صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«دهلیز» دختر اعدامی را نجات داد

کد خبر: ۳۵۲۲۲۶
| |
8381 بازدید
|
۲

دختر و پسر جوان که پس از قتل مرد تنها از خانه‌اش سرقت کرده بودند با رضایت مادر مقتول از چوبه دار نجات پیدا کردند.

به گزارش قانون، پرونده اتهامی علیه نازنین، زمانی تشکیل شد که پلیس اطلاع پیدا کرد مردی به نام حمید در خانه‌اش به قتل رسیده و جسدش در حالی‌که فاسد شده، پیدا شده ‌است. وقتی ماموران به خانه حمید رفتند، متوجه شدند عاملان قتل بعد از اینکه دست‌وپای او را بسته و خفه‌اش کردند، جسدش را داخل حمام‌‌ رها و مقداری از لوازم او را سرقت کرده و گریخته‌اند.

وقتی مادر مقتول مورد تحقیق قرار گرفت، گفت: پسرم در خانه‌اش تنها زندگی می‌کرد و دختری به نام نازنین کارهای خانه‌ او را انجام می‌داد. من از مسائل خصوصی زندگی پسرم خبری ندارم اما تا جایی که می‌دانم او با کسی دشمنی نداشت.

پلیس در تحقیقاتی که انجام داد، متوجه شد علاوه بر نازنین، مرد جوانی به‌نام محمدرضا هم به خانه حمید رفت‌وآمد داشته است. این دونفر با ردیابی‌های تلفنی بازداشت شدند.

محمدرضا در بازجویی‌ها به ارتکاب قتل اعتراف کرد و نازنین در بازجویی‌های اولیه گفت: از مدت‌ها قبل با محمدرضا رابطه داشتم، ما همدیگر را دوست داشتیم اما محمدرضا پولی نداشت تا بتوانیم با هم ازدواج کنیم. من هم پدرومادر نداشتم و خودم خرج زندگی‌ام را تامین می‌کردم. در خانه حمید کاری پیدا کردم. هرروز صبح به آپارتمان او می‌رفتم و همه کارهای خانه را انجام می‌دادم حتی کارهای شخصی‌اش را انجام می‌دادم و لباس‌هایش را آماده می‌کردم. در این مدت محمدرضا هم به خانه حمید رفت‌وآمد می‌کرد و با او دوستی پیدا کرده ‌بود. تا اینکه حمید از من خواستگاری کرد. او گفت به من علاقه پیدا کرده و با توجه به اینکه من هم وضعیت خوبی ندارم در صورتی که قبول کنم با او ازدواج کنم، برای همیشه می‌توانم در خانه‌اش زندگی کنم. من علاقه شدیدی به محمدرضا داشتم اما حمید راست می‌گفت اگر با او ازدواج می‌کردم وضعیت زندگی‌ام عوض می‌شد. وقتی موضوع را به محمدرضا گفتم، او خیلی ناراحت شد.

متهم ادامه ‌داد: محمدرضا روز حادثه به خانه حمید آمد اما من از نقشه‌ای که در سر داشت خبر نداشتم. او با حمید درگیر شد و وی را زد، بعد دست‌وپایش را بست و کیسه‌ای را سرش کشید و خفه‌اش کرد. بعد هم جسد را داخل حمام انداخت. من هم که خیلی ترسیده ‌بودم هر کاری محمدرضا می‌گفت انجام می‌دادم. بعد از به‌قتل رسیدن حمید، وقتی از من خواست پول‌ها و طلا‌ها را بردارم، قبول کردم. هرچه بود را برداشتیم و از خانه خارج شدیم.

محمدرضا هم گفت: نازنین به من کمک کرد تا دست‌وپای حمید را ببندم و کیسه را با هم به‌سر مقتول کشیدیم. او هم در این قتل شریک بود.

نازنین در مرحله بازپرسی اتهام قتل را انکار کرد و گفت قاتل فقط محمدرضاست. با این حال کیفرخواست علیه هردو متهم به اتهام مشارکت در قتل صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌ شد. در وقت تعیین‌شده بعد از اینکه نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند، مادر حمید به‌عنوان تنها ولی‌دم در جایگاه حاضر شد و درخواست صدور حکم قصاص کرد. سپس متهمان در جایگاه حاضر شدند.

محمدرضا به‌عنوان متهم ردیف اول یک‌بار دیگر ادعاهای خود را مطرح و تاکید کرد نازنین هم در این قتل با او شریک بود اما وقتی نوبت به نازنین رسید او اتهامات را رد کرد و گفت در قتل حمید نقشی نداشته است.

هردو متهم بعد از اتمام محاکمه در اتهام مشارکت در قتل مجرم شناخته‌ و به قصاص محکوم شدند. این حکم به تایید دیوان‌عالی کشور هم رسید.

در حالی که دختر و پسر جنایتکار در یک قدمی چوبه دار قرار داشتند خانواده محمدرضا موفق به جلب رضایت اولیای دم شدند اما نازنین همچنان در یک قدمی قصاص قرار داشت. سرانجام با تلاش عوامل فیلم دهلیز و تعدادی از بازیگران سینما و وکیل متهم، اولیای دم نسبت به نازنین نیز اعلام رضایت کردند. با رضایت اولیای دم، عاملان این جنایت صبح دیروز از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه قرار گرفتند.

قاضی اصغرزاده رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به محمدرضا از او خواست به دفاع از خود بپردازد. وي نیز پس از قرار گرفتن در جایگاه اظهار كرد: پس از فوت مادرم به سمت مصرف مواد مخدر روی آوردم. ۵ماه قبل از این جنایت نیز با نازنین آشنا شدم. نازنین مدعی بود که بر سر یک معامله ملک ۱۰ میلیون تومان از مقتول طلب دارد و شب حادثه برای وصول این ۱۰ میلیون تومان به خانه مقتول رفتیم. در ابتدا نازنین و حمید با هم درگیر شدند که من می‌خواستم آن‌ها را جدا کنم که خود نیز وارد این درگیری شدم. نازنین گفت دست و پای حمید را ببندیم و به جای طلبش از آنجا سرقت کنیم. ابتدا دست و پای مقتول را با چسب بستیم اما آن را باز کرد و مجبور شدیم با سیم برق و طناب او را ببندیم بعد هم یک دستگاه ال‌سی‌دی و خودروی مقتول را سرقت کردیم.

رئیس دادگاه: چه مدت با نازنین دوست بودید؟
محمدرضا: ۵ ماه قبل از این جنایت با هم آشنا شده و فقط برای اینکه طلبش را وصول کند همراه او به خانه مقتول رفتم.

رئیس دادگاه: می‌دانستید نازنین تغییر جنسیت داده است؟
محمدرضا: نه. از این موضوع اطلاعی نداشتم.

پس از آخرین دفاعیات محمدرضا، نازنین در جایگاه قرار گرفت که در دفاع از خود گفت: من در کار عکاسی مجالس بودم و ۴ سال قبل از این جنایت با مقتول آشنا شدم و با هم کار می‌کردیم. قبول دارم که از حمید ۱۰ میلیون تومان طلب داشتم اما به خاطر آن مرتکب قتل نشدم. شب حادثه من خانه حمید بودم که محمدرضا به آنجا آمد و آن‌ها با هم درگیر شدند بعد هم من به محمدرضا کمک کردم تا دست و پای مقتول را ببندد. هیچگاه فکر نمی‌کردم باعث مرگ حمید شویم.

رئیس دادگاه: پس از دستگیری مدعی شده بودید مقتول قصد آزار و اذیت تو را داشته و به تنهایی مرتکب این جنایت شده‌ای. در این باره چه توضیحی داری؟

نازنین: بعد از این ماجرا من در برابر محمدرضا قسم خوردم که هیچوقت پای او را وسط نکشم به همین خاطر این اعتراف دروغ را مطرح کردم. من در قتل هیچ مشارکتی نداشتم اما خودم را مقصر  می‌دانم و حالا تقاضای بخشش دارم. خیرینی که برای من رضایت جلب کردند قرار است بعد از آزادی کاری مناسب پیدا کنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنم. در این پنج سالی که در زندان هستم هزار بار اعدام شدم و می‌خواهم زندگی جدیدی را آغاز کنم.

پس از آخرین دفاعیات نازنین و وکیل مدافعش قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۲
حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
اینا که توی خونه طرف نون و نمک خورده بودن به یارو رحم نکردن
حالا کدوم عاقلی پیدا میشه به اینا کار بده خدا میدونه

به نظر من این خیرین باید وقتشون رو برای رضایت گرفتن قاتلین قتل های شبه عمد یا خطئی بزارن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۸
اصلا قابل بخشش نبودند . متأسفانه از احساسات استفاده زيادي شده است. ترحم بر پلنگ تيز دندان ... .
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟