صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

چرایی جابه‌جایی مرکزیت سیاسی، اداری از تهران

کد خبر: ۳۶۷۶۳۴
| |
5958 بازدید
|

سهراب مشهودی در مطلبی با عنوان « جابه‌جایی مرکزیت سیاسی، اداری از تهران؛ چرا؟ و کجا؟» در روزنامه «شرق» نوشت:

الف) چرا؟

تهران کلانشهری است که در اغلب شاخص‌های سکونت شهری، خطوط قرمز را پشت‌سر گذاشته است:

1- با تولید‌ هزارو400تن آلاینده در ‌سال، در تهران در بیشتر روزهای‌ سال آلاینده‌های هوا، بالاتر از مرز خطر قرار می‌گیرند، به‌گونه‌ای که بخش قابل‌توجهی از امراض ریوی و قلبی شهروندان تهران ناشی از این امر است. گفته می‌شود، این امر حداقل پنج‌سال عمر تهرانی‌ها را کوتاه‌تر از طول معمولی آن خواهد کرد.

2- گنجایش تهران تنها برای 750هزار اتومبیل است، یعنی30درصد تعداد اتومبیل‌های فعلی.
3- به‌طور متوسط روزانه 10میلیون ساعت وقت شهروندان در ترافیک (بیش از زمان معمول سفر) تلف می‌شود، که معادل حدود هفت‌درصد زمان کار مفید کشور است. و به‌همین علت مصرف سرانه بنزین در تهران 5/2برابر دیگر شهرهاست.

4- خانم دکتر ابتکار، رییس کمیسیون محیط‌زیست شورای شهر تهران باتوجه به نتایج مطالعات آلودگی هوایی تهران، میزان بنزین در هوای تهران را 20برابر مقدار مجاز اعلام کردند.

5- دو گسل اصلی زلزله، شمال و جنوب آن را درمی‌نوردد که با ده‌ها گسل منشعب از آنها کل شهر را در زون خطر بالای زلزله قرار می‌دهد. بهرام عکاشه پدر زلزله‌شناسی ایران نیز تغییر مرکزیت سیاسی از تهران را ضرورتی تام می‌داند و معتقد است در بیش از 10 کشور دیگر دنیا این عمل به‌خوبی انجام شده است.

طبق نظر مشاور ژاپنی با توجه به ریز پهنه‌بندی زلزله تهران، «اگر زلزله تهران اتفاق بیفتد، موجب بروز بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ بشری خواهد شد» و البته حتی ممکن است امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر افتد.

6- بر اساس گزارش مخبر فراکسیون محیط‌زیست مجلس، ماهانه هفت‌هزارنفر در اثر آلودگی ناشی از ذرات معلق در فضا فوت می‌کنند.

7- بر اساس آمار سازمان بهشت‌زهرا(س) در 9ماه اول‌سال 1387 از 37‌هزار و 288 متوفی تهران، تنها 14‌نفر بر اثر مرگ طبیعی فوت شده‌اند. در همین 9ماه، شش‌هزار و 249 شهروند تهران دچار ایست قلبی شده‌اند که در تمام‌سال قبل، پنج‌هزار و 698‌نفر بوده‌اند.

8- کاسه طبیعی تهران نیز دیگر توان پذیرش جمعیت بیشتر و عوارض آن، مثل فاضلاب و ده‌ها فشار زیست‌محیطی دیگر را ندارد. برآوردها این سقف را به‌طور مطلوب 5/5 و حداکثر را 5/7میلیون‌نفر می‌داند.  این عوامل اصلی، سرنوشت رو به فاجعه تهرانند. به‌راستی آیا برای تهران راه نجاتی متصور است؟

راه‌حل‌های ارایه‌شده

 طرح جامع تهران و در پی آن طرح مجموعه شهری تهران، اساسی‌ترین راهکار برای حل مشکلات یادشده، (در اولین مرحله) تثبیت جمعیت تهران را در حد هفت‌میلیون‌و650‌هزار‌نفر (یا حداکثر 300/8) می‌داند. (طرح جامع اول تهران این حد را به‌درستی 5/5میلیون‌نفر برآورد کرده بود).  درواقع برای این منطقه، که از سه طرف بسته است و هوا حتی زمان‌هایی که از طرف باز آن وارد شهر می‌شود، در آن راکد می‌گردد، ظرفیتی بیش از این مقدار، متصور نیست.

 این امر به‌خصوص باتوجه به اینکه اصولا تهران در منطقه‌ای مخاطره‌آمیز قرار دارد، کاملا منطقی به‌نظر می‌رسد و شاید اگر جمعیت می‌توانست کاهش یابد، حتی این امر هم توصیه می‌شد.  البته بدیهی است که ابلاغ یک مصوبه نمی‌تواند این مهم را ممکن سازد و راهکارهای فکرشده و قابل‌تحققی باید بتواند زمینه انجام این تحدید جمعیت را فراهم آورد: زیرا تهران عملکردهای مختلفی دارد، که هر یک محرک تراکم و جمعیت بیشتری است:  تهران مرکز سیاسی کشور و عمده‌ترین مرکز اداری و مالی کشور (24‌درصد شاغلان بخش عمومی در تهران شاغلند) و با 7/22‌درصد دانشجویان، بزرگ‌ترین مرکز تحصیلات عالیه است.

بیش از40درصد صنایع در آن مستقر است، 30درصد تولید ناخالص داخلی و 26درصد ارزش افزوده در آن شکل می‌گیرد، بزرگ‌ترین مرکز خدمات پزشکی است و بسیاری از خدمات در سطوح عالی‌تر در آن قرار دارند، به گونه‌ای که 39‌درصد خدمات در آن ارایه می‌شود. تاکنون راه‌حل‌های کاهش عملکردها و در پی آن جمعیت تهران از دو ویژگی عمده تبعیت کرده‌اند:

1- از دو بخش عملکردهای عامل و عملکردهای معلول، همواره عملکردهای معلولی را هدف گرفته‌اند.
2- از دو روش محتمل برای انجام طرح، یعنی راهکاری که بخش عمومی متولی آن باشد و راهکاری که مردم و بخش خصوصی ‌باید مشکلات آن را تحمل کنند نیز راه‌حل دوم انتخاب شده است. نه تنها در گذشته این طور بوده، در آخرین طرح مصوب (یعنی طرح مجموعه شهری تهران) نیز همین روش پیشنهاد شده است. مشکل تهران، مشکلی ملی است و تنها وقتی می‌تواند حل شود که دولت بار آن را به دوش بکشد و بخش عمومی برای این امر مایه بگذارد. در واقع راه‌حل اساسی، حمله به اصلی‌ترین علت توسعه شدید تهران یعنی مرکزیت سیاسی- اداری است. با حذف مرکزیت سیاسی، بخش عمده‌ای از مرکزیت اداری و مالی نیز به تغییر مکان می‌پردازند و تهران با حذف این عملکردها، فرصت می‌یابد که با محدودشدن جمعیت در یک حد ثابت، به تمام برنامه‌های پیش‌گفته شده، جامه عمل بپوشاند و جز این، راهی برای خارج شدن از این دایره بسته وجود ندارد.

تحلیل ‌نظرات مخالفان حذف مرکزیت سیاسی

 از مهم‌ترین مسایلی که گروه مخالف، بیان می‌کنند هزینه سنگین جابه‌جایی مرکزیت سیاسی از تهران به مکان دیگری است که به سه دلیل، چندان پایه‌های محکمی ندارد. اول اینکه وسعت شهرهای ایران هر 15‌سال، دو برابر می‌شود، بنابراین جابه‌جایی یاد شده که حداکثر 10‌درصد این توسعه را دربر می‌گیرد، چندان نشدنی نیست و دلیل دوم اینکه تهران به وسعتی رسیده که توسعه در آن به‌طور تصاعدی (از احداث یک شهر جدید یا رشد یک شهر کوچک) گران‌تر تمام می‌شود و ثالثا شهرهای ایران با ضریب تخریبی چهاردرصد همواره در حال بازسازی‌اند، یعنی هر 25‌سال شهرهای کشور دوباره ساخته می‌شوند. به‌علاوه کشورهای بسیار فقیرتری در همسایگی ما، این راه را قبلا پیموده‌اند.

بدون شک با عدم تغییر مرکزیت سیاسی پاکستان از کراچی به شهر جدید اسلام‌آباد، کراچی الان توان ادامه حیات نداشت، در حالی‌که به شهری بسیار مناسب‌تر بدل شده است. عین همین امر در مورد هندوستان و تغییر مرکزیت سیاسی از بمبئی به دهلی نو و در ترکیه با تغییر پایتخت از استانبول به آنکارا، اتفاق افتاده و ممکن شده است.  اشاره به شکست احداث شهرهای جدید کشور نیز اشتباه است، زیرا این شهرها که قرار بود با هدف سکونت افراد کم‌درآمد شهرهای مادر شکل گیرند، به‌علت بالا بودن استانداردهای موردعمل، قادر به جذب این گروه نشد و به‌علاوه با احداث شهر به وسیله بخش عمومی (که با وجود دریافت کل هزینه ساخت قادر به احداث تاسیسات و تجهیزات آنها نشدند) این شکست حاصل شده است.

به‌علاوه در شرایط حاضر و خیل عظیم بیکاری، ساخت یک پایتخت جدید با ده‌ها صنعت وابسته و‌هزاران شغلی که ایجاد می‌کند، می‌تواند به اقتصاد کشور و کاهش بیکاری کمک هم بکند.

برآورد کاهش جمعیت تهران

براساس آخرین مطالعه (دهه گذشته) تعداد کارکنانی که با تغییر پایتخت از تهران منتقل می‌شوند 112هزار‌نفر هستند که با خانواده‌ آنها حدود 450‌هزار نفر خواهند شد و با احتساب 5/1 شغل جنبی و تبعی، سقف جمعیت منتقل شونده به حدود یک میلیون‌نفر می‌رسد. لیکن اصلا این مقدار به شرحی که در پی می‌آید، مهم نیست بلکه مهم این است که تغییر پایتخت موجب کاهش رشد فزاینده جمعیت تهران می‌شود.

تغییر پایتخت در نیم‌قرن اخیر

از 1950 تا 1990 در 13 کشور تغییر پایتخت اتفاق افتاده، که آخرین آن در 1997 در کشور قزاقستان از آلماتی به آستانه و این کار با 400میلیون‌دلار بودجه آغاز شده است.

اثرات مثبت دیگر تغییر پایتخت

لیکن مهم‌تر از هر دو اینها (کاهش جمعیت و کاهش رشد جمعیت) این است که با تغییر پایتخت حدود 30‌درصد از حجم آمدوشد شهری کاسته می‌شود و حدود 40‌درصد از مسافرت‌های کاری شهرستانی‌ها به تهران و آمدوشد آنها در تهران کم می‌شود. در نتیجه حجم آمدوشد و در پی‌آمد آن آلودگی هوای تهران که 70‌درصد به آمدوشد مربوط است تا حد قابل تحملی کاهش می‌یابد. در این بین باید یادآوری کرد که پیشنهاد انتقال مرکز سیاسی تهران، پیشنهاد انتقال تهران نیست گرچه این تجربه که 39 بار در کشور اتفاق افتاد، تجربه مکرری در ایران است ولی به‌هر حال قرار نیست با این انتقال، تهران و مسایل آن فراموش شود. انتقال مرکز سیاسی از تهران و به تبع آن تعدادی از مشاغل مرتبط، تنها به تهران فرصت می‌دهد که از توسعه بیشتر ناشی از حضور آن عملکردها نجات یابد و در یک دوره چنددهه‌ای، به مسایل خود پاسخ گوید و در آینده به کلانشهری مطلوب بدل شود.

ب) کجا؟

تجارب متعدد دنیا در جابه‌جایی پایتخت انواع روش‌های ممکن را تجربه کرده است و بدون‌شک جمع‌آوری نتایج این انواع جابه‌جایی، کمک بزرگی به انتخاب روش مناسب برای ایران، ایفا خواهد کرد که ذیلا به این انواع و چگونگی تطابق آنها با ایران می‌پردازیم.

یک- جابه‌جایی به یک شهر موجود دیگر

این تجربه به شکل متعدد در جهان صورت پذیرفته، در همسایگی ما تغییر پایتخت از استانبول به آنکارا در ترکیه، به‌علت گذشت ‌سال‌ها از آن کاملا می‌تواند تجربه‌ای در دسترس باشد.  شهری که در ایران کاملا پتانسیل‌های مناسب را برای این امر دارد، شهر مشهد است.
این شهر با قدرت پذیرش هشت تا 10برابر جمعیت به‌عنوان زوار به‌سادگی جذب جمعیت 250 تا500‌هزارنفری شاغل در مرکزیت سیاسی- اداری کشور را داراست.

اغلب وزارتخانه‌ها و ادارات در آن میهمانسراهایی دارند و تغییر 10 تا 15‌درصدی هتل‌های آن به ادارات موقت در مدت کوتاهی ممکن است. بنابراین در صورت انتخاب آن جابه‌جایی مرکزیت اداری- سیاسی، به آن در مدت بسیار کوتاهی ممکن است.

«اورکد» جغرافیدان فرانسوی نیز ‌سال‌ها قبل که تغییر پایتخت‌های ایران را بررسی می‌کرد، پیش‌بینی کرد که با توجه به شواهد تاریخی، «مشهد» مرکزیت آینده ایران خواهد بود.
شهر دیگری که این پتانسیل را (البته با شدت کمتر) دارد، اصفهان است که به‌علت جذب گردشگران زیاد می‌تواند در سطحی کمی پایین‌تر، این امکان را فراهم آورد.

دو- جابه‌جایی به یک شهر جدید

تجربه برزیل مشهورترین آن است. در این تجربه کشور مباحث دیگری را هم مثل ساماندهی متناسب‌تر پراکنش مراکز جمعیت از سواحل به مرکز کشور را هم مدنظر داشته، که شاید خیلی قابل تطبیق با ایران نباشد.
البته شانس دیگر این است که یکی از حدود 20 شهر جدید ساخته‌شده بعد از انقلاب برای این امر برگزیده شود که پرند به‌علت نزدیکی به تهران و امکان تخلیه تدریجی مرکزیت سیاسی- اداری به آن و همین‌طور نزدیکی به فرودگاه بین‌المللی امام شانس بیشتری دارد. البته به شرط اینکه از نظر جغرافیایی، آب و هوا و امکانات گسترش هم بتواند پاسخگو باشد.

البته نزدیکی بیش از حد به شهر قدیم ممکن است عملا مرکز را جابه‌جا نکرده، فقط آن را وسعت بخشد.
شهر جدید هشتگرد هم در درجه‌دوم و با شانس کمتری می‌تواند مورد بررسی واقع شود.

سه- در جوار یک شهر موجود

تجربه دهلی‌نو در نزدیک دهلی از این انواع است. در این تجربه از امکانات شهر موجود هم برای شکل‌گیری تدریجی پایتخت جدید بهره‌برداری می‌شود.
شهری که در این رابطه بیشترین شانس را دارد، شهر سمنان است به دلایل زیر:

- فاصله مناسب آن با تهران و وجود خط آهن که می‌تواند با قطارهای سریع در 30 تا 45 دقیقه به تهران مرتبط شود.
- وجود اراضی بایر فراوان در آن
- قرارگیری در موقعیت جغرافیایی نسبتا مناسب از نظر زلزله و جریان هوا
- وجود کوه‌های بسیار مناسب در شمال آن و امکانات تامین آب از آنها
- امکانات دسترسی با خط آهن سریع به فرودگاه امام
- وجود فاصله در حدی که به‌تدریج سکونت اداریون و سیاسیون را در تهران کم‌صرفه کند.
در حالی که در نمونه پرند، ممکن است برای همیشه سکونت در تهران و کار در پرند باقی بماند و مشکل زیادی از تهران حل نشود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۷
انتشار یافته: ۱۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
بهتر نیست به جای تعویض پایتخت به فکر حل معضل آلودگی شهرهای ختلف از قبیل تهران، اهواز، اصفهان، تبریز، اراک و... باشیم؟؟؟ مگر اراک پایتخت است؟ مگر اصفهان پایتخت است؟ اما آلودگی این شهرها هم مثل تهران زیاد است. تعویض پایتخت یعنی اینکه هزینه زیادی به مملکت تحمیل کنیم اما معضل ترافیک و آلودگی حل نخواهد شد.
متاسفم از آنچه خواندم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
کاملا بدون کارشناسی بود.اگه ادعا مون میشه متخصصیم و داریم از سایر کشورها هم تقلید می کنیم که اونها هم تغییر پایتخت دادند الان در دنیا مرکزیت وجود نداره . باید به جای تغییر پایتخت تمرکز زدایی کنیم تا برای تهیه دارو یک نفر از سیرجان تا تهران نیاد.در مورد سمنان هم کاملا حرف غیر منطقی است .سمنان همین الان برای جمعیت 100هزار نفریش آب کافی نداره چطور برای یک جمعیت یک میلیون نفری میتونه مناسب باشه. کسی در دنیا به دنبال پایتخت سازی نیست همه دنبال تمرکززدایی هستند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
چه به عنوان انتخاب مطابق گزینه اول و چه برای راه حل سوم، بهترین شهر کاشان است. چه به جهت زیرساخت های شهری و چه از جهت نزدیکی به تهران، شهر سمنان همین اکنون نیز با مشکل تامین آب برای تنها 160 هزار نفر ساکنان خود است، شما چگونه انتظار دارید این شهر برای بیش از 1 میلیون نفر آب داشته باشد، مضافا اینکه هیچ گونه زیرساخت شهری، صنعتی و ارتباطی در این شهر دیده نمی شود و جاده آن یکی از پرخطرترين جاده‌هاي کشور است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
بحث انتقال پايتخت زياد مهم نيست بحث انتقال منابع مالي و اقتصاد به ساير شهر هاي ايران باعث رشد كلي ايران و افزايش جمعيت مي شود. در حالي كه تمامي امكانات به طور نسبي به تهران اختصاص يافته و مي يابد، از هر نقطه كشور افراد به تهران كوچ مي نمايند و هزاران مشكل براي تهران بوجود مي آورند. لذا بهترين كار تشكيل ايالات در ايران است كه بتوانند مشكلات خود را خودشان حل كنند. هر ايالتي به صورت يك كشور كوچك اداره شود. رقابت بهتري صورت مي گيرد و قوانين بهتري و منعطفتري براي نقاط مختلف كشور وضع مي شود و ايران پيشرفته تر خواهد شد.
نیما کریمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
نظرات این مقاله کاملا احساسی و برپایه حرفهای عوامانه نگاشته شده است، اولین نکته در این نتیجه گیری های سطحی عدم توجه به زیرساختهای موجود در شهرهای یاد شده می باشد مثلا به قول یکی از خوانندگام محترم منابع آبی این پایتخت اصلا دیده نشده که سمنان را به عنوان گزینه پیشنهاد می دهند، همینطور سایر مصادیق نامبرده. با سپاس
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
خوب خدا رو شکر همه مشکلات کشور حل شد و نوبت رسید به جابجایی تهران تا جند سال مشکل برای حل کردن داشته باشیم!
احسان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
اشاره به آمار چند برابری جرم وجنایت نکردید مشهد نزدیک مرز است و از نظر امنیتی مناسب نیست یزد مورد بهتری است که هم وسیع است.هم شلوغ نیست مرکزیت هم دارد سابقه فرهنگی هم دارد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
ارائه اين گونه طرحها يعني پاك كردن صورت مسئله. گيريم پايتخت به جاي ديگري منتقل شود و... اگر به مسائل به صورت ريشه اي پرداخته نشود باز شاهد آلودگي هوا و مهاجرت و... براي پايتخت جديد نيز خواهيم بود. بهتر نيست به رفع مشكلات تهران بپردازيم تا پاك كردن مسئله خود تهران.
omid
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
به نظر بنده بسيار هم درست وسنجيده بود،واقعيت را بايد قبول كرد تهران بيش از اين ظرفيت ندارند ومسوولان ميبايست سريعا و قبل از فاجعه كاري بكنند،در مورد رفع الودكي هوا كه در حال حاضر مهمترين مساله ملي است تا به حال اقدامي صورت نكرفته ومسوولان در خوابند،بيماري جسمي ورواني تحت اثراين موضوع وحشتناك تكان دهنده است،در صورت عدم اقدام فوري فاجعه در انتظار است. ولي در مورد محل استقرارمركز جديد بايد تامل كرد .به اميد تصميم قاطع وسريع مسوولان.
دكتر عليخاني
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
به عنوان دكتراي متخصص مديريت عرض مي كنم كه به نظر مي رسد انتقال پايتخت صرفا مسكني است كه حداكثر تا ميان مدت پاسخ مي دهد. تمركززدايي و تراكم زدايي دو تكنيك شناخته شده در مديريت مدرن هستند. مبادا طوري عمل كنيم كه توسعه كشور بيش از پيش معطل بماند و مصداق اين لطيفه شويم كه: شخصي گفت هواي روستاها پاكتر است؛ كاش شهرها را هم در روستاها مي ساختند.... العاقل يكفي الاشاره
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار