قصه زندگی آن عضو گارد شاهنشاهی که نخواست به مردم شلیک کند

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، ۱۷ شهریور ۵۷ وقتی نیروهای ارتش شاه دستور داشتند به سمت مردم انقلابی شلیک کنند، چندتن از نظامیان بنای خود را بر این گذاشتند که یا به سمت فرمانده خود شلیک کنند یا فرار کنند و تیری به سمت مردم شلیک نکنند. یکی از این چندسرباز، قاسم دهقان عضو گارد شاهنشاهی بود که بین نیروهای اینیگان و دوستانش اعلام کرد اگر کسی بهطرف مردم تیراندازی کند، او را با تیر خواهد زد. بیان چنینجملهای در آنزمان جرات زیادی میخواست چون دولتهای آمریکا و انگلیس از حکومت نظامی محمدرضا پهلوی حمایت کرده و او را به مقاومت نظامی مقابل مردم ایران تشویق کرده بودند.
قاسم دهقان یکی از نیروهای گارد شاهنشاهی بود که در روز ۱۷ شهریور ماموریت داشت منطقه نظامآباد در شرق تهران را پوشش دهد و تظاهرات را در اینمحله خاموش کند. در روز تظاهرات، یکی از سربازان ارتشی از فرمان تیر سرپیچی کرده و وقتی با تهدید فرمانده خود مواجه شد، ابتدا فرمانده را با اسلحه G3 خود هدف قرار داد و بعد خودکشی کرد.
با استقرار در منطقه نظامآباد، قاسم دهقان و دو دوست همقطارش اسلحههای خود را برداشته و در کوچه پس کوچههای نظامآباد متواری شدند اما مردم که با دیدن دویدن ۳ ارتشی اسلحه به دست ترسیده بودند، شروع به فرار از مقابلشان کردند. به همیندلیل هرسه نیروی گارد ضمن دویدن، اسلحههای خود را بالا گرفته و شعار «درود بر خمینی» سر دادند.
رسیدن خبر فرار چند نیروی خوب برای گارد جاویدان محمدرضاه پهلوی یکفاجعه محسوب میشد. به همیندلیل حفاظت اطلاعات ارتش وارد عمل شد تا فراریان را شناسایی و دستگیر کند. قاسم دهقان و دو دوست دیگرش تصمیم گرفتند خود را به بیرون تهران رسانده و بعد با ارتش درگیر شوند. به همیندلیل شب را به منزل پدری او رفته و بنا را بر این گذاشتند که صبح با یکتاکسی هماهنگشده به کرج بروند.
۳ سرباز مورد اشاره، وصیتنامههای خود را نوشته و قول و قرار گذاشتند اگر کسی از آنها شهید شد، نفرات باقیمانده به انقلاب کمک کنند. پس از اقامه نماز صبح در حالیکه سه نیروی گارد جاویدان منتظر تاکسی بودند، ساواک منزل را محاصره و تیراندازی را آغاز کرد. چندنفر از نیروهای مخصوص تیپ نوهد موفق شدند خود را به پشت موضع قاسم دهقان که در پشتبام سنگر گرفته و تیراندازی میکرد، رسانده و او را به گلوله ببندند.
با اصابت ۲ گلوله به پای قاسم دهقان، او خود را به حیاط انداخت و سپس به آبانبار منزل در زیرزمین. دوست دیگرش بهنام محمدی مورد اصابت گلوله از ناحیه سینه قرار گرفت و شهید شد. دوست دیگر هم با نام غفوری مورد اصابت گلولهای به دست قرار گرفت. چند ثانیه بعد هم گلولهای دیگر به سرش اصابت کرد که موجب بیهوشیاش شد و به حالت اغما رفت. نیروهای مهاجم چند نارنجک به حیاط خانه پخش کردند که انفجارشان موجب زخمیشدن اهالی منزل دهقان و اصابت ترکش به کنار چشم مادر قاسم دهقان شد.

با دستگیری ۳ سرباز که یکی از آنها شهید شده بود، قاسم دهقان به زندان جمشیدیه منتقل شد. غفوری هم در کما بود و مدتی بعد به هوش آمد. ۴ ماه از حادثه گذشته بود که دو تن باقیمانده از حمله به منزل دهقان را سهشنبه ۱۲ دی ۱۳۵۷ به دادگاه نظامی بردند و با صدور حکم حبس ابد برای آنها، ابتدا به پادگان قصر و سپس به بند ۶ زندان قصر منتقلشان کردند.
گزارش ساواک درباره دستگیری ۳ سرباز گارد شاهنشاهی در جریان حمله به منزل دهقان، از اینقرار بود که ۶ اکیپ از ماموران عملیاتی کمیته مشترک ضد خرابکاری، با تهیه طرح لازم و استفاده از ۴۰ نیروی تیپ نوهد (نیروهای مخصوص) برای دستگیری اقدام کردهاند که در جریان تیراندازی و دستگیری، ۳ نفر از ماموران کمیته مشترک و یکتن از درجهداران تیپ نوهد زخمی شدهاند.
قاسم دهقان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت کمیته انقلاب درآمد و با شروع جنگ تحمیلی، به عضویت سپاه پاسداران. با تاسیس تیپ ۲۷ محمدرسولالله (ص) با فرماندهی احمد متوسلیان، گردان ابوذر را تاسیس کرد و در فتح خرمشهر مورد اصابت قرار گرفت و به اغما رفت. دهقان پس از فتح خرمشهر، همراه با نیروهای ایرانی به لبنان رفت و در بازگشت هم همراهشان شد و در لبنان نماند. شهادت احمد متوسلیان در لبنان باعث شد، فرماندهی لشکر ۲۷ به حاجمحمدابراهیم همت واگذار شود و همت هم فرماندهی گردان مالک اشتر لشکرش را به قاسم دهقان سپرد.
۱۷ شهریور ۱۳۶۲ جلسه خواستگاری قاسم دهقان بود و مهر و آبان آنسال که عملیات والفجر ۴ انجام شد، دو روز مانده به مراسم عقد، به خانواده دهقان و خانواده عروس خبر دادند قاسم شهید شده است؛ در حالیکه لاستیک خودروی حامل او روی مین رفته و براثر انفجارش، دهقان از هوش رفته و شهید تلقی شده بود. اما در سردخانه متوجه شدند شهید نیست و او را به بیمارستان بردند. دهقان ۶ ماه در کما بود و دوباره به زندگی برگشت.
شغل قاسم دهقان پس از پایان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، مسافرکشی در سطح تهران با یکتاکسی بود. اما خبر خوش این بود که از سال ۱۳۷۰ برای تفحص شهدای جنگ، راهی منطقه فکه شد و محل شهادت و استقرار پیکر ۱۰۰ شهید را زیر خاکهای مناطق جنگی مشخص کرد. او در جریان شهادت شهید آوینی و سعید یزدانپرست در فکه، مورد اصابت چند ترکش مین قرار گرفت و زخمی شد اما شهید نشد.
اینفرمانده گردان لشکر ۲۷ که در عملیات والفجر مقدماتی حضور داشت، سال ۱۳۷۴ برای ایفای نقش فرمانده گردان در یکسریال تلویزیونی در نظر گرفته شد که بنا بود داستان گردان کمیل و شهدای مفقودش را روایت کند. ابراهیم کیهانی از اعضای گروه مستندسازی روایت فتح قصد داشت سریالی در اینباره بسازد و پیشنهاد دوستانش باعث شد، قاسم دهقان را برای نقش فرمانده گردان در نظر بگیرد.
روز سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۷۴ بود که قاسم دهقان حین ایفای نقش واقعی خود در جنگ، بهدلیل دو انفجار همزمان جلوههای ویژه بصری در صحنه فیلمبرداری به شهادت رسید و پس از ۱۳ سال از ماجرای گردان کمیل، به دوستانش که زیر خاکهای فکه مدفون شده بودند، پیوست.

شهید قاسم دهقان
دستنوشتههای باقیمانده از اینشهید درباره روزهای تظاهرات مردم انقلابی و چالش تیراندازی یا عدم تیراندازی ارتشیها به مردم حاکی از این هستند که مردم به او و همقطارانش محبت کرده و به آنها شیرینی و آب خوردن تعارف میکردند. اما بعضی از سربازانِ به قول او «نفهم» قبول نمیکردند. به همیندلیل دهقان شیرینی و لیوانهای آب را گرفته و بین سربازان پخش میکرد که البته میدانست اینکار برایش گران تمام میشود چون خبرچینها همه جا بودند و حرکاتش را زیر نظر داشتند.
دهقان در دستنوشتههایش از سحرگاه درگیری با نیروهای کمیته و تیپ نوهد در پشت بام منزل پدری، مجروحیت خود را اینگونه روایت کرده است: «از دو پا مجروح شدم. یکگلوله به پای سمت راست از قسمت ران و گلولهای دیگر به پای سمت چپ از پاشنه و کف پا برخورد کرد.»
کتاب «من به مردم شلیک نمیکنم» اثر حمید داوودآبادی از زرمندگان دفاع مقدس، اثری بود که بهار ۱۴۰۴ درباره قاسم دهقان منتشر شد.



