. دقیقاً به همین دلیل است که پاسخ در حال گسترش چند جبهه‌ای، به ویژه بازگشت حزب‌الله به نبرد، برای مقامات اسرائیلی و آمریکایی اینقدر غافلگیرکننده بوده است.

مقامات اسرائیلی بار‌ها ادعا کرده بودند که حزب‌الله پس از ماه‌ها ترور هدفمند رهبرانش و فشار نظامی مداوم، شکسته و به شدت تضعیف شده است.

با این حال، آنچه اکنون در میدان رخ می‌دهد داستان بسیار متفاوتی را روایت می‌کند. حزب‌الله در جنوب لبنان به گونه‌ای با تهاجم اسرائیل مقابله می‌کند که برنامه‌ریزان اسرائیلی پیش‌بینی نمی‌کردند.

مقامات اسرائیلی انتظار نداشتند حزب‌الله اینقدر سریع وارد نبرد شود، و همچنین شدت آتش مداوم آن را پیش‌بینی نمی‌کردند.

در عوض، حزب‌الله نشان داده است که توانایی رزمی قابل توجهی را حفظ کرده است و مستقیماً در خطوط مقدم با نیرو‌های اسرائیلی درگیر می‌شود، در حالی که حملات موشکی و پهپادی را از جنوب رودخانه لیتانی، منطقه‌ای که اسرائیل معتقد بود از مبارزان مقاومت پاکسازی شده است، ادامه می‌دهد. همچنین حملات دوربردتری را انجام داده است که به تل‌آویو و مرز غزه می‌رسد.

قابل توجه این است که در طول جنگ ۶۶ روزه سال ۲۰۲۴، تاب‌آوری حزب‌الله با وجود تلفات سنگین در میان رهبران و جنگجویانش آشکار بود.

نیرو‌های آن تا آتش‌بس نوامبر مقاومت کردند و از حمله زمینی عمده نیرو‌های اسرائیلی جلوگیری کردند، که سؤالات جدی در مورد دست کم گرفتن این حزب توسط اسرائیل ایجاد می‌کند.

در جنگ کنونی، گلوله‌باران‌های حزب‌الله به طور فزاینده‌ای در هماهنگی با پرتاب موشک‌های ایرانی انجام می‌شود تا سیستم‌های دفاع هوایی اسرائیل را اشباع کند.

آنچه در جبهه لبنان پدیدار شده است، یک سبک دفاع موزاییکی است، جایی که واحد‌های پراکنده بدون رهبری مرکزی به فعالیت خود ادامه می‌دهند و در عین حال هماهنگی را در چندین جبهه محور حفظ می‌کنند.

حزب‌الله ستون اصلی محور است و عملکرد رزمی آن دفاع هوایی اسرائیل را در چندین جبهه تحت فشار قرار می‌دهد و مقاومت را از فلسطین تا سوریه و یمن بسیج می‌کند.

جنگ چند جبهه‌ای گسترش می‌یابد

به موازات آن، جبهه دوم قبلاً در عراق گشوده شده است. از ۲۸ فوریه، مقاومت اسلامی عراق، ائتلافی از گروه‌های مسلح همسو با ایران، حملات خود را علیه نیرو‌های آمریکایی و رژیم‌های طرفدار آمریکا در منطقه، از جمله کویت و عربستان سعودی، به طور پیوسته افزایش داده است.

آنها پایگاه‌های آمریکا و سفارت در بغداد را هدف قرار داده‌اند و تهدید کرده‌اند که در صورت اقدام دولت سوریه علیه حزب‌الله، تنش را علیه آن افزایش خواهند داد.

مقاومت عراق به سفارت آمریکا در بغداد اولتیماتوم داده است که در صورت توقف اسرائیل از حمله به حومه جنوبی بیروت و آوارگی غیرنظامیان، سفارت را هدف قرار نخواهد داد، که بر استراتژی محور برای یکپارچه کردن میدان‌های نبرد تأکید دارد.

این مداخله در میان خشم عمومی از کارزار آمریکا و اسرائیل و ترور آیت‌الله خامنه‌ای و به دنبال بیانیه‌ای از آیت‌الله سیستانی که حمایت عمومی مردمی از ایران در طول این جنگ یک «وظیفه جمعی» است، رخ می‌دهد.

با توجه به پیوند‌های عمیق مذهبی و فرهنگی با ایران و نقش محوری نیرو‌های مقاومت، عراق بنابراین به عنوان عرصه اصلی در این مبارزه در حال گسترش چند جبهه‌ای ظهور کرده است.

در همان زمان، انصارالله (حوثی‌ها) در یمن به طور رسمی از طریق حملات موشکی بالستیک و پهپادی به اسرائیل، در کنار ایران و محور در لبنان و عراق وارد رویارویی شده است.

با گشایش جبهه یمن، اسرائیل با حملات موشکی از سه جبهه مواجه شده است که این جنبش گفت «در هماهنگی با برادران ما در ایران و حزب‌الله در لبنان» انجام می‌شود.

سید عبدالملک بدرالدین الحوثی، رهبر انصارالله، اعلام کرده است که عملیات نظامی مشترک با محور مقاومت تشدید خواهد شد و آن را مقدمه‌ای حیاتی برای اتحاد مجدد امت توصیف کرد. انصارالله به «شگفتی‌های» بیشتر اشاره کرده است، به معنای تشدید احتمالی علیه اهداف عربستان و امارات و اعمال فشار مستقیم بر تنگه باب المندب، گذرگاه باریک بین دریای سرخ و اقیانوس هند.

در سناریوی یک گلوگاه دوگانه که ترانزیت از طریق تنگه هرمز، تنگه باب المندب و کانال سوئز را مسدود می‌کند، سیستم انرژی جهانی می‌تواند با اختلال قابل توجهی مواجه شود. این خطر علیرغم توقف فعلی درگیری‌ها همچنان وجود دارد.

محور پس از «خشم حماسی»

عملکرد محور که به طور فزاینده‌ای هماهنگ و گسترده است، روایت «ببر کاغذی» را سوراخ کرده و دو فرضیه رایج در مورد قابلیت‌های آن را برهم زده است.

اول، علیرغم ماه‌ها گمانه‌زنی مبنی بر اینکه متحدان منطقه‌ای ایران از هم پاشیده‌اند، محور مقاومت به هیچ وجه به پایان نرسیده است.

حتی پس از شکست‌های بزرگ، به ویژه از دست دادن سوریه و تلفات سنگین وارد شده به مقاومت فلسطین در غزه، همچنان یک عامل تعیین‌کننده در شکل‌دهی به مسیر جنگی است که از هم اکنون آینده منطقه را دوباره تعریف می‌کند.

دوم، به جای تبدیل شدن به یک بار استراتژیک، تأثیر مستمر محور بر ارتباط یک استراتژی چند جبهه‌ای تأکید می‌کند. با درگیر کردن مخالفان در چندین صحنه، هزینه‌ها را برای مخالفان خود افزایش داده و کارزار‌های نظامی آنها را در ایران و لبنان پیچیده کرده است.

همانطور که محور صبر استراتژیک خود را کنار می‌گذارد و به سمت یک وضعیت تهاجمی گسترده حرکت می‌کند، فرضیه اصلی آن واضح‌تر دیده می‌شود. مواجهه با امپریالیسم در یک جبهه واحد محکوم به شکست است.

این اصل، که ریشه در دفاع از خود و مقاومت فراملی در برابر سلطه استعماری و امپریالیسم دارد، مدت‌هاست که زیربنای استراتژی بازدارندگی محور بوده است.

حمله آمریکا و اسرائیل این منطق را دوباره تأیید کرده است: جنگیدن به تنهایی احتمال شکست را افزایش می‌دهد.

این به وضوح در پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای ایران که توسط دولت ترامپ به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته شده است، منعکس شده است، که خواستار توقف جنگ در همه جبهه‌ها، به ویژه علیه مقاومت اسلامی در لبنان است.

با فشار بر این خواسته در طول مذاکرات، که توسط ناظران به طور گسترده به عنوان حداکثری دیده می‌شود، ایران نشان می‌دهد که محور به عنوان یک جبهه واحد حرکت می‌کند و نمی‌تواند تکه تکه شود. این منعکس‌کننده دیدگاه غالب در تهران است که مقاومت چند جبهه‌ای آن نتیجه داده و محور آمریکا و اسرائیل را مجبور کرده است بر اساس شرایط ایران مذاکره کند.

برای دولتی که بر اساس ایده‌های انقلاب ۱۳۵۷ بنا شده است، که در پاسخ به مداخلات امپریالیستی متوالی شکل گرفته است، مسیر پیش رو کمتر یک انتخاب به نظر می‌رسد تا یک ادامه. اگر جمهوری اسلامی از این جنگ جان سالم به در ببرد، به احتمال زیاد از استراتژی پیش‌دستانه خود عقب‌نشینی نخواهد کرد، زیرا رها کردن محور فقط آسیب‌پذیری آن را عمیق‌تر می‌کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟