سرقت گاوصندوق راز قتل را برملا كرد
سارق سابقهداري كه دوست خود را در مغازه چلوكبابياش به قتل رسانده و پس از سرقت ۱۰۰هزار تومان از آنجا فرار كرده بود، اين بار وقتي قصد سرقت گاوصندوق يك چلوكبابي ديگر را داشت، به دام افتاد.
به گزارش جوان، پروندههاي قتل همه روزه در دادگاههاي جنايي ورق ميخورد. برخي انگيزهها براي قتل آن قدر بياهميت است كه بيش از يك افسوس از آن چيزي باقي نميماند اما در هر صورت سرنوشتي با قتل رقم خورده و مجرم آن بعد از سپري كردن دوراني در زندان بايد در انديشه نجات از مجازات مرگ باشد مثل متهم اين پرونده كه ادعا ميكند براي طلب ۸۰۰ هزارتومانياش مرتكب قتل شده است.
به گزارش خبرنگار ما، نيمهشب سيام دي ماه سال گذشته مأموران كلانتري مولوي در جريان قتل مردي در مغازه چلوكبابياش در خيابان رهكويي، شوش شرقي قرار گرفتند.
با حضور مأموران در محل حادثه مشخص شد علي ـ ۶۵ساله صاحب چلوكبابي در حالي كه دستانش از پشت بسته شده توسط قاتل يا قاتلان به قتل رسيده است.
مأموران بلافاصله قاضي كشيك و كارآگاهان پليس آگاهي را با خبر كردند. بدين ترتيب به دستور قاضي سپيدنامه، بازپرس شعبه دهم دادسراي امورجنايي رسيدگي به پرونده با موضوع قتل عمد در دستور كار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
كارآگاهان در بررسي دوربينهاي مداربسته چلوكبابي با صحنه جنايت روبهرو شدند. اين تصاوير مردي را نشان ميداد كه از پشت سر گردن مقتول را گرفته بود و پس از اينكه او را به قتل رساند از داخل مغازه سرقت كرد و با يك ساك مشكي از مغازه بيرون رفت.
با به دست آمدن اين سرنخ، كارآگاهان در بررسي بانك اطلاعات مجرمان سابقهدار موفق به شناسايي سعيد ـ ۳۷ ساله يكي از سارقان سابقهدار شدند و بلافاصله به مخفيگاه متهم در منطقه دروازه غار رفتند اما سعيد از آنجا متواري شده بود.
تحقيقات ادامه داشت تا اينكه هفتم فروردين كارآگاهان پايگاه سوم پليس آگاهي موفق شدند سارق را هنگام خارج كردن يك گاوصندوق از داخل يك چلوكبابي در سئول دستگير كنند.
با دستگيري اين سارق، كارآگاهان بلافاصله او را شناسايي كردند و مشخص شد او همان متهم تحت تعقيب اداره دهم است كه صاحب چلوكبابي را به قتل رسانده است.
سعيد در جريان بازجوييها اعتراف كرد: حدود سه سال پيش وقتي در ميدان راهآهن دستفروشي ميكردم با مقتول آشنا شدم. او در كار تهيه غذا بود اما بعد از مدتي مغازهاي در دروازه غار اجاره كرد و چون من با او دوست بودم براي گرفتن غذا به مغازهاش ميرفتم.
اين ارتباط ادامه داشت تا اينكه يك روز علي به بهانه خريد برنج و گوشت ۸۰۰ هزار تومان از من قرض گرفت و قرار شد پول را ۱۰ روز ديگر پس بدهد اما هر بار كه پولم را درخواست ميكردم، او زمان ديگري را تعيين ميكرد. من هم به خاطر مشكلات مالي كه داشتم مجبور شدم به شهرستان برگردم.
متهم در رابطه با روز جنايت به كارآگاهان گفت: آن روز قبل از رفتن مقدار زيادي حشيش مصرف كرده بودم با همان حال براي گرفتن پولم دوباره به مغازه علي رفتم به او گفتم علي آقا پولم آماده است؟ دارم ميرم شهرستان، اما او خنديد و گفت تو برو برايت ميفرستم. گفتم اذيت نكن پولم را بده تا بروم اما او گفت اگر ميتواني بگير. ناگهان كنترلم را از دست دادم و ضربهاي با دستم به صورتش زدم بعد هم با پارچهاي كه در مغازه بود دستانش را از پشت بستم و براي اينكه او را بترسانم گردنش را از پشت سر گرفتم تا داد و فرياد نكند اما بعد از چند دقيقه متوجه شدم كه بيهوش شده است. ترسيدم و براي آنكه كسي جسد را وسط مغازه پيدا نكند، جنازه را از نردبان بالا بردم و در بالكن مغازه انداختم. بعد هم به دنبال پول گشتم اما فقط ۱۰۰ هزار تومان بيشتر داخل مغازه نبود. آن را برداشتم و به شهرستان رفتم. يك ماه آنجا ماندم اما دوباره به تهران برگشتم. اين بار براي سرقت به يك مغازه چلوكبابي ديگر در خيابان سئول رفتم. وقتي ميخواستم گاوصندوق آن را از مغازه بيرون بياورم، مأموران گشت سر رسيدند و دستگير شدم.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم پس از اعتراف به قتل و سرقت با دستور بازداشت موقت براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
به گزارش جوان، پروندههاي قتل همه روزه در دادگاههاي جنايي ورق ميخورد. برخي انگيزهها براي قتل آن قدر بياهميت است كه بيش از يك افسوس از آن چيزي باقي نميماند اما در هر صورت سرنوشتي با قتل رقم خورده و مجرم آن بعد از سپري كردن دوراني در زندان بايد در انديشه نجات از مجازات مرگ باشد مثل متهم اين پرونده كه ادعا ميكند براي طلب ۸۰۰ هزارتومانياش مرتكب قتل شده است.
به گزارش خبرنگار ما، نيمهشب سيام دي ماه سال گذشته مأموران كلانتري مولوي در جريان قتل مردي در مغازه چلوكبابياش در خيابان رهكويي، شوش شرقي قرار گرفتند.
با حضور مأموران در محل حادثه مشخص شد علي ـ ۶۵ساله صاحب چلوكبابي در حالي كه دستانش از پشت بسته شده توسط قاتل يا قاتلان به قتل رسيده است.
مأموران بلافاصله قاضي كشيك و كارآگاهان پليس آگاهي را با خبر كردند. بدين ترتيب به دستور قاضي سپيدنامه، بازپرس شعبه دهم دادسراي امورجنايي رسيدگي به پرونده با موضوع قتل عمد در دستور كار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
كارآگاهان در بررسي دوربينهاي مداربسته چلوكبابي با صحنه جنايت روبهرو شدند. اين تصاوير مردي را نشان ميداد كه از پشت سر گردن مقتول را گرفته بود و پس از اينكه او را به قتل رساند از داخل مغازه سرقت كرد و با يك ساك مشكي از مغازه بيرون رفت.
با به دست آمدن اين سرنخ، كارآگاهان در بررسي بانك اطلاعات مجرمان سابقهدار موفق به شناسايي سعيد ـ ۳۷ ساله يكي از سارقان سابقهدار شدند و بلافاصله به مخفيگاه متهم در منطقه دروازه غار رفتند اما سعيد از آنجا متواري شده بود.
تحقيقات ادامه داشت تا اينكه هفتم فروردين كارآگاهان پايگاه سوم پليس آگاهي موفق شدند سارق را هنگام خارج كردن يك گاوصندوق از داخل يك چلوكبابي در سئول دستگير كنند.
با دستگيري اين سارق، كارآگاهان بلافاصله او را شناسايي كردند و مشخص شد او همان متهم تحت تعقيب اداره دهم است كه صاحب چلوكبابي را به قتل رسانده است.
سعيد در جريان بازجوييها اعتراف كرد: حدود سه سال پيش وقتي در ميدان راهآهن دستفروشي ميكردم با مقتول آشنا شدم. او در كار تهيه غذا بود اما بعد از مدتي مغازهاي در دروازه غار اجاره كرد و چون من با او دوست بودم براي گرفتن غذا به مغازهاش ميرفتم.
اين ارتباط ادامه داشت تا اينكه يك روز علي به بهانه خريد برنج و گوشت ۸۰۰ هزار تومان از من قرض گرفت و قرار شد پول را ۱۰ روز ديگر پس بدهد اما هر بار كه پولم را درخواست ميكردم، او زمان ديگري را تعيين ميكرد. من هم به خاطر مشكلات مالي كه داشتم مجبور شدم به شهرستان برگردم.
متهم در رابطه با روز جنايت به كارآگاهان گفت: آن روز قبل از رفتن مقدار زيادي حشيش مصرف كرده بودم با همان حال براي گرفتن پولم دوباره به مغازه علي رفتم به او گفتم علي آقا پولم آماده است؟ دارم ميرم شهرستان، اما او خنديد و گفت تو برو برايت ميفرستم. گفتم اذيت نكن پولم را بده تا بروم اما او گفت اگر ميتواني بگير. ناگهان كنترلم را از دست دادم و ضربهاي با دستم به صورتش زدم بعد هم با پارچهاي كه در مغازه بود دستانش را از پشت بستم و براي اينكه او را بترسانم گردنش را از پشت سر گرفتم تا داد و فرياد نكند اما بعد از چند دقيقه متوجه شدم كه بيهوش شده است. ترسيدم و براي آنكه كسي جسد را وسط مغازه پيدا نكند، جنازه را از نردبان بالا بردم و در بالكن مغازه انداختم. بعد هم به دنبال پول گشتم اما فقط ۱۰۰ هزار تومان بيشتر داخل مغازه نبود. آن را برداشتم و به شهرستان رفتم. يك ماه آنجا ماندم اما دوباره به تهران برگشتم. اين بار براي سرقت به يك مغازه چلوكبابي ديگر در خيابان سئول رفتم. وقتي ميخواستم گاوصندوق آن را از مغازه بيرون بياورم، مأموران گشت سر رسيدند و دستگير شدم.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم پس از اعتراف به قتل و سرقت با دستور بازداشت موقت براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



