صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

6 میلیون پیش پرداخت برای قتل پدر!

کد خبر: ۶۲۴۱۷۴
| |
4566 بازدید
|
۲
جوان 32 ساله ای که به اتهام قتل پدرش در مشهد دستگیر شده است هنگام بازسازی صحنه جنایت گفت: من فقط چندین بار نقشه قتل پدرم را طراحی کردم و آلات قتاله را در اختیار دوستم قرار دادم تا پدرم را بکشد! و برای این کار 6 میلیون تومان به عنوان پیش پرداخت به او دادم که...  .
 
به گزارش خراسان، این ها بخشی از اظهارات «بهزاد» جوان 32 ساله ای است که تیرماه گذشته به اتهام قتل پدر دندانپزشک خود در مشهد دستگیر شد.
 
متهم این پرونده جنایی که توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به محل وقوع قتل هدایت شده بود پس از تفهیم اتهام از سوی قاضی ویژه قتل عمد مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت و ضمن تشریح جزئیات و چگونگی وقوع جنایت در بازسازی صحنه قتل گفت: پدرم دندانپزشک و مرد پولداری بود و همه نوع امکانات رفاهی را برای من و برادرم فراهم کرد به طوری که واحد آپارتمانی و خودروی گرانقیمت برایم خرید حتی خودرویی نیز برای همسرم خریداری کرد اما من می خواستم به پول بیشتری برسم به همین خاطر هم نقشه قتل او را طراحی کردم.
 
پس از «محمد» جوان مجردی که به منزل ما رفت و آمد داشت خواستم در قتل پدرم با من همکاری کند و به او قول دادم تا پس از آن که وارث اموال پدرم شدم او را از نظر مالی تأمین کنم و برای جلب اطمینان او ابتدا مبلغ 6 میلیون تومان به او دادم. متهم این پرونده جنایی ادامه داد: چند بار نقشه قتل پدرم را کشیدم اما هر بار به دلایل مختلفی نتوانستیم او را بکشیم. تا این که شب حادثه به همراه پدرم به منزل عمه ام رفتیم. پدرم می خواست بخیه های دندان عمه ام را بکشد من هم فرصت را مناسب دیدم و با ارسال آدرس منزل عمه ام برای «محمد» از او خواستم به آن جا بیاید. درهای خودروی شاسی بلند را باز گذاشته بودم.
 
نقشه ما این بود که «محمد» در عقب خودرو مخفی شود و به محض این که به مکان مناسبی رسیدیم از پشت سر او را به قتل برساند. آن شب وقتی از منزل عمه ام بیرون آمدیم به طرف بولوار سیدرضی در منطقه آزادشهر رفتیم که آن جا «محمد» از پشت صندلی بیرون آمد و ضربات متعددی به پشت پدرم زد. پدرم که غافلگیر شده بود فقط رو به من کرد و گفت: «بابا!» این کیه؟! ولی دیگر «محمد» امانش نداد و ضربات چاقو را یکی پس از دیگری بر پیکرش فرود آورد. بعد از آن به منطقه الهیه آمدیم و «محمد» را بین الهیه 25 و 23 پیاده کردم و خودرو را به نبش الهیه 29 بردم. سپس فریاد زدم که پدرم را کشتند! وقتی مردم جمع شدند داستان ساختگی ام را برای کارآگاهان بازگو کردم و گفتم سارق نقابداری که داخل خودرو مخفی شده بود پدرم را به قتل رساند و با زخمی کردن من از محل گریخت. در حالی که «محمد» ضربه ای هم به دست من زد تا چنین وانمود کنم که با سارق درگیر شده ام!
 
گزارش اختصاصی خراسان حاکی است: پس از اعترافات فرزند مقتول، «محمد» نیز با دستور قاضی سیدجواد حسینی مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت و با تأیید اظهارات بهزاد گفت: آن شب پس از تماس «بهزاد» من کیفی را که آلات قتاله را داخل آن گذاشته بودم برداشتم و در نزدیکی منزل عمه بهزاد، درون خودروی شاسی بلند پنهان شدم.
 
وقتی بهزاد و پدرش سوار خودرو شدند به سمت جایگاه سوخت در بولوار سیدرضی حرکت کردند من هم با اشاره بهزاد از صندوق عقب به صندلی عقب خودرو آمدم و به طور ناگهانی ضربه ای به گردن پدر 60 ساله او زدم و سپس ضربات متعدد دیگری را فرود آوردم. وقتی پدر بهزاد جان سپرد من هم به همراه او تا الهیه آمدم و در آن جا به داخل خرابه ای رفتم و با پنهان کردن چاقو، لباس های خون آلودم را نیز تعویض کردم و به منزل رفتم اما طولی نکشید که کارآگاهان اداره جنایی به سراغم آمدند و دستگیر شدم.
 
این گزارش حاکی است: در آغاز بازسازی صحنه قتل، ابتدا کارآگاه سلطانیان (افسر پرونده) به تشریح ماجرای ساختگی متهم برای فرار از مجازات پرداخت و گفت: او در شب وقوع قتل چنین وانمود کرد که پدرش توسط زورگیر ناشناسی به قتل رسیده است اما هوشیاری مقام قضایی و نظریه پزشک قانونی معادله این نقشه ساختگی را به هم ریخت چرا که تجزیه و تحلیل های کارشناسی نشان می داد که باید 2 نفر در این جنایت نقش داشته باشند.
 
بنابراین با صدور دستورات ویژه ای از سوی قاضی سیدجواد حسینی و با استفاده از شگردهای پلیسی به فرزند مقتول مظنون شدیم و سپس همدست او را نیز دستگیر کردیم. بنابراین گزارش، متهمان این پرونده پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۲
دختر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۹
پدر من هم ادم سرمایه داریه، ولی حتی یک ریال هم برای من و مادرم هزینه نمیکنه و همه پولش رو برای پیشرفت کارش هزینه میکنه.. ولی حتی یک لحظه هم به ذهن من خطور نکرده بهش بی احترامی کنم! یا راهی پیدا کنم برای پول گرفتن ازش ... چه برسه اینکه بخوام بهش اسیبی برسونم و یا حتی قتل!!!
وای خدای من لعنت به تو که چنین پدری رو کشتی ... لعنت خدا بهت ..
بهروز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۹
ای وای بر تو... وای بر تو... من و خیلیای دیگه سالهاست که دلتنگ دستای پر مهر و محبت پدرمون هستیم و ازش محرومیم و اونوقت تو پدر خودت رو کشتی؟ وای بر تو...
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟