نگاه شما: از خانه تا مترو
اومدم سر چهارراه گفتم: مستقیم. یه تاکسی سبز زد رو ترمز سوار شدم ـ تو پرانتز بگم آخر من نفهمیدم این سبز اون سفیدآبی اون یکی زرد یعنی چی؟ ـ خوب به مردم چه ربطی داره این مال اونه یا اون مال اینه، به نظر حقیر تاکسی باید یه رنگ باشه، ولی به شخصه واسم اینطوری ذهنیت شده که تاکسیهای سبز بیانصافاً و بیشتر پول میگیرن.صندلی عقب مردی نشسته بود با یه ته ریش که داشت روزنامه کیهان میخوند. تو دلم گفتم طرف حتماً یا نظامیه یا دولتی. صندلی جلو هم... یکی نشسته بود که به زور با موهاش تو تاکسی جا شده بود؛ از اون موهایی که میخواد ممیزی بشه، بشه خط قرمز، به نظر این حقیر هنوز نفهمیدیم که چی چطوری و با چه ابزاری باید نهادینه بشه. متأسفانه نمیریم دنبال چرایی این کار. فقط میشینیم قانون درست میکنیم و میگیم این بد یا این خوب.
به شخصه از پوشش دخترا و بخصوص پسرا در جامعه ناراحتم، ولی برخورد جبری رو با جوونا نمیپسندم. فکر میکنم نتیجه عکس میده و موجب یک نوع لجبازی میشه. بماند؛ سر چهارراه بعدی یک خانمی گفت: مترو. راننده زد رو ترمز، سوار شد. تا تو ماشین نشست شروع به اسام اس بازی کرد، با تلفن همراهی که با لباس کیف لاک ناخن و... ست شده بود به رنگ قرمز. خلاصه این تلفن همراه دیگه از دستش آسایش نداشت.
بماند؛ رسیدیم سر خیابون. راننده پیچید، خانمه گفت: آقا من که گفتم میرم مترو، چرا پس داری اینطرفی میری. راننده خیلی با خونسردی یه نگاه عاقل اندر... انداخت و هیچی نگفت و پولو گرفت انداخت رو داشبورد. انگار با همین نگاه گفت، بودی که وار (همین که هست میخوای بخواه نیمیخوای بازم بخواه) من هم پیاده شدم صد تومان اضافه کم کرد، ولی دیگه من چیزی نگفتم، چون نمیخواستم راننده خسته بشه یه بار دیگه برگرده منم نگاه کنه. الآن تا به یک راننده میگی آقا مگه کرایه مصوب شما این نیست، میگه کدوم مصوب، کشک چی، مشک چی، دلار گرون شده، همه چی گرون شده، مگه شما تو این جامعه زندگی نمیکنی؟
به نظر من، این تحریم محریمها یک طرف قضیه هستن (فقط اون طرف کوچکش) خودمون بدتر از تحریمها بلا سر خودمون مییاریم. خیلی چیزا به تحریم و مدیریت دولتی و... ربطی نداره، باید خودمون منصف باشیم که نیستیم، مثلاً تخمه آفتابگردون این کجاش خارجیه این کجاش ارز میخواد که قیمتش از دو سه هزار تومان شده پانزده هزار تومان، مزد کارگر بگی که امسال اضافه نشده، بنزین بگی که اضافه نشده (برای حمل) مواد اولیه برای کاشت هم که صد در صد ایرانیه، خوب به نظر شما چرا باید تو این دو سه ماهه تخمه آفتابگردون گرون بشه؟
بماند؛ بالاخره پیاده شدم رفتم طرف مترو. از چهارراه که رد شدم، رفتم پیاده روی اون طرف خیابون. پیاده رو نگو ماشین رو، موتور رو، خلاصه همهچی توش هست، اصلاً باید اسمش عوض شه، چون محل تردد عابر نیست، بگم بازار خرده فروشی، درسته، بگم خیابون درسته فقط پیاده رو نیست. صاحبین ماشین هم اونقدر (قانون مدارن) اونقدر های کلاسن که ماشین هاشونو مییارن تو پیاده رو پارک میکنن یا تو یک خیابون ۵ متری دوبله سوبله پارک میکنن (دمشون گرم)؛ نمونه کامل یک شهروند خوب، بهشون هم که میگی: مگه پیاده رو جای ماشین یا موتوره، یا چرا راه رو بستی، میگن شما؟
بقول دید ما عوام، پلیس محترم هم وقتی که میخواد جریمه کنه پیداش میشه، ولی خداییش من که ندیدم تو این چند صد سال عمرم، پلیس بیاد اونایی رو که در پیاده رو پارک کردن جریمه کنه یا مواقعی که اوج شلوغی تو خیابونای تنگ، مردم هم کلافه هستن میخوان زودتر به مقصد برسن، خودروهای متخلف رو که پارک دوبله سوبله کردن جریمه کنه. آدرسم نمیخواد پلیس یه حرکت کنه تمامی خیابونای تنگ و باریک تهران همین طوره ـ چه پیاده رو، چه سواره رو.
بماند؛ رسیدم به مترو رفتم داخل.... من رسیدم به مترو، ولی این داستان همچنان ادامه دارد.
فرستنده: هاشم کرمی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۵
استاد ، هرینه های تولید کننده و فروشنده تخمه آفتابگردان هم 3 برابر شده. فقط خود تخمه نیست که.
طرف کلی دم دستگاه داره ، ماشین داره ،خونه داره ، بچه داره..
نمی تونه هزینه های اونها رو با دلار بده و درامد با قیمت قدیم...
اینکه شکل مو یا پوشش کسی چه جوری باشه یا با موبایلش اس ام اس بزنه به کسی ربطی نداره
شما که اینهمه در مورد دیگران دهنیت پروری میکنید وای به حال خانوادتون چی میکشن از دست جنابعالی
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




