چرا مسدود کردن پیپینگ راه حل مناسبی نیست؟
همانطور که در اخبار رسانهها شاهد بودیم، چند روزي است كه درگاه اینترنتی یکی از استارتآپهای آيندهدار کشور (پیپینگ)، به دلیل تخلفی که نه از سوی خود آن شرکت، بلکه از سوی یکی از مشتریان آن صورت گرفته، مسدود شده است.
به گزارش نوپانا، پیشتر نیز شاهد اتفاقات مشابه یا حداقل ارائه پیشنهادات و درخواستهایی برای مسدودیت یا ممانعت از فعالیت یک یا چند کسبوکار نوپا در کشمکشهای میان استارتآپها و برخی مشاغل سنتی یا قضاوت در نتیجه اتهامات و برچسبهای حاصل از رقابتهای جناحی و سیاسی بودهایم. با این حال، اتفاق اخیر بهانه مناسبی است تا از زوایای دیگر ضرورتها و راهکارهای ممکن را مرور کنیم:
ضرورت و چرایی حمایت از استارتآپها
اگر متوجه میشدید که در یک کشور، درکنار حمایتهای ملی و دولتی، کسبوکارهای نوپا نتوانستند یا نمیتوانند موفق باشند؛ با خود میگفتید لابد آن کشور از نظر زیرساختهای علمی در سطح مناسبی نیست، جوانان نخبه، مشتاق و کارآمدی ندارد و یا شاید برخلاف «مسیر جهانی مدلهای کسبوکار به سمت بهروز شدن و استفاده از نوآوری و فناوری» حرکت میکند یا در آن کشور، توسعه، تولید و اشتغالزایی در اولویت نیست.
حال تصور کنید یک کشور در شرایط جنگ اقتصادی است و تحت شدیدترین و ظالمانهترین حملات اقتصادی و فرهنگی از سوی دشمنانش قرار دارد. از طرفی جمعیت جوان و مشتاق و نخبهای دارد که با تمام وجود در چنین شرایطی وارد عرصه کارآفرینی میشوند و با تمام سختیها، کمبودها و چالشها، کار تیمی خود را به پیش میبرند. اما انگار مسئله بزرگتر اینجاست: این استارتآپها بیشتر از آنکه درگیر کارآفرینی، تولید و اشتغالزایی شوند، درگیر اثبات خود، رفع اتهام، مشکلات قانونی، کسب مجوزهای غیرضروری، مسدودیت، محدودیت و سایر چالشهای مشابه هستند.
برای شما چنین مسئلهای تعجبآور نیست؟ دور از انصاف است که بگوییم به هیچ عنوان از استارتآپها حمایت نمیشود؛ اما گاهی این اتفاقات عجیب و مشکلات مشابه انسان را انگشت به دهان میکند! چرا باید در شرایط جنگ، مسیر حرکت سربازان خودی مسدود شود؟
نگاه روانشناختی به استارتآپها
تصور کنیم کسبوکارهای نوپا در سیستم اقتصادی یک کشور مانند کودکان در حال رشد باشند. هر استارتآپ در آغاز راه نیاز به حمایت و تشویق دارد و مانند هر کودکی ممکن است ناخواسته دچار مشکلاتی شود که در ادبیات استارتآپی آن را به سمت شکست سوق میدهد و در ادبیات روانشناختی کودک سمت مشکلات بزرگتر و اختلالات روانی میرود.
در چنین شرایطی، همانگونه که حمایتهای یک والد برای رشد و سلامت کودک ضروری هستند، حمایتهای مردم، مسئولان، نهادهای مختلف و سازمانهای مرتبط، برای پیشرفت یک استارتآپ و بازدهی آن اهمیت ویژه دارند.
اگر کودکی دچار چالش یا مشکل شد، والدینی که نحوه تربیت درست را میدانند، به فکر کنار گذاشتن یا تنبیه او نمیافتند. یعنی تمامیت و شخصیت او را زیر سوال نمیبرند و به جای آن برای رفع چالش یا حل مسئله اقداماتی انجام میدهند.
در شرایط اقتصادی کنونی، کسبوکارهای نوپا بیشتر از کودکی که مثال زده شد، نیازمند حمایت هستند. آنها فرزندانی هستند که از اصلیترین عوامل اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال کشور به شمار میروند. آیا روا است که تنها با یک تخلف، آنهم تخلفی که توسط یکی از مشتریان بیشمار آن یک کسبوکار صورت گرفته است، درگاه اینترنتی آن استارتآپ آیندهدار دانشبنیان کشور مسدود شود؟
راهحل اینگونه اتفاقات چیست؟ همکاری و حمایت در حل مشکلات، توسعه زیرساخت، اصلاح و بهروزرسانی قوانین یا کنار گذاشتن، مسدودیت و پاک کردن صورت مسئله؟
مسلما پس از شنیدن فیلترینگ نابحق سامانه پی پینگ ، بجز هزاران فکر و خیال و شعارهای حمایت از کار و کارافرینی که صبح تا شب شاهد آن هستیم ،اولین چیزی که جلوی چشمم آمد متنی بود که دقیقا بر روی خود سایت مرکز ساماندهی قرار داده شده بود با این موضوع:
مزیت سایتهای ثبت شده در مرکز ساماندهی نسبت به سایر سایت ها این میباشد که درصورتیکه وبسایت خود را در سایت ساماندهی ثبت نمائید ، سایت شما فیلتر نخواهد شد بلکه در مرحله اول طی پیغامی اعلان خواهد شد تا نسبت به حذف مطلب ، متن و یا محتوای نامناسب درج شده اقدام نمائید و در صورتی که به اخطار توجه نشود دستور فیلترینگ صادر خواهد شد
حال سوال اینجاست که چطور میشود نهادی که ادعای اجرای قانون میکند خود قانون وضع شده و تصویب شده اجرایی خود را اینگونه و بصراحت تمام نادیده میگیرد؟
هر تراکنشی که از طریق سامانه های واسط انجام میگیرد یک گام در راه ایجاد اشتغال و کارافرینی هست چرا که پشت هر تراکنشی که انجام میگیرد یک شخص در حال درآمدزایی و امرار معاش میباشد
سامانه های واسط نیز دقیقا همانند شرکت های PSP میباشند ولی در اختیارات کوچکتر .
همانطور که در PSP ها هر کاربری دارای یک کد پایانه هست و در زمان فعالیت کارغیر قانونی دستور بر لغو و مسدودی پایانه و درگاه وی صادر میگردد ، سامانه های واسط نیز از چنین قابلیتی برخوردار هستند و براحتی میتوانند با دستور هر مقام قضایی نسبت به لغو و مسدودی درگاه کاربر خاطی خود اقدام نمایند
براستی تکلیف آن تعهدنامه های محضری که مرکز نماد الکترونیک بنمایندگی از شرکت محترم شاپرک جهت معرفی به PSP ها بمنظور عقد قرارداد و اخذ درگاه بانکی گرفتند چه میشود؟
براستی چرا مرکز ساماندهی فعالیت سامانه های واسط را حتی با تعهدنامه های محضری اخذ شده توسط دو نهاد ذکر شده کشور باز هم غیرقانونی تلقی میکند و حرف خود را به کرسی می نشاند ؟
براستی چرا هیچگاه تفاهمی بین مرکز نماد الکترونیک ، شرکت شاپرک و مرکز ساماندهی وجود ندارد و هرکدام بر طبل خود میزنند
این راه حل نیست، نبوده و نخواهد بود.




