ماجرای دستور امام درباره پسر آیتالله طالقانی
کد خبر: ۳۱۴۸۲۱
| | 25824 بازدید
محسن رفیقدوست در کتاب خاطرات خود با عنوان «برای تاریخ میگویم»، به بیان خاطرهای از دستگیری پسر آیتالله طالقانی پرداخته است.
به گزارش خبرآنلاین، رفیقدوست میگوید: «انقلاب به پیروزی رسید. مدتی که گذشت، مجتبی، پسر آقای طالقانی، از سوی سپاه دستگیر شد. ایشان عضو سازمان مجاهدین بود و در جریان تغییر موضع دادهها یا به اصطلاح اپورتونیستها پرونده کارهای خلاف داشت؛ از جمله قتل یکی از دختران سازمان مجاهدین. آیتالله طالقانی به محض اینکه پسرش دستگیر شد، قهر کرد و از تهران بیرون رفت. پرس و جو کردیم و فهمیدیم در باغ کسی به نام احمد علی بابایی در شمال است. امام مرا خواستند و رفتم. توضیح خواستند. پرونده مجتبی را خدمتشان دادم. امام خوب مطالعه کردند و فرمودند: «اگر این پرونده متعلق به احمد، پسر من، بود و شما او را دستگیر می کردید، من از شما تشکر می کردم. اما چه کنم که مربوط به آقای طالقانی است و ایشان گردن انقلاب خیلی حق دارند.» بعد گفتند که شما بروید پسر ایشان را آزاد کنید و به هر نحو از ایشان دلجویی کنید.»
به گزارش خبرآنلاین، رفیقدوست میگوید: «انقلاب به پیروزی رسید. مدتی که گذشت، مجتبی، پسر آقای طالقانی، از سوی سپاه دستگیر شد. ایشان عضو سازمان مجاهدین بود و در جریان تغییر موضع دادهها یا به اصطلاح اپورتونیستها پرونده کارهای خلاف داشت؛ از جمله قتل یکی از دختران سازمان مجاهدین. آیتالله طالقانی به محض اینکه پسرش دستگیر شد، قهر کرد و از تهران بیرون رفت. پرس و جو کردیم و فهمیدیم در باغ کسی به نام احمد علی بابایی در شمال است. امام مرا خواستند و رفتم. توضیح خواستند. پرونده مجتبی را خدمتشان دادم. امام خوب مطالعه کردند و فرمودند: «اگر این پرونده متعلق به احمد، پسر من، بود و شما او را دستگیر می کردید، من از شما تشکر می کردم. اما چه کنم که مربوط به آقای طالقانی است و ایشان گردن انقلاب خیلی حق دارند.» بعد گفتند که شما بروید پسر ایشان را آزاد کنید و به هر نحو از ایشان دلجویی کنید.»
گزارش خطا