صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جدال معلم فداکار با مار سمی

کد خبر: ۳۹۷۵۸۶
| |
23947 بازدید
|

معلم فداکار اسفراینی زمانی که دانش‌آموزان را به کوهپیمایی برده بود، با دیدن یک مار سمی که به آنها نزدیک شده بود جان خود را به خطر انداخت و دانش‌آموزان را نجات داد.

به گزارش همشهری، این حادثه روز پنجشنبه، یک روز قبل از روز معلم در روستای عراقی در نزدیکی شهرستان اسفراین از توابع استان خراسان شمالی رخ داد و در جریان آن غلامرضا توبک، معلم ورزش دبستان ایمان، به‌شدت دچار مارگزیدگی شد. آن روز توبک 15نفر از دانش‌آموزان کلاس چهارم را همراه با خود به کوه‌های اطراف روستا برده بود.

آنها بعد از چند دقیقه کوهنوردی برای استراحت زیر سایه یک درخت نشسته بودند که این معلم جوان ناگهان ماری را دید که به چند قدمی دانش‌آموزانش رسیده بود. او با پرشی بلند و با به خطر انداختن جانش، پایش را روی مار گذاشت اما این مار سمی او را نیش زد. به‌دنبال این حادثه معلم فداکار به مرکز بهداشت روستا و از آنجا به بیمارستان امام خمینی(ره) اسفراین منتقل شد و تحت مداوا قرار گرفت.

معلم فداکار اسفراینی که 32سال سن دارد و از 5سال قبل معلم ورزش دبستان ایمان است، این روزها در بیمارستان بستری و تحت درمان است. او درباره این حادثه به همشهری می‌گوید: «آن روز با هماهنگی مسئولان مدرسه 15نفر از بچه‌های پایه سوم و چهارم را با خودم به کوهنوردی بردم. قبلا هم چند مرتبه بچه‌ها را برای ورزش و تفریح به بیرون از مدرسه برده بودم. آن روز بعد از اینکه مسافت زیادی را کوهپیمایی کردیم در منطقه‌ای سنگلاخی زیر سایه یک درخت نشستیم تا استراحت کنیم. بچه‌ها روی زمین نشسته بودند که ناگهان دیدم یک مار سمی به آنها نزدیک می‌شود.

جدال معلم فداکار با مار سمی

مار کمتر از 30سانتی‌متر با بچه‌ها فاصله داشت و نمی‌دانستم باید چه کار کنم. زمان زیادی برای فکر کردن نداشتم و باید کاری می‌کردم. با یک پرش خودم را به مار رساندم و پای راستم را رویش گذاشتم. مار اما قوزک پایم را نیش زد. در همان وضعیت چند ضربه دیگر به مار زدم تا آسیبی به بچه‌ها نرساند.»

در یک قدمی مرگ


انتشار سم در بدن معلم فداکار ظرف چند دقیقه او را به‌شدت بدحال کرد. معلم جوان بی‌حال شد اما با کمک دانش‌آموزان خودش را به بیمارستان رساند. او ادامه می‌دهد: «بعد از اینکه مار مرا نیش زد، فورا محل زخم را بریدم و با یک دستمال بستم اما سم وارد بدنم شده و باعث لخته شدن خونم شده بود. چند دقیقه بعد بی‌حال شدم. وقتی به درمانگاه رسیدیم، کارهای اولیه انجام شد اما چون مارگزیدگی جدی بود حالم بدتر شد و من را به بیمارستان اسفراین بردند.» اگر معلم جوان دقایقی دیرتر به درمانگاه می‌رسید، حالا جانش را از دست داده بود. او یک روز پیش از روز معلم جانش را برای نجات دانش‌آموزانش به خطر انداخته و حالا مجبور بود روز معلم را در بیمارستان بگذراند.

معلم فداکار می‌گوید: نمی‌دانم چطور شد که این کار را انجام دادم. من خیلی از مار می‌ترسم اما وقتی دیدم جان بچه‌ها در خطر است، خدا قدرتی به من داد که نگذارم مار نیش‌شان بزند. مهم نیست که مار نیشم زده، مهم این است که به بچه‌های مردم که دست من امانت بودند آسیبی نرسید. خدا را شکر می‌کنم که توانستم امانتدار خوبی باشم و دانش‌آموزان را صحیح و سالم به خانواده هایشان تحویل دهم.»

پس از این حادثه، بچه‌های مدرسه و حتی مسئولان آموزش و پرورش به عیادت معلم فداکار رفتند و روز معلم را روی تخت بیمارستان به او تبریک گفتند.

او می‌گوید: دست همه‌شان درد نکند. من برای تقدیر و تشکر این کار را نکردم. هدفم فقط نجات جان بچه‌ها بود. هرچند پزشکان بعد از انجام اقدامات اولیه اعلام کردند خطری این معلم فداکار را تهدید نمی‌کند اما او چند روزی باید با درد روی تخت بیمارستان دست و پنجه نرم کند.

او درباره آخرین وضعیت‌اش می‌گوید: «روز اول مدام دچار حالت تهوع بودم اما حالا از این نظر مشکلی ندارم فقط پایم ورم کرده و درد زیادی دارد. باید چند روز با درد پایم کنار بیایم. امیدوارم زودتر پایم خوب شود و بتوانم دوباره به مدرسه بروم.»
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۱
در انتظار بررسی: ۱۹
انتشار یافته: ۱۴۲
محسن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
زنده باد معلم فداکار
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
به این میگن هیبت قهرمانانه ، آفرین آفرین آفرین
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
اینا که منفی میدن چی هستن ؟؟؟
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۴
فقط اعدام
برا ماره
ناشناس
|
-
|
۰۹:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
خدا حفظشان کند .انشالله همیشه سلامت وتندرست باشند و مسولین قدر چنین افرادی رابیشتر بدانند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
بدبختن اونایی که به این خبر منفی میدن!!!
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۴
دوست عزیز بعضی وقت ها اشتباه منفی زده می شه
نیما
| Singapore |
۰۶:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۵
برادر تو 500 تا نظر 10 تا هم اشتباه میشه من خودم چندین بار اشتباه منفی زدم از تو گوشی چون دکمه هاش نزدیک همه
غریبه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
احسنت دست مریزاد
شکوفه
|
United States
|
۰۹:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
بهتر بود می نوشتید دانش آموزان فداکار جان معلم را نجات دادند .
معلمی که مواجهه با مار و ...را بلد نیست نباید بچه های مردم را راه بیندازد و ببرد کوه . یا یک مربی اردو باید با خودش می برد .
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شما بلدی ؟؟؟؟
ناش
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
به منفی ها توجه کنید...
این معلم در آن شرایط بحرانی بهترین کار را انجام داد، در مواجه ناگهانی با یک مار سمی حتی بهترین مارگیران هم غافلگیر می شوند.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شرمنده دیگه.
اینا از قابلیت های شما اطلاعی نداشتن.
مهدي
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
واقعا متاسفم براتون با اين نظرتون ، شما فكر كنم از اون دسته آدمهايي هستين كه بچشونو ول ميكنن تو كوچه و خيابون همه كاره ميشن بعد ميگن چرا معلمها تو اون 5 ساعتي كه بچه ها مدرسه هستن تربيتشون نميكنن .
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شکوفه عزیز اون لحظه فرصتی برای کار دیگه ای نبوده .
بهتر منصف باشیم...
ولی باید آموزش های لازم رو هم داد
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
فاصله 30 سانتی مار از بچه ها فرصت بکار بردن دستورالعمل را از هر کسی سلب می کنه
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
حادثه همه جا و در همه شرایط وجود داره.ممکنه خود تو داری راه میری پات پیچ بخوره بیفتی تو یه چاه و بمیری. پس همه نظر بدن اینکه بلد نیست راه بره چرا از خونه اش بیرون اومده . مطمئنم اگه تو جای معلم فداکار بودی فرار میکردی و بعد میگفتی من بلد نبودم با مار مواجهه بشم . چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.
کیوان
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شما دارید از امکانات حرف میزنید ؟ اونم در یک روستا در اسفراین ؟ شاید برای اون بچه ها این گردش بهترین خاطره دوران تحصیلشان باشه ! چون در هیچ روستایی چنین اتفاقی نمی افته
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
... لابد یه معلم باید امدادگر هم باشه آتش نشان هم باشه پرستار هم باشه دکتر هم باشه!!!
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
ببخشید سرکار شکوفه! یعنی شما فکر می کنید اصلا در همین تهران کسی هست که این چیزها را بلد باشد؟ بهتر بود می نوشتید خوب است در هر مکانی معلمان و مربیان اردو آموزش های خطرهای محلی و راههای مقابله با آنها را بیاموزند. ضمن این که ایشان فداکار هستند چون حتی اگر مواجهه را هم می دانستند لزوماً به این معنی نبود که دانش آموزان امن هستند
ناشناس
| - |
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
ایکاش میفهمیدی معنی فداکاری را.
ناشناس
| Australia |
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شکوفه خانم کدام معلم و در کدام کلاس دانشگاه نحوه مواجهه با مار را یاد گرفته آن هم در لحظات حساس و خطر گزش
........
| Australia |
۱۳:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
چی میگی توبابا.........هرکی بود همون کاری رو میکرد که این معلم انجام داد منظورت از مواجه چیه ماردریک قدمی بچه ها بوده نکنه انتظار داشتی معلمه معجزه کنه.............
ناشناس
| - |
۱۳:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
خاله زياد سخت نگير
معلم
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شکوفه خانم! توجه داشته باشید که مار در 30 سانتیمتری بچه ها بود و ایشان باید در یک لحظه تصمیمش را می گرفت ، مارهای کوهستان ، سرعت زیادی دارند .البته در کوهپیمایی ، حداقل داشتن یک چوب محکم و بلند ، ضروری است . مارها تا زمانی که تهدیدی را حس نکنند به انسان آسیبی نمی رسانند ولی با توجه به بازیگوشی بچه ها و احتمال لگد مال شدن مار، زیر دست و پای آن ها، خطر نیش زدن وجود داشت .
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
خانم محترم شجاعت در زمانی رخ می دهد که اتفاقی می افتد و آنی تصمیم گیری شود نه توی اتاق خواب پای کامپیوتر نظر دادن
حسن
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
اگه معلم فداکار نبود که دانش آموزان آسیب می دیدند. پس باید بگیم معلم فداکار ه دانش آموزان فداکار.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
دفعه بعد تو هم برو شجاع
سعیده
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شکوفه معلوم نبود اگه خودت اونجا بودی چکار میکردی؟ من میگم فرار میکردی و چند تا از بچه ها رو مار نیش میزد
مرتضی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
از اینایی هستی کi فقط میخوان ساز مخالف بزنن یه چیز دیگه هی گفته باشن
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
داره میگه مار به 30cm بچه ها رسیده بود شما میگی باید با مار وارد مذاکره میشد؟ شکوفه زدیا شکوفه
ناشناس
| Switzerland |
۱۶:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
ایشان جان خودشان را برای نجات بچه ها به خطر
انداختند , در این بحثی وارد نیست .
ولی اگر نحوه مواجه با مار را بهتر میدانستند
شیاد خوده ایشان هم آسیبی نمیدید .
انشالله زودتر حالشان خوب شود
ahmad
| United States |
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
ای کاش قدری سپاسگزاری یاد می گرفتید. از کامنت شما تاسف خوردم !
ناظر
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
شما که مواجهه با مار و ...را بلد هستید، میشه که بگید در لحظه مواجهه در 30 سانتیمتری چیکار باید کرد؟
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۹:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
افسوس از فقط معترضان
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
یعنی برای بردن دانش اموزان به اردو معلم باید دوره دفاع در برابر مار - حمله به شیر و پلنگ - دوره یوگا و . . . . را ببیند؟
ايمان
| Germany |
۲۳:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
بعضى ها از زندگى فقط بيرون گود نشستن و لنگش كن گفتن رو بلدند. متاسفانه بيرون از ايران افراد خودباخته كم نيستند، كه سعى ميكنند همه چيز مملكت رو سياه نشون بدن. يه تار موى اين معلم فداكار مى ارزه به اين نه چندان عزيزان.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۵
تابناک خواهشا...
میگه مارو لحظه ای دیده که در سی سانتیمتری بچه ها بوده، مارگیرهم بود دیگه نمیتونست کاری بکنه.
واقعا بعضیا چقدر افکار منفی دارند اصلا سراپا منبع انرژی منفی هستن.
گالیووووور من میدووونستم.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۸:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۵
شما خودت از سوسک می ترسی والاااااااااااا
رضا
| Netherlands |
۲۱:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۶
کارشناس عزیز! شکوفه خانم!!!
من خودم دبیر آموزش و پرورش هستم. چندتا مورد مبهم واسم پیش اومد تو تئوری شما!:
1- ما مربی با تخصص اردو داریم!؟؟ اصلا فرض کنیم اینجا نداریم، جاهای دیگه داریم!؟؟ آمریکا یا فرانسه داریم!؟؟ نخیر عزیزم!!
2- معلم عزیزم سرخود کسیو جایی نمیبره! برای هر اردویی حتی تو دهات دور، کلی مکاتبات اداری انجام میشه!
اول از مدیر مدرسه به مدیر مجتمع
دوم از مدیر مدرسه درخواست کتبی به رئیس منطقه
سوم از ریاست به حراست منطقه
چهارم از حراست منطقه پذیرش و دستور کتبی به مدیر مجتمع
پنجم ارسال رضایت نامه و ...!!!

من شخصا آدمی هستم که زیاد شبیه معلمایی که دیدیم همه نیستم! یه جورایی شاید فانتزی تر و اسپرت تر! اما تا حالا 2 بار مجبور شدم با کپسول آتش نشانی آتیش بخاری کلاس رو خاموش کنم!در حالیکه همه جام دوده و پودر کپسول شده و تا چند ساعت سر گیجه داشتم!
شما چه میدونی تدریس تو منطقه محروم چه
سختیایی داره!؟؟
لطفا از دفه بعد که میخوای نظری بدی، چند ثانیه قبلش فکر کن!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
بزرگترین درس زندگی رو دانش آموزاش ازش یاد گرفتن .
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
آفریییییییییییییین
صد آفریییییییییین
هزارو سیصد آفرین بر این معلم فداکار
رضاخان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
فدایی داری داداش...
پاسخ ها
ناهید
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
فدای تو
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
فقط اعدام مارها
پاسخ ها
حجت
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۴
فقط اعدام نویسنده این کامنت به دلیل داشتن ارتباط و گرفتن رشوه از موشها و سایر جوندگان موذی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
معلم عزيزروزت مبارك شماوخداقوت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
فکر کنم بدجور جوگیر شده بوده.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟