تلاش تاریخی یهودیان برای تولید نفرت از کسی که قلعههایشان را فتح کرد/عمار را کسی کشت که او را به اینجا آورد!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، تاریخ همیشه تکرار میشود و جریانهای حق و باطل همیشه از الگوهای پیشینیان خود استفاده میکنند. در اردوگاه باطل که پرچمداریاش توسط یهود انجام میشود، همیشه دروغگویی و شایعهپراکنی درباره شخصیتهای جبهه حق کاری معمول بوده و همیشه رواج داشته است.
هجدهم رمضان و شب نوزدهم ماه مبارک، همزمان با اولینشب از لیالی قدر و سالروز ضربتخوردن امام علی (ع) در محراب مسجد کوفه توسط یکی از نیروهای یهود به نام ابنملجم مرادی است. به اینبهانه بنا داریم به امام علی (ع) و شهادتش بپردازیم. اما پیش از مرور روایتهای تاریخی و تحلیلی شهادت امام علی (ع) ماجرای ترور شخصیت او توسط جریان یهود (خاندان بنیامیه) را بررسی میکنیم. اینکار با همانالگوی تاریخی مورد اشاره، طی سالهای گذشته توسط بلندگوهای مدرن و رسانهای یهود چون شبکه تروریستی اینترنشنال با رویکرد ایجاد تنفر مردم از حکومت اسلامی تکرار شده و میشود.
یکی از رویکردهای تحریف و دروغ اینترنشنال و بازوهای دیگر موساد، ریشه در همان رویکرد معاویه دارد که در جنگ صفین پس از کشتن عمار یاسر و شهادت او، گفت عمار را کسی کشته که او را به میدان جنگ آورده است!
پیشتر مطالبی را هم در اینزمینه منتشر کرده بودیم که مرورشان بیلطف نیست:
* «هفت خاکریز یهود که پیامبر برای رسیدن به قدس باید فتحشان میکرد»
* «امام علی (ع)؛ محور فتح خیبر و ضربه به یهود/«در قلعه را با نیروی الهی از جا کندم»»
در فرازی از تاریخ صدر اسلام اینگونه آمده که روزی معاویه از ابنعباس خواست از ذکر مناقب امیرالمومنین (ع) و فرزندانش دست بردارد. ابنعباس گفت: «ما را از خواندن قرآن نهی میکنی؟» گفت نه. پرسید: «پس از فهم آن نهی میکنی؟» گفت آری. ابنعباس گفت: «بخوانیم و نفهمیم؟ چگونه نفهمیده میتوانیم به آن عمل کنیم؟» گفت: معنای آن را از دیگران بپرس. ابنعباس گفت: «قرآن بر خاندان من نازل شده؛ معنای آن را از خاندان ابوسفیان بپرسم؟» معاویه گفت: تفسیرش کنید ولی مطلبی درباره آنچه برای شما نازل شده نگویید! مگر آنکه در خفا باشد ولی کسی نشوند.
به همیندلیل بود که سالم بن عبدالله بن عمر، قرآن را تفسیر نمیکرد و شریح قاضی در کوفه تنها ۳ آیه از آیات قرآن را تفسیر کرد.
پس از شهادت پیامبر اکرم (ص) توسط یهود، کار منع حدیث توسط بازوهای جریان یهود به آنجا رسید که بخش قابل توجهی از جامعه اسلامی از حدیث غدیر اطلاع نداشتند.
ایجاد نفرت از امام علی (ع) در افکار عمومی
ماجرای ایجاد نفرت از امام علی (ع) بین مردم، به زمان حیات پیامبر (ص) برمیگردد. یکی از نمونههای بارز اینرویکرد یهود و منافقان، مربوط به یکی از سفرهای تبلیغی امام (ع) به یمن است که هنگام بازگشت او، عدهای تلاش کردند از او نزد پیامبر (ص) بدگویی کنند و جو عمومی را هم نسبت به او بشوراند. چون علی (ع) در جذب مردم یمن موفق عمل کرده بود.
اینماجرا پس از شهادت پیامبر هم ادامه پیدا کرد که یکی از نمونههایش گفتگوی یکی از مدعیان خلافت با سعید بن عاص است. آنمدعی به سعید بن عاص بن سعید گفت: «چرا با من طوری رفتار میکنی که گویی پدرت را کشتهام؟ پدرت را علی در جنگ بدر کشته!»
طلحه هم که از چهرههای صدر اسلام است در نزاع با امیرالمومنین (ع) به او گفت: «من هیچوقت مثل تو به رسول خدا (ص) جسارت نکردم. چون تو احترامش را نگه نداشتی و نام و کنیهاش را بر پسرت گذاشتی. در حالیکه پیامبر از اینکار نهی کرده بود.» نکته اینمغلطه طلحه آنجاست که امیرالمومنین (ع) تعدادی را به شهادت گرفت که نام و کنیه محمد بن حنفیه را سالها پیش از تولدش، خود پیامبر (ص) تعیین کرده است. گذشته از اینمغلطه، محمد بن ابوبکر و محمد بن اشعث هم، نام رسول خدا را بر خود داشتند.
تلاش یهود برای منفور کردن امام علی (ع) باعث شد نشانههایی که پیامبر (ص) برای هدایت مردم در شخصیت حضرت علی (ع) معرفی کرده بود، کارکرد خود را از دست بدهند.
یکی از کارهای امویان یهودی و در مرکز آنها معاویه برای بدنامی و ایجاد نفرت از امام علی (ع) القای اینفکر در مردم بود که علی (ع) در تصمیمهای سیاسی خود اشتباه کرده است. اشتباه در پذیرش حکومت پس از عثمان، اشتباه در برکناری قیس بن سعد از حکومت مصر و ... برخی از ایندروغپراکنیها درباره حضرت علی (ع) بودند. اینجریان میگفت برخورد با استاندار مصر که باعث شد حضرت علی (ع) دو تن از یارانش را از دست بدهند و مصر به دست معاویه بیافتد، از اشتباهات سیاسی او بودهاند.
در زمان معاویه، تلاشی برای کاستن جایگاه علمی و مدیریتی امام علی (ع) آغاز شد که بر اثر آن، اینفکر به مردمان غیر شیعه القا شد که حضرت علی (ع) یکسیاستمدار و یکفرد عادی است که اشتباهات راهبردی در کارنامه دارد.
یکی دیگر از تلاشهای یهود و معاویه، حذف نام علی (ع) بود. پس از آنکه عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر، نام پسران خود را علی و کنیهشان را ابوالحسن گذاشتند، معاویه برای آنها پیامهای جداگانه فرستاد که حاضر است یکمیلیون درهم بپردازد تا نام و کنیه ابوتراب را از فرزندان خود بردارند.
نتیجه کار اینموج این بود که حتی راویان معروف غیر شیعه هم بهسادگی جرات نمیکردند نام امام علی (ع) را به زبان بیاورند. حسن بصری میگفت هروقت چیزی را از رسول خدا نقل میکنم، بهواسطه علی بن ابیطالب است اما در اینروزها جرات نمیکنم نامش را به زبان بیاورم. برخی از راویان هم از ترس، او امام علی (ع) را با عناوینی مثل «مردی از قریش» یا «مردی از اصحاب» یا «ابوزینب» یاد میکردند. از سعید بن جبیر یکی از اصحاب پیامبر (ص) که بعدها توسط حجاج بن یوسف به شهادت رسید، پرسیدند پرچمدار رسول خدا که بود؟ او هم با خنده تلخی به فرد سوالکننده گفت: خیلی خوشی! مگر میشود گفت؟
در دوران حکومت پلیسی و یهودی بنیامیه، کار به جایی رسید که هرکه یادی از علی بن ابیطالب میکرد، زبانش را میبریدند. ضمن اینکه هرکه را نامش علی بود میکشتند و بهخاطر کینه از امام علی (ع)، هرکه را نامش علی بود، عُلَیّ صدا میزدند تا تحقیرش کنند.
کار دیگر یهود بنیامیه این بود که هرکه را که به امیرالمومنین (ع) تمایل داشت، با لقب «ترابی» صدا میکردند. اینعبارت بهخاطر کینه یهود از لقبی بود که پیامبر (ص) به امام علی (ع) داده بود: ابوتراب! امویان لقب مورد اشاره را بهعنوان دشنام نسبت به امام (ع) به کار میبردند و مشخص است که یکی از علتهای کینه از اینلقب، رسواشدنشان بهخاطر زرسالاری و پولپرستی است که اسلام همیشه آن را دشمن شمرده است.
بنیامیه سنت لعن امیرالمومنین (ع) را در مساجد و ضمن خطبهها باب کردند. آنها سعی کردند اینانحراف را در خطبههای نماز اعیاد مذهبی هم رواج دهند. اما مردم مسلمان پس از پایان نماز مسجد را ترک میکردند تا شاهد لعن امام علی (ع) نباشند. به همیندلیل امویان، خطبهها را به پیش از نماز عید منتقل کردند تا بتوانند در آنها، کار لعن را انجام دهند.
براساس گزارش ابوسعید خدری، مروان بن حکم خطبههای نماز عید را با اینرویکرد به پیش از نماز منتقل کرد چون میدانست مردم بعد از نماز برای خطبهها نمیمانند. یعقوبی هم گزارش کرده از آنجا که مردم برای نشنیدن لعن امیرالمومنین بهسرعت از مساجد پراکنده میشدند، معاویه خطبهها را به پیش از نماز منتقل کرد. اصل اینماجرا مربوط به زمان حکومت معاویه است که نامهای واحد به کارگزارانش نوشت و آنها را از ذکر مناقب و خوبیهای امام علی (ع) منع کرد و گفت او را روی منابر لعن کنند. اینرویکرد خود را در ماجرای شهادت حجر بن عدی و یارانش هم نشان داد و معاویه از آنها خواست با لعن علی (ع) و برائت از او جان خود را نجات دهند که قبول نکرده و شهید شدند.
مغیره و مروان بن حکم ازجمله کارگزاران معاویه بودند که دشنام زیادی به امام علی (ع) میدادند؛ طوریکه امام حسن (ع) روزی در پاسخ به دشنامگوییهای مروان گفت: «خداوند پدرت را به زبان رسول خدا (ص) لعن کرد در حالیکه تو در پشت او بودی؛ آنجا که رسول خدا فرمود خداوند حکم بن ابیالعاص و فرزندانش را لعنت کند!»
در گزارشهای تاریخی هست که عمروبنعاص در شهرها و روستاهای مختلف منطقه شام میگشت و به مردم میگفت: مردم! علی مردی منافق و از کسانی بود که میخواستند در ماجرای عقبه پیامبر را بکشند. او را لعنت کنید!» مردم هم علی (ع) را لعن کرده و عمرو به منطقه بعدی میرفت.
اینرویکرد تحریفی یهود در اسلام باعث شد جریان ناصبی بین مردم راستگو و دیندار معرفی شده و رافضیان (شیعیان) دروغگو و بیتقوا معرفی شوند.
دروغ تاریخی دیگر برای ترور شخصیت امام علی (ع) پخش و گسترش اینگزاره غیرواقعی بود که رابطه امام علی (ع) و فرزند ارشدش امام حسن (ع) صمیمی نبوده و ایندو با هم اختلاف داشتهاند.
عمار را علی کشته نه ما!
پیامبر اکرم (ص) که از انحراف امت خود نگران بود، حدیث معروفی از خود به جا گذاشته که درباره یکی از نزدیکترین یارانش یعنی عمار بن یاسر بود. پیامبر (ص) در اینحدیث که به حدیث عمار معروف شد فرمود: عمار به دست قوم ظالم (شقیترین قوم) کشته میشود!
طبق منابع غیرشیعی، وقتی عمار در جنگ صفین بین امام علی (ع) و معاویه به شهادت رسید، عبدالله بن عمروعاص دچار شک و تردید در حقانیت معاویه شد. اما معاویه به او نهیب زد و گفت: «عمار را کسی کشته که او را به اینجا آورده است!» البته عبدالله بن عمروعاص خود متهم به یهودیگری است و در اینروایت غیر شیعه که فرد تشکیککننده او بوده، تردید وجود دارد.
معاویه به عمروعاص هم که حدیث عمار را یادآور شده بود گفت: ما عمار را کشتیم؟ عمار را علی و یارانش کشتند که او را جلوی شمشیرهای ما انداختند! او اینشیوه را در به شهادت رساندن حجر بن عدی هم به کار گرفت و گفت حجر را ما نکشتیم! کسانی کشتند که علیه او شهادت دادند.





