فتح خرمشهر، زیباترین تابلوی ایمان و رشادت بود
در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد. آن روز لبخندها بر لبها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشكها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش ميباليد.
کد خبر: ۶۹۶۹۷۵
| | 19349 بازدید
اول
شهر، كمكم، نگران ميشود...
خبر نزديك شدن گامهاي سربازان با صداي گوشخراش شنیهاي تانكهايي كه به سوي شهر ميآيند درهم آميخته ميشود و مردم، ترديد ندارند كه آن نگاه چپ، دارد به فاجعهاي بدل ميشود كه بايد براي آن چارهاي انديشيد. در اين ميان، جوانان غيرتمند، دور سيدمحمد جهانآرا را گرفتهاند و با او درباره آن نگاه چپ همسايه، به شور نشستهاند.
... اما هيچكس باورش نميشود كه جنگي برپا شود. و... بمبارانهاي مهيب 31 شهريور و حملههاي هوايي به دهها پايگاه و فرودگاه و مراكز نظامي در كشور اين باور را محقق ميكند. يعني جنگ آغاز شده است... .
دوم
همه چيز، حكايت از فاجعهاي وحشتناك دارد. مردم كمكم مجبور ميشوند شهر را ترك كنند، زنها و بچهها به شهرهاي اطراف ميروند و مردها ميمانند و با «هيچ» از شهر دفاع ميكنند. خانهها، سنگر ميشوند و پشتبامهايي كه فرو نريختهاند، ديدگاه ديدباني كوچههايي كه با پوتينهاي زمخت بعثي، «نجس» شدهاند. حالا ديگر تفاوت ندارد چه كسي و چگونه دفاع كند. دفاعي تا آخرين نفس. اخبار شهادتها كه به مسجد جامع ميرسد، دلها نگرانتر ميشوند و چيز كمي نيست سيوچهار روز مقاومت.
و سرانجام، دست كج و نگاه چپ آن همسايه كار خودش را ميكند و خرمشهر، اشغال ميشود و خرمشهر، خونينشهر ميشود. از سقوط خرمشهر در آبان 1359 تا ارديبهشت 1361 مردم خرمشهر چه كشيدند، خدا ميداند و دلهايي كه براي ترنم موجهاي رودخانه كه با صداي اذان مسجدجامع درهمميآميخت تنگ شده بود. خبر آغاز عمليات بيتالمقدس، براي دلهاي شكسته، اميدواري ميدهد و كمكم بوي «پيروزي» در مشام جان هر خرمشهری ميپيچد. گوشها به راديو و چشمها به صفحه تلويزيون دوخته شدهاند كه كي آن خبر خوش را خواهند داد؟!
سوم
قلبها به تپش ميافتند و دستها به آسمان بلند ميشوند...
ناگهان در ناگهاني از حيرت و غيرت، گوينده اخبار ساعت 14 ايران را به وجد ميآورد:
شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خونین شهر، شهر خون، آزاد شد...
... و ايران به پا ميخيزد به شادي و سرور و از مأذنه مسجدجامع خرمشهر پس از ماهها خاموشي، آواي اذان طنينانداز ميشود؛ اذان پيروزي.
چهارم
سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.
در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد.
آن روز لبخندها بر لبها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشكها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش ميباليد.
فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبههها دريغ نميكردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبههها ميفرستادند. روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟






