چراغهای روشنِ هشدار، در جیب جوانانِ خاموش/ درباره جامعه "نیت" چه می دانیم؟

ایران امروز، یکی از پنهانترین اما عمیقترین چالشهای مرتبط با نسل جوان، آن هم جوانان نسل زد را دارد؛ پدیده NEET . جوانانی که نه در آموزش رسمی یا مهارتآموزی شرکت دارند، نه شاغل هستند و نه حتی بهطور فعال به دنبال کار میگردند.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، بر اساس گزارشهای رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۲، حدود ۲ میلیون و ۸۲۳ هزار نفر از جمعیت گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال – معادل ۲۵.۶ درصد – در این دسته قرار میگیرند. این رقم شامل حدود ۹۲۸ هزار مرد و یک میلیون و ۸۹۵ هزار زن است. نرخ کلی NEET در سال ۱۴۰۳ به ۲۴.۰۳ درصد کاهش یافته که نشاندهنده افت ۱ درصدی نسبت به سال قبل است، اما این کاهش بیشتر به کوچک شدن جمعیت پایه جوان از حدود ۱۷ میلیون در دهه ۹۰ به حدود ۱۱ میلیون نفر فعلی مربوط میشود تا بهبود واقعی وضعیت اشتغال و آموزش. در حال حاضر هم ظاهرا یک چهارم پسران جوان و نصف دختران جوان در این طیف قرار دارند.
مساله ای برای ایران
روند تاریخی نشان میدهد نرخ NEET در سال ۱۳۹۳ حدود ۳۱.۶ درصد بوده و جمعیت آن نزدیک به ۳.۹ میلیون نفر تخمین زده میشود. از آن زمان تا ۱۴۰۲، تعداد NEETها حدود ۲۷ درصد (یک میلیون نفر) کاهش یافته، اما این افت عمدتاً ناشی از کاهش جمعیتی گروه سنی مربوطه است نه سیاستهای موفق. و البته جنس دو گروه در آن زمان و امروز، کاملا باهم متفاوت است.
مسایل این قشر، یکی از چندین چالش جوانان ایران است که با بحرانهایی مانند بیکاری پنهان، افت کیفیت آموزش، مهاجرت نخبگان و ناامیدی از آینده ترکیب شده.
این طیف اغلب در حاشیه جامعه قرار دارند؛ بسیاری از آنها تحصیلات متوسطه یا عالی دارند اما به دلیل عدم تطابق مهارتها با بازار کار، تحریمها، رکود اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی (بهخصوص برای زنان)، از چرخه تولید خارج شدهاند. این وضعیت نه تنها بهرهوری ملی را کاهش میدهد، بلکه سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند و زمینهساز بیاعتمادی عمیق به نهادها میشود. آنها از همن حاشیه می توانند مساله ساز باشند.
مقایسه با کشورهای اطراف
در مقایسه با کشورهای همسایه ایران در وضعیت نسبتاً بهتری نسبت به برخی همسایگان قرار دارد اما همچنان بالاتر از میانگین جهانی (حدود ۲۰ درصد) است-.عراق حدود ۵۲.۷ درصد جوانانش در سال 2021 در این طیف قرار داشته است که بالاترین عدد در منطقه بود.
ایران با نرخ حدود ۲۴–۳۶ در میانه قرار دارد، اما تفاوت جنسیتی شدید (زنان دو برابر مردان) و ترکیب با عوامل سیاسی-اجتماعی، آن را تبدیل به مساله مهم میکند. در کشورهای همسایهای مانند ترکیه و عربستان، برنامههای هدفمند نرخ را کاهش داده، در حالی که در ایران، تمرکز بیشتر روی مسائل کوتاهمدت بوده و برنامه جامع برای NEETها وجود ندارد.

نقش های پیدا و پنهان
این جمعیت خاموش، با این که می توانست نقش آفرین در ساختاری مناسب باشد، اما پتانسیل انفجاری نیز ر دارد. اگر ناامیدی اقتصادی و اجتماعی ادامه یابد، میتواند به عامل اصلی تحولات سیاسی امروز و آینده تبدیل شود؛ جایی که اعتراضات نه فقط اقتصادی، بلکه هویتی و مطالباتی عمیقتر خواهند بود.
کاهش NEET نیازمند ترکیبی از اصلاحات ساختاری است: تغییرات در نگرش مدیران، اعتمادسازی، گفت و گو، تطبیق آموزش با بازار، حمایت از کسبوکارهای کوچک، رفع موانع زنان و سرمایهگذاری در مهارتآموزی. بدون اینها، نسل جوان ایران – موتور محرک هر تغییر – به حاشیه رانده میماند و هزینهاش برای آینده کشور بسیار سنگین خواهد بود.
نسل جدید ایران، تفاوتهای عمیقی با جوانان سالیان گذشته دارد که میتواند نقشه های اجتماعی-سیاسی متفاوتی ایجاد کند: دیجیتالی و شبکهمحور بودن، رادیکالتربودن و ظلمناپذی، کمتر ایدئولوژیزده، و عقل گرایی از برخی شاخص هایی است که جوانان امروز را از دهه های گذشته متمایز می کند. این تفاوتها باعث میشود پتانسیل تحولات آینده متفاوت باشد: نسل قبلی اغلب در چارچوب نظام مطالبه میکرد، اما نسل Z بیشتر خارج از چارچوبهای سنتی عمل میکند، افقی جهانی دارد و کمتر به وعدههای تکراری پاسخ میدهد.
بدون سیاستهای هدفمند این نسل میتواند به عامل اصلی تغییرات ساختاری یا بحران عمیقتر تبدیل شود. همچنان که در حوادث اخیر، شاهد نقش آفرینی و اثرگذاری های آن بودیم.
وقتی حقوق متوسط براشون ۱۵ت هست کم و بیش
با یه حساب سر انگشتی میشه ۵ت رفت و آمد و ماهی ۵ت لباس و یه دو بار بیرون رفتن
میبینی یه جوون کل ماه کار میکنه نهایت۵ یا اصلا ۱۰تومن پس انداز کنه
۱۵ سال کار کنه که زباله تمرین ماشین بازار رو بخره؟
ترجیح میده کار نکنه خرج هم نکنه
وای به حال ما






