نگاه شما: نامه یک معلم به ظریف
زهرا کرمی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
عمو جان جواد سلام
امیدوارم خوب باشید. حتمن با تمام توان مشغول دفاع از حقوق هستهای ما هستید. دستتان درد نکند، چرا که این از حقوق مسلم ماست!
این روزها کلی درگیر هستید. یک پایتان وین یک پایتان استانبول... شام و ناهار هستهای ... بینیم بالاخره این 5 باضافه 1 با ما راه میآیند یا نه؟ راستی یادتان نرود از قول من به عمه کتی سلام برسانید و بگویید از همین حالا بابت بازنشسته شدنتان کلی دلمان تنگ میشود. آخر در تمام این سالها ایشان دیگر جزئی از دیپلماسی هستهای ما شده است. تمام سالهای گذشته دلمان به این خوش بود که اگر مذاکرات هستهای پیشرفتی ندارد، ولی طرز لباس پوشیدن عمه کتی هر روز بهتر از دیروز میشود و ایشان پوشیدهتر و پوشیدهتر میشوند.البته به ایشان یادآوری هم کنید که آقای ازغدی از دستشان کمی دلخور هستند و میگویند لباس عمه اشتون این روزها کمی بازتر شده است.
عمو ظریف اینکه وقتتان را میگیرم هیچ مطالبهای ندارم، فقط خواستم درد و دل کنم. دلم خوش بود نسیم اعتدال و اصلاحات وزیدن گرفته است. سر کلاس هم این را به دانشآموزانم گفتم و برای همین مرا به حراست اداره کشاندند و کلی مؤاخذه ام نمودند. حتی به صراحت گفتند برایت بد تمام میشود و اجازه ی تدریس در دانشگاه فرهنگیان هم نداری.
خیلی دلم از این بابت شکست. سرِ نخواستن احمدی نژاد یکبار می خواستند کتکم بزنند و حالا هم در نبودش و در دولت اصلاحات توبیخ می شوم. به عمو حسن هم بگویید که از دستش دلخور هستم. بگویید که به دفترش هم زنگ زدم و دریغ از حتی یک تماس تلفنی و دلجویی!
بخاطر همین دلشکستگی تصمیم گرفتهام از معلمی بیرون بیایم. دلم برای تمام سالهایی که در سرما و گرمای حیاط های مدرسه به تدریس تربیت بدنی مشغول بودم میسوزد، ولی خب دیگر نای ماندن ندارم. خواستم بدانم کسی پیدا میشود که از حقوق مسلم من دفاع کند؟
پاینده باشید
عمو حسن!!!
عمه کتی!!!
شگفتا!!!!!!
معلم ها همیشه مظلومند
مظلوم



