صفحه خبر لوگوبالا تابناک
تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

افول تدریجی جایگاه اروپا در نظم امنیتی–سیاسی غرب

جواد منتظری
کد خبر: ۱۳۵۷۹۷۰
| |
1308 بازدید

افول تدریجی جایگاه اروپا در نظم امنیتی–سیاسی غرب

در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از مطالعات و تحلیل‌های منتشرشده از سوی اندیشکده‌های معتبر اروپایی نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا با نوعی افول تدریجی اما ساختاری در جایگاه ژئوپلیتیکی و امنیتی خود مواجه شده است. این افول نه صرفاً محصول یک بحران مقطعی یا تغییر دولت‌ها، بلکه نتیجه انباشت ضعف‌های راهبردی در حوزه قدرت سخت، انسجام سیاسی و توان تصمیم‌سازی مستقل اروپا در مقایسه با ایالات متحده است. پیامد این وضعیت، کاهش وزن اروپا در معادلات کلان جهانی، تضعیف نقش آن در ناتو و حذف تدریجی‌اش از پرونده‌های حساس بین‌المللی، از جمله مناقشه هسته‌ای ایران، بوده است.

در چارچوب روابط فراآتلانتیکی، بخش قابل توجهی از ادبیات تحلیلی بر این نکته تأکید دارد که اروپا عملاً از جایگاه یک شریک هم‌تراز به بازیگری تابع تنزل یافته است. تصمیمات کلیدی در حوزه امنیت اروپا، از مدیریت جنگ اوکراین گرفته تا نحوه اعمال تحریم‌ها، بازدارندگی هسته‌ای و حتی چارچوب‌های مذاکره با قدرت‌های رقیب عمدتاً در واشنگتن اتخاذ می‌شوند. نقش اروپا در این فرآیندها، بیش از آنکه تصمیم‌ساز باشد، به تأمین مالی، پشتیبانی سیاسی و اجرای تصمیمات دیگران محدود شده است. این عدم توازن، از نگاه بسیاری از پژوهشگران، نوعی تحقیر ساختاری اروپا در نظام تصمیم‌سازی غربی را بازتولید می‌کند. وضعیتی که در آن اروپا هزینه می‌پردازد، اما قدرت تعیین مسیر را ندارد.

این نابرابری ساختاری، به‌طور مستقیم بر جایگاه و کارکرد ناتو نیز تأثیر گذاشته است. اگرچه جنگ اوکراین در ظاهر موجب احیای سیاسی ناتو شد، اما همزمان وابستگی این ائتلاف به ایالات متحده را بیش از پیش آشکار کرد. مطالعات راهبردی نشان می‌دهند که ستون فقرات نظامی، اطلاعاتی و هسته‌ای ناتو همچنان در اختیار آمریکا است و اروپا فاقد ظرفیت لازم برای جایگزینی این نقش در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت است. 

سناریوهای مطرح‌شده درباره کاهش تعهد آمریکا یا ناتوی بدون آمریکا نشان می‌دهد که چنین وضعیتی برای اروپا به‌معنای افزایش شدید هزینه‌های دفاعی، تشدید شکاف‌های سیاسی داخلی و کاهش بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی خواهد بود.

در این چارچوب، ناتو بیش از آنکه یک ائتلاف متوازن میان شرکا باشد، به سازوکاری تبدیل شده است که امنیت اروپا را از طریق قدرت آمریکا مدیریت می‌کند. این واقعیت، نه‌تنها استقلال راهبردی اروپا را تضعیف کرده، بلکه توان آن را برای ایفای نقش فعال در شکل‌دهی نظم امنیتی جدید اروپا نیز محدود ساخته است. برخی تحلیل‌ها حتی از بحران هویت ناتو سخن می‌گویند،بحرانی که در آن، اروپا نه رهبر است و نه تصمیم‌گیر، بلکه تابعی از اراده سیاسی واشنگتن است.

پیامد طبیعی این روند، کنار گذاشته شدن تدریجی اروپا از معادلات سطح اول جهانی است. در نظم بین‌المللی در حال گذار که رقابت قدرت‌های بزرگ میان آمریکا، چین و تا حدی روسیه محور اصلی آن را تشکیل می‌دهد—اروپا اغلب در موقعیت واکنش‌گر قرار دارد. چه در مواجهه با چین و چه در تنظیم سیاست‌ها نسبت به جنگ اوکراین یا بحران‌های خاورمیانه.

در این میان ابتکار عمل عمدتاً از سوی ایالات متحده اعمال می‌شود. این وضعیت، از دید بسیاری از اندیشکده‌ها، نشان‌دهنده ناتوانی اروپا در تبدیل قدرت اقتصادی خود به نفوذ ژئوپلیتیکی پایدار است.

در چنین شرایطی ساستمداران و افکار عمومی اروپا، حس تحقیر شدن از سوی آمریکا را تجربه می کنند. موضوعی که به طور مشخص در کلام سیاستمداران اروپایی نیز دیده می شود. در هین راستا می توان به گفته های کایا کالاس، هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا در جریان سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ اشاره کرد. کالاس در سخنانش تصریح می کند که اتهامات و انتقادات سیاستمداران ایالات متحده به اتحادیه اروپا غیر متناسب است و می افزاید «توسری زدن به اروپا این روزها مد شده است».

این افول جایگاه، به‌طور ویژه در پرونده هسته‌ای ایران نمود یافته است. اروپا که در زمان شکل‌گیری برجام تلاش می‌کرد خود را به‌عنوان میانجی اصلی و بازیگری مستقل میان تهران و واشنگتن معرفی کند، به‌تدریج این نقش را از دست داده است. خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و ناتوانی اروپا در ارائه تضمین‌های اقتصادی مؤثر، نشان داد که اتحادیه اروپا فاقد ابزارهای لازم برای حفاظت از یک توافق بین‌المللی در برابر فشارهای ایالات متحده است.این ناتوانی، اعتبار دیپلماتیک اروپا را به‌طور جدی تضعیف کرد و موقعیت آن را در چشم ایران و سایر بازیگران منطقه‌ای خدشه‌دار ساخت.

احیای مکانیسم ماشه (Snapback) و بازگرداندن تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران، این ضعف ساختاری را بیش از پیش آشکار کرده است.

تحلیل‌های منتشرشده در اندیشکده‌های اروپایی نشان می‌دهد که اقدام اروپا در فعال‌سازی این مکانیسم، بیش از آنکه محصول یک ابتکار دیپلماتیک مستقل باشد، بازتاب هم‌راستایی فزاینده با راهبرد فشار ایالات متحده بود. در این فرآیند، اروپا عملاً از جایگاه یک میانجی فعال خارج و به بخشی از سازوکار تقابلی تبدیل شد.

این رویکرد، به‌معنای کنار گذاشته شدن عملی اروپا از معادله واقعی تصمیم‌گیری درباره آینده مناقشه هسته‌ای ایران بود. در چنین سناریویی، پرونده ایران به تقابل مستقیم ایران و آمریکا منتج و نقش اروپا کاملا به حاشیه رانده شد. 

این امر نه‌تنها نفوذ اروپا بر ایران را کاهش داده، بلکه توان آن را برای ایفای نقش مؤثر در هرگونه چارچوب امنیتی آینده در خاورمیانه نیز محدود ساخته است.

در مجموع، تصویری که از دل این مطالعات بیرون می‌آید، تصویر اروپایی است گرفتار در بحران قدرت، انسجام و هویت راهبردی. تداوم وابستگی امنیتی به آمریکا، فقدان اجماع سیاسی درون‌اروپایی و ناتوانی در اعمال نفوذ مستقل در پرونده‌های بین‌المللی، همگی به تضعیف جایگاه اروپا انجامیده‌اند.

اگر این روند اصلاح نشود، اتحادیه اروپا با خطر تثبیت نقش خود به‌عنوان بازیگری درجه‌دوم در نظم بین‌المللی آینده مواجه خواهد شد؛ نظمی که در آن تصمیمات کلان جهانی نه در بروکسل، پاریس یا برلین، بلکه در تعداد محدودی از مراکز قدرت جهانی اتخاذ می‌شود.


... اقدام اروپا در فعال‌سازی این مکانیسم، بیش از آنکه محصول یک ابتکار دیپلماتیک مستقل باشد، بازتاب هم‌راستایی فزاینده با راهبرد فشار ایالات متحده بود. در این فرآیند، اروپا عملاً از جایگاه یک میانجی فعال خارج و به بخشی از سازوکار تقابلی تبدیل شد.
این رویکرد، به‌معنای کنار گذاشته شدن عملی اروپا از معادله واقعی تصمیم‌گیری درباره آینده مناقشه هسته‌ای ایران بود. در چنین سناریویی، پرونده ایران به تقابل مستقیم ایران و آمریکا منتج و نقش اروپا کاملا به حاشیه رانده شد. 
این امر نه‌تنها نفوذ اروپا بر ایران را کاهش داده، بلکه توان آن را برای ایفای نقش مؤثر در هرگونه چارچوب امنیتی آینده در خاورمیانه نیز محدود ساخته است.
در مجموع، تصویری که از دل این مطالعات بیرون می‌آید، تصویر اروپایی است گرفتار در بحران قدرت، انسجام و هویت راهبردی. تداوم وابستگی امنیتی به آمریکا، فقدان اجماع سیاسی درون‌اروپایی و ناتوانی در اعمال نفوذ مستقل در پرونده‌های بین‌المللی، همگی به تضعیف جایگاه اروپا انجامیده‌اند.
اگر این روند اصلاح نشود، اتحادیه اروپا با خطر تثبیت نقش خود به‌عنوان بازیگری درجه‌دوم در نظم بین‌المللی آینده مواجه خواهد شد؛ نظمی که در آن تصمیمات کلان جهانی نه در بروکسل، پاریس یا برلین، بلکه در تعداد محدودی از مراکز قدرت جهانی اتخاذ می‌شود.

تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # قیمت دلار # قیمت سکه # مذاکرات ایران و آمریکا # ناو آبراهام لینکلن
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟
مرجع جواهرات