مشك اشكي بر دمشق
روز سه شنبه ١١ آذر صبح به اتفاق دو دوست عزيز جناب صالحي نيا وجناب فارسي پس از به جاي آوردن دوگانه به درگاه يگانه از بيروت عازم دمشق شديم تا در آستانه اربعين به عتبه بوسي حضرت زينب(س) و حضرت رقيه (س) نايل شده و از رايزني فرهنگي بازديد كنيم ونيزبا كارمندان شريف رايزني فرهنگي ديدار و گفتگويي كنيم.
پس از گذر از بلندي هاي اطراف دره بقاع به مرز سوريه رسيديم در مرز معطلي نداشتيم و به لطف ومحبت دوستان همراه به سرعت تشريفات گذرنامه انجام شد ووارد خاك سوريه شديم از همان بدو ورود گرد غم وغبار محنت را بر چهره سوريه مي شد ديد شهر دمشق كه يكي از قديمي ترين شهرهاي خاورميانه است و روزگاري اقتصاد اعراب را مديريت مي كرد امروز در چنبره ظلمي ناروا گرفتار آمده است و دستاني كه جز به ستم بر نمي خيزند براي زدودن نشاط وشادابي از چهره مردم اين ديار بهم گره خورده اند .واز دولت فرصت رسيدگي به شهر را گرفته اند ومردم را ناخواسته واداشته اند تا در شرايط نامساعد امنيتي به همبستگي روي آورند.

زن مگو خاک درش نقش جبـین زن مگو دست خدا در آسـتـین
در اين روز حرم بي بي براي زيارت خانواده توليت اين آستان كه از خاندان مرتضي يكي از خاندان هاي معروف سوريه هستند قرق شده بود و وقتي ما وارد حرم شديم هيچ كس در حرم نبود خلوت حرم معني خطبه شام را يك بار ديگر به ياد آورد آنجا كه فرمودوَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ ۚ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا ۚ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ
و كسانى كه كافر شدند مپندارند كه مهلتى كه به آنان مىدهيم خير آنهاست همانا مهلتشان مىدهيم تا بر گناه بيفزايند و آنها را عذابى است خواركننده(سوره آل عمران آيه ١٧٨)
بانوي حرم كه در مجلس ناسپاسان خطاب به آنان فرمود ما رايت الا جميلا گويا امروز نيز جز جميل نمي بيند چه آنكه براي آنكس كه حب را به ساحت كبريايي حضرت حق نشانده باشد جز زيبايي هرگز چيزي ديده نمي شود. نام زينب(س) به پشتوانه فرهنگي كه از كودكي در پس اين نام برايمان خلق شده رمزعشقي است كه كافي است رمز گفته شود تا تمام رموز گشوده شود ديگر نمي توان مالك اشك بود وديده ها را مديريت كرد ديده به دنبال دل كه بلاي بانو را به ياد مي آورد دوان وزار و غريب وبي دست وپا مي شود. همراهان زبانشان به رفتن مي خواند ودلشان به ماندن . هنوز چشم بر ضريح دوخته شده بود ودل ناسير از زيارت مجبور به ترك حرم شديم در راه بازگشت ديوارهاي اطراف حرم را كه مي نگريستم دلنوشته هاي كوتاه اما به معني بلند بر ديوارها نوشته شده بود كلنا عباسك يا زينب(س) همه ما عباس تو ايم يا زينب (س) ونمونه هاي اين فرزندان غيور را در مسير مي ديديم كه چگونه بر سر عهد خود ايستاده اند. بر ديوار مغازه اي نوشته شده بود لن تسبي زينب مرتين (زينب دوباره به اسارت گرفته نخواهد شد) از آنجا به پابوسي حضرت رقيه (س) شتافتيم وقتي به هر دليلي پيوند به خدا خورده باشد فرق نمي كند كودك هم كه باشد كارهاي بزرگ ميتواند بكند نام رقيه (س) با خرابه شام وگوشواره گره خورده است نميتوان ظلم رفته بر فرزند رسول خدا(ص) را بي رقيه به ياد آورد در اين حرم همه خدام ايراني اند نه فقط خدام كه در درون ضريح هم چشمم به پوشش بزرگي از خاتم كاري استاد هنرمند اصفهاني خورد كه در سال ١٣٣٣ شمسي اين پوشش را حتما به نيت شفاعتش براي مرقد مطهر حضرتش ساخته بود. در روبروي حرم تصويري از نقاشي عصر عاشوراي استاد فرشچيان بر ديوار نصب شده بود همه جا رد پايي از ايرانيان كه به حب اهل بيت(ع) شهره اند ديده مي شود.

وَ لَئِنِ اتَّخَذْتَنا مَغْنَماً لَتَجِدَ بِنا وَ شِيكاً مَغْرَماً حِيْنَ لا تَجِدُ إلاّ ما قَدَّمَتْ يَداكَ، وَ ما رَبُّكَ بِظَلاَّم لِلْعَبِيدِ، وَ إِلَى اللهِ الْمُشْتَكى، وَ عَلَيْهِ الْمُعَوَّلُ، فَكِدْ كَيْدَكَ، وَ اسْعَ سَعْيَكَ، وَ ناصِبْ جُهْدَكَ، فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنا، وَ لا تُمِيتُ وَحْيَنا، وَ لا تُدْرِكُ أَمَدَنا، وَ لا تَرْحَضُ عَنْكَ عارَها، وَ هَلْ رَأيُكَ إِلاّ فَنَدٌ، وَ أَيّامُكَ إِلاّ عَدَدٌ، وَ جَمْعُكَ إِلاّ بَدَدٌ؟ يَوْمَ يُنادِي الْمُنادِي: أَلا لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمِينَ.
وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، أَلَّذِي خَتَمَ لاَِوَّلِنا بِالسَّعادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ، وَ لاِخِرِنا بِالشَّهادَةِ وَ الرَّحْمَةِ. وَ نَسْأَلُ اللهَ أَنْ يُكْمِلَ لَهُمُ الثَّوابَ، وَ يُوجِبَ لَهُمُ الْمَزيدَ، وَ يُحْسِنَ عَلَيْنَا الْخِلافَةَ، إِنَّهُ رَحيمٌ وَدُودٌ، وَ حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ».
(اگر مصيبت هاى بزرگ روزگار، كارم را به اينجا كشانده كه با تو سخن بگويم، ولى [بدان] من به يقين، ارزش تو را كوچك و ناچيز، و سرزنش تو را بزرگ مى شمارم و فراوان تو را توبيخ مى كنم، ولى چه كنم كه ديده ها گريان و سينه ها سوزان است.
جاى شگفتى بسيار است كه گروهى الهى و برگزيده، به دست حزب شيطان و بردگانِ آزاد شده، كشته شوند و خون هاى ما از اين پنجه ها[ى ناپاك] بچكد و پاره هاى گوشت ما از دهان [ناپاك] شما بيرون بيفتد و شما گرگ هاى وحشى پيوسته به سراغ آن بدن هاى پاك و پاكيزه آئيد و بچه كفتارها آن ها را به خاك بمالند؟
اگر امروز [پيروزى بر] ما را غنيمتى براى خود مى دانى، به زودى آن را غرامت [و مايه زيان] خود خواهى يافت، در آن روز كه جز محصول كرده خويش را نخواهى يافت. و هرگز پروردگار، به بندگانش ستم نخواهد كرد. من فقط به خدا شكوه مى كنم و تنها بر او اعتماد مى نمايم.
[اى يزيد] هر چه نيرنگ دارى به كار بند و نهايت تلاشت را بكن و هر كوششى كه دارى به كار گير؛ امّا به خدا سوگند [با همه اين تلاش ها] ياد ما را [از خاطره ها] محو نخواهى كرد و [چراغ] وحى ما را خاموش نتوانى نمود و به موقعيت و جايگاه ما آسيب نخواهى رساند. هرگز لكّه ننگ اين كار، از تو پاك نخواهد شد. رأى و نظرت سست و زمان دولت تو اندك است و جمعيت تو به پراكندگى خواهد انجاميد در آن روز كه منادى ندا دهد: «لعنت خدا بر ظالمان باد».
حمد و ستايش ويژه خداوندى است كه پروردگار جهانيان است، همانكه آغاز كار ما را به سعادت و مغفرت و پايان كار ما را به شهادت و رحمت رقم زد. از خداوند براى آن شهيدان پاداش كامل و افزودن بر پاداش ها، مى طلبم و [از او مى خواهم كه] ما را جانشين نيك آنها قرار دهد؛ او مهربان و دوستدار است و خداوند ما را كافى است و او بهترين حامى ماست).


