صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

راز ۲۶ ساله ۳ کودک در پارک فیروزآبادی

هیچ کس نمی‌داند در پارک کوچک روبه‌روی بیمارستان فیروزآبادی چه حادثه تلخی در حال رقم خوردن است. گرمای هشتمین روز مردادماه سال 1367 نفس کشیدن را سخت کرده است اما پسرکی حدود چهار ساله همراه با خواهر دو ساله و برادر 5 ماهه‌اش لحظات را می‌شمارند
کد خبر: ۴۶۳۴۱۲
| |
18990 بازدید
|
دو کودک روی صندلی پارک نشسته‌اند. آرام و بی‌صدا، گویی همیشه تنها بودند تنها و غریب بدون حتی یک سایه بالای سرشان. هیچ‌کس از آنها سؤالی نمی‌پرسد و هر کس شتابان به سوی زندگی خود می‌رود. سکوت و ابهام فضای پارک را پرکرده است.

ایران در ادامه شرح ماجرا نوشت:
دخترک دو ساله به نظر می‌رسد. باید عروسکی در دست داشته باشد تا در بازی کودکانه برایش لالایی بخواند، اما در آن غربت پارک او نه تنها اسباب‌بازی ندارد بلکه باید برای برادر  5 ماهه‌اش که خسته و گرسنه به خواب رفته، مادری کند.

هیچ کس نمی‌داند در پارک کوچک روبه‌روی بیمارستان فیروزآبادی چه حادثه تلخی در حال رقم خوردن است. گرمای هشتمین روز مردادماه سال 1367 نفس کشیدن را سخت کرده است اما پسرکی حدود چهار ساله همراه با خواهر دو ساله و برادر 5 ماهه‌اش لحظات را می‌شمارند تا پدر و مادرشان بازگردند غافل از اینکه دعوای آنها بالا گرفته، آنقدر بالا که جگر گوشه‌هایشان را در پارک بیمارستان فیروزآبادی رها کرده و رفته‌اند.
پسر کوچک‌تر از آن است که بداند بازگشتی نخواهد بود.

آری هشتم مرداد سال 67 سرنوشت سه کودک به‌ غم، غربت و تنهایی گره خورد. آن سوتر اما در برگ دیگر از سرنوشت، زنی بی‌تاب با چشمانی که اشک در آن حلقه زده، از 26 سال تنهایی می‌گوید. تنش می‌لرزد اما بغضش را فرو می‌خورد و می‌گوید: این روزها پوستم کمی نازک‌تر از قبل شده، طاقتم کم شده و بی‌حوصله‌ترم، دیگر طاقت صبر و انتظار ندارم. با هر تلنگری می‌شکنم گویی روحم هزار تکه شده و هر تکه از آن سوار بر باد به دنبال عزیزانم می‌گردد.

اشک‌های روی گونه‌هایش را پاک می‌کند، لبخند می‌زند. بعضی‌ وقت‌ها مجبوری با بغض بخندی تا دیگران نیز مانند تو دلگیر نشوند. خیلی وقت‌ها مجبوری چیزهایی را ببینی ولی ندیده‌شان بگیری و تنها در برابر شکستن دلت سکوت کنی.

او از سال‌های غربت در شیرخوارگاه می‌گوید. از روزها و لحظاتی که در انتظار پدر و مادر اشک می‌ریخت، اما لبخندی می‌زند و می‌گوید گذشته‌ها گذشته، امروز آمده‌ام تا هویتم را بیابم. در تاریک و روشن خاطراتش به دنبال نشانی از پدر و مادرش می‌گردد اما روز تنهایی، او کوچکتر از آن بود که چیزی به یاد داشته باشد. نام واقعی‌اش را هم نمی‌داند که نشانی باشد برای مادرش. آن روزها مسئولان شیرخوارگاه خودشان برای او و برادرانش اسم انتخاب کردند.
مکث می‌کند. اشک‌هایش را پاک می‌کند گویی چیزی به یاد آورده.

برادر بزرگش زخمی بر تن دارد، آثار سوختگی با آب‌جوش شاید نشانی باشد اما مطمئن نیست که سوختگی در خانه پدری اتفاق افتاده یا یادگار سال‌های تنهایی در شیرخوارگاه است.

تنها نشان آنها موهای خرمایی و چشمان قهوه‌ای روشن است. کودکانی که سال 67 در پارک روبه‌روی بیمارستان فیروزآبادی رها شدند، امروز مردان و زنی جوان هستند که در شرایط مناسب اجتماعی قرار دارند اما همچنان در آرزوی یافتن پدر و مادرشان هستند. رسیدن به پدر و مادر نه برای پرسیدن دلیل رها شدن بلکه برای بوسیدن دستان پدر و مادری که حتماً سختی روزگار آنها را وادار کرده از جگر گوشه‌هایشان بگذرند.در نامه‌ها و فرم‌های بهزیستی آنها نوشته شد احتمالاً نام پدر آنها علی است اما این تنها یک احتمال است.

کسانی که از پدر و مادر این خواهر و برادرها اطلاع دارند یا اقوام آنها را می‌شناسند می‌توانند با شماره‌ تلفن‌های 1-88500100 گروه جویندگان عاطفه تماس بگیرند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۲
انتشار یافته: ۳۰
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
یا حق
نشانه ای از این بالاتر که یک پدر و مادر، سه فرزند که سن انها هم معلوم است را یکجا رها کرده اند.
ایشالا زودتر پدر و مادرشان را پیدا می کنند.
پاسخ ها
علی.م
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۵۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
بهزیستی باید در این جور مواقع از بچه هایی که با هم پیدا میکنه آزمایش DNA بگیره، شاید اصلا خواهر و برادر نباشند، هر احتمالی وجود داره.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
این پدر و مادر اگر به درد می خورندند، شما را رها نمی کردند
پاسخ ها
ظریف
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۱۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
عزیزان زود قضاوت نکنید شاید برای پدر ومادرشون اتفاقی افتاده بوده!الله اعلم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
عزیزان من دنبال این پدر و مادر نگردید و به زندگی عادی خود ادامه دهید. این پدر و مادرها لایق یافتن نیستند.مگه میشه یه مادر بتونه از بچه هاش بگذره. منم یه مادرم به جرات میگم اگه شوهرم معتاد بود یا فقیر بودم یا....از موی بچه هام هم دست نمی کشم.قربون تنهایی شما برم ولی ول کنید این انسانهای بی عاطفه رو...
سارا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
بیان برنامه ماه عسل.ایشششششششالا خانوادشونو سالم و سرحال پیدا کنن
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۰۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
واقعانا!!!!!!!!!!!!!!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
متاسفیم..جهم زیر پای این پدر و مادر است نه بهشت...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
اسم اون پارک پارک زکريا است. نه فيروز آبادي.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
خدا لعنت کنه همچین پدر و مادری رو!
مسئول کارهای بیخودی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
اقاخیلی درناکه اشکم دراومد به یاری خدا پدر مادرشون پیدا بشه امین..
sara
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
دعواشون بالا گرفته اونوقت 3 تا بچه شونو ول کردن رفتن؟؟؟!! همچین میگی انگار 3 تا کتابو تو پارک جا گذاشتن
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۲۳ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
هیشکی حتی کتاباشو تو پارک ول نمیکنه
طاها
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
سایه پدر و مادر که سرتون نبوده، انشاا... سایه شما روی سر بچه هاتون باشه، آرزوی پیدا کردن والدین شما را دارم.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟