چه زمانی از اشتباهاتمان درس خواهیم گرفت؟
تکرار فاجعه سد گتوند با ندید گرفتن کوه زباله در هراز
در چنین شرایطی که کوهی از زباله در جنوب شهر آمل و مجاورت رود هراز وجود دارد، ساخت سدی غول پیکر روی این رود را می توان یک شوخی تلخ با طبیعت نام نهاد که متأسفانه اراده ای برای توقف آن وجود ندارد. مدیران اجرایی باید پیش از ادامه اجرای این طرح، اطمینان های لازم را به دوستداران محیط زیست بدهند؛ اطمینانی که البته انتظار نمی رود ماننده ایده پتوهای رسی سد گتوند آبکی باشد و یک جنایت زیست محیطی را رقم بزند.
عملیات ساخت این سد که قرار است حجم نرمال آن 240 میلیون مترمکعب و حجم مفید ذخیره آب آن 151 میلیون متر مکعب باشد، از سال 1388 آغاز و با 64 درصد پیشرفت تاکنون در سال 1398 افتتاح و آبگیری خواهد شد.
این سد مدتی است که در پی اعتراض مردم محلی منطقه و نگرانی دوستداران محیط زیست در مورد نحوه جانمایی و ضرورت یا عدم ضرورت اجرا به فضای رسانه ها کشیده شده و بسیاری از کارشناسان ساخت چنین سدی را که در فاصله کمتر از 5 کیلومتری مرکز دپوی زباله های شهر آمل است، خطرناک توصیف می کنند و نسبت به خطرات آتی آن هشدار می دهند؛ هشدارهایی که البته از نظر برخی مدیران محلی بی ربط و بی اساس است.
واقعیت این است که مرکز دپوی زباله های شهر آمل در 25 کیلومتری جنوب این شهر و در جاده هراز واقع است و بیش از سه دهه است که علاوه بر زباله های این شهر، مرکز دفن زباله های هفت شهر دیگر استان مازندران نیز هست.
پیشتر، زمانی که هنوز موضوع سد هزار و عملیات ساخت آن جدی نشده بود، ایراد اساسی که کارشناسان به این مرکز دفن زباله وارد می کردند، بحث شیرابه های این حجم سنگین زباله بود که به آب های زیر زمینی و رود هراز نفوذ می کرد؛ موضوعی که سابق بر این رئیس سابق شورای اسلامی شهر آمل و سایر اعضا بارها در مورد آن سخن گفتند.
خسرو ابراهیمزاده در این مورد گفته بود: شیرابههای ناشی از زباله به آب رودخانه هراز نفوذ و به زمینهای کشاورزی اطراف خسارات جبرانناپذیری وارد کرده است، به گونه ای که خطر آلوده شدن آب شرب شهروندان نیز وجود دارد و با آلودگی آب شرب منطقه یک فاجعه انسانی رخ خواهد داد؛ فاجعه ای که سلامت بیش از 400 هزار شهروند را تهدید خواهد کرد. هرچند هم اکنون نیز نمیتوان نسبت به اثرات سوء بر تولیدات کشاورزی به علت نفوذ شیرابهها به مزارع کشاورزی و بروز بیماریهای خاص همچون سرطان بیتفاوت بود.
محل دپوی زباله های هشت شهر مازندران که 35 سال است، تنها مکان مناسب برای دفن زباله شناخته شده و هم اکنون نیز روزانه 200 تا 250 تن زباله به آن افزوده می شود، کاملاً سنتی مدیریت می شود و شرایطش آنقدر اسفناک است که به گفته برخی مدیران محلی هم اکنون در این منطقه کوهی از زباله ساخته شده است.
بررسی ها نشان می دهد، موضوع دفن زباله در بیشتر شهرهای استان مازندران به دلیل آنچه عدم جایابی مورد توافق همه مدیران محلی می توان نام گذاشت، هنوز با مشکلات فراوانی رو به روست و در سال های نزدیک نیز نمی توان امید داشت، این معضل به سادگی حل شود؛ معضلی باعث می شود همچنان فرایند دفن زباله در مکان کنونی و با شرایط سنتی موجود ادامه یابد.
در چنین شرایطی که کوهی از زباله در جنوب شهر آمل و مجاورت رود هراز وجود دارد، ساخت سدی غول پیکر روی این رود و گسیل دادن موج عظیمی از شیرابه های زباله به سمت این سد را می توان یک شوخی تلخ با طبیعت نام نهاد که متأسفانه در جریان است و اراده ای برای توقف آن وجود ندارد.
در مورد خسارات اجرای سد هراز و روند اشتباهی که طی می کند، همین بس که مجوز زیست محیطی این سد در سال هایی بسیار دور و زمانی که اصلاً بحران زباله موضوعیت نداشت، صادر شد؛ مجوزی که اکنون و بدون لحاظ کردن شرایط موجود دستاویز مدیران استان برای اجرای این طرح است.
سد هرازی که می سازند را می توان تکرار فاجعه سد گتوند خواند و از این حیث که نادیده گرفتن کوه نمک در سد گتوند با نادیده گرفتن کوه زباله در هراز مشابهت دارد، می توان منتظر یک فاجعه زیست محیطی دیگر این بار در شمال کشور بود.
دو سال دیگر زمان افتتاح و آبگیری سد هراز فرا می رسد و میلیاردها تومان هزینه ای که در این مسیر انجام شده قرار است به نتیجه ای خوب منجر شود، اما آیا شرایط کنونی زباله های جنوب شهر آمل این اجازه را می دهد؟ آیا مدیران استانی قادرند در این مدت کم این بحران زیست محیطی را حل کنند؟
بر پایه واقعیت های جغرافیایی که روی زمین وجود دارد، اگر مسئولان بدون توجه به مشکل بزرگ دپوی زباله های هشت شهر مازندران که در جنوب شهر آمل و در حاشیه رود هراز دفن می شود، احداث سد هراز را آن هم با هدف تأمین آب کشاورزی و انرژی برق دنبال کنند، قطعاً منطقه را با آسیب های محیط زیستی جدی تری رو به رو خواهد کرد.
به عبارتی مسئولان اکنون در توجیه ساخت این سد موضوعاتی نظیر تأمین آب کشاورزی و انرژی برق را عنوان و با همین مهم در حال ساخت یک سد عظیم در شمال کشور هستند؛ منطقه ای که گفتن از مشکلات آب کشاورزی در آنجا چندان صحیح نباشد و یا اگر صحیح باشد در مقایسه با بحران های زیست محیطی از اولویت خارج می شود.
حالا و با تفاسیری که آمد، مدیران اجرایی استان و پیمانکاران این طرح بزرگ باید و باید پیش از ادامه اجرای این طرح، اطمینان های لازم را به دوستداران و کارشناسان زیست محیطی بدهند و خیال آنها را با استدلال و ادله متقن علمی در مورد نداشتن خسارت اجرای این طرح راحت کنند؛ اتفاقی که البته انتظار نمی رود ماننده ایده پتوهای رسی سد گتوند آبکی باشد و در کمتر از چند روز ضمن نابود شدن یک جنایت زیست محیطی را رقم بزند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۰
انتشار یافته: ۲۰
متاسفانه مدیران ما فقط میخواهند به نام خود یک پروژه عظیم و میلیاردی ثبت کنند و اصلا مهم نیست به چه قیمتی
همانند همه پروژه هایی که از نفوذ استفاده شده است هزینه های آن را باید ایران بپردازد. وقتی منافع محلی جای منافع ملی را بگیرد نتیجه همین خواهد بود.
سدهای منتهی به دریاچه ارومیه رو فراموش کردید که چه فاجعه بزرگی رو رقم زدند؟ حالا حق آبه دریاچه رو هم به زور از این سدها باید بگیرند.
حالا انتظار دارین برای سد هراز فکری بکنند؟ اگر فقط یک درصد از هزاران میلیارد تومن پولی که برای این سد ساخته میشه برای خرید رای مسئولان محترم صرف بشه، مطمئن باشید، آسمون هم به زمین بیاد این طرح افتتاح میشه و یک افتضاح دیگه به بار میاد.
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟






