شكار مسافر با داد و فریاد
بعضیهایشان كیف و چمدان مسافران را به زور گرفته و مسافر از همه جا بیخبر را پی خود میكشند، برخیهایشان هم آنچنان فریادهایی میزنند كه دیوار صوتی را براحتی میشكند؛ درباره جارچیها یا دلالهای مسافری حرف میزنیم كه محل كارشان پایانههای مسافربری و محدوده این محلهای پرتردد است.
اگر گذرتان به پایانههای تهران افتاده باشد حتما میدانید درباره چه كسانی حرف میزنیم. جالب است بدانید مدتی است جارچیها به اتهام ایجاد آلودگی صوتی تحت تعقیب هستند و حق ندارند در پایانههای مسافربری برای مسافران مزاحمت ایجاد كنند. به پایانه غرب تهران رفتیم و پای حرفهای چند نفر از جارچیها نشستیم.
هنوز چند متری مانده كه به محدوده پایانه غرب برسم، اما از همین جا هم میتوان صدای جارچیها را شنید، هیچ نیازی نیست دنبالشان بگردم. آنها خودشان به سراغ هر جنبدهای كه در اطراف پایانه آفتابی شود، میروند و از مقصدش میپرسند.
برای همین خیلی زود با یكی از آنها كه پسری جوان است و لهجه شمالی دارد، روبهرو میشوم. آقای جارچی خیلی مودب حرف میزند و میگوید میتواند بلیت مقصدمان را خیلی زود و آن هم با بهترین اتوبوسهای موجود در پایانه تهیه كند.
جارچی جوان كه امیر نام دارد، وقتی متوجه میشود خبرنگار هستم، كمی جبهه میگیرد و از حرفزدن امتناع میكند، ولی زمانی كه میگوییم میخواهیم از كارش و سختیهایی كه او و دیگر دلالهای مسافر با آن دست و پنجه نرم میكنند بنویسم، آرام میشود و همانطور كه آه بلندی میكشد، روی یكی از پلههای سیمانی محدوده پایانه غرب مینشیند. میگوید دست روی دلش نگذارم كه خون است و از سرناچاری به این كار رو آورده است.
به گفته امیر، او تا چند سال پیش در كارخانهای در شمال كشور كار میكرد ولی چرخ كارخانه نچرخید و آقای كارخانهدار مجبور شد با امیر و چند نفر از كارگران دیگر تسویهحساب كند.
مرد جوان حرفهایش را این طور ادامه میدهد: «شاید باور نكنید؛ من لیسانس دارم، ولی این روزها برای كار پیدا كردن به تخصص و مدرك تحصیلی نگاه نمیكنند. باید پارتی داشته باشی. من هم كه بچه شهرستان هستم و كسی را ندارم. برای همین وقتی صاحبكارم عذرم را خواست روانه تهران شدم تا كار پیدا كنم.»
به این ترتیب، امیر در آرزوی كاری مناسب روانه پایتخت شد، اما اینجا هم هرچه گشت نتوانست شغلی مناسب پیدا كند مدتی را به این شكل سپری كرد تا اینكه سرانجام از طریق یكی از دوستانش با شغل كاذب دلالی مسافر آشنا شد.
او میگوید: «من كارمند هیچ كدام از تعاونیهای پایانه مسافربری آزادی نیستم، ولی اینجا را مثل كف دستم میشناسم چون اگر با پیچ و خم كار در اینجا آشنا باشی، میتوانی درآمد خوبی به دست بیاوری.»
هر مسافر 1000 تومان
جارچیهای زیادی در پایانه آزادی كار میكنند. به گفته امیر شاید 70 نفری از این طریق اینجا پول درمیآورند. كار و بار دلالهای مسافر به این شكل است كه آنها برای تعاونیهای مسافربری مسافر جور میكنند و در مقابل از آنها پول میگیرند.
مرد جوان اضافه میكند: «با توجه به مقصد مسافر و كرایهای كه پرداخت میكند، هزار یا 2000 تومان گیرمان میآید. برای نمونه مسافرهای كرمانشاه، مشهد و تبریز 2000 تومانی هستند و مسافران شهرهای نزدیك به تهران مانند رشت هزار تومانی.»
شاید فكر كنید جارچیها از این راه پول كمی به دست میآورند، اما به گفته مرد جوان اگر اینجا وقت بگذارید و راه و چاه كار دستتان بیاید میتوان درآمد خوبی داشت.
امیر میگوید جارچیها در پایانه غرب در دو شیفت كار میكنند؛ یك عده ساعت هشت صبح میآیند تا دو بعدازظهر و گروهی دیگر از ساعت 14 تا 20 حول و حوش پایانه گشت میزنند تا مسافر شكار كنند.
او ادامه میدهد: «اگر خوب كار كنم، شاید ماهی یك میلیون و 500 هزار تومان برایم بماند، اما درآمد ما بركت ندارد.»
اگر افرادی كه به عنوان دلال مسافر در پایانه غرب مشغول به كار هستند، زیر نظر بگیرید متوجه میشوید از نوجوان سیزده ساله بینشان هست تا پیرمرد هفتاد ساله.

نادر یكی دیگر از دلالهای مسافر این پایانه است. او كه مردی میانسال است درباره اینكه چرا این شغل را برای خود انتخاب كرده میگوید: «اولا كاری كه ما میكنیم، شغل نیست؛ چون نه وجهه اجتماعی دارد و نه بیمه ولی از بیكاری بهتر است. اگر این كار را نكنیم باید از دیوار خانه مردم بالا برویم تا شكم زن و بچه خود را سیر كنیم. به خدا ما هم راضی نیستیم برای مسافران مزاحمت ایجاد كنیم.»
اگر از نادر درباره اینكه جارچیها با داد و فریادشان در محیط پایانه آلودگی صوتی ایجاد میكنند بپرسید، میگوید: «ما هم قبول داریم برخیها این كار را میكنند، ولی این درست نیست كه همه دلالهای مسافر را به یك چشم نگاه كنید. خود من اصلا صدایم در نمیآید یا امیر اصلا خجالت میكشد داد و فریاد راه بیندازد.»
امیر اضافه میكند: «واقعا فكر میكنید ما دوست داریم از همه مسافران بپرسیم كجا میروند یا به آنها چپ و راست سلام كنیم، باور كنید وقتی مسافری جواب سلامم را نمیدهد یا اصلا نگاهم نمیكند دوست دارم زمین دهان باز كند و مرا ببلعد. اگر شغل دیگری برایم فراهم شود یك لحظه هم اینجا نمیمانم.» به گفته دلالهای مسافر، برعكس شغلهای دیگر كه در روزهای شلوغ كار و بارشان رونق دارد، كار جارچیها در روزهای شلوغ ـ كه بیشتر تعطیلات است ـ كساد میشود.
نادر در این باره میگوید: «هروقت تعطیلی پیش میآید، سیل مسافران به پایانهها سرازیر میشود، اما در این مواقع تعاونیهای مسافربری دیگر با ما كار نمیكنند. آنها میگویند مسافر با پای خودش میآید پس نیازی نیست دیگر به شما پول پرداخت كنیم.»
علاوه بر این، به گفته نادر دلالی مسافر در پایانههای غرب، جنوب و شرق بیشتر است و در پایانه آرژانتین بیشتر مسافران از قبل بلیتهای خود را رزرو میكنند، برای همین دلالی در این پایانه وجود ندارد.
سارق یا جارچی
به نظر میرسد این رقابت بین تعاونیهای مسافربری است كه باعث شده شغل كاذبی به نام دلالی مسافر به وجود بیاید و باعث شود تعدادی از سارقان با عنوان دلالی مسافر، دست به سرقت اموال مسافران بزنند.
امیر در این باره میگوید: «خیلی از افراد سودجو به بهانه اینكه دلال مسافر هستند در اطراف پایانهها پرسه زده و اموال مسافران را به سرقت میبرند.»
این سارقان بیشتر سراغ افراد سالخورده میروند و به بهانه اینكه قصد دارند در جابهجایی ساك و چمدان به آنها كمك كنند، نقشه شوم خود را عملی میكنند.
امیر ادامه میدهد: «بعضیها هم پول مسافران را با نقشه زیركانهای میگیرند. آنها ادعا میكنند كارمند یك تعاونی هستند برای همین از مسافر پول بلیت را گرفته و به او میگویند جلوی فلان سكو بایستد تا بلیت را برایش ببرند.»
به گفته مرد جوان، مدتی قبل مسئولان یك شركت تعاونی بعد از شمارش مسافران اتوبوسی كه مقصدش سنندج بود، متوجه شدند یكی از مسافران بلیت نخریده است اما مسافر سالخورده ادعا میكرد هزینه بلیت را پرداخت كرده است.
امیر اضافه میكند: «گویا یكی از همین شیادان، پول مرد سالخورده را گرفته بود تا برایش بلیت بخرد اما او پول را گرفته و فرار كرده بود. اینجا از این موارد زیاد پیش میآید. مسافران نباید پول یا وسایل خود را به دست غریبهها بدهند.»
اگر پای دل جارچیها بنشینید آنها میگویند دوست دارند شرایطی ایجاد شود كه تعاونیها با آنها قرارداد ببندند و صاحب شغل آبرومندی شوند.
امیر ادامه میدهد: «درست است كه الان درآمد ما بد نیست یا مالیات نمیدهیم و آقا بالاسر نداریم، اما اگر تعاونیهای مسافربری با ما قرارداد ببندند برایمان بهتر است. اینطور خیالمان راحت میشود كه شغل مناسب و آبرومندی داریم.»


