نشانههای مخمصۀ ترامپ در یک سخنرانی اجباری

در شامگاه نخستین روز آوریل (۱۲ فروردین)، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در کاخ سفید یک سخنرانی تلویزیونی ۱۹ دقیقهای انجام داد. او با حالت چهره جدی، به ندرت لبخند میزد و خستگی آشکاری را از خود نشان میداد. به گفته منابع آگاه، خود ترامپ تمایل چندانی به انجام این سخنرانی نداشت.
سخنرانی علنی و تقریباً اجباری ترامپ در واکنش به فشارهای گستردهای بود که بر دولت وی وارد آمده بود. حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیش از یک ماه ادامه داشته و این جنگ، که بدون مجوز کنگره صورت گرفته، از سوی بسیاری نقض قوانین بینالمللی قلمداد میشود. اهداف و دلایل شروع این درگیری هنوز مبهم است و همین امر ترامپ را درگیر جنجالهای وسیعی در افکار عمومی کرده است. در داخل آمریکا، بحثها درباره این موضوع که آیا ترامپ به دلیل رسوایی اپستین تحت فشار نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل قرار گرفته است و اینکه آیا او به حامیان خود خیانت کرده، روز به روز شدت میگیرد.
از سوی دیگر، مسدود شدن تنگۀ هرمز توسط ایران باعث افزایش قیمت جهانی نفت و گاز شده و بار اقتصادی را روی دوش شهروندان آمریکایی سنگینتر کرده و در نتیجه، میزان محبوبیت دولت ترامپ پیوست رو به کاهش است. بنابراین، مشاورانش امیدوار بودند که رئیس جمهور ایالات متحده با این سخنرانی رأیدهندگان را آرام کرده و شانس جمهوریخواهان را برای انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ حفظ کند. اما این سخنرانی به سختی میتواند به اهداف مذکور برسد.
اظهارات ترامپ پیرامون عملیات نظامی علیه ایران، متناقض بوده است. او هرگز نتوانست به طور روشن توضیح دهد که هدف اصلی شروع این جنگ چه بوده است. اگر هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده، او در جنگ دوازدهروزه ژوئن ۲۰۲۵ ادعا کرده بود که توان هستهای ایران به طور کامل نابود شده است. بنابراین، سوال این است که چرا دوباره اقدام دیگری به این منظور آغاز کرده است؟ و اگر هدف تغییر حکومت ایران بوده، همانطور که او تبلیغ میکند، احتمالاً نتانیاهو ترامپ را با پیشبینی بسیار خوشبینانهای قانع کرده که با حمله غافلگیرکننده ارتش، حکومت ایران به سرعت فرو خواهد پاشید. واضح است که این انتظار برآورده نشده است.
یکی از دلایل مهم پیروزی ترامپ در دو دوره انتخابات ریاستجمهوری، درک دقیق او از مخالفت رأیدهندگان آمریکایی با جنگهای پرهزینه و بیپایان در خارج از کشور و قول مکرر او مبنی بر آغاز نکردن جنگهای جدید بود. با این حال، ترامپ اکنون دوباره آمریکا را به یک جنگ دیگر در خاورمیانه کشانده است. با طولانی شدن جنگ، او ناچار است پیوسته رأیدهندگان را آرام نگه دارد و تأکید کند که جنگ «به زودی پایان مییابد». شروع جنگ آسان بود، اما پایان دادن به آن نیاز به موافقت تهران دارد. در حال حاضر نکته کلیدی این است که ایران موافقت نمیکند. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر تقویت کنترل بر تنگۀ هرمز و ادامه حملات به اهداف آمریکایی و اسرائیلی اصرار کند، ترامپ به سختی میتواند از جنگی که خود به راه انداخته، خارج شود.
در چنین شرایطی، ترامپ هنوز تلاش میکند به روش خود از جنگ خارج شود.
اول، او در سخنرانی خود هشدار داد که طی دو تا سه هفتۀ آینده ایران را به «عصر حجر» بازمیگرداند. او امید داشت با ترساندن ایران، خود را به شکلی «با وقار» از جنگی که ناچار به خروج از آن است، خارج کند. اما ایران فهمیده که آمریکا جرأت اعزام نیروی زمینی را ندارد و تکیه صرف بر حملات هوایی نمیتواند ویرانی بنیادین ایجاد کند. در عین حال، با نابودی برخی تجهیزات نظامی کلیدی آمریکا و اسرائیل، دقت اصابت موشکها و پهپادهای ایران در حال افزایش است و خسارت وارد شده به اهداف آمریکایی و اسرائیلی روزبهروز بیشتر میشود. در این شرایط، تهدید ترامپ بیشتر نوعی بلوف زدن به نظر میرسد.
دوم، ترامپ اخیراً تمایل به شانه خالی کردن در موضوع تنگه هرمز از خود نشان داده است. با توجه به ناتوانی آمریکا در واداشتن ایران به باز کردن تنگۀ هرمز، ترامپ اعلام کرده که خود آمریکا به این تنگه وابسته نیست و کشورهایی که به آن وابستهاند خود باید مشکلشان را حل کنند. اما او یک واقعیت اساسی را نادیده گرفته است مبنی بر آنکه قیمت نفت و گاز در بازارهای جهان به هم پیوسته است. تا زمانی که ایران به تقویت کنترل بر تنگۀ هرمز ادامه دهد، قیمت جهانی انواع حاملهای انرژی نیز به سختی کاهش مییابد و نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی پیوسته افزایش مییابد و وضعیت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای بسیار نامطلوب خواهد بود. این مسئلهای نیست که او به سادگی بتواند از آن شانه خالی کند.
در برابر این جنگ که آمریکا و اسرائیل آغاز کردهاند، اگر نتوان راهی مناسب برای پایان دادن به آن بر اساس شرایط قابل قبول ایران پیدا کرد، ترامپ با چالش بزرگی در این زمینه مواجه خواهد بود.
در حال حاضر، دو عنصر کلیدی برای پایان دادن به این درگیری وجود دارند: اول، آمریکا و اسرائیل باید متعهد شوند که در آینده به ایران تجاوز نکنند؛ دوم، غرامت مناسب به ایران پرداخت شود که شکل دقیق آن میتواند موضوعی قابل مذاکره و انعطافپذیر باشد.
ابتکار صلح پنج مادهای که اخیراً توسط چین و پاکستان به طور مشترک ارائه شده نیز گزینهای قابل توجه است. این ابتکار نه بر اساس تصورات خام، بلکه با دقت و برای حل بنبست فعلی طراحی شده است: اول، آتشبس فوری؛ دوم، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران؛ سوم، لغو تحریمهای غیرقانونی یکجانبه علیه ایران؛ چهارم، تضمین حقوق قانونی تنگۀ هرمز و حفظ ثبات بازار جهانی انرژی و پنجم، ایجاد سازوکار امنیتی در خاورمیانه از طریق گفتگو و مشورت. این ابتکار همزمان خطوط قرمز همه طرفها را رعایت کرده و طرحی عملیاتی تلقی میگردد.
که حقوق ایران را در مسائل هسته ای و موشکی و تنگه هرمز به رسمیت بشناسندو دیگر مسائل
یه زمانی میگفتند داره تئوری Mad Man (مرد دیوانه) رو اجرا میکنه؛ اما زمان نشان داد که واقعا اینگونه هست!!
دشمن بشریت




