شگردهاي مرسوم كلاهبرداري در ايران
در كشور ما به گواه آمار، بيش از اينكه افرادي به عنوان كلاهبرداران مشهور، در افكار عمومي شناخته شده باشند، روشهاي آنان به عنوان شگردهاي شايع كلاهبرداري، خبرساز شده و شايسته تدقيق و بررسياند، روشهايي كه هر از چند مرسوم و توسط افراد مختلفي به كار گرفته ميشود و البته سادهلوحان بسياري را قرباني ميكند.
به گزارش جام جم، ادامه گزارش مروري است بر چند شگرد شايع و پرونده مهم كلاهبرداري كشور در سالهاي اخير.
كلاهبرداري ميلياردي با طرحهاي قلابي
پرونده اين كلاهبرداري هنوز در شيراز باز است چون مرد تبهكار هنوز دستگير نشده و ماجرا از اين قرار است كه سال 88 مردي سراغ پنج نفر از ثروتمندان شهر رفته و گفته، چند هتل و مجموعه تفريحي در حال ساخت دارد و به دنبال سرمايهگذار ميلياردي است.
در اولين جلسه هم كاتالوگي به طعمههاي خود داده بود كه تصوير چند ساختمان مشهور در دبي در آن وجود داشت و لوگوي شركتش روي اسناد و مدارك آن نقش بسته بود.
پس از موافقت اوليه پنج مرد ثروتمند، قراري براي بازديد از طرحها هماهنگ شد تا پيشرفت طرحها را ببينند.
روز قرار وقتي ثروتمندان به محل ساختمان يكي از هتلها ميروند مرد ساختمانساز را سر طرح و كارگران زيادي با لباس فرمي كه آرم شركت را هم داشت در حال كار ميبينند و وقتي كارفرما و همراهانش به آنها نزديك ميشوند احترام زيادي به آنها ميگذارند.
چند روز بعد معامله انجام ميشود و هر كدام از پنج نفر با سرمايهگذاريهاي سه تا پنج ميليوني بخشي از سهام شركت را ميخرند و به انتظار پايان طرحها و سود پول خود مينشينند، اما هرچه منتظر ميشوند فايدهاي ندارد و تصميم ميگيرند خودشان به طرحها سر بزنند كه در كمال تعجب ميبينند هيچ كدام از طرحها پيشرفتي نداشته و از كارگران هم خبري نيست و به اين ترتيب راز اين كلاهبرداري هم فاش شد، اما هويت مرد شياد فاش نشد.
در پي تحقيقات پليسي هم مشخص شد شركتي كه مرد كلاهبردار مدعي آن بوده، وجود خارجي ندارد و آرم شركت با فتوشاپ به اسناد ساختمانهاي معتبر دبي اضافه شده است.
همچنين در مورد طرحها و كارگراني كه در آنجا مشغول كار بودند نيز مشخص شد، مرد شياد ساختمانهاي نيمهكاره بدون صاحب را شناسايي و كارگران فصلي را اجير كرده و در برابر پرداخت پولي مناسب از آنها خواسته است تظاهر كنند در حال كار هستند و وقتي او و همراهانش به ساختمان ميآيند احترام زيادي از خود بروز دهند.
به اين ترتيب، مرد كلاهبردار با طراحي نقشهاي بيعيب و كم دردسر ميلياردها تومان پول را به جيب زد و فرار كرد و تحقيقات چند ساله پليس هم براي شناسايي هويت او نتيجه نداده است.
كلاهبرداري با دلار سياه
يكي از شيوههاي كلاهبرداري كه مدتي است در ايران اتفاق ميافتد كلاهبرداري با شگرد دلار سياه است.
آخرين مورد دستگيرشدگاني كه از اين شگرد استفاده كردهاند سيام آبان امسال بود كه سردار محمود صادقي، رئيس پليس مهاجرت و گذرنامه از دستگيري باند چهار نفرهاي كه با اين شيوه كلاهبرداري ميكردند، خبر داد.
معمولا اعضاي باندهايي كه از شيوه دلار سياه استفاده ميكنند اتباع كشورهاي آفريقايي هستند و با حضور در ميدانهاي پرتردد مثل فردوسي و خيابانهاي اطراف، چند دلار سالم را كه با رنگ سياه كردهاند به مردم نشان ميدهند و مدعي ميشوند در طول سفر روي دلارها جوهر ريخته است.
پس از آن با مادهاي شوينده و مخصوص دلارها را پاك ميكنند، بعد هم به خريداران ميگويند به دليل كمبود وقت نميتوانند اين كار را با همه دلارهايي كه دارند انجام دهند، به همين دليل دلارها را با قيمتي كمتر از ارزش واقعي ميفروشند.
در ادامه نقشه مجرمانه خود نيز كاغذهايي را كه در قطع اسكناس۱۰۰ دلاري بريده و سياه كردهاند به مشتريان فريبخورده ميدهند و ميگويند به دليل كمبود داروي مخصوص، غلظت آن را پايين آوردهاند و همين باعث ميشود ظرف ۴۸ ساعت آينده دلارها به حالت اوليه بازگردد.
به اين ترتيب افرادي كه اقدام به خريد دلارهاي سياه ميكنند طبق دستورالعمل دلارها را ميشويند، اما در نهايت با وضعي باورنكردني روبهرو ميشوند؛ دلارهايي كه حتي پس از شستوشو هم به عالت عادي باز نميگردد.
سردار محمود صادقي در مورد آخرين باندي كه با اين شگرد كلاهبرداري ميكردند و دستگير شدند، گفت: پس از گزارشهاي مردمي مبني بر فعاليت يك باند اتباع خارجي در زمينه تهيه و توزيع دلارهاي سياه، ماموران عمليات پليس مهاجرت با كنترل و سركشي از هتلها و مهمانپذيرها موفق شدند تعدادي از افراد اين باند را كه تبعه كشورهاي آفريقايي هستند در يكي از مهمانپذيرهاي جنوب تهران دستگير كند.
در بازرسي از محل اقامت اين افراد، تعدادي دلارهاي جعلي معروف به دلارهاي سياه، مقداري مواد شيميايي و كاغذهاي مربوط به تهيه اين دلارها به همراه مقداري يوروي تقلبي كشف و ضبط شد. سه متهم دستگير شده نيز به مقر پليس اتباع خارجه منتقل شدند.
ماموران هنگام بررسي پرونده، با مراجعه يك شاكي ديگر دريافتند نفر چهارم اين باند قصد دارد طي يك ملاقات، مقدار زيادي دلار سياه و جعلي را بفروشد؛ بنابراين با هماهنگي قضايي و شناسايي محل قرار در شمال تهران، آموزشهاي لازم به شاكي داده شد و پس از حضور سركرده اين باند براي تحويل دلارها، او هم دستگير و به همراه مقادير قابل توجهي دلار سياه كه همراه داشت به مقر پليس منتقل شد.
در بررسيها مشخص شد اعضاي اين باند، طعمههاي خود را از طريق اينترنت و چت رومها انتخاب ميكنند و در حالي كه در ايران ساكن بودند، خود را ساكن كشورهاي خارجي معرفي ميكردند.
همچنين اعضاي باند با طعمههاي خود در لابي هتلهاي مجلل و پنج ستاره شمال تهران قرار ملاقات ميگذاشتند، اما خودشان در مهمانپذيرهاي جنوب تهران اقامت داشتند.
اين متهمان داراي ميانگين سني 25 تا 35 سال هستند و با توجه به شرايط رشد سريع و افزايش قيمت ارز با قصد كلاهبرداري از شهروندان ايراني وارد كشور شده بودند و مبلغي حدود 60 هزار دلار را كلاهبرداري كردهاند.
رييس پليس اتباع خارجي ناجا تاكيد كرد: پيش از شناسايي اين باند و دستگيري متهمان، پليس متوجه فعاليت سه باند ديگر با همين شيوه شده بود. در اين رابطه سه مالباخته كه به ترتيب ۵۰،۸۰ و ۱۶۰ ميليون تومان از آنها كلاهبرداري شده بود به پليس مراجعه و از كلاهبرداران شكايت كردند كه با بررسيهاي تخصصي پليس مشخص شد، متهمان اين پرونده از كشور خارج شدهاند.
سردار صادقي با اشاره به اين كه بيشتر مالباختگان به علت اين كه از مجاري غيرقانوني قصد معاملات ارزي داشتند، مورد كلاهبرداري اعضاي اين باند قرار گرفتهاند، تصريح كرد: مالباختگان به همين علت از طرح شكايت از اين افراد صرفنظر كردهاند. با اين حال شهروندان در صورتي كه مورد كلاهبرداري قرار گرفتهاند، ميتوانند بدون هيچگونه منع قانوني به پليس اتباع خارجه و گذرنامه واقع در خيابان وليعصر(عج) نرسيده به خيابان فاطمي مراجعه كنند يا با شماره تلفن 88800000 تماس بگيرند.
رييس پليس اتباع خارجي نيروي انتظامي با اعلام افزايش كلاهبرداري تحت عنوان فروشندگان دلار سياه ادامه داد: مردم بايد مراقب اين نوع كلاهبرداري باشند و مهمتر از آن ارز مورد نظر خود را از صرافيها و مراكز مجاز تهيه كنند. اين باندها در شگرد خود براي وسوسه طعمههايشان دلارها را نصف قيمت ميفروختند.
اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد كه دو ماه قبل نيز ماموران پليس موفق به انهدام باند ۱۱ نفره اتباع آفريقايي كه اقدام به كلاهبرداري با دلار سياه ميكردند، شدند.
كلاهبرداري پنج ميلياردي با خروس سفيد
در اين پرونده اعضاي يك باند از شيادان حرفهاي كه قصد فروش تعدادي سنگريزه رودخانه، چند عدد مهرهمار و شاخ افعي شاخدار و پر مرغان هوايي به قيمت پنج ميليارد تومان را داشتند در تهران به محاصره پليس درآمده و دستگير شدند.
اعضاي اين باند از شيادان حرفهاي با استفاده از اعتقادات برخي ساكنان استانهاي جنوبي و شرقي به تيربند و باور اين كه اگر فردي تيربند در اختيار داشته باشد، اگر از فاصله نزديك هم به او تيراندازي شود تير به او اصابت نخواهد كرد، مدعي بودند قصد فروش تيربند دارند.
۱۲ شهريور 89 ماموران كلانتري ۱۲۹ از طريق مردم اطلاع يافتند اعضاي يك باند مسلح كه از يكي از شهرستانهاي جنوب كشور به تهران آمدهاند و قصد دارند تعدادي سنگ و مهره مار را كه ادعا ميكنند خاصيت مغناطيسي دارد، به فروش برسانند.
پس از تحقيقات پليس مشخص شد اين باند از هفت مرد و يك زن تشكيل شده و ادعا ميكنند چيزهايي دارند كه خاصيت مغناطيسي داشته و دارنده آن از تمام بلايا محفوظ ميماند و حتي شليك مستقيم گلوله به او اثري نخواهد داشت.
سرهنگ عباسعلي محمديان رييس پليس آگاهي تهران در اين باره گفت: اعضاي اين باند پس از ارتباط با يك فرد كه از طرف يك برجساز، واسطه خريد شده، قصد دارند چيزي را كه مدعي هستند تيربنداست، به قيمت پنج ميليارد تومان بفروشند. بعدها مشخص شد اعضاي باند با حضور در بوستان شهريار مقابل تالار رودكي قصد فروش تيربند ادعايي را دارند بنابراين اكيپهاي آگاهي و كلانتري در محل مستقر شده و ساعتي بعد مشاهده كردند هفت مرد و يك زن وارد بوستان شدهاند كه يكي از آنها خروس سفيدي را همراه يك قبضه سلاح ساچمهزني زير بغل دارد.
با كنترل نامحسوس مشخص شد سه نفر از اعضاي باند وظيفه مراقبت از اطراف محل قرار را دارند. فرد دارنده اشيا نيز با مانورهاي متقلبانه سعي در مجابكردن خريداران داشت و مدام ميگفت در كيف ما سلاح جنگي است و اگر ترديد داريد حاضريم پس از فروش سنگريزهها به شما شليك كنيم تا مشاهده كنيد كه هيچ گلولهاي براي دارنده اين تيربند كارگر نيست حتي براي امتحان ميتوان اين مهرهها را برگردن خروس بست و با سلاح ساچمهزني شليك كرد تا صحت گفتههاي ما تائيد شود.
اما پس از اين اظهارات و اصرار خريدار براي امتحان، مرد فروشنده گفت: چون نياز به خواندن وردهاي مخصوص است، اين كار را نميكند. در ادامه هم از خريدار خواست ۳۰۰ ميليون تومان پرداخت كند تا مهرهها را نشان دهد بعد هم چند مهره و سنگريزه را با توسل به ترفندهاي مختلف از يك كيسه سبزرنگ كوچك خارج كرد كه بلافاصله تيمهاي عملياتي آگاهي و كلانتري اين متهمان را دستگير و در بازرسي از كيف متهمان تعدادي مهره سفيد، يك سنگ سفيد، دو سنگ سبزرنگ به اندازه نخود، پر مرغ و چند برگ كاغذ كه روي آنها دعاي بختگشايي و... نوشته شده بود، كشف كردند.
با انتقال متهمان به پليس آگاهي، فرد خريدار همه چيز را افشا كرد و گفت، از طرف يك برجساز واسطهشده تا اين اشيا را به قيمت پنج ميليارد تومان براي او بخرد.
زن دستگيرشده نيز به پليس گفت، چند ماه قبل از طريق اينترنت با يكي از متهمان دستگيرشده در اين پرونده آشنا شده و باتوجه به اين كه اطلاعاتي در زمينه سنگ و گوهر داشته، به عنوان كارشناس وارد اين معامله شده است و آنها قصد داشتهاند سنگهايي كه از رودخانه جمعآوري ميكردند و اعضاي اين باند با القاي اين كه كنار هم قرار گرفتن سنگها و ديگر اشيا، تيربند را درست ميكند و به دارنده آن هيچ گزند و آسيبي نميرسد، در يك قدمي اين كلاهبرداري بزرگ دستگير شدهاند.
فيوجها؛ منسجمترين باند تبهكاري در ايران
سالهاي زيادي است كه شبكههاي تبهكاري پيچيده كه گردانندگان آن اعضاي طايفه فيوج هستند نه تنها پليس ايران، بلكه پليس كشورهاي اروپايي را به خود مشغول كردهاند.
نام طايفه فيوج در اين سالها به نامي آشنا در ادبيات جرمشناسي تبديل شده است كه شايد هركس بارها نام افراد متعددي از اين طايفه را شنيده باشد يا در اخبار حوادث خوانده باشد.
در ميان طايفه فيوج، گروهي از مجرمان خانه به دوش هستند كه از كشورهاي همسايه به ايران آمدهاند و با پوششهاي مختلف به جرايم باندي گسترده مانند كلاهبرداري، جعل عنوان، دزدي و اخاذي دست ميزنند.
اين تبهكاران هم اكنون در چند استان كشور زندگي زيرزميني دارند و همين موضوع شناسايي آنها را سخت كرده است، اما در سالهاي اخير تعداد زيادي از افراد اين طايفه كه دست به اقدامات مجرمانه مختلفي زدهاند به دام پليس گرفتار شدهاند و هنوز افراد سابقهدار زيادي در اين طايفه وجود دارند.
گفته ميشود اعضاي اين طايفه بزرگ از سالهاي بسيار دور بيابانگرد بوده و در شبه قاره هندوستان زندگي ميكردهاند، اما امروزه دستههاي مختلف اين طايفه در نقاط مختلفي از ايران مانند كرمانشاه، كردستان، مازندران، گرگان، فارس، اصفهان، بوشهر، آذربايجان، همدان، زنجان، خراسان، تهران و كرج سكونت دارند.
اعضاي اين طايفه بزرگ در مسير تحولات خود به زبان فارسي، لري، كردي، تركي و عربي مسلط شدند و حتي در رفت و آمدهاي غيرقانوني به كشورهاي ديگر به زبان هندي، اردو، عربي، روسي، چيني، انگليسي و ايتاليايي نيز آشنايي كامل پيدا كردند، به نحوي كه بسياري از آنان به واسطه آشنايي با زبانهاي مختلف به مجرماني بينالمللي تبديل شدهاند و حتي در كشورهاي اروپايي تحت پيگرد قرار گرفتهاند.
در هر دسته از فيوجها يك مرد مسن به عنوان رئيس شناخته ميشود كه وظيفه پايان دادن به اختلافات و مشاجرات درون قبيلهاي را دارد و تقسيم اموال نيز بهعهده اوست.
افراد اين طايفه، چه زن، چه مرد و حتي بچه براي گذراندن زندگي دست به اعمال خلافكارانه ميزنند، با پراكنده شدن آنها در ساير نواحي كشور كلاهبرداري، كفزني، بدلاندازي و دزديهايشان سازمان يافته شده، هم داخل كشور هم خارج از كشور با پوششهاي مختلف دست به اعمال مجرمانه ميزنند كه بيشتر جرايم آنها بدون خشونت و به واسطه مهارتهاي مجرمانه مانند سرعت عمل، اقدامات گروهي و تسلط به چند زبان، انجام ميشود.
مردان فيوج معمولا با استفاده از كارتهاي جعلي و خروج غيرقانوني از مرزها خارج يا وارد ميشوند تا نقشههاي مجرمانه خود را در نقاط مختلف دنيا به اجرا درآورند.
استفاده از مهارت چربزباني و تسلط به زبانهاي خارجي يكي از شيوههاي رايج آنها براي كلاهبرداريهاي بدون برنامهريزي اين افراد است.
در اين شگرد يكي از افرادي كه به زبانهاي خارجي تسلط دارد به عنوان عامل اصلي نقشه وارد معركه ميشود و طعمه اولين برخورد را با او دارد.
در نهات بايد دانست اعضاي طايفههاي فيوج معمولا به صورت تيمي يا گروهي دزدي ميكنند و چنانچه يكي از آنان دستگير شوند بقيه اعضا به صورت بسيار حرفهاي عمل ميكنند و در كمتر از چند ساعت خانههايشان را تغيير ميدهند و اين موضوع را به اقوام و بستگان درجه يك نيز اطلاع نميدهند، حتي خودروها و شماره موبايلهايشان را نيز تغيير ميدهند تا هيچ سرنخي براي پليس باقي نگذارند.
كارشناسان پليسي و قضايي بر اين باورند كه براحتي ميتوان از شكارشدن توسط فيوجها در امان بود، فقط كافي است سطح هوشياري مردم با پخش تيزرهاي تلويزيوني و اطلاعرساني از طريق رسانههاي ديداري بالا برود، اما نبايد فراموش كرد افزايش توان فيزيكي پليس براساس تجربه و تجزيه و تحليل آمارها، برخورد صريح و قانونمند مراجع قضايي با اين تبهكاران و نظارت دقيق بر رفتارهاي اعضاي فيوج ميتواند گام موثري در كاهش آمار جرايم اين طايفه باشد.
چوپان دروغگوي مدرن
در اين شگرد كه به خاطر استفاده فرد كلاهبردار از عنوان جعلي چوپان براي خود به اين نام مشهور شده است، كلاهبردار با ارسال پيامك براي مردم به قصد فروش سكههاي عتيقه طلا از آنها كلاهبرداري ميكند، اما در بيشتر موارد، كلاهبرداران اين شيوه هم از سوي پليس دستگير و مجبور شدهاند پول مالباختگان را به آنها بازگردانند.
اين شگرد نيز چند سالي است از سوي كلاهبرداران مورد استفاده قرار ميگيرد و شهروندان با وجود هشدارهاي پليس همچنان فريب چوپانان دورغين را ميخورند.
در يكي از نمونههاي كلاهبرداري با اين شگرد كه چندي پيش مورد رسيدگي قرار گرفت، شكايتهاي متعددي در شعبه 14 پليس آگاهي تهران مطرح شد كه نشان ميداد افرادي با ارسال پيامك به مردم، ادعا ميكنند چوپان هستند و به صورت اتفاقي يك گنج قديمي شامل مجسمهها و سكههاي طلا را يافته و قصد فروش آن را دارند.
بررسي شكايتها معلوم كرد، افراد شياد پس از فريب مردم در مرحله بعدي يك مجسمه طلا و چند سكه طلا را در اختيار طعمههاي فريبخورده قرار داده و پس از تائيد طلا بودن، آنها در مرحله اصلي نقشه خود با دعوت مالباختهها به نقاط حاشيهاي شهر و حمله به آنها اموالشان را سرقت كرده يا با فروش سكههاي تقلبي از محل متواري شدهاند.
در حالي كه اين شكايتها هر روز افزايش پيدا ميكرد، رفتار چهار سرنشين يك دستگاه خودروي سواري پژو 405 نقرهاي كه در حوالي ترمينال جنوب توقف كرده بود، شك ماموران گشت موتورسوار پليس آگاهي را برانگيخت، اما زماني كه ماموران قصد بازرسي داشتند، سرنشينان خودرو با ايجاد درگيري از محل فرار كردند. پس از فرار سه سرنشين، ماموران راننده را دستگير كردند و در بازرسي از خودرو يك مجسمه كوچك طلايي رنگ همراه با 1800 سكه تقلبي با نقش قديمي كشف شد.
فرد دستگير شده با انتقال به پليس آگاهي ابتدا خود را راننده مسافركش معرفي كرد؛ اما پس از بررسي سوابق وي معلوم شد او يك مجرم سابقهدار است كه پيش از اين نيز به اتهام فروش سكههاي تقلبي دستگير و روانه زندان شده است.
بنابراين با دستور قضايي از سوي بازپرس دادسراي ناحيه 20، تحقيق از متهم در شعبه 14 پليس آگاهي آغاز شد و كارآگاهان پي بردند او به اتفاق همدستانش از چندي پيش با ارسال پيامك خود را چوپان و بعضا عشاير چادرنشين معرفي ميكنند و مدعي ميشوند به صورت اتفاقي گنجي از سكههاي طلا را در بيابان يافتهاند و به اين روش موفق به كلاهبرداري از مردم نيز شدهاند.
متهم در بخشي از اعترافاتش گفت: براي فريب مردم ابتدا سه سكه طلا و مجسمه را كه طلاي واقعي بود به خريداران ميداديم و در مرحله بعد با فريب خريداران و فروش سكههاي تقلبي متواري ميشديم.
درپي اين اعترافات، قاضي پرونده دستور دستگيري همدستان فراري متهم را صادر كرد.
پس از آن هم سرهنگ فريدون رهبريان، رئيس اداره 14 پليس آگاهي در ارتباط با اين پرونده گفت: فروش سكههاي تقلبي از شگردهاي افراد شيادي است كه از مدتي پيش موجب شكايت مالباختگان فراواني شده است. براي نمونه افراد شياد با ارسال پيامك يا تماس تلفني چنين وانمود ميكنند در خواب شماره تلفن طعمهشان به آنها الهام شده است و سپس با چربزباني و كشاندن خريداران سكههاي طلا به بيابانهاي اطراف تهران يا برخي شهرستانها به صورت گروهي به آنها حملهور شده و اموالشان را سرقت كردهاند يا در مرحله ديگر وقتي خريدار تمايلي به حضور در خارج از شهر نشان نميداد، با در اختيار قرار دادن سكههاي تقلبي و ايجاد فضايي از ترس و وحشت مبني بر دستگيري متواري ميشوند.
همچنين در ميان پروندههاي موجود در زمينه كلاهبرداري اخير با اين شيوه، يكي از چوپانهاي دروغگو با استفاده از ده سيمكارت اعتباري حدود 15 هزار پيامك درباره فروش سكههاي عتيقه براي مردم ارسال كرده بود.
كلاهبرداري از داخل زندان
زمان دقيق شروع كلاهبرداري از داخل زندان مشخص نيست اما چيزي كه مشخص است شيوع اين شيوه به عنوان يكي از شيوههاي رايج كلاهبرداري سالهاي اخير است.
تاكنون باندهاي زيادي با اين شيوه كلاهبرداري كردهاند كه با تلاش كارآگاهان اداره مبارزه با جعل و كلاهبرداري پليس آگاهي در شهرهاي مختلف كشور دستگير شدهاند، اما احتمال ادامه كلاهبرداري با اين شيوه زياد دور از ذهن نيست.
اين شيوه كلاهبرداري اولين بار از سوي مرد شيادي كه داخل زندان بود مورد استفاده قرار گرفت. او با تلفن، كلاهبرداري ميليوني كرده بود، اما در جريان تحقيقات كارآگاهان پليس استان البرز به دام افتاد.
در آن زمان ماموران پليس آگاهي استان البرز در جريان كلاهبرداريهاي مشابه در سطح اين استان قرار گرفتند و تحقيقات مقدماتي ماموران نشان داد فرد ناشناسي با تلفن اقدام به كلاهبرداري ميليوني ميكند. مرد تبهكار به صورت حرفهاي عمل ميكرد و هيچ ردي از خود باقي نميگذاشت.
او در يكي از كلاهبرداريها با يك موسسه كرايه خودرو تماس گرفته و با معرفي خود به عنوان دكتر يكي از بيمارستانهاي معروف درخواست خودرو كرده بود سپس از راننده خواست بستهاي را از ترمينال تحويل گرفته و آن را براي او به بيمارستان بياورد، اما پيش از رسيدن راننده به ترمينال، مرد تبهكار در تماس تلفني از او تقاضا كرد پولي را براي او كارت به كارت كند تا وقتي به بيمارستان آمد آن را بگيرد.
راننده نيز بياطلاع از نقشه مرد كلاهبردار اين پول را از حساب خود واريز كرده بود، اما وقتي به ترمينال رفت متوجه كلاهبرداري شد.
همچنين مشخص شد كلاهبردار تلفني در تماس با تالارهاي پذيرايي و ميوهفروشان ادعا كرده بود قصد برگزاري يك مهماني بزرگ را دارد و بعد هم سفارش ميوه و شام ميداد و از آنها ميخواست براي پرداخت هزينه، كارگرشان را پاي دستگاه عابربانك بفرستند تا او پول را اينترنتي پرداخت كند.
پس از آن با سوءاستفاده از سادگي كارگران از آنها ميخواست گزينه انگليسي را انتخاب كنند و بعد از حساب طعمههايش به حساب خود پول واريز ميكرد.
ماموران پس از رديابي تماسها و شمارهحساب مرد كلاهبردار او را در يكي از زندانهاي كرج شناسايي كردند، به اين ترتيب كلاهبردار حرفهاي با انتقال به اداره آگاهي و اعتراف به جرم خود گفت: طعمهها را از نيازمندي روزنامهها شناسايي كردهام و با معرفي خود به عنوان دكتر يا مهندس اعتمادشان را جلب ميكردم.
به اين ترتيب متهم پس از اعتراف به جرم خود با قرار قانوني روانه زندان شد، اما كلاهبرداري از طريق تماس تلفني با شهروندان و ثبت سفارش خريد به يكي از شيوههاي رايج كلاهبرداران تبديل شد.
در اين شيوه ابداعي جديد، مجرمان سابقهدار براي كلاهبرداري از طريق تماس تلفني و درخواست از فروشنده براي حضور در پاي دستگاه خودپرداز به منظور واريز پول معامله انجام شده به حسابش، اقدام به كلاهبرداري ميكنند، اما اصل ماجرا زماني است كه شيادان طعمههاي خود را با ترفندي خاص وادار به حضور پاي دستگاه خودپرداز ميكنند تا با استفاده از منوي انگليسي حساب آنها را خالي كنند.
در اين قسمت از نقشه، كلاهبرداران براي واريز پول و به بهانه اين كه حساب ارزي دارند، خواستار استفاده از منوي انگليسي ميشوند و با توجه به اين كه مردم كمتر سراغ منوي انگليسي رفته و بيشتر با منوي فارسي دستگاه خودپرداز كار ميكنند، كلاهبرداران از اين ناآگاهي سوءاستفاده كرده و اقدام به خاليكردن حساب فروشندهها ميكنند.


