صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

چگونه زندگی خود را قاچاق می‌کنیم؟

زمانی که فرد احساس می‌کند، بهای کالا‌ها در بازار رسمی نا‌عادلانه افزایش یافته و نوعی ظلم در خرید این کالا‌ها به خریدار بار می‌شود، ناگزیر برای فرار از این ظلم و حتی اقدام به نوعی انتقام‌کشی از وضعیت به بازار قاچاق مراجعه می‌کند و از این کار احساس رضایت و خشنودی تام دارد.
کد خبر: ۲۷۳۷۳۵
| |
14965 بازدید
|
۴

زمانی که فرد احساس می‌کند، بهای کالا‌ها در بازار رسمی نا‌عادلانه افزایش یافته و نوعی ظلم در خرید این کالا‌ها به خریدار بار می‌شود، ناگزیر برای فرار از این ظلم و حتی اقدام به نوعی انتقام‌کشی از وضعیت به بازار قاچاق مراجعه می‌کند و از این کار احساس رضایت و خشنودی تام دارد.

به گزارش «تابناک»، همگان از معضلات و مشکلاتی که پدیده قاچاق می‌تواند برای یک اقتصاد به بار آورد بسیار می‌دانند. کمترین زیانی که این پدیده متوجه پایه اقتصادی یک ملت می‌کند، ضعف ساختار تولید و از بین رفتن فرصت‌های شغلی و از یک دیدگاه اخلاقی، عادت اقتصاد جامعه به فعالیت زیرزمینی است؛ اما با این حال چه می‌شود که اقتصاد یک کشور، پدیده قاچاق را با همه معضلات آن می‌پذیرند و از آن استقبال می‌کنند؟

از دیدگاه حقوقی پدیده قاچاق تعریف خاص خود را دارد؛ اما یک تعریف ساده و بدون دردسر از پدیده قاچاق برابر است با: تقاضای قطعی و بالا برای کالایی که یا به دلایل قانونی ممنوعیت ورود به بازار یک کشور را دارد، یا به دلایلی همچون هزینه بالای واردات، دسترسی زیرزمینی به آن بسیار کم هزینه‌تر است.

در اینجا باید گفت، تکلیف کالاهایی که ورود آن‌ها منع قانونی دارد، مشخص است؛ اما درباره گروه دوم چه باید گفت؟ بگذارید داستان را با مثالی ساده ـ که بیشترتان آن را بار‌ها شنیده‌ایم ـ آغاز کنیم. زمانی که فردی جوان تصمیم به شروع زندگی می‌گیرد، هزینه بالای خرید لوازم منزل در بازار که نوسان بهای ارز و تصمیمات اقتصادی منجر به آن شده که بهای آن‌ها تنها ظرف یک هفته به شکل نجومی تغیر کند، نوع درماندگی در این فرد پدید می‌آورد.

فرض کنید این فرد برای خرید یکسری از لوازم در هفته قبل با محاسبات خود نیازمند پنج میلیون تومان بوده است. اکنون پس از یک هفته، خرید‌‌ همان لوازم به دلیل کمبود واردات یا افزایش بهای ارز یا تورم نیازمند هزینه هشت میلیون تومان است؛ بنابراین، کافی است این فرد که در آغاز شروع زندگی است، متوجه شود که در فلان بندر یا فلان بازار در غرب کشور می‌تواند همه این وسایل را با هزینه سه میلیون تومان تهیه کند، تنها به این شرط که از خدماتی همچون گارانتی و ضمانت صرف نظر کند.

به نظر شما آیا این فرد دریافت ضمانت نامه و گارانتی و خدمات پس از فروش را به فروپاشی زندگی‌اش ترجیح می‌دهد؟

پدیده قاچاق به هیچ عنوان پدیده پیچیده‌ای نیست. با همین مثال ساده و بسیاری دیگر از این‌گونه مثال‌ها، می‌توان دریافت که چگونه قاچاق، به ناگزیر در سطوح اقتصادی و اجتماعی یک کشور راه می‌یابد. در پشت رسوخ پدیده قاچاق، یک نکته اساسی وجود دارد: افرادی که به قاچاق روی می‌آورند، بیشتر این ذهنیت را دارند که با مراجعه به بازار رسمی، هزینه‌ای را پرداخت می‌کنند که اساساً دروغین است و تاوان چیزی را پس می‌دهند که خود در آن دخالت ندارند.

به عبارتی، تعریف پدیده قاچاق با انگیزه اقدام به خرید کالای قاچاق کاملاً متفاوت است. زمانی که فرد احساس می‌کند، بهای کالا‌ها در بازار رسمی نا‌عادلانه افزایش یافته و نوعی ظلم در خرید این کالا‌ها به خریدار بار می‌شود، ناگزیر برای فرار از این ظلم و حتی اقدام به نوعی انتقام‌کشی از وضعیت به بازار قاچاق مراجعه می‌کند و از این کار احساس رضایت و خشنودی تام دارد؛ حتی اگر بداند این کار تا چه اندازه برای اقتصاد کشورش زیان‌بار است.

بی‌توجهی به همین یک موضوع روانی در پشت پدیده قاچاق،‌‌ همان عاملی است که منجر به آن می‌شود تا هر چقدر درباره قاچاق و مضرات آن سخنرانی و فرهنگ سازی و غیر آن شود، این پدیده همچنان پای برجا بماند. متأسفانه در کشور ما، به دلیل اتفاقاتی که در سال‌های اخیر در حوزه ارزش پولی کشور و تورم رخ داده، افراد بهای کنونی کالا‌ها در بازار را به شدت غیر واقعی و ناعادلانه می‌دانند و زمانی که دستشان از اصلاح این روند کوتاه باشد، در جایی دیگر و حتی با ضربه زدن به اقتصاد کشور به دنبال جبران آن می‌روند.

بی‌ثباتی قیمت‌ها حتی برای یک هفته، نوعی بدبینی به فضای اقتصادی را رقم می‌زند که در آن مصرف کننده ـ که در حجم انبوهی از افزایش بی‌رویه قیمت‌ها محاصره شده ـ ناگهان از درک منطق این روند دست می‌شوید و بدون توجه به نوع فرایند، اقدام به نجات خود با دست یازیدن به هر وسیله‌ای می‌کند. مسلماً قدرت و ظرفیت افراد در رسیدن به این مرحله متفاوت است اما سرانجام همگان در یک درجه‌ای به این مسیر پای خواهند گذاشت.

این‌‌ همان لحظه‌ای است که حتی آغاز زندگی مشترک افراد مصادف است با بزرگترین ضربه‌ها به پایه‌های تولید و اقتصاد یک کشور؛ جایی که افراد یک کشور، یک ملت و یک جامعه، خواسته و ناخواسته قدم در راه نابودی ریشه‌های اقتصاد می‌گذارند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۰۱
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۳۱
اگر قاچاق نبود این کشور الان همین هم نبود.
ناشناس
|
Canada
|
۱۵:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۳۱
کار بسیار عاقلانه و خداپسندانه ایست این کار!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۳۱
جان ما اسم اون بندر که میشه لوازم منزل رو به قیمت عادلانه تر و بدون گارانتی و از این ترفند های سرکیسه کردن مردم، تهیه کرد رو بگین تا ما بتونیم در اول زندگی اساسیه منزل رو تهیه کنیم، با در امد زیر خط فقری که از ادم انتظار دارن ازدواج هم بکند، نمی دونم چه جوری از پس هم خرید اثاثیه باید بر بیام و هم خرج بالای 10 میلیونی عروسی و کلی رسم های غلط و تن دادن به مهریه ای که از جون ادمیزاد هم بیشتر در میاد! تقریبا حداقل مهریه از دیه ی ادم بیشتره! خدا به دادمون برسه با این همه عادت های غلط و قوانین ناکارامد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۳۱
باید گفت زمانی که دولت عرضه ای در متعادل کردن قیمتها ندارد اینگونه می شود که نوشتید
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟