رختی نو بر اندام ناهمگون تهران
کد خبر: ۶۲۲۲۶۲
| | 6215 بازدید
شهرسازی مجموعهای از علوم مهندسی، معماری، آمیخته بافرهنگ شناسی و جامعهشناسی است، بهطوریکه تمامی این علوم در یک انسجام معنادار در کنار هم، محیطی را برای زندگی افراد جامعه محیا میسازند. بنا کردن یک ساختمان از انتخاب مصالح تا تمامی اجزای داخلی و خارجی آن، برگرفته از علوم مهندسی، عمران و معماری است که درنهایت منتج به احداث یک بنا با کارکردی مشخص میشود.
به گزارش تیتر شهر اما زمانی که ساختمانها یکی پس از دیگر سربلند میکنند نیاز است تا یک هماهنگی ظاهری و اتحاد شکلی به وجود بیاید تا شهر چشم خراش نباشد. در این مرحله است که معماران پس از طراحی داخلی باید به سراغ بیرون ساختمان بیایند و ظاهر ساختمان را منطبق با یک سری اصول آراسته کنند. اگر سبک طراحی و معماری هر بنا با سایر بناها همخوانی نداشته باشد یک نوع شلوغی و بینظمی در شهر ایجاد میشود و هرچقدر که طراحان در طراحی تکتک ساختمانها زیبا عمل کرده باشند اما بهطور ترکیبی حس خوبی به شهروندان منتقل نخواهد شد.
این بخش از شهرسازی نیاز به شناختن سلایق مردم و آشنایی بافرهنگ را میطلبد. اینکه در شهری که قرار است ساختمانسازی کنیم چه نوع فرهنگ و هویتی وجود دارد و چه پیامی را به مخاطبین خود منتقل میکند از دست مهندسین خارج است و مسئولین بالادستی بهعنوان متصدیان امر باید با مشورت از متخصصین امر فرهنگ یک الگوی مشترک ارائه دهند. فرهنگشناسی و جامعهشناسی در کنار علوم مهندسی مسیر درست انتخاب مواد اولیه ، فرمت و شکل روبنا و همچنین سبک معماری را تعیین میکند تا یک اثر مهندسی القاکننده تفکرات مردم همان جامعه و منطبق بافرهنگ بومی آن باشد.

توجه به معماری بنا، بهمنظور ایجاد فضای سبک زندگی اسلامی
رهبر انقلاب در دیدار با اعضای شهرداری و شورای شهر تهران در دیماه 92 بر لزوم توجه به معماریِ ساختوسازها در تهران بهمنظور ایجاد فضای سبک زندگی اسلامی تأکید کردند. و فرمودند: تهران ازیکطرف نماد آبادانی، صلاح، سعادت و سبک زندگی در کشور است و از طرف دیگر بهعنوان الگو و خط دهنده برای شهرهای سراسر کشور، مطرح است.
همین نکته اهمیت معماری شهری را بهخوبی نشان میدهد زیرا یک شهر با روبنای تکتک ساختمانهایش هویت پیدا میکند و اگر این هویت منطبق بافرهنگ و سبک زندگی بومی نباشد به نحوی آریه ای از فرهنگی دیگر محسوب شده و همین امر مسئلهای بسیار ناپسند است.
در هنر سبکهای مشخصی وجود دارد و هر هنرمند بسته به سلیقه خود باید از سبکهای موجود پیروی کند. او میتواند سبکها را باهم تلفیق یا ابداع کند اما باید نظر مخاطب را نیز در نظر بگیرد. هنرکار بردی بعد دوم یعنی نظر مخاطب را در نخست قرار میدهد به عبارتی هنرمند مجاز نیست که برای طراحی یک بنا هر نوع تکنیک معقول و غیرمعقول را پیادهسازی کند و باید بهطورقطع از یک نظم بصری پیروی کند.
شهرهای بزرگ دنیا بر اساس یک اسلوب خاص با توجه به مصالح در دسترس، فرهنگ و محیط جغرافیایی طراحیشدهاند. استحکام آجر برای بارانهای بیوقفه لندن، روکارهای بدون شیار و انطباق بناها با خیابانهای چند انشعابی و تقاطعهای کوچک پاریس برای هدایت باد در شهر ، قرارگیری ساختمانها بهصورت ردیفی و تشکیل مربعهای داخل هم در شهر پکن هرکدام الگوهای خاص شهرسازی منطبق با شرایط خاص است که باهدفی کاربردی استفاده میشود و همین مسئله منتج به وضع قوانینی میشود که اجازه نمیدهد بیرون ساختمانت را هر کاری خواستی انجام بده و یا به هر نحوی دلت خواست آن را بساز، حتی در بسیاری از موارد حق تخریب ساختمان از طرف مالک وجود ندارد و باید همنوازی و هارمونی ساختمانها در یک خیابان حفظ شود.
استفاده از سبک معماری مشترک، مواد مشترک و رنگآمیزی هماهنگ از اصلیترین شروط شهرسازی است. اما اگر به تهران بازگردیم و با دیدی دقیقتر به شهر بنگریم خواهیم دید که این شهر بزرگ از چه ناهماهنگیهای بزرگی رنج میبرد.
شهری شلوغ بدون هیچ توازن و هماهنگی میان رنگ، معماری طبقات، جنس مواد بهکاررفته و دهها مسئله دیگر در حوزه ساختمان. وقتی به خیابانهای تجاری قدم میگذاریم آویزان شدن پارچه نوشتهها و بنرها، آلودگی دیوارها، خرابی و قرار دادن نخالهها و ... یک شهر خشن با آلودگی بصری بالا را برای شهروندان تصویر میکند. این مسئله وقتی بحرانیتر میشود که ساختمانهای مدرن و جدید هم بر طبل تفرقه میکوبند و قصد هماهنگی ندارد.
حال اگر از این همچشم پوشی کنیم شیوه معماری متداول در حال حاضر الگو گیری از نوعی معماری بیهویت و خارج از چارچوب روم باستان است که در قرن 18 و 19 در ساخت بناهای شهرهای آمریکا متداول شد و بعداً پیروی از آن ممنوع گردید. حال چه شده است که ساختمانهای پایتخت ایران اسلامی میدان رخ انگاریهای معماری غربی شده است. جای تأمل بسیار دارد و همین امر زنگ خطر فرهنگی شهرسازی را به صدا درمیآورد.

نسخه شهرداری برای نجات تهران
شهرداری تهران قدم در ابتدای مسیر "آرایش هماهنگ" تهران گذاشته است و برنامهای را شروع کرده که از آغازش خبرهای خوبی پیشبینی میشود. خیابان انقلاب از میدان انقلاب تا چهارراه ولیعصر نخستین فاز از اجرای اصلاح روکارها و نمای بناها بود. بنرها، دیوارنوشتهها و تابلوهای تبلیغاتی را حذف کردند و تابلوهای سردر مغازهها در یک طرح، یکسانسازی شدند. روکار ساختمانها را شسته و از اجسام تزئینی برای جلوه بخشی به خیابانها استفاده کردند. این حرکت در سایر خیابانهای تهران نیز آغاز شد و توانست در بهبود شرایط ظاهری شهر تأثیر بسیاری داشته باشد. هرچند رسیدن این برنامه به جایگاه مطلوب یعنی هماهنگ شدن نوع روکار ساختمانهای شهر و آراستگی یکسره شهر است اما در همین ابتدای کار چند مسئله وجود دارد که باید به شهرداری تهران تذکر داده شود.
نخست آنکه از مواد باکیفیت و بادوام در یکسانسازی سردر مغازهها و اماکن استفاده کند تا طی گذشت زمان دچار مشکل نشود که خود در درازمدت میتواند مشکلات بسیاری را برای چهره شهر ایجاد کند.
دوم آنکه ایکاش شهرداری به پیمانکاران اصلاح و نوسازی روکارهای بناهای شهر تهران یک الگوی مشخص معرفی میکرد که هر پروژه با دیگر تفاوت نداشته باشد و این هماهنگی توسط خود شهرداری بنیان نهاده شود.
و در آخر اینکه شهرداری تهران باید برای ساختمانهایی که در شرف اخذ مجوز ساختوساز هستند یک دستورالعمل معماری تدوین کند تا این نوار یکسره هرجومرج سازی در یک نقطه قطعشده و از آن به بعد بناها بر اساس یک اسلوب مشخص احداث شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


