براندازی نظام ایران ممکن نیست/ اقلیتهای قومی در ایران مانند عراق و سوریه نیستند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، اندیشکده آمریکایی استیمسون در مقاله ای به بررسی سناریوهای تهدید جدی نظام سیاسی در ایران پرداخته و هیچ کدام از آنها را ممکن نمیداند.
دولت ترامپ مجموعهای از دلایل را برای آغاز جنگ علیه ایران در کنار اسرائیل مطرح کرده است؛ از تضعیف برنامههای موشکهای بالستیک ایران و وارد کردن آسیب بیشتر به سایتهای هستهای که ژوئن گذشته بمباران شده بودند، تا نابود کردن نیروی دریایی ایران.
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا همچنین به تغییر رژیم اشاره کرده و از مردم ایران خواسته است با نیروهای امنیتی تضعیفشده مقابله کرده و نظامی را که ۴۷ سال برقرار بوده سرنگون کنند، در حالی که درباره اینکه آیا ایالات متحده برای کمک بهطور زمینی مداخله خواهد کرد یا نه، موضعی محتاطانه اتخاذ کرده است. در هر صورت، جمهوری اسلامی با چالشی جدی روبهرو است و بقای بلندمدت آن تضمینشده نیست.
پس از ترور رهبر معظم، (آیت الله) علی خامنهای، و فهرست بلندی از مقامات عالیرتبه امنیتی در ۲۸ فوریه، ایران بهطور موقت توسط یک شورای سهنفره به ریاست رئیسجمهور مسعود پزشکیان و همچنین شورای عالی امنیت ملی بزرگتری به رهبری دبیر آن، علی لاریجانی، اداره میشود. این ساختار تصمیمگیری با قانون اساسی جمهوری اسلامی سازگار است و به نظر میرسد پیش از جنگ مورد توافق (آیت الله) خامنهای قرار گرفته بوده است.
چندین مقام از این دو شورا از طریق تلویزیون ملی با مردم سخن گفتهاند که نشانهای از در دست داشتن کنترل است. معرفی سریع یک رهبر جدید میتواند نشانه دیگری از اعتمادبهنفس در درون رهبری ایران باشد. میزان نفوذ اطلاعاتی خصمانه در میان حلقههای رهبری ایران قابلتوجه است و رهبران ایرانی تحت تهدید دائمی حمله فعالیت میکنند.
در روزهای پیش رو، آنها تلاش خواهند کرد کنترل و فرماندهی—حتی اگر بهصورت غیرمتمرکز باشد—بر داراییهای امنیتی ایران را حفظ کنند.
گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که پس از (شهادت) فرمانده قبلی سپاه پاسداران، محمد پاکپور، در یک حمله هوایی، فرمانده جدیدی به نام احمد وحیدی بهسرعت منصوب شده است.
در آمادگی برای خلأهای احتمالی در سطوح بالای رهبری نیروهای امنیتی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و عضو شورای عالی امنیت ملی، در اول مارس به شبکه الجزیره گفت که واحدهای نظامی که به کشورهای خلیج فارس شلیک میکنند، تحت یک ساختار فرماندهی و کنترل غیرمتمرکز عمل میکنند.
کنترل و فرماندهی نیروهای امنیتی حیاتی است، زیرا در نهایت بقای جمهوری اسلامی به حفظ کنترل بر شهرهای بزرگ بستگی دارد. نشانههایی مبنی بر اینکه رهبری در سطح محلی و ملی قادر به کنترل مراکز جمعیتی نیست، علامت مهمی از آغاز شکاف در ساختار سیاسی ایران خواهد بود.
گزارشهای متعدد رسانهای از جشنهای عمومی در داخل ایران پس از ترور (آیت الله) خامنهای خبر دادهاند.
رهبری ایران نسبت به هرگونه اعتراض جدید هشدار داده و همچنین دسترسی به اینترنت را محدود کرده تا توانایی ارتباط معترضان با یکدیگر و جهان خارج کاهش یابد.
یک ساختار فرماندهی غیرمتمرکز ممکن است توانایی دولت مرکزی برای واکنش سریع به بحرانهای محلی را تضعیف کند. جدایی گسترده نیروهای نظامی، و حتی درگیری میان نیروهای جداشده و نیروهای وفادار، نشانه دیگری از افزایش خطر فروپاشی رژیم خواهد بود. درگیری میان سربازان شورشی و نیروهای وفادار از نشانههای اولیه جنگهای داخلی در سوریه و لیبی بود که در نهایت به سقوط آن رژیمها انجامید.
با این حال، گزارشی از جدایی قابلتوجه نیروهای امنیتی یا خروج مناطق شهری از کنترل دولت منتشر نشده است. رئیسجمهور ترامپ، نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو، و وزیر جنگ آمریکا پیت هگست همگی چنین سناریویی را مطرح کرده و حتی برای نیروهای امنیتی که با مخالفان نجنگند «مصونیت» وعده دادهاند. (اینکه واشنگتن یا اسرائیل چگونه میتوانند چنین «مصونیتی» را در برابر خشم ایرانیان تضمین کنند، مشخص نیست.)
اگر گزارشها مبنی بر هدف قرار دادن پستهای مرزی ایران توسط عملیات نظامی آمریکا و/یا اسرائیل درست باشد، نشاندهنده تلاشی برای تسهیل از دست رفتن کنترل دولت ایران در مناطق شمالغرب کشور—جایی که گروههای کرد در نزدیکی اقلیم کردستان عراق فعالیت میکنند—است. در همین راستا، ترامپ در اول مارس با رهبران دو جناح اصلی کردهای عراق گفتوگو کرده است. هنوز مشخص نیست که آیا نیروهای کرد وارد عمل خواهند شد یا نه.
حتی اگر بخشهایی از شمالغرب ایران از کنترل دولت مرکزی خارج شود، جمهوری اسلامی میتواند همچنان شهرهای بزرگ دیگر را اداره کند. ایران با اکثریت فارس-آذری، از انسجام قومی بیشتری نسبت به بسیاری از کشورهای خاورمیانه برخوردار است.
نظام بشار اسد برای یک دهه در بخشهای عربنشین سوریه به فعالیت ادامه داد. درس عراقِ صدام، سوریه اسد و الجزایر در دهه ۱۹۹۰ این است که با وجود نیروهای امنیتی وفادار، یک نظام سرسخت، اما شکننده میتواند برای مدت طولانی دوام بیاورد، بهویژه در نبود یک اپوزیسیون ملیِ متحد که از حمایت خارجی برخوردار باشد.
مخالفان عراقی خارج از کشور—که برخی از آنها از حمایت قوی ایران و آمریکا برخوردار بودند—برای یک دهه تلاش کردند، اما موفق به سرنگونی رژیم تضعیفشده صدام نشدند. در نهایت، آنها تنها در سال ۲۰۰۳ و همراه با ارتش آمریکا وارد عراق شدند. به همین ترتیب، مخالفان سوری مورد حمایت غرب که در خارج از کشور بودند، هرگز فشار نظامی قابلتوجهی بر دولت اسد وارد نکردند.
نشانهای از وجود یک اپوزیسیون ملی منسجم در داخل ایران دیده نمیشود. پنج حزب کرد ایرانی اندکی پیش از آغاز جنگ تشکیل یک ائتلاف علیه دولت تهران را اعلام کردند، اما نکته قابلتوجه این است که کنفرانس خبری آنها در اربیلِ عراق برگزار شد، نه در داخل ایران.
نیروهای شورشی در لیبی با وجود اختلافات قومی و قبیلهای متحد شدند و معمر قذافی را سرنگون کردند. همچنین گروههای مسلح سوری که از شمالغرب این کشور علیه اسد قیام کردند، ارتباطات عمیقی با دیگر شهرهای عربی سوریه داشتند که پس از آشکار شدن ضعف اسد، بهسرعت سقوط کردند.
با وجود یک دیاسپورای عمیقاً چنددسته و مواجهه با نظامی که هنوز نیروهای امنیتی وفادار دارد، به نظر میرسد اپوزیسیون ایران فاصله زیادی با توانایی تشکیل یک نیروی نظامی برای سرنگونی جمهوری اسلامی بدون مداخله نظامی خارجی دارد. حتی در آن صورت نیز، موفقیت در کشوری که سه برابر عراق وسعت و دو برابر آن جمعیت دارد، به هیچوجه تضمینشده نیست.



