جدال تند در خیمه شاعران
سخنان تند وتيز چند تن از شاعران کشور در چند روزگذشته فضاي فرهنگي کشور را تحت تاثير خود قرار داده است. در سالهاي پس از انقلاب شاعران کشور به دو گروه دسته بندي شدند، آنان که همراه با انقلاب و جنگ بودند، زير عنوان «شاعران انقلاب» تعريف شدند و گروه ديگر نيز با عناوين ديگري چون مستقل، دگرانديش و گاه ضدانقلاب نيز خوانده ميشدند. در گروه دوم که نامهاي بزرگي مانند، شاملو، اخوان، سپانلو،آتشي و ديگران حضور داشنند. در ميان گروه اول نيز نامهايي چون مهرداد اوستا، مشفق کاشاني، قيصر امين پور،سيدحسن حسيني، عليرضا قزوه، عبدالجبار کاکايي، ساعدباقري، سهيل محمودي،فاطمه راکعي و جوانترهايي جاي گرفته اند.
به نوشته روزنامه ابتکار اگرچه دو گروه راه خود را از هم جدا کرده بودند و اما درمقاطعي که صرفا پاي شعر در ميان بوده نيز به همديگر نزديک شده بودند.در اين ميان شاعران انقلاب تا همين چندسال پيش نيز در گروهي متشکل بودند که شايد يکي از رسالتهاي خود را دفاع از ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس با زبان شعر ميدانستند. اما حوادث سال 88 پس از انتخابات نيز - چنان که در بخشهاي ديگر جامعه- شکافي عميق در ميان اين گروه باز کرد که گاه در دعواي کاکايي – قزوه خود را نشان داد و در روزهاي گذشته نيز در جدالي تند نمودار شد که يک طرف آن چند تن از شاعران انقلاب مانند سهيل محمودي و ساعدباقري و فاطمه راکعي ايستاده اند و در طرف ديگر عليرضا قزوه. کساني که روزگاري نه چندان دور در يک خيمه ايستاده بودند . قزوه که پس از چندسال ماموريت دولتي در کشورهاي تاجيکستان و هند اين روزها بر مرکز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري مديريت ميکند گويي جرقه اين جدال را زده است (حداقل در گزارشهاي منتشر شده اين گونه نشان داده ميشود). وي در سخناني تند که واکنش مشابهي از سوي دوستان سابق وي را در پي داشت،اتهاماتي به آنان وارد کرد.
قزوه:خانه شاعران خانه فتنه شده است
دو روز پيش عليرضا قزوه که در بزرگداشت زندهياد خليل عمراني در حوزه هنري سخن ميگفت با بيان اينکه خانه شعر، خانه ضدشعر و فتنهساز شده است، گفت: ديگر چارهاي نداريم جز اينکه اين خانه را که از اموال بيتالمال است، از دست چهار - پنج نفر حاضر در آن خارج کنيم.به گزارش ايسنا، مدير مرکز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري در ادامه اين موضوع اظهار کرد: اين خانه وابسته به حزب منحلشده مشارکت است و سالانه مبالغ زيادي از اموال بيتالمال را خرج ميکند. کساني بر ذهن و افکار برخي کار ميکنند و متأسفانه فتنه ميسازند و از بودجههاي آنچناني هم برخوردارند.قزوه در بخشي از صحبتهايش هم به انتقاد از پسر مرحوم سلمان هراتي پرداخت که حاضر نشده بود در مراسم بزرگداشت اين شاعر فقيد شرکت کند و گفته بود، مراسم دولتي است.
پاسخ تند اعضاي خانه شاعران به قزوه
همين سخنان قزوه باعث شد تا اعضاي هيات مديرهي انجمن شاعران ايران در نشستي خبري شرکت کرده و ضمن پاسخ به سخنان او از تنظيم شکايتنامهاي عليه وي خبر دهند.در اين نشست که با حضور ساعد باقري، سهيل محمودي و فاطمه راکعي با موضوع سخنان چند روز پيش عليرضا قزوه عليه خانهي شاعران ايران و اعضاي هيات مديرهي آن برگزار شد که در ابتداي آن، فاطمه راکعي - مديرعامل انجمن خانهي شاعران ايران - به توضيح پيشزمينهي تأسيس انجمن شاعران و اهداف تأسيس آن پرداخت.در ادامهي اين نشست سهيل محمودي از اعضاي هيات مديرهي انجمن شاعران ايران نيز گفت: گمان ميکنم مرکزي که حرفش اين است که ميخواهد انجمن شاعران ايران باشد بايد همهي نحلههاي گوناگون را دربرگيرد، به شرط ادبيات و شعر. بنابراين اينکه اين مجموعه پذيراي سليقههاي گوناگون و تفکرات مختلف باشد براي ما خيلي اساسي است و اينکه ما بهجز شعر، مرزي براي آموزش، تربيت، برنامهها و نشستها نداشته باشيم از اهداف ماست. او با اشاره به اينکه در گذشته، شاعراني مانند منوچهر آتشي، احمدرضا احمدي، بيژن ترقي، نوذر پرنگ، علي موسوي گرمارودي و محمدعلي سپانلو به اين انجمن رفتوآمد داشتند ادامه داد: حضور همهي نحلههاي فکري در انجمن دغدغهي هميشگي ما بوده است و من فکر ميکنم خيليها اين دغدغهها را برنميتابند.محمودي با اشاره به سخنان عليرضا قزوه مبني بر اينکه بايد خانهي شاعران ايران بسته شود بيان کرد: فکر ميکنم نگاهي که درپي تخريب انجمن شاعران ايران است قبلا هم در سياست و فرهنگ و موضوع خانهي سينما امتحان خود را پس داده است. همان کساني از بسته شدن خانهي شاعران خوشحال خواهند شد که از بسته شدن خانهي سينما خوشحال شدند؛ اما ديديم خانهي سينما با سرافرازي باز شد و خانهي شاعران نيز با سرافرازي بسته نخواهد شد.در ادامه اين نشست، ساعد باقري گفت: در مراسم بزرگداشت مرحوم «خليل عمراني» مدير يک بخش از يک نهاد فرهنگي از موضع مديريت به پرخاشگري و بيپروايي و اتهامافکني با بارهاي بسيار سنگين و فتنهانگيزي به همان معني دقيق فتنه در فرهنگ الهي و قرآني سخن گفته است و اتفاقا اين حرفها از دهن کسي بيرون آمده که مدعاي پيشگامي در قلمرو ادبيات انقلاب اسلامي را دارد با رويکرد هر دو وجه انقلاب و اسلام.باقري با اشاره به برخي سخنان مدير مرکز آفرينشهاي ادبي حوزهي هنري در مراسم سالگرد درگذشت خليل عمراني، ادامه داد: اين شخص در طوفان به پا کردن و غبارآلود کردن فضا به نوعي سخن گفته که هر کسي از ظن خود يار او شود و حرفهايش را بهگونهاي زده که مخاطب گمان کند اتهاماتش قبلا اثبات شده است. او گفته که آنها به مرحوم خليل عمراني، تهمت «شاعر دولتي» بودن ميزدند، خودشان بهطور متوسط سالي 100 ميليون تومان بودجه ميگيرند، آن هم در مجلس بزرگداشت يک شاعر درگذشته که متصف به مسلماني است و به تعبير خود قزوه، خانهاش را حسينيه کرده است آنوقت در مجلسي که بايد مجلس تذکر و ياد مرگ باشد، دروغي به اين بزرگي ميگويد که سرآغاز فتنهانگيزي است و حالا او بايد يک سند بياورد که ما در کجا مرحوم خليل عمراني را به تهمت «شاعر دولتي» نواختهايم.اين عضو هيات مديرهي انجمن شاعران ايران اظهار کرد: اين جنس غبارانگيزيها ميتواند با بزرگمنشيها ناديده گرفته شود، چون کم و بيش اين لحن ادبيات و اينگونه غوغا به پا کردن و بههم ريختن توازن، براي ما بيسابقه نيست و شايد بتوانيم بگوييم که به آن عادت کردهايم؛ اما آنچه در پيشگاه حضرت حق و وجدان عمومي غيرقابل بخشايش است، اين است که ايشان در سخنان خود گفتهاند پيش از ايام انتخابات زميني در منطقهي 22 تهران به تشکلي که افراد در آن بودند داده شد و ديديم که چگونه آن را به نام خودشان زدند و بعد از آن، به ديگران تهمت ميزنند و خودشان را شاعر و آزاده ميدادند و بعد آورده است که ما شاعر دولتي نيستيم، شاعر دولتي آنهايي هستند که با پول بيتالمال خانهها و زنهايشان را عوض کردند.
شکايت ميکنيم
باقري توضيح داد: اولا ما در رابطه با موضوع زمين ناچار شديم توضيح دهيم. خانهي هنرمندان از انجمنهاي هنري و ادبي تشکيل شده که نمايندگان ما هم در آنجا هستند. خانهي هنرمندان سالها درپي تشکيل تعاوني مسکن هنرمندان بود و ما مجبور شديم روز گذشته سندي را برخلاف ميل خودمان منتشر کنيم. در اين نامه هيچ اسمي از هيچيک از اعضاي هيات مديرهي انجمن وجود ندارد و اتفاقا شاعراني هم که در آنجا مطرحاند متعلق به نحلههاي متنوع شعري و فکري هستند.او در ادامه به صحبتهاي دو سه روز اخير خود با عليرضا قزوه اشاره کرد و گفت: پس از صحبتهاي مکرر با آقاي قزوه، برخلاف ميل باطنيام با لحاظ اين موضوع که هيچگاه فکر نميکردم به جايي برسم که بخواهم از يک شاعر شکايت کنم، تصميم گرفتم شکايتنامهاي را عليه ايشان تنظيم کنم.او با اشاره به تماسهاي دو سه روزهي خود با عليرضا قزوه و با اشاره به اينکه او مکررا تأکيد ميکرد که اسنادي در دست دارد اظهار کرد: نميدانم چگونه ميشود که کسي مثل آقاي قزوه به همهي اسناد دسترسي پيدا ميکند. در يکي از اين تماسها وقتي به قزوه گفتم معناي اين حرفت چيست که گفتهاي با پول بيتالمال خانهها و زنهايشان را عوض ميکنند و منظورت چه کسي است؟ ميگويد منظورم تو نبودهاي!باقري ادامه داد: اينگونه حرف زدن بهخاطر اين است که در هشت سال گذشته به دروغگويي، بياخلاقي و بيپرده تهمت زدن عادت کردهايم؛ اما ديگر کسي را که در اين سطح اينگونه بيپرده تهمت ميزند و به اين طريق فتنهها در خانهها و اذهان ايجاد ميکند نميپذيريم. من حيرت ميکنم که چگونه او تبعات کلام خود را نميداند.اين عضو انجمن خانهي شاعران ايران به بخش ديگري از سخنان عليرضا قزوه دربارهي بستن خانهي شاعران اشاره کرد و گفت: او بايد بيايد و پاسخگو باشد که کداميک از ما وابسته به حزب منحله هستيم. ما ناچاريم به شکايت از او، هم به احترام کساني که در اين سالها با ما مربوط بودند و به اينجا رفتوآمد داشتند و هم اينکه کساني را که اين توهم را دارند که خداوند جهان را به حال خود رها کرده و آنها ميتوانند هر تهمتي را به ديگران بزنند، بيرون بياوريم. البته اين، تهمت به شهرداري، خانهي هنرمندان ايران و آقاي سرسنگي هم هست.وي سپس به برخي رفتارهاي قزوه و نوع نگاهش به ديگر شاعران انتقاداتي وارد کرد که يکي از آنها به اين شرح بود: قزوه بهخاطر اينکه شاعري کتاب بيدل او را نقد کرده، در پاسخ به او گفته که يادت رفته زماني پول نداشتي و من پول خريد پوشک بچهات را ميدادم!
ادبيات قزوه معاملهگري است
او در ادامه، با بيان توضيحاتي دربارهي آمار پولهايي که عليرضا قزوه مدعي شده به انجمن شاعران ايران داده شده است گفت: اصلا ادبيات اين آقا معاملهگري است و قبح اين کار براي ايشان ريخته است. وگرنه ايشان هنوز فرق اعتبار و هزينه را نميداند. نميداند که وقتي ميگويد اعتبار، يعني اينکه بايد کاري انجام شود تا اين اعتبار به آن تعلق گيرد و ظاهرا ايشان در فضاي مديريتي که کار ميکند از هزينهي پرسنل و هزينهي آب و برق خبر ندارد و نميداند روشن ماندن يک لامپ هزينه دارد.
فرزندان هراتي قتنه گرند؟
در بخش ديگري از اين نشست، سهيل محمودي به موضوعي که قزوه دربارهي فرزندان سلمان هراتي و فتنهگر خواندن آنها گفته اشاره کرد و در اينباره توضيح داد: چگونه ميشود که در سالگرد سلمان هراتي عدهاي را به تنکابن ببري و بهخاطر اينکه فرزندان سلمان (رابعه و رسول) با مصادره کردن پدرشان از سوي شما مخالفاند بگويي فتنهگر؟ آيا عقلانيت حکم ميکند که براي اين دو بچه پروندهسازي کني؟ آن هم در شهري کوچک. از قزوه سؤال ميکنم اگر فردا دو نفر لات براي اين دو بچه مشکل درست کنند و به آنها تعرض کنند، چه کار ميکني؟ در جواب ميگويد که اگر اتفاقي رخ دهد خودم جواب ميدهم! آخر اين چه جوابي است ناشريف؟
شباهت قزوه و احمدي نژاد
اين شاعر افزود: فکر ميکنم اين آدم کاملا بههم ريخته است. بنابراين از آقاي مؤمني و خاموشي ميخواهم به او تريبون ندهند.محمودي سپس گفت: در طول اين سالها دو نفر بودند که گفتهام وقتي پشت تريبون ميروند، يکي بايد برود و تريبون را از آنها بگيرد؛ يکي همان مردي که ميگفت «بگم بگم» چون خودش نميدانست چه ميگويد و به تبعات چيزهايي که ميگفت آگاه نبود و در سطح کلان براي همهي مردم و جامعهي ايران مشکلات فراوان درست کرد. نفر دوم هم همين فردي که ميگفت «شکر خدا که برقرار است دولت احمدينژادي» يعني همين آقاي قزوه که وقتي پشت تريبون ميرود بايد تريبون را از او گرفت، وگرنه به کل فرهنگ و هنر مملکت آسيب ميزند. او هم مثل همان کسي است که نسنجيده حرف ميزد و تبعات حرفهاي خودش را نميدانست.به گزارش ايسنا، در ادامهي اين نشست فاطمه راکعي دربارهي اينکه عليرضا قزوه خانهي شاعران را با حزب «مشارکت» مرتبط دانست اظهار کرد: اگر عضو بودن من در حزب مشارکت جرم بوده است پس چرا من را محکوم و قصاص نميکنند؟مديرعامل انجمن شاعران ايران همچنين گفت: تا زماني که من عضو حزب مشارکت بودم، اين حزب به قول ايشان منحله نبود و از زماني که بهصورت غيررسمي اعلام کردهاند منحل است، دليلي براي مطرح کردن آن در فعاليتهاي ديگرم نديدهام. بنابراين فکر ميکنم بايد بين مسائل تفکيک قائل شد، وگرنه در زماني که من نمايندهي مجلس بودم هيچگاه حرف بيمنطق و خلاف قانوني نزدهام، اما در انجمن شاعران تلاش ميکنيم دموکرات باشيم.
قزوه هم به مناظره دعوت کرد
سخنان اعضاي هيات مديرهي انجمن شاعران ايران سبب شد تا يک بار ديگر قزوه واکنش نشان دهد. او البته بخشي از اتهامهايي که به اين افراد زده بود را پس گرفته و ساعد باقري، سهيل محمودي و افشين علاء را به مناظره دعوت کرده است.عليرضا قزوه در متني که وبلاگ شخصياش منتشر کرده، ساعد باقري، سهيل محمودي و افشين علاء را به مناظره دعوت کرده است. او در اين متن آورده است: «من... شما را به مناظره دعوت کردم. شما سه نفر يا بيشتر من تک و تنها. اگر هم پذيرفتيد من باب تنها نبودن و توازن يکي از دوستان شاعرم - مثلا اميري اسفندقه هم با من باشد. بنشينيم و درد دل کنيم و به اندازه چندين و چند ساعت با حضور ديگر شاعران و خبرنگاران و يا در خلوت و تنهايي سخن بگوييم و بحث و مناظره کنيم. البته آخرش ميماند ماجراي اساسنامه خانه شاعران و مشکلات صنفي شعرا که من از اين يکي کوتاه نميآيم. اگر من و شما دغدغه بزرگي نداريم و اين همه مشکلات را نميبينيم، بياييد محترمانه اين خانهي چندين و چند ميلياردي را با تمام بودجههايش به کساني که دغدغههاي بزرگتري از من و شما دارند بسپاريم. به اين ميگويند عمل خداپسندانه. ميدانم که پشت گوش نمياندازيد».
قزوه: برخي مباحث را از سرناراحتي بيان کردم
او در اين متن، قسمتي از اظهاراتش را درباره اعضاي خانه شاعران ايران پس گرفته و تصريح کرده است: «البته من عين عبارت يکي از شاعران را در مورد شما از سر ناراحتي تکرار کردم و اين هم در پاسخ مصاحبه برادرم افشين علاء بود که نوشته بود: ما عوض نشديم آنان عوض شدند!! کاش تعبير بهتري از اين حرف ميکردم و کاش ميفهميدم که اين مسئول ادبي مجله تيتر مناقشهبرانگيزي را انتخاب کرده که چندان هم مقصود جناب علاء را نميرسانده. به هر حال، ميشد تعبير بهتري از اين سخن داشت و بدا به من که همان سخن دوست شاعرمان را تکرار کردم و سخني بود که از دهانم پريد و بحث عوض کردن زنان و خانههايشان را ناخواسته و از سر ناراحتي بر زبان راندم. من اين تکه از سخنم را پس ميگيرم. اين حرف حرف من نبود، سخني بود ناسنجيده که برخي از سخنان برحق مرا نيز تحت شعاع قرار داد. شما چه بخواهيد و چه نخواهيد، چه به خاطر شعرها و حرفهايي که در سايتها و فيسبوکها و اينجا و آنجا بر ضد من بر زبان راندهايد معذرت بخواهيد يا نخواهيد، من به خاطر اين تکه از سخنم از شما سه بزرگوار عذر ميخواهم».مسئول کميتهي فرهنگ و هنر ستاد سعيد جليلي در انتخابات رياست جمهوري اخير، ادامه داده است: «در جريان انتخابات سال 88 هم عملا اين خانه مشارکتي جدي در جريانات سياسي روز داشت و عملا به دفاع و شعرگفتن براي جريان راه سبز تبديل شد ».
پاسخ دوباره محمودي به يادداشت قزوه
اين جدال روز گذشته کمي شديدتر شد. پس از يادداشت قزوه، سهيل محمودي در يادداشتي صريح به وي پاسخ داد و نوشت: ما از امروز، علاوه بر فرزندان سلمان و فرزندان خودمان، بايد نگران فرزندان زنده يادان حسيني و قيصر و... و ديگران و ديگران هم باشيم. زيرا آنان نيز چون فرزندان سلمان و فرزندان ما ميانديشند. آيا کسي هست تا تظلّم به پيش او بريم که جوانان و فرزندان اين آب و خاک را از دست تهديدهاي اين آدم به هم ريخته و پريشان احوال، رهايي بخشد و حافظ و تضمين کننده امنيت اين بر و بچههاي سربلند و سرافراز باشد؟!


