صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگاه شما: شهروند معمولی

کد خبر: ۳۴۹۵۸۷
| |
9289 بازدید
|

شاگرد معمولی بودن. قیافه معمولی داشتن. دونده معمولی بودن،  نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن و معمولی رقصیدن و معمولی جشن عروسی بر پاکردن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن و دوست دختر و پسر معمولی پیداکردن.

منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابر ها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست.

فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ایست که هم انگیزه ایست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند. من مثلا بعد از سالها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه نقاشی را کنارش گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی جانش، چهره خانم معلم مان را، با آن دندان های موشی،  و شلخته موهای فر کنار گوشش که از مقنعه چانه دار میزد بیرون، کوبید کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.  
 
حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نا بغه بود و تمرین و پی گیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.
 
ضعیف بودم آن روزها. دنیایم آنقدر کوچک بود که با بیشتر شاخص های "ترین" زندگی کرده و خود را مقایسه می کردم. و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند.

شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته ام که می خواست اگر دست به گچ بزند، ان گچ حتماً بایستی طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.

اما امروز فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش را عمل میکند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.

حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.
مشکل بزرگتر، آن مرز و دیوار تحقیر کننده ایست که جامعه گم شده، ما بین لایه بسیار کوچک ولاغر آدم های "ترین" و گروه بی شمار "معمولی" ها می کشد. همیشه چیزی در آدم های بی شمار معمولی پیدا می شود که برای ترین ها تحقیر کننده و ترحم برانگیز باشد،  ترحمی که بسیار متفاوت است از همدلی و هم دردی انسانی.
 
به عنوان مثال، در جامعه گم شده، از زبان" ترین باورمندان"، چنین جملاتی می شنویم:  
آخی، بیچاره با این صداش آواز هم می خواند، بیچاره با این ادبیاتش برای دوست پسرش شعر هم میگوید، بیچاره با این آی کیو فوق لیسانس هم میخواهد بخواند، بیچاره با این سطح زبانش خارج هم می خواهد برود، بیچاره با این سوادش می خواهد کار هم پیداکند، بیچاره با این در آمدش اتومبیل هم می خواهد و غیره. این نیش زبانها و تحقیر ها، منزجرانه بوده و از احترام به حق زندگی نرم و ناب و ساده ای که بین آدم های معمولی جریان دارد بدور است.

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین" هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولیم را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولیم عشق می ورزم و از همه درخواست دارم  فقط با  منِ معمولی آشنا شده و به حقوق معمولیم احترام بگذارند. من خانه معمولی خواهم داشت، در پی دارائی معمول و اتومبیل معمولی خواهم بود. چهره ام و لباسهایم معمولی خواهد بود. ولی سعی خواهم کرد عقل و خرد ودانشم را تعالی ببخشم.


فرستنده: شهروند معمولی

* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۱۸
ساده دل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
شهروند معمولي عزيز
متن زيباي شما را خواندم و معترفم به اينكه واقعا تشنه شنيدن جملات شما در برهه اي از زمان بودم كه احساس خود كم بيني بعلت تغييرات مقطعي در زندگيم از وجودم فوران مي نمود . چه ساده و بي آلايش درسي اساسي در زندگاني داديد .
شهروند معمولي
|
-
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
شهروند معمولي ، بسيار زيبا نوشتيد
هر كاري انجام ميدهيم بايد با عشق و با تمام وجود انجام دهيم كه دراين صورت هم خود لذت ميبريم و هم نتيجه آن به دليل عشقي كه در آن جاري است نتيجه خوبي خواهد داشت و مسلما منفعت براي همه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
بسیار زیبا بود و به دلم نشست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
نوشته شما بسيار عالي بود.
متاسفانه فرهنگ مردم ما به هر دليلي فرهنگي شده كه هميشه مورد طعنه و كنايه و اينكه تو نميتوني قرار ميگيريم. در من هم بوده كه معمولي نباشم و به همين خاطر نقاشي، موسيقي و .. خيلي كارهايي كه دوست داشتم را كنار گذاشتم و تازه چند وقتي است به اين نتيجه رسيدم كه يك انسان معمولي باشم!!
ناشناس
|
United States
|
۱۲:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
چه قدر جالب و درست بود. چرا من تا حال بهش فكر نكرده بودم؟؟؟
مسعود
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
گل گفتی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
ایول :)
کاوه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
فوق الغاده بود .. درک محتوای مطلب و بالاتر از اون عمل کردن بهش بسیار سخت اما آزامبخشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
بسیار متشکرم بسیار آموزنده بود.
ناشناس
|
United States
|
۱۴:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
به عنوان یکی از «ترین» ها می خواهم بدونم چرا شما که معمولی هستید فکر می کنید امثال من در ترس زندگی می کنیم؟ وقتی بقول خودت تابحال تجربه بهترین بودن در چیزی را نداشته ای؟ اتفاقا اینکه شما در چیزی بهترین هستید خیلی هم کیف دارد!
پاسخ ها
موسوی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
جناب "ترین" موضوع تأیید یا رد "برتر بودن" نیست. هر کسی استعداد خاص خودش را دارد. هر کسی منحصر به فرد است. موضوع, پرهیز از مقایسه خود با دیگران است. چون "مقایسه" تله ای است که پیامد آن اضطراب و افسردگی است. یک انسان متعادل بهتر از یک فرد "تک بعدی" است.
بعدش هم, خیلی خودشو ناراحت نکن!!!!
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟