اسرائیل در حال الحاق آرام کرانه باختری است/ «کشور فلسطین نه با شعار بلکه با عمل از روی میز پاک میشود»

اسرائیل محدودیتهای فروش زمین به شهرکنشینان را کاهش میدهد و اختیار تصمیمگیری درباره کاربری زمین در مناطق «الف» و «ب» را که رسماً تحت کنترل تشکیلات خودگردان بودند، در دست میگیرد.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «فارن افرز» در مقالهای به بررسی اقدامات رژیم صهیونیستی در کرانه باختری فلسطین پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
خاورمیانه کمبود بیثباتی ندارد. پس از اعتراضات در ایران، واشنگتن تهدید به حمله کرده است؛ خشونتها در غزه با وجود آتشبس ادامه دارد؛ حزبالله در لبنان در حال تسلیح مجدد است؛ و رقابتهای جناحی سوریه را بیثبات کرده است. اما جبهه بعدی که ممکن است منفجر شود، جایی است که سیاستگذاران آن را به حاشیه راندهاند: کرانه باختری.
از زمان حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس و متعاقباً عملیات نظامی اسرائیل در غزه، اسرائیل عملاً روندی برای الحاق کرانه باختری آغاز کرده است: افزایش حضور نظامی، فشار مستمر بر تشکیلات خودگردان فلسطین برای تضعیف آن، تسریع در تصویب شهرکهای یهودینشین (صهیونیست نشین)، و قانونیکردن پسینی پایگاههای غیرقانونی. خشونت شهرکنشینان تقریباً به رخدادی روزانه تبدیل شده است.
روز یکشنبه، کابینه امنیتی بنیامین نتانیاهو مجموعهای بیسابقه از اقدامات را تصویب کرد که الحاق عملی را به سیاست رسمی تبدیل میکند. زمانبندی این اقدام—در آستانه سفر نتانیاهو به کاخ سفید—جسورانه بود.
اسرائیل محدودیتهای فروش زمین به شهرکنشینان را کاهش میدهد و اختیار تصمیمگیری درباره کاربری زمین در مناطق «الف» و «ب» را که رسماً تحت کنترل تشکیلات خودگردان بودند، در دست میگیرد. بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، اعلام کرد هدف این است که «ایده دولت فلسطینی را بکشیم».
این اقدام آخرین تحول در روندی است که کرانه باختری را به آستانه بحران کامل رسانده است. تشکیلات خودگردان ممکن است ظرف چند ماه عملاً ورشکسته شود؛ ارائه خدمات پایه به میلیونها فلسطینی متوقف شود؛ و همکاری امنیتی با اسرائیل که تاکنون مانع ناآرامی گسترده شده، از بین برود.
با آغاز ماه رمضان—که به لحاظ تاریخی تنشها پیرامون مسجدالاقصی (حرمالشریف برای مسلمانان و کوه معبد برای یهودیان) را تشدید میکند—خطر شعلهور شدن حوادث اماکن مقدس و گسترش ناآرامی واقعی است.
این نقاط التهاب تصادفی نیستند؛ بخشی از یک راهبرد اسرائیلیاند. برخی وزرای بانفوذ مدتهاست استدلال میکنند که کرانه باختری باید در مدار سیاسی و اداری اسرائیل ادغام شود.
در «طرح قاطع» سال ۲۰۱۷، اسموتریچ نقشه راهی ارائه داد: ایجاد واقعیتهای غیرقابل بازگشت در زمین که امکان تشکیل دولت فلسطینی را از میان ببرد و فلسطینیان را به پذیرش وضعیت دائماً فرودست یا ترک منطقه وادار کند.
از ۷ اکتبر به بعد، اسموتریچ و دیگر رهبران راستگرا از فضای جنگ برای تبدیل این دیدگاه به سیاست بهره بردهاند. هرچند موضع نتانیاهو مبهمتر است، بقای سیاسی او به رأیدهندگان ملیگرا و مذهبی وابسته است. بسیاری امیدوارند انتخابات آینده مسیر را اصلاح کند، اما بسیاری از تغییرات دو سال اخیر برگشتناپذیر است.
اگر این روند مهار نشود، احتمال ناآرامیهای تازه افزایش مییابد، اسرائیل مجبور به بسیجهای طولانیمدت ارتش میشود، انزوای دیپلماتیک عمیقتر میگردد، و اسرائیل ناچار خواهد شد مسئولیت اداره مدنی کرانه باختری را بر عهده گیرد.
همچنین اجرای طرح ۲۰ مادهای صلح غزه که توسط «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ارائه شده و بر بازگشت یک تشکیلات اصلاحشده به غزه متکی است، تضعیف خواهد شد.
گسترش شهرکها و تغییر واقعیتهای میدانی
نهادهای امنیتی اسرائیل در کرانه باختری بر اصولی کار میکردند: جلوگیری از تسلط حماس، مهار خشونت از طریق اطلاعات، و اتکا به نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان برای جلوگیری از شورش گسترده.
پس از ۷ اکتبر، ارتش اسرائیل عملیات را تشدید کرد. طبق اعلام ارتش، حملات به صورت «قابل توجه» از ۳۹۷ مورد در ۲۰۲۳ به ۵۴ مورد در ۲۰۲۵ کاهش یافت—دستاوردی مهم.
اما بخشهایی از دولت اسرائیل این دستاوردها را با تضعیف تشکیلات خودگردان خنثی میکنند. جنبش شهرکنشینی، با نفوذ سیاسی گسترده، سیاستها را شکل داده است.
از ۲۰۲۳ تاکنون، تصویب واحدهای مسکونی تقریباً دو برابر سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ بوده است. این روند نهتنها جمعیت اسرائیلیها در کرانه باختری را افزایش میدهد، بلکه ساختار سرزمینی را بهگونهای تغییر میدهد که تشکیل دولت فلسطینیِ پیوسته را تقریباً ناممکن میکند.
نمونه بارز آن پروژه اتصال قدس شرقی به شهرک «معاله آدومیم» از طریق طرح موسوم به E۱ است—پروژهای که عملاً کرانه باختری را دو نیم میکند. اسموتریچ با تصویب ۳۴۰۰ واحد مسکونی در این کریدور گفت: «دولت فلسطینی نه با شعار بلکه با عمل از روی میز پاک میشود.»
همزمان، پایگاههای کوچکتر گسترش یافتهاند؛ برخی در ظاهر مزارع امنیتی، اما در عمل ابزاری برای تصرف زمین. حتی زبان رسمی نیز تغییر کرده است: پایگاههای غیرمجاز اکنون «مزارع امنیتی» نامیده میشوند. وزیر (جنگ) اسرائیل، اسرائیل کاتس، اعلام کرده حدود ۱۴۰ پایگاه غیرمجاز را قانونی خواهد کرد و شهرکنشینان را «پیشگامان زمان ما» خواند.
افزایش خشونت و تضعیف حاکمیت فلسطینی
خشونت شهرکنشینان علیه فلسطینیان بهشدت افزایش یافته است. در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ آتشسوزی، خرابکاری و حملات فیزیکی به رکورد رسیده است. طبق آمار ارتش اسرائیل و شینبت، حملات شهرکنشینان ۲۷ درصد افزایش یافته و موارد شدید بیش از ۵۰ درصد رشد کرده است.
اما مسئله اصلی، نه فقط تعداد حملات بلکه «اجازه ضمنی» دولت است. اجرای قانون ضعیف است؛ پیگردها اندک و نرخ محکومیت ناچیز. برای نخستینبار، اسرائیل گزارش داد که تعداد حملات تروریستی یهودیان علیه فلسطینیان در کرانه باختری بیش از حملات فلسطینیان علیه یهودیان بوده است.
خطر فروپاشی تشکیلات خودگردان
نتانیاهو پیشتر از فروپاشی کامل تشکیلات خودگردان پرهیز میکرد، زیرا میدانست اسرائیل ناچار به اداره مستقیم میلیونها فلسطینی خواهد شد.
اما اکنون اسموتریچ و متحدانش عملاً پرونده کرانه باختری را مدیریت میکنند. انتقال درآمدهای مالیاتی از مه ۲۰۲۵ متوقف شده است؛ اقتصاد محدود شده؛ و تشکیلات تنها قادر به پرداخت بخشی از حقوق ۱۵۰ هزار کارمند خود است. خدمات عمومی کاهش یافته و سطح زندگی افت کرده است.
کنست نیز با تصویب قوانین اقتصادی و حقوقی کنترل اسرائیل را تشدید کرده است. طرحهایی برای شکایت مدنی قربانیان اسرائیلی علیه تشکیلات خودگردان مطرح شده که میتواند آن را به نقطه فروپاشی برساند.
چه باید کرد؟
تشکیلات خودگردان ناکارآمد و شکننده است، اما اسرائیل و آمریکا به نهادی باثباتتر نیاز دارند. طرح صلح غزه ترامپ بازگشت یک تشکیلات اصلاحشده را پیشبینی میکند. بدون نمایندگی سیاسی مشروع فلسطینیان، روند صلح پایدار نخواهد ماند.
تنها بازیگری که اسرائیل نمیتواند نادیده بگیرد، واشنگتن است. آمریکا و شرکای عرب اسرائیل—بهویژه امارات متحده عربی و مراکش—باید برای مهار تحریکات، بازگرداندن انتقال درآمدها، توقف قوانین ضدتشکیلات، و اجرای قانون علیه شهرکنشینان خشونتطلب فشار وارد کنند.
همزمان، تشکیلات باید اصلاحات را تسریع کند: شفافیت مالی، مبارزه با فساد، حرفهایسازی نیروهای امنیتی، اصلاح پرداختهای موسوم به «شهدا»، و انتخابات معتبر در چارچوب سازمان آزادیبخش فلسطین.
طرح بازسازی غزه میتواند فرصتی برای اصلاح «پروتکل پاریس» —توافق ۳۰ سالهای که اقتصاد فلسطین را به سیاستهای تجاری اسرائیل گره زده—فراهم آورد و کرانه باختری را به مرکز لجستیکی بازسازی تبدیل کند.
لحظه سرنوشتساز
دولت اسرائیل با سرعت در حال بستن گزینههای آینده است—سریعتر از آنکه انتخابات بتواند مسیر را تغییر دهد. اقدامات ۸ فوریه اختیار اسرائیل را بر کرانه باختری افزایش داد و حتی کنترل مدنی تشکیلات بر اماکنی، چون آرامگاه راحل در بیتلحم و مسجد ابراهیمی در الخلیل را تضعیف کرد.
راست افراطی اسرائیل میپندارد نابودی حاکمیت فلسطینیان قدرت اسرائیل را افزایش میدهد. برعکس، این مسیری پرهزینه، خونین و خودویرانگر است که چرخه خشونت و انزوا را تشدید میکند.
واشنگتن نیز با نادیدهگرفتن کرانه باختری، خطر از دست دادن هرگونه مسیر معتبر برای ثبات منطقهای و توافق پساجنگ را میپذیرد—مسیرى که بخش مهمی از میراث سیاست خارجی دولت ترامپ بر آن استوار است.



