تاملی در فرهنگ و آداب زيارت

به گزارش «تابناک»؛ اگرچه زیارت مفهومی بسیار گسترده دارد و نمیشود آن را در یک حد فراگیر محدود کرد، اما با این وجود تعریفی که میتوان از آن بهعنوان یک فريضة مذهبی در بین شیعیان ارائه کرد این است که: «عملی است حسی، عبادی، با آداب خاص و حالات متعالی، در زمان فراخ یا اندک، با موضوع ویژه و با زبان دینی که از اهل بیت(ع) به ما رسیده است.»
اما بهراستی زیارت بهعنوان یک عمل حسی و عبادی با همة آداب و رسوم آن باید چه تأثیری بر فرد زائر داشته باشد؟ این سؤالی است که میتوان در صدها کتاب و مقاله بهدنبال پاسخی برای آن بود و متفکران زیادی از کارشناسان مذهبی و جامعهشناسان تا روانشناسان و مردمشناسان سعی کردهاند به آن پاسخ دهند.
برخی از افراد معتقدند «زیارت، برقرار کردن ارتباط روحی و بهوجود آوردن پیوند قلبی است.» و برخی دیگر معتقدند: «زیارت در عرف شیعه، حضور در یکی از مشاهد مقدس است.» گروهی زیارت را برای بهرهمندی از نفس ممتاز و صفات قدسی کسی که به زیارت او میروند، انجام میدهند و گروهی دیگر زیارت را بهانهای میدانند برای چندی خلوت معنوی کردن و به خود و کردار خویش اندیشیدن و اصلاح کردن خود بر اساس آموزههای دینی.
بعضی از واژهشناسان، بر این باورند که زیارت در اصطلاح دینی، تمایلی است همراه با حرکت حسی (دور یا نزدیک) و البته با شرطنیت و قصد قلبی (حرکت باطنی) و نیز انس روحی و پاسداشت و کرنش زیارتشونده. دیگرانی هستند که زیارت را، «خود را با الگو سنجیدن میدانند». زائر هر که باشد، زیارت، هرگاه که انجام شود ... . مزار در هر جا و هر سرزمین که باشد، کانونی برای رشد معنویات و زمینهای برای رشد ارزشهای الهی در انسانهاست.
در برخی از کتب هم آمده است که مکانهای مقدس و مذهبی، انسان را به خدا نزدیک میکند و حالت خضوع و آرامش ایجاد کرده، روح را سرشار از خلوص، دل را پر از امید، جان را لبریز از صفا و عشق میکند. گروهی از روانشناسان، زیارت را راهی برای رسیدن روح انسان به آرامش و صلح میدانند.
اما آنچه در اهمة این روایات و تعاریف از زیارت مشخص است، این است که زیارت، یك عمل تكراری و بیروح نیست. زائر، نباید به ظواهر، شكلها، ساختمانها، در و دیوار و نور و رواق بنگرد و از عظمت و معنویت معصومین(ع) غافل شود. در واقع زیارتگاهها یکی از عناصر اجتماعی، فرهنگی یک قوم یا یک ملت محسوب میشوند. عناصری که نه تنها دارای کارکردهای اجتماعی هستند؛ بلکه جایگاه ویژهای برای بروز رفتارهای فرهنگی خاص و همچنین تبادلات فرهنگی نیز بهحساب میآیند.
اما فارغ از نگاه متفکران و کارشناسان، علت تودة مردم برای زیارت چیست؟ بسیارند افرادی که حتی اگر همة کتابها و مقالاتی که دربارة کارکردهای زیارت نوشتهشده است را نخوانده باشند، زیارت برایشان همین کارکردها را ایفا کرده باشد. آنها را به آرامش و صلح، زندگی اخلاقی و معنوی و دوری گزیدن از شر و بدی سوق داده باشد.
ناگفته پیداست که گروهی هم هستند که بارهاوبارها به زیارت رفتهاند بدون اینکه به چرایی زیارت رفتنشان اندیشیده باشند یا پیش و پس از زیارت رفتن تأثیری عمیق در خود دیده باشند. بسیاری از متفکران معتقدند که زائران باید پیش از زيارت رفتن، خود را به محک بگذارند و با نگاهي عمیق و وسیع پا در راه سفر بگذارند؛ اگرچه کارشناسانی هم هستند که میگویند با آغاز راهِ سفر زیارتی با هر نیت و تفکری ممکن است راه برای تعالی و رشد اخلاقی و معنوی هم گشوده شود.
اما آیا براستی باید پیش از توشة راه زیارت بستن به اینکه چرا به زیارت میرویم، بیندیشیم و بعد از زیارت خودمان را با آنچه پیش از زیارت بودهایم، مقایسه کنیم و به محک بگذاریم؟ زیارت برای دیدن زیارتگاه معصومین(ع) است و راهی است برای باز کاویدن خود؟ این پرسشی است که هنوز در بین کارشناسان محل جدال است.
تمام لحظاتِ شبانهروزي انسان و همة موقعيتهاي سفر و حضر و فردي و اجتماعي، مادي و معنوي، روحي و عاطفي انسان، آميخته به دستوري و رهنمودي در اسلام است. نميتوان لحظهاي را براي انسان تصور کرد که اسلام، براي آن لحظه و حالت، حرفي، پيامي، دستوري، مستحبّ و مکروهي و... بيان نکرده باشد. انسان، در فضاي تربيتيِ دين، مُحاط به تعليمها و ارشادهاست. اين فضاهاي هميشگي و همهجايي تربيت و سازندگي فراوان است. از جمله به برخي از آنها اشاره ميشود:
رمضان و شبهاي قدر و
احياء
اعتکاف در «ايام
البيض» ماه رجب
حج و عمره
زيارتها، مزارها
نماز و روزه (واجبات
و مستحبات)
جهاد و زکات و خمس
بعثت پيامبر (صلّي
الله عليه وآله)، ميلاد علي (عليه السلام)، سوم و نيمة شعبان
محرّم و کربلا و
عاشورا و عزاداري و اربعين و ذکر اهلبيت (عليهم السلام)
عيد غدير، عيد فطر،
عيد قربان
روز عرفه
اعياد و وفيات و
مواليد
نماز شب و تلاوت قرآن
و خواندن دعا و شبزندهداريها
کميلهاي شب جمعه
ندبههاي صبح جمعه
سماتها و توسلهاي
غروب جمعه
ياد اموات و حضور بر
سر خاک
اطعامها، افطارها،
خيرات و مبرّات
نذورات، وقفها، صدقهها،
قرضالحسنهها
صلة رحمها، ديد و
بازديدها
نمازهاي جمعه،
نمازهاي جماعت...
و. ...
اينها بيان نمونههايي از اعمال، برنامهها، مناسبتها، فرصتها، روزها و مکانهاي ويژهاي بود که با پرداختن به دستورات اينگونه موارد، دائماً انسان در جريان يک سازندگي، ذکر، يادآوري، آگاهي، الهام گيري، اسوهيابي و... قرار ميگيرد.
مگر نه اينکه پيامبر اسلام هم، يادآوري بزرگ است؟! {فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ}.1
و پيامبران ديگر هم يادآوران بزرگي بودند که انسان را به «ميثاق فطرت» يادآوري ميکردند و با تذکر «هويت» انسانها، آنها را در مسير حرکت از «هست»ها به «بايد»ها، ياري و راهنمايي ميکردند.
اين را به جرأت ميتوان گفت که: هيچ مذهب و مکتب و ايدئولوژي و فرهنگي، به اندازة اسلام، در اين زمينه برنامه ندارد و از مناسبتها و فرصتها در جهت ساختن روحهاي بزرگ و تربيت کردن انسانهاي پاک، استفاده نکرده است.
در کدام مکتب، برنامة سازنده و شگفت و دگرگون کنندهاي چون «حج» وجود دارد؟ کدام آيين، برنامههاي تربيتي وسيع و دقيق، همچون «رمضان» دارد، با آن دعاها و سحرها و افطارها و نمازها و مناجاتهايش با تشنگي و گرسنگي چشيدنهايش، با آن کنترل چشم و گوش و زبان و نگاه و شکم و شهوت و غرائز و خواستههايش؟...
کدام دين، برنامههايي چون احياي خاطرة عاشورا و گراميداشت شهيدان و گريه بر مظلوميتها و يادآوري حماسهها و فداکاريها و نشر فضيلتها و ارزشهاي انساني و ترسيم خلوصها و اخلاصها و ايثارها دارد؟! براي روز و شب و سفر و حضر و تجارت و عبادت و سياست و معاشرت و اخلاق انسان، در کدام فرهنگ، به اندازة اسلام، برنامه و دستور است؟ کدام مسلک، برنامة عظيم و شکوهمندي چون نماز جمعه و جماعت دارد؟
در کدام ملت و مليت، مراکز الهامبخش و سازنده و شورآفرين و پاکسازي چون «مکه»، «مدينه»، «بقيع»، «کربلا»، «نجف»، «کاظمين»، «سامرا»، «زينبيه»، «مشهد» و «قم»، غار حرا، جبل الرحمه، دامنة اُحد، کوفه، فرات و دجله، زمزم و منا و عرفات و مشعر و... صدها از اين قبيل وجود دارد که هر کدام حامل فرهنگي و در بردارندة تاريخي و حاوي الهام و رهنمودي است؟!...
شک نيست که «زيارت» در اسلام، بخصوص در فرهنگ شيعه، جايگاه والايي دارد. امامان و اولياي خدا، تا حدّ بسياري دعوت و تشويق به زيارت کردهاند. پاداشها و ثوابهاي فراواني براي «زائر» بيان شده است. «زيارت»، در ارزش و پاداش، همپاي بسياري از عبادات، بلکه برتر از حتي جهاد و شهادت بهحساب آمده است. «مزار»ها، در اسلام، از اعتبار خاصي برخوردار است. «مزور»ها، مورد تکريم فراوان قرار گرفته است.
«زيارتنامه»ها، يک دنيا تعليمات و فرهنگ و آموزش و تربيت را شامل است که بايد به محتواي آنها نگاهي دوباره انداخت.


